مقدمه

پیروی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 با پشتوانه و میراث غنی منابع فرهنگی و هویتی و آموزه های دینی و با حرکت گسترده ی مردم بود که در جهت اهداف دینی و عدالت گرایانه به رهبری امام خمینی (ره) توانست به پیروزی برسد . در گسترش و فعلیت بخشیدن به بنیان های فکری و فرهنگی و دینی، گروه ها و افراد زیادی مؤثر و فعال بودند. شهیدان محمدعلی رجایی و محمد جواد باهنر، از جمله شخصیت های تأثیر گذار در تاریخ انقلاب اسلامی می باشند که در دوران رژیم پهلوی با استقامت و تحمل شکنجه های فراوان لحظه ای از مبارزات دست برنداشتند و همچنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی با بهره مندی از سوابق مبارزات طولانی با تمام توان به خدمت انقلاب درآمدند و هر یک درمشاغل و مناصب مهم نظام نوپای اسلامی، منشأ خدمات فراوانی گردیدند و سرانجام در جریان واقعه ی انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور 60 به دست دشمنان انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.

این نوشتار به بررسی عملکرد این دو شهید والامقام در وزارت آموزش و پرورش خواهد پرداخت.

 





- شهید رجایی در آموزش و پرورش

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار دولت موقت، غلام حسین شکوهی در دوم اسفند 57 به عنوان وزیر آموزش و پرورش منصوب و شهید محمد علی رجایی به عنوان یکی از مشاوران وی، نقش مؤثر و فعالی در تجدید سازمان و تشکیلات مورد نیاز وزارت آموزش و پرورش در شکل جدید آن ایفا کرد. [1] در تاریخ هجده شهریور 58 دکتر غلامحسین شکوهی که دو هفته قبل از آن به دلیل بیماری، بستری شده بود از وزارت آموزش و پرورش استعفا داد و از کابینه بازرگان در دولت موقت خارج گردید. [2] بدنبال این استعفا، دکتر محمد جواد باهنر – معاون پارلمانی وزارت آموزش و پرورش طی مصاحبه ای اظهار داشت، تا تعیین وزیر جدید باید یکی از اعضای شورای وزارت آموزش و پرورش ، کفالت و سرپرستی آن وزارت خانه را بر عهده گیرد و محمد علی رجایی را برای این مسئولیت، پیشنهاد داد و شهید رجایی را با این عبارت معرفی کرد « او روحانی نیست او معلم ریاضی است، زندان کشیده و شکنجه دیده است و در زندان مقاومت شدید داشت و دارای طرح های جالبی برای وزارت آموزش و پرورش است» [3] لذا شهید رجایی از 18 شهریور تا 7 مهر 58 به عنوان سرپرست موقت وزارت آموزش و پرورش به فعالیت های خود تداوم بخشید تا اینکه مهندس بازرگان در هفتم مهر که کابینه جدید خود را به طور رسمی اعلام کرد، شهید رجایی نیز به عنوان کفیل وزارت آموزش و پرورش منصوب گردید [4] شهید رجایی در اولین مصاحبه خود در تاریخ 25 شهریور 58 پس از انتصاب به سمت وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد از این تاریخ به بعد تمامی امتیازات واحدهای آموزشی که توسط وزارت آموزش و پرورش صادره شده است در اختیار دولت جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت و اداره مؤسسات آموزشی به وسیله یک هیأت امناء مرکب از نمایندگان انجمن خانه و مدرسه ، نمایندگان صاحبان امتیاز و نمایندگان وزارت آموزش و پرورش خواهد بود و آیین نامه اجرایی این طرح ظرف یک ماه تهیه و ابلاغ خواهد شد و برای یک سال به طور آزمایشی اجرا خواهد شد.[5]

 



