دولت های شهید رجایی،شهید باهنر و آیت الله مهدوی کنی
تالیف: سجاد راعي گلوجه
تاریخ انتشار: دی 1387
تعداد صفحات: 368
شابک: 3-316-419-964-978
نوبت چاپ: اول، پاییز 1387
قیمت: 3,000 ریال
شمارگان: 2000
معرفی کتاب:
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به شرایط بحرانی و انحلال مجلسین سنا و شورای ملی و عدم امکان برگزاری انتخابات در ماههای اولیهی پس از پیروزی، شرایط ایجاب میکرد که به منظور عبور انقلاب از بحرانها و ادارهی کشور و نیز ایجاد تمهیدات برای برگزاری انتخابات و تدوین قانون اساسی جدید، دولت موقتی تشکیل شود. بدین منظور به فرمان امام خمینی (ره) در 15 بهمن 1357 دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل و مأموریتهای مذکور به آن محول گردید. این دولت برخی از مأموریتهای خود را انجام داد، ولی پیش از تکمیل و اتمام همهی مأموریتهایش، قبل از برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی، در 15 آبان استعفا کرد؛ لذا به دلیل عدم تشکیل مجلس شورای اسلامی، باز هم دولت به صورت موقت و اینبار از سوی شورای انقلاب تشکیل شد که به دولت «شورای انقلاب» مشهور گردید. اما پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و گشایش نخستین دورهی قانونگذاری مجلس در 7 خرداد 1359 همهی زمینهها برای تشکیل نخستین دولت غیرموقت مورد نظر قانون اساسی مهیا شد و با تشکیل دولت شهید رجایی، نظام جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ساختاری کامل گردید.
البته تنش سیاسی و عقیدتی در ساختار رسمی سیاسی کشور، که عمدتاً از نوع تفکر و دیدگاههای رئیسجمهور (ابوالحسن بنیصدر) و نخستوزیر (محمدعلی رجایی) و نیروهای همفکر آنها ناشی میشد، از یک طرف و تعارض گروهها و احزاب سیاسی مخالف انقلاب با دولت از سوی دیگر، باعث شد که علیرغم استقرار نهادهای مهم حکومتی و قانونگذاری، وضعیت بحرانی همچنان ادامه یابد؛ بدین ترتیب دولت شهید رجایی به دلیل مخالفتهای پایانناپذیر و حل نشدنی رئیسجمهور با برنامهها و اقدامات دولت و همچنین وزیران پیشنهادی برای تصدی وزارتخانههای مهم و تأثیرگذار در روند حرکتی انقلاب و جامعه و آغاز جنگ تحمیلی همزمان با اولین هفتهی شروع به کار دولت، با وجود تلاشهای مضاعف، موفقیتهای کمتری به دست آورد.
به دنبال عزل بنیصدر از مقام ریاست جمهوری، شهید رجایی در دومین دورهی انتخابات ریاست جمهوری اکثریت آرای مردم را به خود اختصاص داد و شهید باهنر را مأمور تشکیل کابینه کرد. با این دو رخداد بسیار مهم در مسیر انقلاب و تعلق جناح اکثریت مجلس شورای اسلامی به نیروهای موسوم به خط امام (ره)، که رئیسجمهور و نخستوزیر نیز در آن خط قرار داشتند، به نظر میرسید انقلاب اسلامی وارد مرحلهی نوینی از استقرار و تثبیت خود شده و دولت آرمانی انقلاب در حال تکوین است. برنامههای دولت شهید باهنر این موضوع را روشن میسازد؛ زیرا در مقایسه با برنامههای دولت شهید رجایی بسیار مفصل و دقیقتر است. اما واقعهی انفجار دفتر نخستوزیری در هشتم شهریور 1360 و شهادت رجایی و باهنر در این واقعه، وقفهای هرچند کوتاه مدت در مسیر انقلاب، به لحاظ تشکیل دولت پدید آورد.
