مذاکرات یا کارناوال سیاسی سازش، ماهیت واقعی یک مذاکره و گفتوگو برای پایان دادن به یک بحران 100 ساله در سطح منطقه نیست و بیشتر یک بازی و سرگرمی برای وعدههای کوتاهمدت، مقطعی و مرحلهای است. رئیسجمهور آمریکا در 2 ماه آینده باید به استقبال انتخابات کنگره، سنا و فرمانداری ایالتها برود و...
مذاکرات یا کارناوال سیاسی سازش، ماهیت واقعی یک مذاکره و گفتوگو برای پایان دادن به یک بحران 100 ساله در سطح منطقه نیست و بیشتر یک بازی و سرگرمی برای وعدههای کوتاهمدت، مقطعی و مرحلهای است. رئیسجمهور آمریکا در 2 ماه آینده باید به استقبال انتخابات کنگره، سنا و فرمانداری ایالتها برود و برای اینکه به نحوی به شهروندان آمریکایی القا کند که به شعارهای انتخاباتی خود پایبند بوده و مساله فلسطین را هم در دستور پیگیریهای دیپلماتیک و خارجی خود قرار داده است، تلاش میکند تا از این نشستهای نمادین و غیرواقعی برای کسب نتایج انتخاباتی بهره کافی ببرد. بنیامین نتانیاهو که اساسا در مصطلحات سیاسی داخل اسرائیل به «بیبی» (بچه) معروف است، رفتارهای کودکانه و غیرهمسو با یک اقدام واقعی برای حل و فصل مشکلات را داشته است و از آنجایی که رهبری جناح افراطی راستگرای اسرائیل را هم در دست دارد، هیچگاه تمایلی برای دستیابی به صلح و سازش با طرف فلسطینی ندارد و لذا نتانیاهو هم برای اینکه بتواند برخی از ابعاد تخریب شده چهره خود را در جبهه داخلی و جامعه جهانی جبران کرده و منافع مادی را تحت عنوان کمکهای مالی برای پروژههای تسلیحاتی از آمریکاییها دریافت کند یا بخشی از نیازهای مالی این رژیم را تامین کند، تلاش دارد با یک راست غیرواقعی در این کارناوال مشارکت داشته باشد. تنها کسی که بدون اراده و هیچگونه برنامهریزی از پیش تعیین شده در این گفتوگوها شرکت کرده، ابومازن است که در واقع دست نشانده و به نحوی عنصر بدون اراده در این مذاکرات است.
جالب اینکه در این کارناوال سیاسی تلاش شده است تماشاچی، تاییدکننده و حمایتکننده هم وجود داشته باشد. در همین راستا پادشاه اردن و رئیس جمهور مصر هم در این نشست مشارکت داشتند. ملک عبدالله دوم پادشاه اردن پس از اینکه موج نگرانیهایی را نسبت به موضعگیریهای مقامات صهیونیست مثل لیبرمن درباره اینکه «اردن وطن فلسطینیهاست» دریافت کرد و نسبت به آن واکنش نشان داد، در آخرین روزهای نزدیک به آغاز نشست در واشنگتن از طرف ایهود باراک اطمینان خاطر یافت که میتواند در جزئیترین مسائل این مذاکرات و حتی حضور در واشنگتن مشارکت داشته باشد و دیدگاههای لیبرمن مبنای تعامل با اردن نخواهد بود. در واقع ملک عبدالله دوم پس از کسب رفع نگرانیهای خود در این کارناوال شرکت کرد و محتوای واقعی مذاکرات اهمیتی برای وی ندارد. حسنی مبارک تماشاچی بعدی است. جالب اینکه هنگامی که در این مذاکرات شرکت کرد جمال مبارک، پسرش را هم همراه خود به این جشن سیاسی آورد.