شهید رجایی در چهاردهم مهر نیز طی یک مصاحبه مطبوعاتی ، برنامه ها و طرح های وزارت آموزش را اعلام کرد وی توزیع عادلانه امکانات آموزشی ، رفع تبعیض مالی و اداری بین کارمندان ، اصلاح مراکز تربیت معلم، تلاش برای ایجاد یک نظام آموزشی متناسب با جامعه توحیدی، اشاعه ی اخلاق انقلابی اسلامی در سطح دانش آموزان و مربیان، ایجاد ارتباط صحیح بین اولیاء و مربیان و مردمی کردن امر آموزش و پرورش ، تقویت انجمن های همکاری خانه و مدرسه و برگرداندن معلم به جایگاه الهی و واقعی خود را از اهم برنامه های آموزش و پرورش خواند شهید رجایی با پایان کار دولت موقت ، در تاریخ 25/8/58 با حکم شورای انقلاب به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد و از این تاریخ به بعد با اختیارات بیشتری برنامه ها و طرح های خود را در آموزش و پرورش دنبال می کرد. شهید رجایی در مدت حضور نه ماهه اش در وزارت آموزش و پرورش ، اقدامات و اصلاحات دامنه داری انجام داد که می توان به یک نواخت کردن تمامی مدارس و رفع تبعیض از آن، تغییر نظام آموزشی ، تغییر محتوای کتاب های درسی، تغییر روابط دانش آموز و معلم، تعمیم امکانات و تجهیزات آموزش برای تمامی اقشار جامعه، تربیت و پاکسازی نیروی انسانی از عناصر غیر مومن به اسلام و انقلاب، تربیت معلم برای آموزش نسل انقلابی، ایجاد امور تربیتی، توجه ویژه به مراکز تربیت معلم، استخدام یکصد هزار نفر معلم جدید ، توجه به عشق و علاقه به شغل معلمی به جای استفاده از دانش جویان بورسیه در انتخاب معلمان، توسعه فرهنگ مدرسه سازی و افزایش نقش خودیاری مردم در احداث مدارس، اشاره کرد.[6]

 



شهید رجایی در مدت فعالیتش در آموزش و پرورش ، جریانی از تعلیم و تربیت را سازماندهی کرد که می توان آن را تعلیم و تربیت دین گرا و دین باور نامید. نظام تعلیم و تربیت مورد نظر شهید رجایی به آموزش و پرورش رویکردی فرهنگی، سیاسی و دینی به صورت تؤامان داشت. همچنین استعمار ستیزی، نفی فرهنگ غربی، توأمان دانستن علم و دین، عدالت خواهی، شهادت طلبی و خودسازی از ویژگی های بارز این جریان بود که اساس نظام آموزش و پرورش کنونی نیز می باشد. [7]

به طوری که حضرت آیت ا... خامنه ای درباره عملکرد شهید رجایی در دوران آموزش و پروش چنین بیان می دارد «آموزش و پرورش تنها در دوران او در قبضه آقای رجایی قرار نگرفته بود. قبل از اینکه ایشان وزیر هم بشوند، آموزش و پرورش را می گرداند. در حقیقت یعنی از اول انقلاب شد و دولت موقت تشکیل شد و آقای دکتر شکوهی وزیر آموزش وپرورش شد، دو سه نفر در آموزش و پرورش مشغول اداره کارها بودند، یکی ایشان و یکی هم شهید باهنر بود و بعضی دیگر هم بودند از جمله شهید سیدکاظم موسوی ولی از همه اینها فعالتر و پرکارتر و حاضرتر در صحنه و اداره کننده تر مرحوم شهید رجایی بود. آموزش و پرورش به وسله مرحوم رجایی ، اصلاً افتاد توی غلطک یک وزارتخانه جدید ، آن فردی که آموزش و پرورش را از شکل قبلی تغییر داد و به شکل جدید انقلابی در آورد، مرحوم شهید رجایی بود»[8]

 



همچنین شهید رجایی درباره عملکرد خویش در نه ماه حضور در آموزش و پرورش می گوید « این گزارش ها را که می دهم به شکر خدا اکثراً جنبه های مثبت و موفقیت است. الحمدا... لازم است بگویم که این موفقیت ها از دست و زبان مستخدم دورترین روستای کشور ما و معلم ما شروع می شود تا من یک امضا کنم آنچه که مثبت هست مربوط است به تمام آن هایی که در وزارت آموزش وپرورش احساس مسئولیت کردند و آن جا که منفی است دقیقاً به من ارتباط دارد» ما در نه ماه گذشته یک صد هزار نفر استخدام کردیم. اگر شما بدانید که بعضی از وزارتخانه در سراسر کشور فقط هزار و هشتصد نفر پرسنل دارند ، آن وقت به من اجازه می دهید که بگویم صدهزار نفر استخدام کردن یعنی چه!» «ما وقتی آمدیم آموزش و پرورش، چهار هزار تخته سیاه کم داشتیم و سی و سه میز و نیمکت ، یعنی تقریباً صد هزار دانش آموز داشتیم که اینها روی زمین می نشستند یا در این خیابان خاوران آنجا که برادرمان دکتر اسدی رفته بود و دیده بود و می گفت که پیت حلبی گذاشتند رویش نشستند یا آجر گذاشتند رویش نشستند به همت شما ، الان وضع ما طوری است که هر کس از دور نقطه کشور بیاید هر چقدر میز و صندلی یا تخته سیاه بخواهد در اختیارش هست»

