اشاره: لینک پنج قسمت قبل این مقاله

را می‌توانید در قسمت مطالب مرتبط ببینید.

 

 

 


3 . نهضت آزادی و نهضت اسلامی
تعامل و تقابل نهضت آزادی ایران با نهضت اسلامی در یک سال پایانی آن مهمترین بخش این مقاله از آغاز تا کنون را شکل می دهد. چه آنکه مهمترین مستمسک تاریخ سازان لیبرال فعالیت این گروه در همین مقطع زمانی است.


الف. بیانیه های نهضت آزادی تا پیش از سفر بازرگان به پاریس
بیشترین نمود نهضت آزادی در جریان نهضت اسلامی در قالب بیانیه و نامه است که سه علت را می توان برای آن ذکر کرد:
1. بدنه اجتماعی ضعیف و فقدان پشتوانه مردمی
2. اعتقاد به حرکت سیاسی آرام
3. عدم اعتقاد به پرداخت هزینه معتنی به و جانفشانی در مبارزه
سران نهضت آزادی در قالب «جمعیت  دفاع از حقوق بشر» و «نهضت آزادی» در سال های 1356 و 1357 بیانیه ها و نامه هایی را صادر نمودند. به عنوان نمونه می توان به تاکید نهضت آزادی بر رفتن شاه از مملکت، در مواضع سال 1357 این تشکل اشاره داشت. هرچند این تاکید به معنای رفتن شخص شاه برای «فروکش کردن» نهضت و بقای قانون اساسی شاهنشاهی و مخالفت با اصل رژیم را به دنبال نداشت. نهضت آزادی اذعان دارد که هدفش از درخواست خروج شاه، تمکین مردم به قانون اساسی سلطنتی است؛

 


  «با ماندن شاه هیچ‌کاری چاره نخواهد شد و راه‌حل مفیدی نخواهد یافت. اما با استعفا و رفتن ایشان مملکت از بن‌بست بیرون آمده چاره‌جوئی هائی امکان‌پذیر خواهد شد. با فروکش کردن ناامیدی و طوفان خشم ملت فرصتی بدست خواهد آمد که …  جانشینان با عبرت از گذشته به قانون اساسی و حقوق وحیثیت مردم تمکین نمایند…»(5)
در عمده ی بیانیه های نهضت آزادی، تلاش برای استقلال در مشی و حرکت در مسیری جدای از نهضت اسلامی، و نیز کم رنگ نمودن اسلامیت نهضت و راهبری امام خمینی (ره) و برجسته سازی «حقوق بشر» بجای آن مشهود است.
البته در مواردی نهضت آزادی همراه با فضای حاکم برکشور، در بیانیه های خود به مواضع نهضت اسلامی نزدیک می گردد و بر رهبری غیر قابل انکار امام خمینی (ره) در نهضت اسلامی مردم ایران اذعان دارد.(6)
یکی از نقاط اختلاف نهضت اسلامی و نهضت آزادی، تلاش امام خمینی (ره) برای تهییج مردم برای خروش علیه طاغوت و سعی نهضت آزادی در آرام سازی فضای کشور است. مروری بر مواضع نهضت آزادی، از جمله نامه و بیانیه ی فوق الذکر نشان می دهد، نهضت آزادی در موارد محکومیت اعمال رژیم نیز نگرانی خود را از اوج گیری خشم مردم و تحریک بیشتر آنان ابراز می دارد و رژیم را به اقداماتی در راستای «فروکش» کردن انقلاب اسلامی دعوت می نماید.

 


ب. بیانیه های نهضت آزادی پس از سفر بازرگان به پاریس
سفر بازرگان به پاریس، آشکارا با هدف بازداشتن امام خمینی (ره) از ادامه مسیر «انقلاب» صورت پذیرفت. بازرگان با مشاهده قاطعیت امام پاپس کشیده و در غایت یاس از تبدیل «انقلاب» به «حرکت گام به گام» کذایی، در فاصله سه ماه مانده پیروزی انقلاب، با تغییری فاحش در مواضع خود، از نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) حمایت می کند.
هرچند ملیون، اعم از مذهبی و غیر مذهبی، تا آخرین لحظه به دنبال این بودند که در معامله ای با آمریکا، شاه را برداشته و بجای وی دولتی متمایل به آمریکا را جانشین آن کنند، اما دو گروه مزبور تحت عنوان نهضت آزادی و جبهه ی ملی، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی با صدور اعلامی‌ه‌هایی، ضمن پذیرش تلویحی شکست در بدست گرفتن راهبری نهضت مردمی، مواضع خود را با امام منطبق می‌سازند.
نهضت آزادی بلافاصه پس از پایان سفر بازرگان به پاریس مشهورترین اعلامیه ی خود در طول حیات سیاسی خود را تحت عنوان «آیا وقت آن نرسیده‌ است که نظام حاکم واقع بین باشد؟» صادر نمود که اهم مطالب آن را ذکر می نمائیم.

