گفت و گو با موسوی خوئینیها در مورد تسخیر لانه جاسوسی
این گروه از دانشجویان مصر بودند که حرکتشان همسو با نظرات امام باشد. لذا تصمیم گرفتند مطلب را به نحوی به اطلاع امام برسانند و از ایشان نظرخواهی کنند.اینجا به این فکر میافتند که موضوع را با شخصی در میان بگذارند، به همین دلیل سراغ من آمدند تا موضوع توسط اینجانب به اطلاع امام برسد. من در همان اولین ملاقات به آنها گفتم که این حرکت در مجموع مثبت است ولی از طرفی هم لازم نیست که این موضوع به اطلاع امام برسد
رضا گلپور نویسنده کتاب «شنود اشباح» از موسوی خوئینیها میگوید
موسوی خوئینیها در آن دوران کلاسهای تفسیر قرآنی داشت و مشهور بود، چون پدر وی در جریانات پیشهوری کشته شده بود، ایشان نگاههای شدید مارکسیستی دارد. دستگیری وی به همین دلیل هست؛ یک نوع بینش شدیدا مارکسیستی و دیالکتیکی و تلاش برای استفاده از پتانسیل داغی موجود در برخی افراد مرتبط با حوزههای علمیه و همراهی و همگرایی با افرادی که مارکسیسم را محور مبارزه میدانند
گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی
آن آیه «یصدون عن سبیلالله» را اینطور معنی میکرد که یک عدهای سد راه انقلاب هستند، با دولتها سازش میکنند، بعد هم بهشتی و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونین فرخرو پارسا معرفی میکردند. آقای مطهری را هم علناً اسم میبرد و میگفت با دولت سازش کرده است و اینها را مزاحم انقلاب میدانست.
گفتوگو با ابراهیم اصغرزاده، سخنگوی دانشجویان مستقر در سفارت آمریکا
آقای موسویخوئینیها در کنار شورای مرکزی پنج نفره ما قرار داشتند و نقش راهنما و مرشد و ادارهکننده را هم عهدهدار بودند. به دلیل حساسیت حضرت امام روی مساله سفارت و گروگانگیری و اعتماد ایشان به آقای موسویخوئینیها، ما عموما مستقل از آقای خوئینیها تصمیم نمیگرفتیم. آقای موسوی حق وتو در تصمیمات شورای مرکزی داشتند.
اولین گفتگوی مبسوط با آیت الله موسوی خوئینی ها درباره تاریخچه زندگی اش
فقط آقای بهشتی یکبار با بنده صحبت کردند که بعضیها آمدهاند پیش بنده و گفتهاند که تفاسیر شما اشکال دارد و مفاهیم متعالی و معنوی خیلی دنیایی و مادی شده است. بنده هم در پاسخ به ایشان گفتم که حفظی که نمیشود سخن گفت. یا آن افراد بیایند مفاد این ادعا را بگویند یا حضرتعالی خودتان اگر علاقهمندید نوارهایش را گوش کنید
گفت وگو با علی زحمتکش از دانشجویان خط امام
بعد از اینکه طراحی مخفیانه انجام شد و به مرحله نهایی رسید، قبل از عملی شدن، آقای موسوی خوئینی ها به قم سفر کردند و قرار بود مطلب را به عرض امام برسانند و در صورت عدم مخالفت امام برنامه عملی شود. آقای خوئینی ها مطلب را به امام نگفتند. البته ما متوجه نشدیم که نگفتند و فرض کرده بودیم که امام به ما اجازه ورود به سفارت را داده اند. بعدها وقتی از ایشان پرسیدیم که چرا قضیه را با امام مطرح نکردید، جواب دادند که من با توجه به شناخت عمیقی که از حضرت امام داشتم تحلیلم این بود که اگر به امام نگویم و امام بعدا مطلع شوند موافقت خواهند کرد، اما اگر قبل از عمل آن را با امام در میان بگذارم، مخالف این کار خواهند بود.
درگیری را به عنوان اصل مسلم پذیرفتم , بنابراین , وقتی در کنار آیات جهاد و مسائل جدی زندگی , آیاتی مربوط به حیض و طلاق و ... می آید, در طرح کلی قرآن , جهت خاصی را تعقیب می کند. به دنبال و ارتباط آنها می رفتم . حتی نظر من این بود که : آیات منسوخ , همه , به یک معنی , برای ما مفهوم زنده دارد وازاین جهت منسوخ نمی باشند
مصاحبه با حاج احمد قدیریان
میگفت این آدم بسیار خطرناکی است. این آدم میرود در مسجد جوستان تفسیر قرآن میگوید اما تفسیر به رأی میکند. مراقب باشید جوانها گرایش به این فرد نداشته باشند. خوئینیها همان کاری را میکرد که اکبر گودرزی میکرد و تفسیر به رأی میکرد.
گفتگو با حاج احمد قدیریان
وقتی امام نشستند، فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینیها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است.» سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پروندهای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است.» بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است.» امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد. زمانی که امام بلند شدند و تشریف بردند، آقای خوئینیها به عنوان دادستان کل به آقای رئیسی گفتند: «برو مصاحبه کن و به رسانهها اعلام کن که پرونده مختومه شد.» آقای رئیسی گفت: «من اعلام نمیکنم.» ایشان گفت: «تو اعلام نمیکنی من اعلام میکنم.»

گفتگو با آیت الله موسوی خوئینی
یک بار مرحوم آقای شهید بهشتی در پی اوج گیری این شایعات از من سؤال کردند که روش تفسیر شما چگونه است و با استناد به کدام یک تفسیرها بحث هایتان را مطرح میکنید؟ سؤال کردم مگر چیزی شنیدهاید؟ ایشان هستند: مطلب خاصی نشنیدهام ولی بعضی از دوستان ابراز نگرانی کرده اند که مبادا این بحث ها و این تفسیر، برخی باورها را متزلزل کند و منتهی به تفسیر به رأی بشود. هم ضمن توضیحاتی که درباره روش تفسیر خودم دادم بر این نکته تأکید کردم که اعتقاد ندارم که باید در فهم قرآن تابع یک مفسّر خاص باشم