«ما سعی کردیم در انتصابات ، افرادی را به کار بگذاریم که حتی المقدور نمایانگر یک مأمور جمهوری اسلامی باشند، خیلی در این زمینه تلاش کردیم در جمهوری اسلامی وزرات آموزش و پرورش نمی تواند غیر مکتبی باشد» همچنین آیت ا... مهدوی در یک نگاه کلی مجموعه فعالیت های شهید رجایی را چنین ارزیابی می نماید «حضور او در آموزش و پرورش بعد از انقلاب ، حضوری مثمر، مؤثر و سازنده بود. ایستادگی او در برابر خطوط انحرافی که آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران را آماج و هدف حملات خود قرار داده بود، نمونه ای از مقاومت او برای پیاده کردن احکام اسلامی بود. او در این راه، مورد حملات ناجوانمردانه ای قرار گرفت که شخصیت و حیثیت او را زیر سوال می برد. اما از آن جا که جز به خدا نمی اندیشید و جز رضای او را نمی شناخت. بی بیم و هراس از دشمن، راه خود را سرسختانه ادامه داد و اجرای تعالیم اسلام را در مدارس ایران اعلام کرد.[9]

 



سرانجام شهید رجایی پس از نه ماه فعالیت در وزرات آموزش و پرورش به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و آن طور که شهید رجایی می گوید «خیلی میل داشتم که وزارت آموزش و پرورش را ادامه دهم ولی نزدیکی های انتخابات بود که یک شب برادرمان هاشمی تلفن کرد و از من خواست که برای نمایندگی مجلس کاندیدا شوم، ولی من اظهار تمایل کردم که مایل هستم وزارت آموزش و پرورش را حفظ کنم. ایشان پیشنهاد داد که به مجلس بیایید و اگر امکان وزیر شدن نبود لااقل بتوانید به عنوان نماینده خدمت کنید، حرف ایشان را شنیدم و کاندیدای نمایندگی شدم»[10]

شهید رجایی در انتخابات 24 اسفند 58 نامزد حوزه انتخاباتی تهران شد و در فروردین 59 به مجلس راه یافت و خرداد ماه سال 59 نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد . شهید رجایی در دوران نخست وزیری وقتی خطاب به معلمان در مدرسه عالی شهید مطهری صحبت می کرد در مورد آموزش و پرورش چنین گفت «من نخست وزیر شدم که وزارت آموزش و پرورش را حفظ کنم. من هرگز به ارتش به آن شکل فکر نمی کنم به کشارورزی به آن شکل فکر نمی کنم این نه به آن معناست که معلم هستم به آن معناست که از ابتدا معلمی را انتخاب کرده ام چون که نخست وزیر شایسته را آموزش و پرورش تربیت می کند. چون ارتشی با ایمان را آموزش و پرورش تربیت می کند. انقلابی مسلمان را آموزش و پرورش تربیت می کند. معتقدم که محیط آموزش و پرورش ارزش عمر صرف کردن را دارد ارزش دارد که آدم سرمایه گذاری عمری بکند.[11]

 



شهید رجایی پس از انتخاب به سمت نخست وزیری ، تلاش مجدانه ای در جهت تشکیل دولت مکتبی و انقلابی نمود. ایشان ضمن اعلام صحیح این امر، در روند معرفی و انتخاب وزیران کابینه نیز به ویژگی مکتبی و انقلابی آنها تأکید کرد و به همین دلیل با رئیس جمهور – ابوالحسن بنی صدر- که خط مشی مکتبی و انقلابی را قبول نداشت به تعارض جدی رسید. شهید رجایی هنگام اعلام برنامه ها و اصول کلی پیشنهادی خود به مجلس درباره برنامه های وزارت آموزش و پرورش چنین اظهار داشت. الف) تحقق انقلاب آموزش در کلیه سطوح قبل از دانشگاه در جهت ارائه تربیت و تعلیم اسلامی ب) عمق و گسترش دادن به تعلیمات فنی و حرفه ای به طوری که بتواند جوابگوی احتیاجات فنی و حرفه ای به لحاظ نیروی انسانی برای برنامه ریزی های آتیه باشد. ج) توجه خاص به موضوع گزینش و تربیت معلم به طوری که این معلمین بتوانند پیامبر انقلاب اسلامی باشند. د) توجه اصولی به امر پرورش در جهت آرمان های انقلابی اسلام هـ) تصفیه و بازسازی کادر آموزش و تنظیم رابطه ای صحیح بین معلم و دانش آموز با ایجاد و تداوم روحیه انقلابی و) مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش، ضمن جلوگیری از ایجاد واحدهایی که جنبه سودجویی و یا بیگانه با فرهنگ اسلامی دارند ز) توزیع عادلانه امکانات آموزشی به خصوص در روستاها در زمینه فکری، مادی و تجهیزات. [12]