 


«بسمه‌تعالی
  اعلامیه‌ها، سخنرانی ها، تظاهرات، تجمع ها، فریادها و بالاخره قربانی های فراوانی که از یکسال ‌و نیم پیش به این طرف در ایران رخ داده ‌است و از چهار گوشه دنیا ناظر و ناقل آن شده‌اند، لااقل دو حقیقت یا دو واقعیت را نشان می‌دهد:
  1- اکثریت قاطع ملت ایران شاه و رژیم او را نمی‌خواهد و خواستار حکومت اسلامی ‌است.
  2- اکثریت قاطع ملت ایران آیه ‌الله العظمی ‌خمینی را به رهبری خود برگزیده‌ است.
  دو واقعیت فوق نه تنها با زبان و قلم بیان شده بلکه با خون های بی دریغ فراوان، در پایتخت و سراسر کشور امضا شده‌ است. از طرف دیگر، آیه ‌الله العظمی ‌خمینی مکرر تصریح کرده‌اند که شاه باید برود، دودمان پهلوی برود، نظام سلطنتی نیز برود… .»(7)
این در حالی است که با کمترین آگاهی از مشی نهضت آزادی و عملکرد آن تا قبل از این بیانیه عدم اعتقاد قلبی به این مدعیات را امری بدیهی می نمایاند. بازگشت نهضت آزادی به اصل خود پس از انقلاب اسلامی گویای این مطلب است که این تغییر تاکتیک هرگز امری اعتقادی نبوده و موج سواری ای جبری بوده است؛ در هیچ یک از آثار متعدد بازرگان اثری از حکومت اسلامی به معنای رایج آن که در نامه ذکر شده وجود ندارد، نهضت آزادی به لحاظ مبنایی با اندیشه های امام خمینی (ره) و اهداف ایشان در تعارض بوده و نهایتا آنکه تا پیش از آن و بر اساس اساسنامه نهضت آزادی، «شاه باید برود، دودمان پهلوی برود، نظام سلطنتی نیز برود» در قاموس این گروه جایی ندارد.
نهضت آزادی که همواره از اصل رژیم مشروطه ی سلطنتی حمایت می نمود، و به گفته ی بازرگان « ما{نهضت آزادی}، نه مخالف رژیم مشروطیت سلطنتی هستیم و نه استقلال و امنیت کشور...»(8) ، پس از تظاهرات عظیم مردم در تاسوعا و عاشورا، در اعلامیه ی خود در کمال شگفتی مخاطبین و با بی پروایی می نویسد:
  «این راهپیمائی دو روزه که در تهران حداقل بوسیلة دو میلیون نفر و در سراسر ایران بوسیلة میلیون ها نفر انجام گرفت، رفراندومی‌ طبیعی و عمردمی ‌در اجابت دعوت زعیم  عالیقدر آیت‌الله العظمی ‌خمینی و مطلبی بود که بارها بوسیلة نهضت آزادی ایران تأکید شده(؟!) که ملت ایران، شاه و خانواده‌اش و رژیم سلطنتی را نفی می‌کند.»(9)

 


آخرین تلاش های نهضت آزادی برای تغییر ماهیت نهضت اسلامی
1). نهضت آزادی و اصلاحات شریف امامی

شاه پس از تحمل شکست های متعدد در برابر نهضت اسلامی مردم ایران، در حربه ای نو و البته در یک عقب نشینی صوری، شریف امامی را با شعار دولت آشتی ملی به نخست وزیری رساند. شریف امامی از یک خانواده مذهبی بود و با برخی از روحانیون نیز ارتباط داشت که این امر زمینه را برای فریب عمومی فراهم می نمود. هرچند سوابق خدمت طولانیش به رژیم و ریاست‏بنیاد پهلوی، همچنین وابستگی او به فراماسون، مساله ای آشکار بود.
حربه ی رژیم، فریب مردم و خوابانیدن نهضت، از طریق دادن یکسری آزادی ها و اقداماتی سطحی چون تغییر تاریخ از شاهنشاهی به هجری و بستن تعدادی کازینوی عمومی و وعده هایی چون دولت ائتلافی و انتخابات آزاد بود.
ملیون، اعم از جبهه ی ملّی و نهضت آزادی، فرصت بوجود آمده را فرصتی کم نظیر یافتند. زیرا در صورت پیروزی این توطئه ی رژیم، هم شور نهضت خاموش می شد و هم با «انتخابات آزاد» ، فضا برای قدرت گیری ملیون مهیا می گشت. از این رو ملیون با آغوشی باز به استقبال شریف امامی رفتند.
مشکل  اصلی ملیون، قبولاندن پذیرش وعده های شریف امامی به امام خمینی (ره) بود. بر همین اساس بازرگان، به خدمت ایشان می‌رسد. اما طبیعتا آنان نتوانستند دلیل مناسبی برای خاموش نمودن امواج خروشان انقلاب که در حال نابودی بنیان طاغوت بود را ارائه نمایند. مهندس بازرگان استدلالات عجیب و غریب و شگفت انگیزی که برای پذیرش انتخابات، در پاریس به امام خمینی (ره) عرضه داشت را این گونه شرح می دهد. به علت اوج گویایی این اظهارات درتبیین میزان عمق استدلال جریانات موازی با اسلام ناب متن کامل آن را در ذیل می-آوریم:

