نتیجه ای که به عنوان منطقی ترین نمود بیرونی تحولات رخ داده در جامعه ایرانی در جریان فتنه 88 قابل تصور بود کاهش قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل و مواجه شدن نظام با بحران مشروعیت داخلی و به تبع بین المللی و در نتیجه ضعف ایران در معادلات منطقه ای و جهانی بود. در این نوشتار برآنیم تا با نگاهی به تحولات رویداده در جهان اسلام به سنجش این ادعا بپردازیم.
پس از وقایع واقعه در سال 88 که به تعبیر رهبر معظم انقلاب با تعبیر فتنه از آن یاد شد موضوعی موجبات تاسف و تاثر تمام آزادیخواهان و مستضعفین جهان را فارغ از علائق و گرایشات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برانگیخت. همگان معترف بودند که حضور پرشکوه ملت ایران و مشارکت بیش از 40میلیون نفر از واجدین شرایط در پای صندوقهای رای خواهد توانست علاوه بر افزایش قدرت منطقه ای ایران، در افقی وسیعتر دامنه نفوذ ایران درعرصه جهانی رابه عنوان کنشگری که حرفی نو و متفاوت با نظام سلطه مطرح کرده است و طرحی متفاوت از الگوی رو به افول لیبرال – دموکراسی در انداخته است را به شکل چشمگیری گسترش دهد. اما نکته ای که تاسف تمام مستضعفین جهان از جمله مسلمین را برانگیخت وقایع شوم و تلخی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و در قالب فتنه ای از پیش طرح ریزی شده به مرحله اجرا درآمد، فتنه ای که بنا به غالب روایات ازجمله تفسیر رهبر معظم انقلاب سرریشه ای در خارج از کشور داشته است. نتیجه ای که به عنوان منطقی ترین نمود بیرونی تحولات رخ داده در جامعه ایرانی در جریان فتنه 88 قابل تصور بود کاهش قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل و مواجه شدن نظام با بحران مشروعیت داخلی و به تبع بین المللی و در نتیجه ضعف ایران در معادلات منطقه ای و جهانی بود. در این نوشتار برآنیم تا با نگاهی به تحولات رویداده در جهان اسلام به سنجش این ادعا بپردازیم.
در تقسیم بندیهای صورت پذیرفته در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که بر اساس بیانات و محورهای کلیدی اندیشه و سیره خمینی کبیر پی ریخته شده است؛ کنشگران منطقه ای و بین المللی همواره به دو سطح ملتها و دولتها تفکیک شده اند. امام با تاکید بر آنکه در هر حکومتی که داعیه اسلامی دارد از جمله حکومت اسلامی ایران اصل و اساس خواست ملتهاست بر این مهم تاکید داشتند که مخاطب پیام انقلاب اسلامی ایران دولتهای مرتجع و مستبد اسلامی نیستند بلکه مخاطب اصلی ملتهای مستضعفی هستند که به انحا گوناگون تحت ظلم و ستم حاکمین خود قرار داشته و دارند. اکنون و با توجه به تحولات رویداده در جهان اسلام و نیز اتفاقات رویداده در فتنه 88 چگونه می توان با توجه به تفکیکی که امام انجام داده بود به تحلیل واقع بینانه از این وقایع رسید. در این مقاله قصد پرداختن به اتفاقات اخیر و تحولات روی داده در منطقه را نداریم اما به دنبال آن هستیم تا به واکاوی این موضوع بپردازیم که آیا بین این تحولات و تحولات رویداده در کشورمان در سال گذشته ارتباطی وجود دارد یا خیر به عبارت دیگر آیا این تحولات از تحولات ایران متاثر هستند یا خیر؟.
به تعبیر بسیاری از تحلیل گران فرم و شکل اتفاقات منطقه در مواردی مشابه با اتفاقاتیست که در ایران و در جریان فته سال 1388 به وقوع پیوست اما در محتوای این پدیده با دو محتوای کاملا متفاوت مواجه هستیم. در جریان اتفاقات ایران گروهی که اقلیت مطلق مردم را تشکیل می دادند و به تعبیر صحیح تر اقلیت ساکنین نواحی شمال تهران را تشکیل داده بودند به دلایل گوناگون که خود جای بررسی جداگانه را می طلبد برای به کرسی نشاندن خواست خود و تحمیل انتخاب خود به اکثریت مطلق جامعه دست به خشونت زدند و به دنبال استقرار رژیمی که بسان گذشته در انحصار منافع خود باشد بودند. در جهان اسلام اما خواست مبارزین چیزی کاملا متفاوت است. در مصر، لیبی، تونس و . . . معترضین که اکثریت مطلق جوامع خود را تشکیل داده اند به رژیم حاکم معترض هستند برای آنکه حکومت رفتاری مغایر با عدالت روا داشته است، بر خلاف معترضین ایران که خواهان عدم استقرار بی عدالتی به مانند سالهای قبل که تنها منافع آها را تامین نماید بودند. حال فتنه 88 ایران را چگونه می توان با تحولات اخیر منطقه پیوند داد. هرچند به عقیده نگارنده تحولات منطقه را باید عینیت یافتن پیام انقلاب خمینی کبیر در ملتهای منطقه دانست اما فتنه88 با این تجلی رابطه ای داشته است یا خیر؟، اگر داشته است این رابطه سلبی بوده یا ایجابی؟
در طی یکسال گذشته و مقارن با فتنه 88 اتفاقات فراوانی در خاورمیانه به وقوع پیوست که مستقیم و یا غیرمستقیم با جمهوری اسلامی ایران مرتبط بود.