شهید رجایی، برای تصدی وزارت آموزش و پرورش و اجرای برنامه های مورد نظر، شهید محمود جواد باهنر را به مجلس معرفی می نماید که در تاریخ چهاردهم آذر ماه مجلس به ایشان رای اعتماد می دهد و به طور رسمی کار خود را در این وزارتخانه شروع می نماید. به طور خلاصه ، کارنامه و عملکرد وزارت آموزش و پرورش در دولت شهید رجایی به شرح زیر است:

 



- افزایش تعداد دانش آموزان و مدارس و آموزشگاه ها.

- برگزاری کلاس های کارآموزی ، بازآموزی و عقیدتی برای معلمان.

- اجرای طرح کار و آموزش ( با اجرای این طرح هنرجو تنها سه روز در هفته در هنرستان ها تحصیل و سه روز دیگر درکارگاه های خارج از محیط مدرسه در رشته ی تحصیلی خود به کار اشتغال می ورزد).

- تولیدی نمودن هنرستان ها و تأسیس نمایشگاه تولیدات هنرستان ها.

- بازگشایی مراکز تربیت معلم و فنی و حرفه ای و تأسیس مرکز اطلاعات فنی و تولید مواد آموزشی.

- پاکسازی محتوای کتب درسی با همکاری استادان دانشگاه های تهران، متحدین (الزهرای کنونی) ، علوم اجتماعی و تعاون و ستاد انقلاب فرهنگی.

- تهیه ی طرح آموزش کشاورزی پیش دانشگاهی.

- تهیه و ابلاغ دستور العمل استخدام خانواده های شهدا، معلولان و مجروحان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به ادارات آموزش و پرورش کلیه مناطق کشور.

- انحلال یا تجدید نظر در برخی از ادارات باقی مانده از رژیم پهلوی مثل کاخ های جوانان سابق.

- اجرای بخشنامه و کلاً سیاست صرفه جویی دولت در آموزش و پرورش و کاهش هزینه ها.

 



- انتشار و توزیع کتاب های درسی و جمع آوری کتاب های منسوخ شده از سراسر کشور و فروش آنها به کارخانه ی مقوا سازی.

- تشکیل 22 گروه تحقیقاتی از کارشناسان دفتر تحقیقات و برنامه ریزی درسی و استادان دانشگاه ها و صاحب نظران تعلیم و تربیت برای تغییر بنیادین نظام آموزش وپرورش و انتشار هشتاد نشریه در این زمینه.

- اجرای طرح تشکیل شوراهای اسلامی دانش آموزان و مدارس.

- تهیه طرح سازمانی جهت آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی از زمان تولد تا مرگ.

- فعالیت مجدد شورای عالی آموزش و پرورش و بررسی مسائل و طرح های اساسی آموزش و پرورش توسط آن شورا؛ از جمله مردمی کردن آموزش و پرورش، بازنگری در اصول و ضوابط گزینش دانشجو برای مرکز تربیت معلم.

- انتشار دوازده نشریه در ارتباط با اهداف و برنامه های وزارتخانه.

- گنجانیدن برنامه های امور تربیتی در متن برنامه های آموزش مدارس.

- تهیه ی طرح جلوگیری از اعتیاد دانش آموزان.

- نمایش فیلم های آموزشی، اخلاقی و کمک های اولیه در مدارس.

- انجام مسابقات ورزشی گوناگون بین مدارس.

 



- تشکیل گروه پژوهش و نشر در دفتر بررسی و ارشاد وزارتخانه و انتشار بولتن و گاهنامه ای با عنوان آموزش و پرورش در مطبوعات.

- تشکیل کلاس های آموزش نظامی، اسلحه شناسی و ورزش های رزمی.