 


«.... عقیده ماها ـ نهضت آزادی و سایرین ـ این بود که انتخابات یک مائده الهی است. دولت وقتی به مرحله ای رسید که می‌گوید می‌خواهیم آزادی انتخابات بدهیم، چه بهتر از این؟! اول کاری که می‌کنیم به دولت خواهیم گفت که اگر راست می‌گویی و انتخابات آزاد است، باید اجازه بدهی که ما باشگاه داشته باشیم. یا می‌دهد یا نمی‌دهد. اگر داد، باشگاه وسیله ای می‌شود که ما دور هم جمع شدیم. اگر نداد، همان جا مچش را می‌گیریم و می‌گوئیم و پس تو دروغ می‌گویی [!!!] وقتی باشگاه داد، آن وقت می‌گوئیم خیلی خوب،آزادی انتخابات است [پس] اجازه بده [تا] هم کاندید بدهیم. وقتی ما کاندید بیرون دادیم، مردم مسلماً به کاندیدای ملیون ، رأی خواهند داد. دیگر چیست که آدم بگوید حالا انتخابات می‌شود و از این طرف، یعنی جبهه مخالف حالا چه روحانی، چه ملی، چه نهضت آزادی چه حزب فلان و ... ده بیست نفری وارد مجلس می‌شوند یا نمی‌شوند؟ اگر نرفتند، باز هم اینجا این ها را رسوا می‌کنیم و می‌گوئیم آقای کارتر، آقای آمریکا حقوق بشرت دروغ است... الخ مقدمه خیلی خوبی است. »(10)
بازرگان معتقد است شاه و آمریکا از ترس اینکه در برابر او رسوا نشوند از استعمار و استبداد دهها ساله خود دست کشیده و قدرت را تقدیم می کنند. او با این «تاکتیک» هدف نهایی نهضت خروشان مردم را از سرنگونی رژیم به اثبات دروغ گویی شاه نزد افکار عمومی‌، تبدیل می نمود. یعنی او حاضر بود موج کوبنده نهضت اسلامی که در فرصت بی بدیل بوجود آمده پس از 2500 سال انتظار محقق گشته بود را نابود کند و در برابر، حد اکثر به آمریکا بگوید تو دروغ گویی!

 


واضح است که امام خمینی (ره) این استراتژی را که در فاصله تنها چند ماه مانده به پیروزی انقلاب ارائه می‌شود را نپذیرفته و انتخابات را تحریم می‌کنند.
آیت الله خمینی در اعلامیه 23 رمضان 1398 نخست وزیری شریف امامی را «نیرنگ شیطانی‏» شاه و پیشنهاد آشتی با روحانیون را «وعده پوچ و فریبکارانه‏» دانست و مردم را به مقاومت تشویق کردند. (11)
نهضت آزادی علی رغم اینکه در برخی اعلامیه ها و در مقام شعار و پیرو فضای کشور، از امام خمینی (ره) به عنوان مرجع، پیشوا، رهبر و ... یاد می نمود، در برابر تحریم انتخابات از جانب امام خمینی (ره) ایستادگی نمود. بازرگان در مصاحبه ای می گوید:
«به نظر من بعید است این دستگاه انتخابات آزاد داشته باشد، ولی پیشاپیش هم نباید محکوم کرد. دستگاه باید آزادی انتخابات آینده را با یک مدرک دنیا پسند به اثبات برساند. البته این را می دانید که حضرت آیت ا... العظمی خمینی انتخابات آینده را تحریم کرده اند»(12)
شگفت انگیزتر آنکه بازرگان پس از مشاهده ی فاجعه ی کم نظیر 17 شهریور و کذب بودن شعارهای دولت شریف امامی نیز، امام خمینی (ره) را به رها نمودن انقلاب و شرکت در انتخابات وعده داده شده دعوت می-نماید.

 


با ادامه ی کشتارها، نهضت آزادی در مقام پروپاگاندا، ضمن به فراموشی سپردن این امر که چه کسانی در دام فریب کاری شریف امامی فرو افتادند، در قالب طنزی تلخ و منافقانه سخنان امام خمینی (ره) را البته با تاخیر بسیار تکرار می نماید. 
 « این بازیگر ردای اعتقاد مذهبی به تن کرده با اعلام: «عمل به تعالیم عالیه اسلام، و در فروغ قرآن و قانون اساسی» و مذاکره با روحانیت و شعار عوام‌فریبانه ـ یا در حقیقت خواص متنعم‌فریبانه ـ «آشتی ملی» نقش تازه‌ای را به عهده گرفت ... غافل از اینکه مردم مبارز و حق‌طلب ایران از این بازی ها بسیار دیده و شنیده‌اند و خواستار چنان تغییر اساسی و اصولی هستند که فریب تغییرات سطحی و برنامه‌های رفرمیستی و جنجال های مطبوعاتی و صحنه‌سازیهای فرمایشی را نمی‌خورند و هرگز به کسی اجازه نمی‌دهند که سرنوشت و مقدرات و منافع و مصالح آنان را به بازی گیرد…»(13)

 


