معرفی کتاب:
اين كتاب مباني و انگيزه هاي شكل گيري مناسبات سياسي - اقتصادي ايران و اسرائيل در دوره پهلوي دوم را مورد بررسي قرار مي دهد. عامل شكل گيري مناسبات ايران و اسرائيل در دوره پهلوي دوم الزامات و ملاحظات راهبردي - امنيتي بوده است.ايران و اسراييل به عنوان دو كشور غير عرب و متحد بلوك غرب در منطقه خاورميانه، سياست خارجي خود را با بلوك غرب همسو و هماهنگ مي كردند. در اين چارچوب دو كشور ايران و اسرائيل در صف مقدم مقابله با نفوذ اتحاد جماهير شوروي و ممانعت از نفوذ اين كشور به منطقه استراتژيك خاورميانه واقع مي شدند و به تبع چنين رويكردي در سياست خارجي خود در سطح منطقه اي به مقابله با دولتها و نهضتهاي ناسيوناليست راديكال عرب مي پرداختند. اين امر به ويژه با ظهور جمال عبدالناصر در مصر و وقوع انقلابها در كشورهاي سوريه ، عراق و ليبي و بي ثباتيهاي سياسي در ديگر كشورهاي عربي چون يمن تشديد شد. بدين سان هدف عمده ي اتحاد استراتژيك ايران و اسرائيل در سطح منطقه اي ، در دهه هاي 1950 و 1960 ميلادي ، ممانعت از رشد و گسترش ناسيوناليسم راديكال عربي در منطقه خاورميانه بود. با فروكش كردن موج راديكاليسم جهان عرب در دهه 1970 محور ايران - اسرائيل جاي خود را به محور مصر - ايران - عربستان داد.