تئوریهای گوناگونی پیرامون چرایی ربایش امام موسی صدر مطرح گردیده است. قویترین تئوری که در قیاس با دیگر تئوریها از قوت بیشتری برخوردار است به نقش رژیم صهیونیستی و دولتهای مرتجع عرب در این اقدام بازمی گردد. اساس این تئوری به نقش آفرینی بی بدیل امام صدر در لبنان و تاثیرات به جای گذارده این اقدامات در دیگر کشورهای عربی از جمله فلسطین باز می گردد. بر اساس این تئوری؛ در ادامه اقدامات انقلابی امام موسی صدر شرایطی در منطقه حادث شد که طی آن  دولتهای مرتجع عربی نظیر لیبی، اردن، عربستان و . . . در پیوندی نامعمول با رژیم صهیونیستی که در ظاهر به عنوان دشمن شماره یک آنها شناخته می شد با اتکا به اصل "وجود دشمن مشترک پیوندهای تاکتیکی ایجاد می نماید" در اقدامی مشترک و از قبل هماهنگ شده سید موسی صدر را که در آن دوران کوس جهاد، شهادت و مقاومت در برابر رژیم جنایتکار صهیونیستی را نواخته و امت اسلام را در آستانه بیداری اسلامی - هویتی قرار داده بود  از میان برداشتند.

 اگر بپذیریم که دولتهای مرتجع منطقه و  به ویژه رژیم  غاصب صهیونیستی بیش از هر کنشگر دیگری از وجود و حضور امام صدر در منطقه متضرر شده اند به ناچار و به عنوان متغیر وابسته تئوری مطرح شده باید از میان برداشتن ایشان توسط این کنشگران را نیز پذیرا باشیم. امروز اما به برکت انقلاب اسلامی ایران شاهد بیداری ملل منطقه و احیای دوباره گفتمان امام موسی صدر در میان ملل مسلمان منطقه هستیم. پرداختن به شاخصه های گفتمان امام صدر به عنوان فردی که در ادامه اقدامات سیدجمال الدین اسدآبادی به دنبال احیای تفکر ناب محمد در میان امت خواب آلوده اسلام بود به ویژه در شرایط فعلی منطقه و جهان ضروری و واجب به نظر می رسد. بی تردید اساسی ترین محور گفتمان امام صدر را وحدت میان اقوام و مذاهب گوناکون برای تقابل با زورگویانی چون رژیم صهیونیستی و تمام دول مستبد عربی  تشکیل داده بود. نگاه به شاخصه های اصلی گفتمان امام صدر به خوبی گویای آنست که چرا دولتهای مرتجع عرب مثل لیبی و به ویژه رژیم صهیونیستی دل خوشی از امام صدر نداشتند.

 

امام صدر یک روز قبل از اجرای توطئه اختطاف خود که توسط معمـر قذافی اجرا شد در یک مصاحبه مطبوعاتی در لیبی با مخبر مجله «النهضت» در کویت، اعراب را به ویژه و عامه مسلمانان و دول اسلامی را عموما نسبت به خطر تحقق مطامع اسرائیل آگاه ساخته و آنان را به ایجاد انسجام اسلامی و وحدت ملی دعوت کرده بود. امام صدر آینده را خیلی زودتر و بیشتر از بقیه می‌دید و به تعبیر شهید مرتضی مطهری در پاریس ایشان پنجاه سال جلوتر از زمان خود را پیش‌بینی می‌کرد.

 

 