2). بازرگان و پیام به امام خمینی (ره)
رهبر نهضت آزادی در اردیبهشت 1357پیامی را خطاب به امام خمینی (ره) در نجف ارسال می نماید. این پیام از سویی مبین دیدگاه های مهندس بازرگان بوده و از سوی دیگر بیان گر تلاش های وی در تغییر ماهیت نهضت اسلامی به سمت روش های مبارزاتی «دموکراتیک» است.
مهندس بازرگان ضمن پرهیز دادن امام خمینی (ره) از آمریکا ستیزی، در فاصله ی چند ماه مانده تا پیروزی انقلاب اسلامی، شعارهای سطحی انتخابات آزاد و ... را به ایشان پیشنهاد می نماید؛ پیشنهاداتی که تنها 6 ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ارائه می گردد و نشان می دهد که در این تاریخ نهضت آزادی کمترین اعتقاد و به تبع التزامی به اصول اولیه نهضت اسلامی نداشته است:
«۱. قانون اساسى ایران به صورت اصلى و متمم آن، بدون اضافات بعدى سند زنده و قابل ارائه و استناد و دفاع در محاکم داخلى و محافل بین المللى(؟!) است و فعلاً یگانه ضامن اجراى اصول و احکام اسلامى است. اگر آن را نفى کنیم، منطقاً و قانوناً هرگونه مدرک محکومیت رژیم را از دست مى دهیم
2. لبه ی تیز حمله فعلا بهتر است به استبداد باشد نه استعمار، جنگ کردن در دو جبهه مانع پیروزی است...(14)
3. کلیه ی جنبش های ملی و مذهبی اخیر که در زمان خود ما به موفقیت های عمده رسیده و سطح بیداری و تحرک مردم را بالا برده است، با اعلام انتخابات آزاد از طرف دولت و استقبال رهبران شروع شده است. با وارد شدن در فعالیت های انتخاباتی بهتر توانسته اند حرف خود را بزنند و مردم را متوجه و متحرک سازند...»(15)

 


 3). بازگان و سفر به پاریس
اعضای نهضت آزادی هم زمان با ارتباط وسیع با ایالات متحده، حرکات بسیاری را در منصرف نمودن امام خمینی (ره) و مردم از ادامه ی  نهضت اسلامی و بقای اساس سلطنت آغاز نمودند.
پس از رد پیشنهادات مهندس بازرگان  در پیام وی به امام خمینی (ره)، در گام بعد، بازرگان  در 29 مهر1357، جهت ملاقات با ایشان به پاریس رفت. وی در ملاقات خود با ایشان علاوه بر دعوت به پذیرش وعده-های شریف امامی که شرح آن گذشت، ایشان را به اخذ سیاست گام به گام و نیز پذیرش آمریکا  به عنوان وزنه ای معتنی به دعوت نمود.
در این ملاقات مهندس بازرگان پس از فاجعه ی 17 شهریور و مشخص شدن سراب بودن وعده های بشر دوستانه ی رژیم، با تجاهل نسبت به تحولات رخ داده به امام خمینی (ره) می گوید:
 «انتخابات مجلس که وعده آنرا داده اند فرصت خوبی برای نفوذ و موفقیت خواهد بود»(16)
 و اینکه:
 «اصولاً من در زندگی عقیده دارم که باید به آهسته و با اطمی‌نان کامل پیش رفت»(17)
بازرگان با استدلال هایی چون: «ملت آمادگی مواجه شدن با آزادی را ندارند، می بایست عادتشان داد»(18) ، امام خمینی (ره) را به سرد سازی نهضت دعوت می نمود. وی در این استدلال ها آمریکا را در برابر مردم فعال مایشاء می داند:
«{در ملاقات با امام}معتقد بودم که برای رهایی از دست شاه فقط یک راه بود و آن اینکه آمریکا را مجبور کنیم کم کم شاه را ول کند»(19)

 

 در مقابل امام خمینی (ره) در این بین وزنی  را برای آمریکا  قائل نمی گردند، و سیاست حرکت آرام بازرگان را موجب شکست نهضت می دانند. ایشان بعدها در بیان خاطره ی این دیدار می گویند:
«بعضی قدم به قدم می‌گفتند برویم ... من به آن آقایی که آمد پاریس و این مطلب را گفت، گفتم در قدم اول پایتان را هم می‌شکنند»(20)

 