این در حالی است که در داخل مصر، غلیان رقابتهای انتخاباتی و تحرکات سیاسی- اجتماعی برای انتخابات ریاستجمهوری بشدت بالاست و یکی از سردرگمیهای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مساله جانشینی مبارک است که نمیدانند عمرسلیمان را بهعنوان یک ژنرال باتجربه به جای حسنی مبارک بنشانند یا جمال مبارک را در یک مسیر وراثتی و موروثی، جایگزین پدرش کنند. مسالهای که مبارک را رنج میدهد این است که نتواند جمال را بهعنوان فرزند خودش به جانشینی انتخاب کند و تلاش دارد با همراه کردن پسرش در سفر به واشنگتن بتواند زمینههای تایید و تقویتی را در نشست واشنگتن برای جمال مبارک دست و پا کند. این امر هم نشان میدهد که ماهیت مذاکرات برای مصر هم از اهمیت چندانی برخوردار نیست و اصلا قرار نیست امری به نام مسیر واقعی گفتوگو بین دو طرف صورت پذیرد. مسالهای هم که بهعنوان چارچوب و زمانبندی مذاکرات مطرح میشود این است که هر 2 هفته یکبار دو طرف با یکدیگر دیدار داشته باشند یا آن را در یک سال به نتیجه برسانند و سپس در طول 10 سال به اجرا درآورند و جزئیات آن را عملی کنند، یا دستور کارهایی مثل مسائلی که نتانیاهو مطرح میکند برای پر کردن فضای ذهن افکار عمومی منطقه است که نشان دهند این ماشین مذاکراتی به شکل جدی در حال پیشرفت است. در حالی که سخنانی که نتانیاهو تحت عنوان اعتراف ابومازن به یهودیت رژیم صهیونیستی مطرح میکند به این معناست که بیش از یک میلیون فلسطینی در اراضی 1948 از اسرائیل به شکل رسمی اخراج شوند و جریان نکبت آوارگی در سال 1948 و سرگردانی میلیونها فلسطینی به شکل رسمی یا قراردادی با رژیم فلسطینی به اجرا در آید. این واقعه و رویداد اگرچه از طرف نتانیاهو و مقامات رژیم صهیونیستی به شکل جدی دنبال میشد اما هیچ مقام فلسطینی نمیتواند در این خصوص حکم تاییدی را به طرح اسرائیلی بدهد، بویژه اینکه ابومازن از مشروعیت کافی و همچنین نمایندگی مردم فلسطین برخوردار نیست تا بتواند حتی در بدیهیترین امور، توافقاتی را با طرف اسرائیلی به اجرا بگذارد.
موضوع بعدی که بهعنوان دستور کار مطرح میشود، موضوع امنیت است که از طرف رژیم صهیونیستی بشدت مورد مانور قرار میگیرد. در سخنرانی مراسم شام افتتاحیه این کارناوال بر این امر بسیار تاکید شد و تلاش میشود یک مضمون و مفهوم از طرف اسرائیلیها در مسیر گفتوگوهای نمایشی یا واقعی تثبیت شود و آن هم اینکه اسرائیل همواره نگران آینده امنیتی خود است و با این بهانه تلاش میکند بخش زیادی از سرزمین تاریخی فلسطین را در اختیار خود نگه دارد. به هر حال در مجموع میتوان گفت مسالهای که بهعنوان گفتوگوهای صلح میان طرفهای اسرائیلی و فلسطینی در واشنگتن با نظارت و تماشاگری اردن و مصر آغاز شد، یک دیدار واقعی برای مذاکرات بین 2 طرف برای حل بحرانی که حدود یکصد سال است در فلسطین اتفاق افتاده، نیست و بیشتر به یک نمایش، تئاتر سیاسی و یک کارناوال برای سرگرمی شبیه است و گفتوگوهای بعدی که قرار است در این خصوص 2 هفته آینده انجام بگیرد، این محتوا را به اثبات خواهد رساند. در مقابل شاهد هستیم که در منطقه فلسطین در غزه و کرانه باختری بهرغم فشارهای امنیتی که حکومت خودگردان برای تحت پیگرد قراردادن گروههای فلسطینی مبارز به اجرا میگذارد، روز قدس که نماد مبارزه با استکبار و رژیم صهیونیستی است، گستردهتر از سالهای قبل در ایران، عراق، لبنان، سوریه، فلسطین، پاکستان، افغانستان و بسیاری از کشورها به اجرا گذاشته شد. در این تظاهراتهای میلیونی هم گسترش تفکر مقابله با استکبار و رژیم صهیونیستی بهعنوان نماد وحشیگری به چشم میخورد.
اگر چه در کشورهایی مانند عربستانسعودی، مصر و اردن با چکمههای نظامیان و نیروهای امنیتی اعتراض به شکل رسمی نسبت به رژیم صهیونیستی ممنوع است و حکومتهای این رژیمها در مقابل مقاومت مردمی خود را قرار دادهاند اما میتوان گفت که این گستردگی اعتراضات مردمی نسبت به رژیم صهیونیستی تدریجا پایههای این رژیم را فرسوده خواهد کرد و آنها ناچار خواهند شد به اراده مردمی برای همراهی با ملت مظلوم فلسطین و مقابله با یک رژیم غاصب تن بدهند.