21 مرداد 1276


اعدام میرزا رضا کرمانی

 

میرزا محمدرضای کرمانی فرزند ملاحسین عقدایی معروف به ملاحسین پدر در کرمان زاده شد . پدرش ملاحسین در زمان حکومت طولانی محمد اسماعیل خان وکیل‌الملک در کرمان ، به دلیل ظلم و ستمی که بر او رفته بود ، مهاجرت کرد و به یزد رفت. در ناحیه عقدای یزد ملکی خرید و به کار کشاورزی پرداخت . ملاحسین چندی پسرش محمدرضا را به مدرسه فرستاد و پس از آن برای دادخواهی به تهران آمد و در مدرسه ملا عبدالله منزل کرد و در همان جا نیز درگذشت. میرزا محمدرضا به هنگام تحصیل و طلبگی در یزد ، روضه‌خوانی و پامنبری خوانی هم می‌کرد. از یزد به تهران آمد و به دست فروشی و سمساری پرداخت. در این شغل موفقیت‌هایی به دست آورد و کم کم نزد تجار تهرانی اعتباری کسب کرد . از حاج ملاحسن ناظم التجار ، بازرگان معروف تهرانی ، شال ترمه به امانت می‌گرفت و در خانه‌های اعیان و شاهزادگان پایتخت‌نشین به فروش می‌رساند . شاید همین رفت و آمد به خانه رجال و اعیان شهر باعث شد که بعدها به عالم سیاست روی آورد. او با ورود به خانه اهل دربار برای فروش کالا ، نفوذ کلمه‌ای در بین زنان که عمده مشتریان او بودند کسب کرد و بعدها در مقدمات شورش تنباکو از این نفوذ کلمه به خوبی استفاده کرد . او پیام میرزای شیرازی در باب تحریم تنباکو را تا کنج خانه های اعیان شهر می برد و همگان را به اطاعت از مرجع تقلید عصر فرا میخواند. البته این اقدام میرزا رضا، بعدها اسباب دردسر او شد. میرزا رضای کرمانی که اولین قتل سیاسی در تاریخ معاصر ایران را رقم زد، ناصرالدین‌شاه را درخت کهنه پوسیده‌ای میدانست که در زیر آن انواع جانوران موذی جمع شده اند و با این انگیزه به سوی ناصرالدین شاه آتش گشود. میرزا محمدخان امین خاقان پیشخدمت شاه میگوید: "وقت ظهرناصرالدین شاه و صدراعظم وارد صحن حضرت عبدالعظیم شدند حاکم آنجا و خدام خواستند به قرق و بیرون کردن مردم بپردازند چنانکه در این موقع همیشه رسم بود. شاه نگذاشت و گفت هیچکس را منع از ورود نکنید امروز میخواهم مثل سایر مردم به زیارت رفته باشم. شاه قصد زیارت کرد. صدراعظم گفت خوب است قبل از زیارت بروید باغ ناهار بخورید بعد زیارت بیآئید شاه گفت خیر چون وضو دارم اول میروم زیارت، ناهار یکساعت بعدازظهر هم باشد نقلی ندارد. شاه وارد بقعه شد طوافی کرده طرف پائین پا ایستاده قالیچه و جانماز خواست صدراعظم برای آوردن قالیچه چند قدمی دور شد شاه عینک زده بطرف زنها نگاه میکرد از طرف چپ شاه از میان دو نفر زن که ایستاده بودند شخصی دست از زیر عبا در آورده کاغذ بزرگی بعنوان عریضه بطرف شاه دراز کرد تقریبا یک شبر به شاه مانده صدای پیشتاب شش لوله از زیر کاغذ عریضه بلند شد همین قدر شاه مجال کرد که گفت "حاجی حسنعلی خان مرا بگیر" حاج حسینعلی خان و یکی دو نفر دیگر از پیشخدمتان که نزدیک بودیم شاه را گرفتیم پنج یا شش قدم با پای خود آمده بعد بی‌حس شد. شاه را بردیم در اطاق معروف بمقبره ولیعهدی که خیلی نزدیک به آنجا بود. آنجا هم پس از به زمین خوابانیدن شاه، شاه آه بلندی کشیده دیگر نفس نکشید..." ظاهرا مظفرالدین شاه مایل به قتل میرزا رضا نبود. ولی بالاخره تصمیم خود را گرفت. میرزا رضا را برای بردار کردن به میدان مشق بردند . گزارش لحظه به لحظه اعدام او نشان میدهد که تا آخر هم از کار خود پشیمان نشده بود و به این کار ایمان داشت. سخنان و رفتارهای او در آخرین لحظات نشان از بی باکی در مقابل مرگ است. یک نقل قول شفاهی می‌گوید هنگامی که امیر تومان ارغون پدر سرهنگ ارغون ( معروف به سرهنگ نمره یک ) که مسؤول دار زدن میرزا رضا بود ، او را برای دار زدن می‌برد گفت : پدر سوخته شاه را کشتی ، حالا می‌بینی که می‌برند دارت بزنند ، میرزا رضا در جواب گفت : پدر سوخته خودت هستی اگر تو بمیری سگ و گربه هم به تشییع جنازه‌ات نخواهند رفت ، ولی می‌بینی که برای اعدام من این همه تشریفات برگزار کرده‌اند ! گفته میشود وصیت کرده بود روی سنگ قبرش بنویسند: محب آل محمد غلام هشت و چهار فدای مردم ایران رضای شاه شکار!