4). نشست ملیون برای مقابله با انقلاب اسلامی
در پائیز 1357 (21) و در آستانه ی پیروزی انقلاب اسلامی، ملیون _از گروه های مختلف از جمله جبهه ی ملی، انجمن حقوق بشر و..._ طی نشستی در دانشگاه تهران، آخرین راه کارها را برای «نجات مملکت و رژیم» از «اضمحلال» و «وضع خطرناک» بوجود آمده ناشی از پیروزی های نهضت اسلامی مردم، بررسی نمودند. بسیاری از حاضرین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دولت موقت به پست های کلیدی دست یافتند.
 صورت جلسه ی فوق، از معدود اسناد باقی مانده از توطئه ی لیبرال ها علیه انقلاب اسلامی است.
در این سند، ملیون ضمن ارائه ی تصویری ناصحیح از امام خمینی (ره)، انحراف مسیر انقلاب اسلامی از راه تاثیرگذاری بر ایشان را دستور کار خود قرار می دهند. با توجه به دستورکار ارائه  شده در این جلسه و نیز پیشنهادات بازرگان به امام خمینی (ره) در سفر خود به پاریس، شاید این سفر در راستای همین دستور کار بوده است. به علت طولانی بودن متن تنها به سطوری از آن بسنده می نماییم؛
«… ب ـ برداشت کلی و مشترک از وضع:.1 وضع خطرناک و ادامه ی آن در آینده نزدیک موجب اضمحلال درونی مملکت و رژیم است..2 پشتیبانی سیاست های خارجی تاثیر مستقیم در کنترل فعلی اوضاع داخلی ندارد... 4. همه معتقدند تشکیلات زیرزمینی و اکنون تقریبا علنی حزب توده عامل موثر تشکل است عامل منحصر نیست. .5 همه معتقدند کلید اصلی و طرف مقابل مهم خمینی است. 6. همه معتقدند که خمینی دیگر برداشتی از اوضاع ایران ندارد. کینه ، اطرافیان بد، بازیچه ی سیاست های خارجی، آغاز مخالفت مردم . ولی (خمینی ) سمبل غیرقابل انکار مخالفت و انفجار عقده ها و نارضایتی و مسلما عملش خلاف رژیم است.
7. اکثریت معتقدند (فروهر انجمن حقوقدانان بازاریان ) اقلیت : بنی احمد مخصوصا نمایندگان آیات قم که باید از موضع قدرت با خمینی مذاکره کرد. و در حال حاضر تبادل نظر کافی است و هرچه جلوتر برویم او بیشتر احساس قدرت می کند مگر آنکه شخصا (و) دقیقا مطیع سیاست خارجی باشد که ظاهرا نیست.
بعضی ها عقیده داشتند راندن خمینی به پاریس اشتباه بود.
8. بالاتفاق عقیده دارند حفظ سلطنت و قانون اساسی در حالت خطر فعلی تنها راه نجات مملکت است . ولی اگر جریان ضد رژیم مخصوصا حوادث مشابه دو سه روز اخیر (دانشگاه و روال اصلی آن همدان کرمان ...) ادامه پیدا کند در ظرف چند روز آینده به تدریج شعار ضد سلطنت رسمی و عمومی خواهد شد.
نمایندگان آیت الله شریعتمداری تاکید می کنند که نمی توانیم کاری جز دنباله روی آمیخته با کنترل (هرچه مشکل تر) داشته باشیم...

د ـ راه حل : پیشنهادها
...تاکید بر دفاع از قانون اساسی و متمم و تمام مواد آن...»(22)

 


5) نهضت آزادی و استقبال از نخست وزیری بختیار
رژیم که خود را در آستانه ی فروپاشی کامل می دید در یک عقب نشینی و با هدف آرام سازی فضا بوسیله ی امتیاز دادن به مردم، تصمیم به واگذاری منصب نخست وزیری به بظاهر مخالفین نمود.
 جبهه ی ملی که بارها بی خطر بودن خود را ثابت نموده بود بهترین گزینه به شمار می رفت و در میان افراد جبهه ی ملی، شاپور بختیار که به واقع شخصیتی درباری، غرب زده و بی هویت بود، گزینه ای مناسب بود.
بختیار به دنبال سفری که به فرانسه داشت،به گونه ای مفتون گشته و به گفته ی خودش به شخصی مبدل می-گردد که:
«حاضر بود جانش را برای این ملک (فرانسه) بدهد» (23)
نهضت آزادی بی توجه به اعلام پیوستگی با امام خمینی (ره) و اعلامیه های صادر شده از جانب این گروه در حمایت از نهضت امام خمینی (ره) و رهبری ایشان به استقبال از نخست وزیری بختیار می رود!
بازرگان در خصوص بختیار ـ با ویژگی هایی که پیشتر ذکر شد ـ اینگونه اظهار نظر می‌کند:
«ایشان را تا آنجا که شناخته ام، مرد با تشخیص و وطن دوست دیده ام...». (24)
مهندس بازرگان تلاش نمود که امام را قانع سازد که با توقف انقلاب، با بختیار به توافق برسند. در خصوص اهداف نهضت آزادی از حمایت از بختیار اتفاق نظر وجود ندارد اما صحت جمع اهدافی که در این رابطه مطرح می گردد، محتمل تر است.
در نگاهی خوش بینانه ، یکی از اهداف مثبت نهضت آزادی پرهیز از اقدام قاطع ارتش علیه نهضت مردمی بود.