در فاصلهی زمانی واقعهی هشتم شهریور تا برگزاری سومین دورهی انتخابات ریاست جمهوری، بنا به پیشنهاد شورای موقت ریاست جمهوری و رأی مجلس، آیتالله محمدرضا مهدویکنی، که در دو دولت قبلی سمت وزیر کشور را داشت، به عنوان نخستوزیر انتخاب گردید. در واقع میتوان گفت که دولت آیتالله مهدویکنی نیز به نوعی دولت موقت دیگری بود؛ زیرا اکثر وزیران او، وزیران دولت شهید باهنر بودند و برنامهی دولت نیز همان برنامهی دولت شهید باهنر بود. همچنین در یک مورد استثنایی، برای همهی اعضای کابینه یکجا رأی اعتماد داده شد. به همین دلیل نیز آیتالله مهدویکنی بلافاصله پس از اعلام انتخاب آیتالله سید علی خامنهای به مقام ریاست جمهوری از سمت خود استعفا کرد تا رئیسجمهور به راحتی و با دستی گشادهتر به انتخاب نخستوزیر و تشکیل کابینهی جدید اقدام کند.
علت انتخاب این موضوع، اهمیت آن در تاریخ دوران پس از انقلاب و نبود منبعی مستند برای مطالعه و آگاهی از تاریخ این دوره، مهم میباشد. دلیل دیگر این است که دولتهای شهید رجایی و باهنر و به پیروی از آن دولت آیتالله مهدویکنی، به عنوان دولتهای آرمانی انقلاب و دولتهای عدالتمحور و مردمگرا معروف شدهاند و پژوهشگران، علاقهمندان و مردم درصدد شناخت صحیح و دقیق برنامهها و کارنامههای آن دولتها هستند؛ در حالی که منابع مستند و کافی در دسترس نمیباشد.
البته باید اذعان کرد که به علل گوناگون، زمینه برای بررسی کامل و همهجانبهی عملکرد این دولتها هنوز هم فراهم نیامده و امید است با انتشار اسناد و مدارک بیشتر، زمینهی مساعدتری برای تدوین تاریخ جامع این دوره فراهم شود؛ بر ایناساس کاستی عمدهی اثر حاضر، عدم استفاده از اسناد نخستوزیری، وزارتخانهها و سازمانهای تابعه و ضعف تاریخ شفاهی دورهی مزبور میباشد.
این کتاب شامل مقدمه، پیشگفتار، سه بخش کلی، نتیجهگیری و کتابنامه است. هر کدام از بخشها نیز به چندین فصل و گفتار تقسیم میشوند. بخش اول در سه فصل، ساختار دولت شهید رجایی را مورد بررسی قرار داده است. فصل اول طی پنج گفتار روند تشکیل کابینه را منعکس میکند. در فصل دوم برنامهها، خطمشی و اصول مورد نظر دولت در زمینههای مختلف بازگو شده و در فصل سوم تعامل دولت با رهبری انقلاب، رئیسجمهور، نهادهای انقلابی و جریانهای سیاسی بررسی شده است.
بخش دوم، در شش فصل به کارنامه و اقدامات دولت شهید رجایی پرداخته است. در فصل اول کارنامهی هیئت دولت و ادارات تابعهی نخستوزیر و در فصل دوم کارنامهی وزارتخانهها و سازمانهای تابعهی نخستوزیری به تصویر کشیده شده است. فصل سوم به دولت شهید رجایی و جنگ ایران و عراق اختصاص دارد. در فصل چهارم سیاست خارجی و در فصل پنجم ارتباط و اقدامات دولت در قبال بحران گروگانگیری مورد بررسی قرار گرفته و فصل ششم به فرجام دولت شهید رجایی میپردازد.
بخش سوم نیز در دو فصل جداگانه روند تشکیل، برنامه و کارنامهی دولتهای شهید باهنر و آیتالله مهدویکنی را مورد ارزیابی و بررسی قرار داده است. کتاب حاضر با نتیجهگیری کلی و کتابنامه به پایان میرسد.
کد کتاب: 632
لینک یکتا: http://www.irdc.ir/fa/book/632/default.aspx