 
کد رخداد : 226



  این روزها در تقویم انقلاب

سالشمار زندگی شهید باهنر


«آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند كه با هم در جبهه‌های نبرد با قدرت‌های فاسد، هم‌جنگ و هم‌رزم بودند و مرحوم شهید رجایی به من گفتند كه من 20 سال است كه با آقای باهنر همراه بودم و خداوند خواست كه با هم از این دنیا به سوی او هجرت كنند».
امام خمینی(رحمت الله علیه)

24 شهریور 1393

سالشمار زندگی شهید رجایی


حضرت امام خمینی (ره):
آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند كه با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند و مرحوم شهید رجایی به من گفتند كه من بیست سال است كه با آقای باهنر همراه بودم و خداوند خواست كه با هم از این دنیا هجرت كنند و به سوی او هجرت كنند.

23 شهریور 1393

سالشمار زندگی شهید مطهری


در این نوشتار، با سیری كوتاه در زندگانی و مبارزات سیاسی ــ فرهنگی آیت‌الله شهید مطهری، با فرازهایی مهم از فعالیت ها و مبارزات ایشان آشنا خواهیم شد.

22 شهریور 1393

سالشمار زندگى آیت‌الله طالقانی


آیت‌الله طالقانی یكی از چهره های بارز انقلاب بود؛ و در راه انقلاب مجاهدت ها نمودند. در وصف ایشان همین بس ك بنیانگذار انقلاب اسلامی درباره ایشان فرمودند: ‹‹ او برای اسلام به منزله ابوذر زمان بود. زبان گویای او چون شمشیر مالك اشتر بود؛ برنده بود و كوبنده ›› امام خمینی (ره)

19 شهریور 1393

روز شمار زندگی آیت الله بهشتی(2)


روز شمار زندگی آیت الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی
بخش دوم

18 شهریور 1393

روز شمار 17 شهریور 1357


شهریور تكرار عاشورا و میدان شهدا تكرار كربلا و شهدای ما تكرار شهدای كربلا و مخالفان ملت ما تكرار یزید و وابستگان او هستند. امام خمینی

16 شهریور 1393

سالشمار زندگی شیخ محمد خیابانی


شیخ محمد خیابانی در طول مبارزه علی رغم رو به رو شدن با انواع مشكلات، استقلال رای خود را حفظ كرد و از ابتدا با اتكا به قدرت لایزال الهی برای استقرار بخشیدن به دین خدا و نجات جامعه به پا برخواست و در این كار لحظه ای دچار تردید نشد

15 شهریور 1393

سالشمار زندگی استاد محمد تقی شریعتی


محمدتقی شریعتی (۱۲۸۶ در مزینان سبزوار – ۱۳۶۶ در مشهد) روشنفكر و فعال سیاسی–مذهبی و پدر علی شریعتی است. او از افرادی بود كه با رویكرد نوگرایانه و اصلاح‌طلبانه به دین، فعالیت خود را آغاز نمود و تأثیرات زیادی در این زمینه برجای گذاشت.
در اینجا نگاهی خواهیم داشت به سالشمار زندگی و مهمترین وقایع زندگی محمد تقی شریعتی

9 شهریور 1393


بازديد ديروز :

بازديد امروز :

  • نام و نام خانوادگی: *
  • تلفن همراه:
  • پست الکترونیکی: *
  • گرو ه های خبرنامه: *