 


 در اسناد لانه جاسوسی می‌خوانیم:
«منبع جدید نهضت آزادی می‌گوید، این گروه، با دولت بختیار مقابله و رقابت نخواهد کرد تا رفتن شاه هر چه قدر ممکن باشد، آرام صورت گیرد» (25)
اما مروری بر اسناد و نیز اندیشه ها و روحیات سران نهضت آزادی ما را به اهداف دیگر نهضت آزادی از حمایت از بختیار ملی گرا رهنمون می سازد.
به توافق رسیدن امام خمینی (ره) و بختیار به معنای فروکش کردن و توقف «انقلاب» و تحول زیر بنایی به رهبری روحانیت بود و این همان هدفی بود که ملی گرایان  همواره در دست یابی به آن ناکام بوده اند.
هم چنین نهضت آزادی که هم چون سایر ملیون در تمام ادوار حضور خود در صحنه ی سیاست، حضور در مناصب درجه چندم را در سر می پرورانید، تلاش های گسترده ی خود را برای تثبیت دولت بختیار و نفوذ در این دولت آغاز نمود:
«منبع نهضت آزادی «توسلی» که از طرف بازرگان صحبت می‌کرد، مصّرانه از سفارت [آمریکا] خواست که به تحت فشار گذاشتن ارتش ایران ادامه دهند تا تیراندازی نکنند و به جمعیت حمله نشود. بازرگان می‌خواهد آمریکا بداند طرح وارد شدن نهضت آزادی در دولت باید سریعتر انجام گیرد» (26)

 


6. نهضت آزادی و استمداد از آمریکا
نهضت آزادی که خود را از پشتوانه ی مردمی تهی می دید و البته به واسطه ی گرایشات غرب گرایانه ی خود، برای مبارزه با استبداد رژیم پهلوی از سویی، و توقف حرکت انقلاب از سوی دیگر، به سمت آمریکا  گرایش پیدا نمود.
برخی از اعضا و سران این تشکل از آغاز حضور سیاسی خود، ارتباطات وسیعی را با سفارت آمریکا و ماموران سیا که در آن مشغول به فعالیت بودند آغاز نموده و در آستانه ی پیروزی انقلاب اسلامی به اوج رساندند. نمایندگان نهضت آزادی، ضمن ارائه ی اطلاعات کشور به سفارت به هم فکری و هم یاری با آنان در نیل به اهداف مشترک مشغول بودند. به گفته ی مهدی بازرگان:
«پایه گذاران و اعضاء و علاقمندان به نهضت آزادی ایران و نهضت مقاومت ملّی، نه تنها با آمریکا، بلکه با بعضی از کشورهای اروپا و نیز دولت وقت [رژیم پهلوی] ارتباط های کم و بیش پنهانی داشته اند؛نه تنها درچند ماه مانده به پیروزی درخشان انقلاب بلکه از 26 سال پیش» (27)
بازرگان در تاریخ 4/3/57 با مأمور سیاسی سفارت آمریکا دیدار می‌کند. در این ملاقات:
«بازرگان و توسلی گفتند که جنبش اسلامی ‌بطور اساسی متمایل به غرب است» (28)
مروری بر ده ها سند ارتباط نهضت آزادی با سازمان سیا که بواسطه ی سفارت آمریکا  صورت می گرفت، نیاز به پژوهشی مستقل داشته و در این مجال نمی گنجد. اما بواسطه ی اهمیت موضوع و مربوط بودن آن با موضوع این پژوهش به برخی از آنان اشاره می نمائیم.

 


توسلی تا اواخر آذرماه1357 رابط میان ”نهضت آزادی“ و سفارت آمریکا بوده، پس از آن بنابر تصمیم مهندس بازرگان، ”امیرانتظام“ جایگزین وی می شود و از آن تاریخ به بعد ارتباط با سفارت آمریکا به عهده ی وی قرار می گیرد. اخبار و اطلاعات مربوط به حوادث دوران انقلاب اسلامی ابتدا از طریق توسلی و سپس از طریق امیرانتظام در اختیار آمریکایی ها قرار می گرفته است. لازم به ذکر است که طبق مفاد سند ”سری“ ششم ژوئن1978 (شانزدهم خرداد1357)، افسر اطلاعاتی سفارت آمریکا اظهار می دارد که غیر از ارتباطی که از طریق محمد توسلی با نهضت آزادی دارند، با افراد دیگری نیز از نهضت آزادی در تماس هستند.  (29)
طبق مفاد برخی اسناد دارای طبقه بندی ”سری“ سفارت آمریکا، خود مهندس بازرگان نیز حداقل سه نوبت در خردادماه و تیرماه1357، به اتفاق مهندس توسلی در یک خانه شخصی در منطقه دروس شمیران، با استمپل (افسر اطلاعاتی سفارت) ملاقات کرده و راجع به رویدادهای سیاسی با یکدیگر گفت و گو می کنند که در دو نوبت آن دکتر ”یدالله سحابی“ نیز حضور داشته است. (30)
در یک مقطع زمانی که برخی از روزنامه های آمریکا دست به افشاگری زده و ارتباط میان سفارت آمریکا و بعضی از ایرانیان را فاش ساخته بودند، ”سولیوان“ سفیر آمریکا در تهران، طی یک نامه ”سری“ به تاریخ سوم دسامبر1978، (دوازدهم آذر1357) که برای وزارت امور خارجه آمریکا ارسال می کند و با اشاره به «کانال» بودن نهضت آزادی می گوید:
«سفارت متوجه است که مسأله ی رابطه های آمریکا با مخالفین، متأسفانه در کشور خودمان علنی شده ولی امیدواریم که وزارت خانه بتواند منابع حساسی مانند این فرد و اشخاص دیگر را حفظ کند. مقالات روزنامه هایی مانند ”واشنگتن پست“ در تاریخ بیست و هشتم نوامبر، افشاگری مضری نموده که در شرایط کنونی می تواند موجب شود که ”نهضت آزادی“ و دیگران عقب بکشند و این در شرایطی است که چنین کانال هایی مخفی باید باز بمانند.» (31)

