معرفی کتاب:
اگر بخواهیم به پیشینهی روابط ایران و آمریکا نظری اجمالی بیفکنیم، به طورکلی آغاز روابط این دو کشور به اوایل قرن نوزدهم میلادی برمیگردد. در این برههی زمانی و حتی جنگ جهانی دوم، نوع روابط عمدتاً روابط مذهبی و فرهنگی و بعدها تا حدودی اقتصادی است. اساساً تا سال 1941 م/1320 ش مقامات آمریکایی به علل مختلف از جمله تأثیر «دکترین مونروئه» تمایل چندانی به حضور کشورشان در ایران نداشتند، اما از اواسط 1320 به دلیل ارزیابی جدید از وضعیت مالی و موقعیت استراتژیک ایران، دولت آمریکا نفوذ خود را در ایران بیشتر کرد و برای تقویت موقعیت خود در این کشور روشهای مختلفی را بهکار برد که مهمترین آن کودتای 28 مرداد 1332 میباشد.
از این تاریخ به بعد، نفوذ گستردهی آمریکا در ایران شروع شد و تا انقلاب اسلامی تداوم یافت. به طورخلاصه روابط دو کشور در دههی1340 به صورت روابط دستنشاندگی و در دههی 1350 به صورت تحکیم و وابستگی است و به طور کلی طی این مدت ایران به دستنشاندهی نظامی و سیاسی آمریکا مبدل شد.
موضعگیری ایالات متحده نسبت به ایران در دوران تحولات انقلابی، از جمله مهمترین تحولات روابط خارجی دو کشور قبل از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میگردد. به طورکلی در دوران تحولات انقلابی ایران، سیاست آمریکا حمایت همهجانبه از محمدرضا شاه بود، اما زمانی که امریکا متوجه گردید نمیتواند شاه را بر اریکهی قدرت نگهدارد، در پی خروج شاه در 26 دی 1357، تمام سعی خود را بهکار برد تا به هر نحو ممکن ایران را در اردوگاه غرب نگهدارد و از سقوط آن به دامان شوروی و روی کار آمدن یک رژیم اسلامی ـ به زعم خود ـ جلوگیری کند.
تصویری که برخی از زمامداران آمریکایی از حکومت بعدی ایران در نظر داشتند، غیر از آن بود که بعدها در ایران استقرار یافت. آنان بر این باور بودند که یک حکومت ملی از عناصر لیبرال و وابسته به جبههی ملی سابق، زمام امور را در دست گرفته و منافع غرب و آمریکا در شکل محدودتری تأمین خواهد شد، لذا با سقوط رژیم محمدرضاشاه در 22 بهمن 1357 و روی کار آمدن «دولت موقت»، ایالات متحده از اولین کشورهایی بود که اقدام به شناسایی رسمی دولت موقت کرد. آمریکا در تلاش بود تا روابط خود را با ایران گسترش دهد و متقابلاً حکومت بازرگان نیز مایل بود که روابط خویش را با آمریکا حفظ نماید. اما اتخاذ سیاست «نه شرقی، نه غربی» از سوی امامخمینی، مانع از آن شد که روابط دولت موقت با آمریکا تا حد مطلوب پیشرفت نماید.
پس از آنکه محمدرضا شاه برای معالجه وارد نیویورک شد، دانشجویان پیرو خط امام در اعتراض به پذیرش شاه از سوی آمریکا، سفارت این کشور در تهران را مورد حمله قرار دادند. البته ملاقات بازرگان و یزدی با برژینسکی در الجزایر، مزید بر علت شد و در 13 آبان 1358 سفارت آمریکا تسخیر و کارکنان سفارت به گروگان گرفته شدند که امامخمینی از این واقعه با عنوان «انقلاب دوم» یاد کردند. بدین ترتیب تاریخ انقلاب اسلامی وارد مرحلهی جدیدی گردید و روابط ایران و آمریکا رو به تیرگی و خصومت نهاد؛ بهطوریکه این روابط خصمانه تا به امروز تداوم یافته است.
اصولاً سیاست خارجی، فعالیتهای یک کشور در محیط و شرایط خارجی است. در همین ارتباط، سیاست خارجی میتواند یک استراتژی و یا برنامهای از فعالیتها تعریف گردد که توسط تصمیمگیران یک کشور در برابر کشورهای دیگر و نهادهای بینالمللی انجام شده تا به اهدافی برسند که «منافع ملی» آن کشور خوانده میشود. سیاست خارجی، همچنین پروسهای شامل: اهداف مشخص، عوامل معین خارجی وابسته به اهداف فوقالذکر، توانایی کشور در رسیدن به نتایج مطلوب، توسعهی یک استراتژی سودمند، اجرای استراتژی و ارزیابی و کنترل آن میباشد.