و ده ها فعالیت دیگر که در سطح وزارتخانه و مراکز آموزش وپرورش در سراسر کشور انجام گرفت.[13]

 

 

شهید باهنر و آموزش و پرورش

شخصیت دکتر محمد جواد باهنر هم از لحاظ مبارزات ضد رژیم شاهنشاهی که در قالب چاپ مقاله و سخنرانی، پیش از سیاسی بودن، جنبه فرهنگی و تربیتی داشت و هم از نظر تدریس در آموزش و پرورش و تألیف و تدوین کتاب های تعلیمات دینی و آموزش قرآن برای دانش آموزان در پیش از انقلاب و نیز به لحاظ انجام امور محوله از سوی امام خمینی و حضور در وزارت آموزش و پرورش در سمت نماینده ی شورای انقلاب و ... به گونه ای شکل علمی و فرهنگی به خود گرفته بود. بنابراین انتخاب ایشان به عنوان وزیر آموزش و پرورش و سپردن وزارتخانه ای مردمی، حساس و پر مشکل در آن شرایط انقلابی و جنگی، امری کاملاً منطقی بوده است.[14] لذا در تاریخ 4/9/59 شهید محمد علی رجایی، دکتر محمد جواد باهنر نماینده مردم تهران در مجلس – را به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی و اظهار داشت «برادرمان آقای باهنر را رئیس جمهور موافقت و تصویب کردند که به عنوان وزیر آموزش و پرورش به مجلس معرفی شوند » شهید رجایی ادامه داد «آموزش و پرورش از هر موقع دیگری بیشتر احتیاج به سازندگی دارد ما در این مدت، بیشتر اوقاتمان صرف درگیری های تشکیلاتی و اکثراً مسایل اداری بود که موفق نشدیم در جهت بازسازی فکری قدم های لازم را برداریم. حق این است که من دلم نمی آید که آقای باهنر را که واقعاً وجود ایشان در هر کجا هستند مغتنم هست، از مجلس بگیرم... از آن دوره‌ای که شورای انقلاب تصمیم گرفت با دولت یک رابط داشته باشد ایشان را رابط شورای انقلاب و آموزش و پرورش کرد» شهید رجایی ادامه داد «در مورد مدیریت دکتر باهنر ، بنده شخصاً شاگرد ایشان بودم . آقای باهنر قاطعیت خود را در پس پرده ی عطوفت پنهان کرده است. در وزارت آموزش و پرورش بیش از 70% آقای باهنر را می شناسند و ایشان پذیرفته است و چهره جدیدی نیست» شهید باهنر پس از انتخاب به سمت وزارت آموزش و پرورش در گفتگویی ، سیاست کلی این وزارتخانه را در شش بخش چنین اعلام کرد:

 


الف) تعمیم امکانات آموزشی کشور مخصوصاً در روستاها تا این نابرابری موجود میان شهر و روستا از بین برود. ب) نحوه توزیع مدارس باید به طور عادلانه برنامه ریزی و عمل شود تا تفاوت بسیار زیادی که در مدارس جنوب شهر و شمال شهر موجود است مرتفع گردد. ج) آموزش و پرورش باید محتوای فرهنگی و بار ایدئولوژی اسلامی بگیرد و دارای اهداف مشخصی باشد. د) اهمیت دادن به دوره دبیرستان در تربیت تکنسین و کادر فنی و حرفه ای 5) اهمیت تربیت معلم ، در این باره باید به ایجاد دوره های غنی و پربارتر بپردازیم. و) گسترش ارتباط میان مدرسه و اجتماع به منظور وارد کردن دانش آموز و دبیر و کادر آموزشی در فعالیت های اجتماعی. [15]

دکتر باهنر به عنوان وزیر آموزش و پرورش ، اهمیت نهاد آموزش و پرورش را این گونه بیان کرد:

«آموزش و پرورش مهم ترین نهادی است که در نظام جمهوری اسلامی بایستی برایش طرح ریزی کرد و به آن پرداخت . با توجه به این که نظام، نظامی است مکتبی، این نهاد نیز باید از هویت فرهنگی اسلامی و محتوای غنی مکتب اسلام برخوردار باشد و آموزش و پرورش عمدتاً باید این رسالت را انجام دهد، برای این که یک چهارم از این جامعه در مدارس به سر می برند و پرسنل عظیمی که آموزش و پرورش در بردارد (در حدود 500 هزار نفر) این ها یک شبکه ی ارتباطی، ایدئولوژیکی و تربیتی وسیعی را تا اعماق زوایای جامعه تشکیل می دهند و رابطه شان با کلیه خانواده هاست.»[16]

 

وی از جمله مهم ترین برنامه های خود را اسلامی کردن محیط های دانش آموزی و دقت در گزنیش معلمان و طرح تربیتی می دانست:

«این اصل فراموش نشود که در این شرایط حساس انقلاب اسلامی، رسالت اساسی ما، اسلامی کردن محیط های آموزشی و استقرار تربیت اسلامی در محیط های آموزشی است. انقلاب اسلامی ما از طرف گروهک ها و سیاست های وابسته به بیگانه مورد شدیدترین و ناجوان مردانه ترین حملات قرار گرفته و کوچک ترین مسامحه ای برای مؤمنان به انقلاب و معتمدین راستین مسلمان ، پذیرفتنی نیست.»