 


مهندس بازرگان طی ملاقاتی با ”جان استمپل“ در تاریخ 30ماه مه 1978 (نهم خرداد1357)، یعنی در هنگامی که رژیم شاه مشغول سرکوب تظاهرات ملت مسلمان ایران در شهرهای مختلف این کشور بود، می گوید:
«اگر شاه حاضر باشد که تمام مواد قانون اساسی را به اجرا درآورد، ما آماده ایم تا سلطنت را بپذیریم.» (32)
بر اساس برخی از اسناد، ناصر میناچی نقش رابط میان «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر»  و سفارت آمریکا  را بر عهده داشته است. در سندی، سفارت آمریکا  وزیر ارشاد دولت بازرگان را این گونه معرفی می کند.
«او با مقامات سفارت ایالات متحده در تهران بی تزویر وساده بود واطلاعات می داده است»(33)
نهضت آزادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به روابط خود با سازمان سیا ادامه داد. نهایتا با تسخیر لانه ی جاسوسی در 13 آبان 1358 اسنادی که به برخی از آنان اشاره شد، افشا گشت.
امام خمینی (ره) در پاسخ به نامه ی وزیر کشور وقت، در سال1366، در مورد ”نهضت آزادی“ چنین می نویسند:
«پرونده این ”نهضت“ و همین طور عمل کرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می دهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است...اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملت های مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از ستمکاران می خورد که تا قرن ها سربلند نمی کرد»(34)

 


جمع بندی و نیتجه گیری
مقاله حاضر کوشید تا با واکاوی و بازخوانی تحلیلی حوادث نهضت اسلامی تاریخ نگاری رایج را که به تعبیر مقام معظم رهبری مورد هجمه «تاریخ سازی های هدفمند» قرار گرفته است را به نقد بنشیند.
در مقام جمع بندی می توان گفت با مطالعه علل شعله ور گشتن نهضت اسلامی و نیز عوامل خلق و هدایت نقاط عطف آن درمی یابیم که ایمان مذهبی مردم و اعتقاد ایشان به مسیر روحانیت اصیل به راهبری امام خمینی (ره) آغاز گر و موتور محرک نهضت بوده و تلاش گسترده لیبرالها، پوزیتیویستها و اکونومیستهای داخلی و خارجی در تنزل نهضت بی بدیل اسلامی به عواملی چون «مدرنیزاسیون»، فضای بسته سیاسی، رشد ناموزون اقتصادی و غیره لطمه ای بدان نمی زند.
اما در خصوص جریانات دخیل در نهضت اسلامی ضمن نقد افراطهای صورت گرفته در خصوص نقش بیان شده برای گروههای موازی با جریان اصیل اسلامی که توسط لیبرالها به صورت عامدانه و توسط دلسوزان انقلاب از روی غفلت صورت می پذیرد به دو سوال پاسخ داده شد؛
1. در بعد کمّی ، آیا ثقل این حضور، در حد مورد ادعای لیبرالها، از خود بازرگان و یزدی و ... گرفته تا برخی صاحب نظران دانشگاهی امروز می باشد؟ و آیا این وزن در حدی می باشد که این گروهها را در عرض و هم سنگ نیروهای اجتماعی پیرو خط امام خمینی (ره) برشمریم؟

 


2. در بعد کیفی ، آیا تحریکات و تحرکات گروههای لیبرال کاملا در راستای تحقق انقلاب اسلامی و اهداف نهضت  بوده است و یا آنکه برخی و یا حتی اکثر این تلاش ها به عنوان «خلاف آمد»  نهضت عمل نموده و عامدانه در پی توقف و یا تحریف آن بوده است.
نمایاندیم که حضور مقطعی و نسبتا جدی لیبرال های مذهبی و غیر مذهبی در اوان دهه چهل در مبارزه با رژیم، تالی حرکت مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) محقق گشت که مع الاسف با رویت نخستین زهر چشم رژیم پاپس کشیده و ده سال به انزوا رفته و یا به غرب گریختند.
فضای باز سیاسی سال56 و بی هزینه شدن مبارزه لیبرالها را بار دیگر احیا نمود. اما این حضور از سویی به لحاظ کمی فوق العاده سطحی تر و بی خطر تر از آن است که به رژیم تا دندان مسلح گزندی وارد آورد؛ چه آنکه نه صدور چند نصیحت نامه به سران رژیم، آنرا مضمحل می سازد و نه آنکه نهضت آزادی از پشتوانه توده ای برخوردار بوده که بتوانیم بخشی معتنی به از ملت حاضر در خیابانها را متاثر از دعوت این گروه بدانیم.
 از سوی دیگر و در بعد کیفی با ارائه اسناد متعدد مشخص گردید که لیبرال های مذهبی و غیر مذهبی اعم از کمیته دفاع از حقوق بشر، جبهه ملی چهارم و نهضت آزادی کمترین اعتقادی به مبانی نهضت اسلامی نداشته و حتی از به کار بردن نام « انقلاب» نیز ابتعاد می جستند.

