«آیا اصلاح طلبان به پایان راه رسیده اند». یک سایت ضد انقلابی با طرح این پرسش نوشت: تجربه روز قدس آزمون بزرگ و ارزشمندی برای ارزیابی میزان مقبولیت اصلاح طلبان در میان اقشار مختلف جامعه بود.
خودنویس درمطلبی با امضای دارا ایرانی نوشت: همه امروز تجربه روز قدس سال گذشته را به یاد دارند و برخی انتظار داشتند همان سناریو مجددا تکرار شود. اما این اتفاق نیفتاد. در عوض مهدی کروبی که می خواست در راهپیمایی روز قدس شرکت کند در بازداشت خانگی باقی ماند و از میان این همه هواداران اینترنتی اش که فریاد «شیخ شجاع!» سر می دهند و خواستار کمک رسانی به او بودند یک نفر هم پیدا نشد که دل به دریا بزند و با معترضان در بیفتد. موسوی هم مطابق معمول مقابل کامپیوترش نشست و بیانیه داد تا یک بار دیگر ناتوانی اصلاح طلبان در بازپس گرفتن قدرت از دست رفته را به همگان نشان دهد!

 

 


این پایگاه اینترنتی می نویسد: مشکل بزرگ اصلاح طلبان تناقض عمیق در موجودیت آنها است. تفکر اصلاح طلب به طور خیلی خودمانی و با استناد به یک ضرب المثل معروف «هم خدا را می خواهد و هم خرما را» هم می خواهد به حکومت وصل باشد و از منافع و مزایای ماندن در قدرت استفاده کند و هم با مخالفان طرفدارش دمخور باشد. این شدنی نیست. چطور می توان به سمت حکومت دست آشتی دراز کرد و همزمان اپوزیسیون را با پروژه «آشتی ملی» از خود نراند؟ اصلاح طلبان برای بسیاری از پرسش های پیش رو در برابر پیشینه رهبرانشان پاسخی ندارند. پرونده های مالی کروبی که یک مورد آن یعنی رابطه با شهرام جزایری عرب در جریان مناظرات انتخاباتی مورد بحث قرار گرفت و کروبی هم هرگز آن را رد نکرد و نظایر آن نکاتی هستند که اصلاح طلبان همیشه از پاسخ دادن به آنها گریزانند و یا با طرح همان کلیشه «در شرایط حساس فعلی وقت این حرف ها نیست» باعث شد افراد بیشتری از آنها روگردان شوند.

 


به نوشته خودنویس «چه بسا اگر پیشینه آنها با صراحت بیشتری مورد کندوکاو قرار می گرفت کار به اینجا نمی کشید. در عوض اصلاح طلبان به تقدیس موسوی و کروبی اقدام کردند. قداستی که هرچند یک بار در مناسبت هایی مانند روز قدس شدت می گیرد و باز فروکش می کند. همین تناقض بزرگ مهمترین عامل در سقوط تدریجی اصلاح طلبان به شمار می رود و آشتی ملی نیز کمکی به حفظ موجودیت آنها نخواهد کرد. پناه بردن به شبکه های اجتماعی نیز دردی را از اصلاح طلبان دوا نمی کند. فضای مجازی آیینه تمام نمای واقعیت های جامعه نیست. بسیاری از واقعیات جامعه به خاطر ملاحظات شخصی یا جناحی و گروهی و یا عرف حاکم بر فضای اینترنت مطرح نمی شود و اتفاقا همان نکاتی که پوشیده می ماند بیشترین تاثیر را برجا می گذارند».


نویسنده در پایان خاطرنشان می کند: یک نگاه به فضای مجازی بیاندازید و در آن فضایی التهابی و احساسی و جدا افتاده از واقعیات را درخواهید یافت. به خصوص که بسیاری از مطالب منتشر شده در «بالاترین» و اتفاقا نوشته های اینجانب در خودنویس در نهایت سر از ستون «خبرهای ویژه» کیهان درمی آورند و موجبات تمسخر و استهزا توسط حاکمیت را فراهم می نمایند. اینجاست که می بینیم حتی پناه بردن به فضای مجازی و گریز از واقعیات نیز دردی را از اصلاح طلبان دوا نمی کند و شاید بهتر باشد بپذیریم که آنها به پایان راه رسیده اند.