دکتر باهنر، شاخصه ای اسلامی بودن را حرکت در خط امام خمینی بیان می کرد:

« برای ما روشن است که راه اسلام و راه حق و راه عدالت در راه امام متبلور است. به همین دلیل باید بهترین چهره های انقلابی و مسلمان و متعهد، مسئولیت واحدهای آموزشی را به عهده بگیرند و آن ها که صالح تر و مبارزتر و با ایمان ترند مسئولیت های اساسی را عهده دار باشند. در زمینه ی گزینش معلمان، به علت حساسیت موضوع، نهایت دقت باید به کار گرفته شود. ما مسئولیت سنگینی به عهده داریم، زیرا با افزایش دانش آموزان و رشد آن ها در مقطع مختلف، هر سال حداقل نیاز به پنجاه هزار معلم جدید احساس می شود که باید در انتخاب و گزینش این افراد طبق ضوابط محکم و اسلامی دقت کرد. طرحی نیز در دست تهیه داریم که برای هر 250 دانش آموز، یک مربی تربیتی داشته باشیم.»[17]

 

از دیگر برنامه های دکتر باهنر، تغییر محتوای کتب درسی، بویژه کتب دینی بود:

«کتب دینی را که خوب البته در گذشته خود ما هم نوشته بودیم و سعی می شد که حتی الامکان مسائلی باشد که بتواند برای رشد فکری دانش آموزان در جهت اسلامی مفید باشد که خوب، خوش بختانه نقش مفیدی هم داشت. در گذشته این کتاب های برای بیداری دانش آموزان عزیزمان بود. اما در حال حاضر ما هیچ وقت قانع نیستیم و همیشه فکر می کنیم که بایستی مطالب را غنی تر و بهتر و خلاق تر کرد. بنابراین در مورد کتاب های دینی هم قرار است که یک بازبینی مجددی بشود و .... بعضی از کتاب های دیگر مثل کتاب های دوره ابتدایی را هم داریم عوض می کنیم و نویسندگان تازه ای دارند می نویسند؛ بنابراین ما همراه تغییر دیگر کتاب ها این کتاب ها را هم تغییر می دهیم.»[18]

دکتر باهنر، یکی از راه های اسلامی کردن مدارس رااستفاده از روحانیون می دانست. او با اشاره ای به دیداری که با امام داشت گفت:

«مسأله ای که خدمت امام عرض شد، ضرورت استفاده از وجود آقایان طلاب و روحانیون فاضل حوزه عملیمه قم در مدارس بود. امام اجازه فرمودند که عده ای از آنان در مدارس برای تقویت مبانی اسلامی و تربیتی دانش آموزان عزیزمان بتوانند خدمت کنند و همین طور در زمینه ی علما و روحانیون اهل سنت.»

در همین راستا ایشان خرداد 1359 از روحانیون متعهد خواست که به مدارس بیایند و عهده دار تعلیم و تربیت دانش آموزان بشوند.

 



«اینک فرصت و زمینه خوبی است برای این که شما روحانیون در این سنگر اسلام یعنی مدارس حضور یابید و در امر آموزش و پرورش و به طور کلی انقلاب فرهنگی کمک کنید.»[19]

شهید باهنر هم چنین بر استفاده بهینه از دوران تحصیل و فراگیری کارهای حرفه ای و هنری تأکید داشت. او از بازدهی کم دوران تحصیل انتقاد کرده و خواهان یافتن راهی برای پایان این وضعیت شده بود. بخشی از نظرات دکتر باهنر بدین شرح است:

« بچه ی ما در سال، سه چهار ماهش را رسماً تعطیل است بعد هم ایام نوروز حدود پانزده روز تعطیل می کنند. بعضی جاها پنج شنبه را هم تعطیل می کنند، بعضی جاها مدرسه نصف روزه است و بعضی هم سه نوبته است. بعد هم که مدرسه رفت هر یک چانه بزند که من از این کتاب این قسمتش را نخواندم، نمره اش را بدهید. بعد از تمام درس هم فقط یک ورقه دستش بگیرد و نتواند یک سیم کشی بکند، یک لوله کشی خانه اش را انجام بدهد و عهده ی یک کار ساده برنیاید. یک شاگرد تراش کار معمولی ما در کارگاه آزادش خیلی قوی تر و بهتر از دیپلمه ما کار بلد باشد. یک شاگرد مکانیک ما بهتر از محصل ما کار بلد باشد. یک شاگرد مکانیک ما بهتر از محصل ما کار بداند. در قسمت های نظری هم آیا وقتی محصل ما فارغ التحصیل شد، یک نویسنده است؟ یک متفکر ، شاعر، ادیب ، اقتصاد دان، مدیر یا حساب دار است؟ ما دیگر نمی توانیم تحمل کنیم که دوازده سال از بهترین ایام عمر فرزندان و نوجوانان ما تلف شود و حاصل فراوانی نداشته باشد و این همه نیازهای مملکت ما باز هم باقی بماند. این برای ما ضایعه است. به خدا برای ما قابل قبول نیست که این نیروی عظیم از این بچه های خوب را داشته باشیم و میز و نیمکت شان را دیگران بسازند، سیم کشی مدرسه شان را دیگران بکنند.[20]

 


به طور کلی رئوس برنامه های شهید باهنر در دولت در وزارت آموزش و پرورش به شرح زیر می باشد.

الف) توجه به اسلامی کردن فرهنگ و تعمیم اصول تربیتی و بینشی اسلامی و معیارهای ارزشی آن در کلیه ی سطوح تحصیلی.

بدین منظور باید در تحقق انقلاب فرهنگی اسلامی در حوزه ی آموزش عمومی و پیش دانشگاهی ، محتوای برنامه ها و کتب درسی، از غنا و اصالت و خلوص فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی برخوردار گردد و از هر گونه رسوب های فرهنگی طاغوتی و آمیزه های شرک آلود و الحادی و ضدارزش اسلامی به دور باشد. هر چند در این مدت پس از انقلاب قدم های مثبتی برداشته شده است، اما تکمیل این اقدام برنامه ریزی گسترده ای می خواهد که در برنامه ی دولت منظور خواهد شد.

ب) تعمیم امکانات و تجهیزات آموزش برای کلیه ی قشرهای اجتماعی در شهر و روستا به منظور تحقق اصل سی ام قانون اساسی.

ج) تربیت و بازیابی نیروی انسانی لازم و تربیت معلم برای تربیت و آموزش نسل مسلمان و انقلابی در نظام جمهوری اسلامی و بازسازی محیط های آموزشی از عناصر ناسالم.

د) ایجاد امکانات لازم برای مشارکت فعال مردم در امر آموزش و پرورش بالاخص جلوگیری از ایجاد واحدهایی به منظور سودجویی یا القای فرهنگ غیر اسلامی یا ضد اسلامی.

هـ) تعقیب هدف خودکفایی و غنای علمی و فنی در برنامه ریزی های آموزشی.

و) ایجاد و گسترش واحدهای آموزش فنی و کشاورزی در طریق تربیت افراد کارآمد و مفید برای رفع نیازمندی های جامعه.

 


ز) آمیختن و هماهنگ کردن آموزش و کار و خدمات اجتماعی به منظور فعال کردن دانش آموزان و بالا بردن فرهنگ خدمت، تلاش و تولید.

شهید باهنر پیش بینی نموده بود برای اجرای برنامه های فوق اقدامات زیر می بایست انجام پذیرد.

1- انتخاب بیست هزار دانشجوی تربیت معلم برای استفاده از مراکز تربیت معلم آموزش و پرورش در طریق تربیت معلمان ابتدایی و راهنمایی.

2- تهیه ی طرح تکمیل دوره لیسانس ده هزار دانشجوی با ایمان و متعهد، که در واحدهای آموزش و پرورش تدریس می کردند، به منظور تربیت دبیرصالح برای سطح دبیرستان.

3- استخدام دویست نفر طلاب فارغ التحصیل رشته ی تربیتی مؤسسه عالی طلاب قم برای اعزام به مناطق مختلف آموزشی.

4- استخدام چهل هزار معلم و دوازده هزار مربی تربیتی از بین فارغ التحصیلان دوره دیده ی دانشسراها و مراکز تربیت معلم و لیسانسه های منتخب و غیره (پس از تأیید صلاحیت اسلامی و آمادگی لازم).