 


این جریان در کنار معدود گامهای مثبت که البته عموما پس از قطعی شدن فروپاشی رژیم و برخلاف اعتقاد قلبی آنان صورت گرفت، تمام همّ خود را در توقف و یا تحریف نهضت اسلامی و خارج نمودن رهبری آن از دست امام خمینی (ره) بکار بستند؛ که توصیه های مکرر بازرگان به ایشان در کنار آمدن با رژیم و دولت های شریف امامی و بختیار گوشه ای از این تلاش هاست.
کوتاه سخن آنکه با توجه به عللی چون:
1. سکوت و انزوای دراز مدت لیبرالها در جریان نهضت اسلامی
2.  عدم حضور نام این جریان در به راه افتادن امواج این نهضت در آغاز آن و اوج یابی آن در سال 56
3.  عدم ثبت حتی یکی از نقاط عطف نهضت به نام لیبرالها
4.  عدم اعتقاد به انقلاب و تغییر قانون اساسی شاهنشاهی در آن مقطع
5.  تلاش های شبانه روزی این جریانات در توقف و تحریف نهضت اسلامی و خوابانیدن هیجان انقلابی مردم.
 نام بردن این جریانات در عرض جریان اسلامی نهضت از سوی تاریخ نگاران دلسوز اغراق آمیز بوده و زمینه را برای تاریخ سازی های آشکاری که امروز از سوی لیبرالها شاهدیم ، فراهم می سازد.

 

 

 

 

پی نوشت
1. اسناد لانه جاسوسی، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی، تهران، 1366ج1/6، ص124
2. همان ، 13ج، ص 3
3. برای اطلاعات بیشتر رک سنجابی، کریم، خاطرات سیاسی، صدای معاصر،تهران، 1381
4. صحیفه نور ج 12 صفحه 334 تاریخ:  3/3/59
5. نهضت آزادی، اعلامیه ی «راه نجات ایران از بن‌بست حاضر»،6/6/1357، آرشیو پایگاه اطلاع رسانی نهضت آزادی
6. بعنوان نمونه می توان به اعلامیه ی این تشکل به مناسبت چهلم فاجعه ی 17 شهریور اشاره نمود.
7. آرشیو پایگاه اطلاع رسانی نهضت آزادی
8. رک خاطرات بازرگان شصت سال خدمت و مقاومت، غلامرضا نجاتی، ، 1377، ص531
9. آرشیو پایگاه اطلاع رسانی نهضت آزادی
10. مجتبی سلطانی، خط سازش، سازمان تبلیغات اسلامی، 1368، ص97
11.  صحیفه ی نور، ج3، ص 449
12.  سلطانی، پیشین
13. نشریه پیام ارگان رسمی نهضت آزادی، شماره 2
14. این جمله از سند حاضر ردی آشکار بر کتاب انقلاب ایران در دو حرکت بازرگان می باشد. وی در این کتاب که پس از انقلاب اسلامی نگاشته شده مدعی است که روحانیت با ایجاد حرکت دوم در انقلاب آن را به انحراف کشانده؛ از جمله آنکه پیش از پیروزی انقلاب اصلا بحث مبارزه با آمریکا مطرح نبوده است.امااین توصیه بازرگان گویای کذب بودن مدعای مطرح در این کتاب است.
15. روزنامه اطلاعات، 22 مهر 58
16. شورای انقلاب و دولت موقت ، ص 21
17. روزنامه ی اطلاعات، 31/2/1358
18. همان ،22/7/1358
19. همان
20. در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر پنجم، ص33
21. مهر یا آبان
22. فصل نامه ی تاریخ معاصر ایران، سال دوم، ش 8، 1377 صص154_158
23.  یکرنگی، شاپور بختیار، ترجمه مهشید امیر شاهی، پاریس، 1982،ص30
24.  شصت سال خدمت و مقاومت، همان، ص303
25.  اسناد لانه جاسوسی ـ ش 10، ص8
26.  اسناد لانه جاسوسی ، ج 10، صص 20 و 91
27. روزنامه کیهان،20/11/58
28. اسناد لانه جاسوسی، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی 1366، شماره 26، صص 48ـ47
29. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام. احزاب سیاسی در ایران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا،  تهران ، 1367، بخش دوم ، ص227
30. احزاب سیاسی در ایران، بخش دوم، ص204و210
31. احزاب سیاسی در ایران، بخش دوم، ص234
32. اسناد لانه جاسوسی، شماره 23، ص18
33. همان، شماره 26، ص48و 47، گزارش مربوط به ناصر میناچی (وزیر ارشاد ملی) می باشد.
34. صحیفه نور، ج20، ص481