سیاست خارجی و روابط خارجی، اصلیترین موضوعات رشتههای علوم سیاسی و روابط بینالملل هستند. قبل از مطالعهی آکادمیک این دو رشتهی علمی، تصور عمومی بر این بود که سیاست خارجی یک کشور بر مبنای تصورات ذهنی، ادراک، فرضیات و انتظارات فرمانروا و رئیس کشور تعیین گردیده و روابط خارجی بر اساس آن شکل میگیرد. اما با آغاز قرن بیستم و تدریس رشتههای علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه و توسعهی این دو رشته، بعد از جنگ جهانی دوم، موضوع سیاست خارجی محور اصلی مطالعات بسیاری از دانشمندان این دو رشته قرار گرفت. مطالعات و بررسی اندیشمندان و نظریهپردازان در این زمینه، این نکته را به اثبات رساند که متغیر فردی ( فرمانرواـ رئیس کشور) تنها یکی از متغیرهای دخیل در شکلگیری و تدوین سیاست خارجی کشورها میباشد. بررسی منابع موجود اعم از کتاب و مقاله بیانگر آن است که دانشمندان بسیاری محور مطالعهی خود را سیاست خارجی کشورها قرار دادهاند که شمار آنها در خور توجه میباشد.
اما به نظر می رسد «جیمز روزنا» در مقایسه با سایر دانشمندان بهتر توانسته موضوع سیاست خارجی را مورد بررسی قرار دهد. به نظر جیمز روزنا، متغیرهای دخیل در سیاست خارجی کشورها عبارتاند از: متغیرهای فردی، متغیرهای نقشگرایانه، متغیرهای دیوانسالارانه یا بوروکراتیک، متغیرهای ملی و متغیرهای نظامگرایانه یا سیستماتیک. همچنین روزنا سیاست خارجی کشورها را بر اساس رهیافت سطوح تحلیل، مورد مطالعه قرار داده و بر رهیافت اتصال و رهیافت سطوح خرد و کلان تأکید دارد.
بر اساس متغیرهای دخیل در سیاست خارجی و رهیافت سطوح تحلیل، کتاب حاضر در تلاش است، روابط خارجی ایران و آمریکا را از پیروزی انقلاب اسلامی تا تسخیر سفارت آمریکا مورد بررسی قرار دهد.
بررسی منابع موجود حاکی از آن است که تاکنون کتابی به طور منسجم و دقیق در مورد روابط خارجی ایران و آمریکا از پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن دولت موقت تا تسخیر سفارت که محدودهی زمانی پژوهش میباشد، منتشر نگردیده است.
با توجه به روابط خصمانهی ایران و آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، باور عمومی بر این است که متعاقب سقوط سلطنت پهلوی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران روابط ایران و آمریکا بهطور کامل قطع گردیده است؛ زیرا منابع موجود در دوران پهلوی بیانگر آن است که روابط ایران و آمریکا در این دوران بسیار حسنه بوده و با سقوط حکومت محمدرضا شاه روابط دو کشور قطع گردیده است. از سوی دیگر برخی از منابع که مسئلهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار دادهاند، روابط ایران و آمریکا را خصمانه ارزیابی کردهاند. از آنجاییکه کتب معدودی موضوع روابط خارجی ایران و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولت موقت تا تسخیر سفارت آمریکا و سقوط دولت موقت را به طور محدود و مختصر مورد مطالعه قرار دادهاند، پژوهش حاضر در تلاش است تا حد امکان مطالبی مفصل و منسجم در این خصوص تهیه و ارائه نماید.
پژوهش حاضر در شش فصل با بررسی روابط خارجی ایران و آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولت موقت تا تسخیر سفارت آمریکا و سقوط دولت موقت سازماندهی شده است.
در فصل اول، به مباحث نظری سیاست خارجی میپردازیم و متغیرهای دخیل در سیاست خارجی و رهیافت سطوح تحلیل در عرصهی سیاست خارجی بررسی میشود.
در فصل دوم، بر اساس متغیر نظامگرایانه یا سیستمی، ساختار حاکم بر نظام بینالملل و پیشینهای از روابط خارجی ایران و آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی مورد مطالعه قرار میگیرد.
فصل سوم، بر اساس متغیر نقشگرایانه، روابط خارجی ایران و آمریکا در دوران تحولات انقلابی از قیام 19 دی 1356 تا پیروزی انقلاب اسلامی ارزیابی خواهد شد.
فصل چهارم، بر اساس متغیر بورکراتیک و دیوانسالارانه، روابط خارجی ایران و آمریکا بعد از روی کار آمدن «دولت موقت» تا اشغال سفارت و سقوط «دولت موقت» مورد بحث قرار میگیرد.
فصل پنجم، بر اساس متغیر نقشگرایانه، روابط خارجی ایران و آمریکا بعد از تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام تا قطع کامل روابط ایران و آمریکا ارزیابی میشود.
فصل ششم، بر اساس متغیر فردی، دیدگاه امامخمینی(ره) دربارهی روابط ایران و آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بررسی خواهد شد.
در پایان نیز مباحث مطرح شده در فصول مختلف، جمعبندی و نتیجهگیری کلی ارائه میگردد.