 


5- بازآموزی حدود پنجاه هزار نفر از معلمان و دبیران شاغل در زمینه ی ایدئولوژیکی و تخصصی.

6- همکاری در ایجاد سازمان تربیت معلم و هماهنگ کردن تربیت معلم در کلیه ی سطوح تحصیلی و بدین منظور باید تعدادی از دانشگاه ها با ظرفیت پذیرش ده هزار دانشجو- با گزینش دقیق اسلامی- برای این منظور تخصیص یابد.

7- ایجاد تربیت معلم عشایری در حوزه ی علمیه قم.

8- تأسیس تعدادی دبیرستان دینی ( که دروس حوزه های علمیه در سطوح پایین در آن تدریس گردد).

9- تجهیز چهل هزار از مدارس کشور به کتابخانه های مفید و فعال.

10-احیای همه ی اردوگاه ها و خانه های پیشاهنگی به نفع امور تربیتی.

11- ادغام یا هماهنگ کردن امور پیشاهنگی ، بسیج، تربیتی و جوانان هلال احمر در مدارس.

 



12- پاکسازی مدارس و مراکز اداری آموزش و پرورش از عناصر مفسد و مخل و منحرف.

13- تقویت و احیای انجمن های اسلامی و تشکیل اتحادیه های انجمن های اسلامی دانش آموزان و معلمان.

14- تهیه و طرح نظام نامه وظیفه طلاب برای کوتاه مدت و استفاده از وجود آنان در جهت تبلیغ و سواد آموزی در پادگاه ها و کارخانه ها و روستاها .

15- احداث و تکمیل حدود ده هزار مدرسه در سراسر کشور به طوری که 70 درصد آن در روستاها باشد.[21]

شهید باهنر توانست در مدت کوتاه عمر دولت شهید رجایی اکثر برنامه های فوق را عملیاتی نموده تا اینکه سرانجام همراه با شهید رجایی در فاجعه انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور ماه 1360 به شهادت رسیدند.

یادشان گرامی باد












پی‌نوشت‌ها:

[1] . راعی ، سجاد، زندگی نامه سیاسی شهید رجایی ، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382 ص 95.

[2] . بهنود، مسعود، 275 روز بازرگان، نشر علم، تهران، 1377، ص 702.

[3] . راعی، سجاد، همان ص 96.

[4] . دولت های ایران از میرزا نصر اله خان مشیرالدوله تا میر حسین موسوی، اداره کل آرشیو اسناد و موزه ریاست جمهوری، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، 1378 ، ص 442.

[5] . شهید رجایی اسوه صبر و استقامت ، به کوشش هیات تحریریه واحد فرهنگی بنیاد شهید، ج1، بنیاد شهید انقلاب اسلامی، 1362، صص 38- 37.

[6] . شهید رجایی ، اسوه صبر و استقامت، همان ، ص 77-56.

[7] . حاضری، علی محمد، شهید رجایی، اسوه آموزش و پرورش انقلاب ، قزوین، استانداری قزوین، 1378، ص 66.

[8] . میرطاوسی، شجاع الدین، یادواره شهید محمد علی رجایی، ج 2، ص 263.

[9] . فرزند ملت در آیینه انقلاب اسلامی، ج 1 ، تهران وزارت ارشاد اسلامی، 1361 ، ص 12.

[10] . میرطاوسی –شجاع الدین ، همان، ج 1، ص 84.

[11] . فرزند ملت، همان، صص 97 -96.

[12] . ترک چی، فاطمه، شهید حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد جواد باهنر به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388.

[13]. راعی، سجاد، دولت های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت اله مهدوی کنی، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1384، صص 120-118.

[14] . . نعمتی زرگران، مرتضی، شهید دکتر محمد جواد باهنر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383.

[15]. شهید دکتر محمد جواد، باهنر، الگوی هنر مقاومت ، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 86 .

[16] . شهید دکتر محمد جواد، باهنر، الگوی هنر مقاومت ، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 152 – 151 .

[17] . فروغ اندیشه ، ج 1، واحد فرهنگی بنیاد شهید ، تهران، 1361، صص 139-138.



[18]. شهید دکتر محمد جواد، باهنر، الگوی هنر مقاومت ، ج 1 ، ص 191.

[19] . باهنر، محمد جواد، مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی ، صص 115- 114.

[20] . راعی، سجاد، راعی، دولت های شهید رجایی، شهید باهنر، و آیت ا... مهدوی کنی، همان صص 273- 272.