امام صدر جامعه متحد جهانی را ـ تا قبل از حکـومت واحد موعـود ـ جامعه‌ای نمی‌داند که همه آحاد آن از یک دین و آیین پیروی کنند. نگاه امام به جامعه لبنانی مرکب از سه دین و سه تمدن و 16 طایفه، نمایانگـر دیدگاه ایشان به جامعه مطلوب جهانی است؛ جامعه‌ای که از طوایف گوناگون و فرهنگهای گوناگون و سنن و آداب متنوع شکل گرفته است. امام صدر جامعه آن روز لبنان را زبان حال و مینیاتوری از فردای جهان انگاشته و از همین نقطه نظر بود که موفقیت خود را در"گفت‌وگو و تعایش" در لبنان آن روز قابل تعمیم به سراسر جهان انگاشته، و آن را برای تمامی ملت‌های طالب صلح، مطلوب و امکان پذیر می‌دانست. از همین رو، با درکی صحیح و پیش هنگام از روند جهانی شدن، به عنوان فقیهی جامع الشرایط و بنا برشناخت دقیق موضوعات و اقتضائات زمان و مکان، طرحی نو برای تنظیم رابطه‌ای پایدار میان پیروان اسلام و مسیحیت و حتی پیروان راستین آیین موسی ـ علیه السلام ـ در انداخت. طرحی نو که در همان مدت کوتاه خود، صلح و سعادت و همدلی را برای کشور کوچک لبنان به ارمغان آورد. الگویی که می‌توانست صلح و دوستی را در پهنه گیتی مستقر گرداند. به گفته امام صدر ؛ اگر لبنان این لبنان نبود؛ بایستی یک چنین لبنانی خلق می‌کردیم، در عین حال می‌گفتند یک چنین سرزمینی برای رژیم نژادپرستی چون اسرائیل،غیر قابل تحمل می‌باشد. از دیدگاه امام صدر برای ایجاد وحدت اسلامی لازم می‌بود که شیعیان ابتدا جایگاه شایسته خود را بیابند و آنگاه به اتحاد با برادران اهل تسنن روی آورند؛ ‌امری که افراد نادانی که از روی حقد و کینه و عداوت نظاره گر صحنه بودند و این تلاش امام را تفرقه‌اندازی در امت اسلامی می‌انگاشتند .

امام صدر از زمان ظهورش در سرزمینهای مورد تجاوز قرار گرفته لبنان، سوریه و فلسطین خواب تمام دولتمردان صهیونیست و هم پیمانان آنها در دولتهای مرتجع عربی را پریشان ساخته بود. امام صدر همانگونه که شعار «رحماء بینهم» را در میان مظلومین فریاد میزد با قاطعیتی دوچندان بانگ «اشدعلی الکفار» را نیز در برابر اسرائیل جنایتکار و هم پیمانانش و در گوش امت خواب آلوده مستضعف دمید.

امام موسی صدر در پاسخ به این پرسش که اگر شما به جای مطران ایلاریون کبوچی بودید و وطنتان اسیر و اشغال شده بود، چه می‌کردید؛ می‌گوید: من هم مانند هر کسی می‌دانم که اسرائیل دشمن عرب، مسلمین، مسیحیان و انسانیت و سرانج‌ام دشمن خداوند سبحان است. فکر نمی‌کنم در طول تاریخ، انسانی بتواند موضعی روشن تر از موضعی که باید در برابر اسرائیل بگیرد، داشته باشد. چه بسا کسانی که شهادت در راه خدا را آرزو می‌کنند، نمی‌توانند میدانی شریف تر از این میدان بیابند. از همین رو من در لبنان و در کرانه باختری بر خود لازم می‌بینم که همه آنچه دارم از جمله جان خود را برای مبارزه با اسرائیل به کار گیرم. ایشان در پاسخ به پرسش خبرنگار که می‌گوید اگر اسرائیل حمله همه جانبه‌ای را علیه لبنان آغاز کند، چه می‌کنید و آیا لباس روحانیت شما مانع نخواهد بود، با صراحت می‌گوید: بدون شک به مبارزان می‌پیوندم. پیش از این و از سال‌ها پیش به رهبران فلسطینی گفته‌‌ام که شما از جانب خودتان و ما این واجب را به جای می‌آورید. اگر آنان نبودند این واجب بر عهده ما بود که آن را به جای آوریم. اگر این لباس مانع فعالیت مبارزاتی من برای دفاع از وطن شود، به سرعت آن را از تن در می‌آورم.

امام صدر با نگاه آینده نگرانه خود و اشرف به تمام مسائل امت اسلام  به تشریح توطئه‌های خطرناک اسرائیل در ایجاد تفرقه میان فرق گوناگون پرداخته و پیش‌بینی می‌کند: اسرائیل تلاش می‌کند تا نقش حامی اقلیت‌های قومی و مذهبی را در جهان اسلام ایفا کند؛ این بیانگر خطراتی است که نه تنها لبنان، بلکه کل جهان اسلام و منطقه خاورمیانه را تهدید می‌کند. چه اغلب کشورها یک یا چند اقلیت را پذیرا هستند. افراد ناآگاه یا غیر مخلص نیز که به راحتی مورد سوءاستفاده دشمن واقع می‌شوند، میان همه ملت‌ها وجود دارند.