- پیروزی نوری مالکی در عراق به عنوان کاندیدای مورد حمایت ایران در رقابت با علاوی کاندیدای مورد حمایت ایالات متحده و عربستان.
- حادثه بعدی وقایع لبنان بود، گروه 8مارس به عنوان جناح مورد حمایت ایران توانست سعدحریری نخست وزیر مورد حمایت غرب را با استعفای 11 وزیر از کار برکنار نموده و کاندیدای موردنظر خود را به عنوان نخسا وزیر لبنان راهی پارلمان کند.
- حادثه دیگر وقایع سوریه بود. در این حوادث برخلاف خواست دول غربی معترضین به حکومت بشار اسد به عنوان متحد استراتژیک ایران از وزن قابل ذکری برخوردار نبودند و مردم سوریه با اقداماتی خودجوش حمایتهای خود از رژیم بشار اسد را اعلان داشته و حساب خود و حکومت خود را از رژیمهای مستبدعربی-اسلامی تفکیک نمودند.
- حوادث دیگری نیز در طول دوران پس از فتنه 88 در منطقه به وقوع پیوست، حوادث مصر، تونس، لیبی، و . . . به ویژه بحرین، که هرکدام به نحوی از انحا گویای گسترش قدرت منطقه ایران می باشد که مجال پرداختن بدانها نیست.
حال اگر بپذیریم که تحولات منطقه که دومینو وار در پهنه خاورمیانه اسلامی گسترده است بر اساس خواست و اراده ملل منطقه به وقوع پبوسته است به ناچار و به عنوان نتیجه منطقی چنین امری باید گسترش نفوذ پیام اصلی انقلاب اسلامی که همانا اسلامیت و جمهوریت بوده است را نیز پذیرا باشیم. از زاویه ای دیگر و فارغ از تحلیلی آرمانگرایانه روابط جمهوری اسلامی با دولتهای منطقه به شکل معناداری تحت تاثیر نظام حاکم بر این کشورها بوده است به عبارت دیگر دولتهایی که تلاش داشته اند استقلال را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دهند همواره در سیاست خارجی ایران به عنوان دولتهای دوستی که مانند سوریه روابطشان به حد اتحاد استراتژیک نیز رسیده است، در اولویت قرار داشته اند. خود این مورد نیز گویای آنست که یکی از اصلی ترین پیامهای انقلاب اسلامی که استقلال بوده است نیز توانسته در بین ملل مسلمان منطقه نهادینه شود. بدون بررسی نمونه های بررسی شده و در نگاه اول شاید اینچنین به گمان می آمد که فتنه سال 88 عاملی شد برای تضعیف قدرت منطقه ای ایران اما فتنه گران و هدایت کنندگان خارجی آنها وقتی با اقدام خودجوش مردم در مقابله با فتنه مواجه گردیدند خود اعتراف به جایگاه نظام جمهوری اسلامی نمودند و ملل منطقه نیز با مشاهده عزت، استقلال و ایستادگی ایران اسلامی در برابر استکبار جهانی با پیروی از آرمانهای خمینی کبیر خواستار تغییر شدند. اینگونه بود که برخلاف ادعای مدعیان؛ ایران نه تنها در میان ملل منطقه ذلیل نشد بلکه با قرینه های متعدد می توان عزت روزافزون جمهوری اسلامی ایران را اثبات نمود.
شاید محکمترین دلیل برای تائید مدعای خود مبنی بر آنکه فتنه سال 88 اسباب تثبیت و تحکیم قدرت منطقه ای ایران را مهیا نمود اعتراف خود غرب بر این موضوع باشد. روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز با اشاره به اینکه قیامهای مردم به سراسر خاورمیانه گسترش یافته است پیش بینی کرد که ایران همانطور که از تصمیم جسورانه اش برای اعزام کشتی های جنگی به کانال سوئزمشخص است، پس از این در تحولات منطقه ای جسورتر و مستحکم تر خواهد شد. این روزنامه با اشاره به اینکه قیامها در سراسر خاورمیانه تاییدی بر برتری ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای و افول قدرت امریکا می باشد می افزاید در تحولات جاری در منطقه چند پارامتر به نفع ایران عمل می کند. احمدی نژاد رئیس جمهور ایران یک فرد ورزیده است که سابقه ربودن قلب و روح مردم کشورهای عربی را دارد. ضمنا بی اعتمادی به واشنگتن که بسیاری از معترضان در میدان تحریر مصر و نقاط دیگر ابراز کردند، زمینه مساعدی برای تقویت ایران فراهم می کند. فایننشال تایمز با تائید ادعای ما می افزاید تصویر مورد نظر ایران در دیگر نقاط منطقه نیز مثبت است. شیعیان بحرین پس از قیام خود ازحمایت جهانی برخوردار شدند؛ حزب الله لبنان بر خلاء نخست وزیری در لبنان غلبه کرده است؛ لیبی درگیر جدی قیام مردم است وعراق پس از صدام همچنان بستری مناسب برای نفوذ ایران بشمارمی رود.
همانگونه که بررسی شد فتنه 88 نه تنها منجر به کاهش قدرت و نفوذ ایران در منطقه نگردید بلکه حتی عاملی شد برای تکاپوی بیش از پیش ملل منطقه در راستای آرمانهایی که اولین بار توسط انقلاب ایران به خمینی کبیر مطرح گردید. به تعبیر امام امت و به مانند بسیاری دیگر از پدیده های واقع شده در کشورمان در دوران بعد ازانقلاب مثل جنگ 8ساله فتنه سال 88 را نیز باید در ردیف دیگر الطاف خفیه الهی قرار داد و به راستی که سران فتنه و فتنه گران ناخواسته منجر به تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران و افزایش قدرت جهانی ایران شدند.