به شهادت سخنرانی‌ها و نوشته‌ها و آثار به جا مانده از دیدارهای امام با سران عرب و دنیای اسلام و حتی بزرگان جهان، و همچنین بنا به گفته شهید بزرگوار سید محمد باقر صدر وحدت و یکپارچگی امت اسلامی در جهان کنونی، منتهای آرزوی امام صدر بود. امام با این هدف پای از دایره حوزه‌های علمیه بیرون نهاد تا به گفته خود "کار نا تمام سید جمال الدین اسد آبادی" را به پایان برساند؛ با این تفاوت که سید عقیده داشت باید این کار را با سران به سرانجام برساند و امام صدر معتقد بود باید با مردم بود و از پایین کار را شروع کرد و با بالا کشیدن مردم و با پشتوانه آنان سران را به وحدت با یکدیگر و به خیر و صلاح مردم سوق داد و یا حتی وادار ساخت؛ بدین منظور به کشورهای گوناگون از شمال اروپا گرفته تا جنوب آفریقا؛ از شرق تا غرب؛ خاورمیانه و خاور دور سفر کرده و به آشنایی دقیق با اقو‌ام و ملل گوناگون روی آورد؛ امام صدر فقط به ایالات متحده آمریکا سفـر نکرد.

 

امام موسی صدر اندیشه‌ها و نظام انگیزشی سیدجمال‌الدین اسدآبادی را درمورد لبنان  پیاده کرد،ایشان در سخنرانی‌های گسترده خود مطرح می‌کرد که دین اسلام دین تحرک، نوآوری و رشد است پس چرا مسلمانان در شرایط عقب‌ماندگی زندگی می‌کنند؟ در واقع نهضت او در لبنان در تداوم نواندیشی دینی قرن بیستم در جوامع اسلامی بود. از آنجا که فضا برای چنین فکر و تحرکی در ایران، عراق، عربستان و مصر وجود نداشت و با وجود سوابق خانوادگی در لبنان، امام موسی صدر شیعیان جنوب این کشور را برای گسترش فرهنگ دینی و جذب مسلمانان به اسلام عملی هدایت کرد.[3] امام موسی صدر دین را در عبادات خلاصه نمی‌کرد و شاید بتوان این ادعا و استنباط را مطرح کرد که ایشان ابتدا نگاهی اجتماعی و سپس سیاسی به اسلام داشت. ایشان نیازهای انسانها و مسایل اجتماعی آنها را اولویت بخشید. دین پدیده‌ای نیست که در قرنطینه بماند، بلکه دین برای راه حل است، برای حل مشکلات است و برای حل و فصل مسایل انسانهاست. او برای یک دهه تمام با<<عمل اجتماعی>> خود اعتباری کم‌نظیر در میان عامه و نخبه شیعیان لبنان و به ‌تدریج در جامعه لبنانی به‌دست آورد.[4]

امام موسی صدر با اشاره به اینکه  حلقه بارزی از سلسله آموزشهای اسلام عبارت است از دعوت به تکریم وگرامی داشت دیگران آن طور که بر هر مسلمانی واجب است که انسانهای دیگر و اموال و آبرویشان را مورد تکریم و احترام قرار دهد. امام موسی صدر در راستای وحدت امت اسلامی به مسئله کرامت انسان اهمیتی فراوان می داد. ایشان معتقد بود که نخستین گام در راه تربیت انسان و ارتقای ‌اندیشه­ی وی درطریق تکامل عبارت است از قرار دادن انسان در مسیری که کرامت خویش را درک کند. در غیر این صورت چه بسا هرگز برای اصلاح وضع خود نکوشد. [5]امام موسی صدراعتقاد داشت اتحاد کلمه و وحدت نیروها و افزایش توانها، تنها برای این نیست که این موارد هدفهای دینی‌اند، بلکه این مسائل با تمامیت زندگی ما و کرامت ما و وجود نسلهای ما مرتبط است وخود مسئله‌ای حیاتی است.[6]

جامعه شیعه لبنان که به دو قسمت جنوب و بقاع تقسیم شده بود؛ از دو فرهنگ متفاوت و دو نظام فکری، اجتماعی و حتی اقتصادی گوناگون نشأت می‌گرفت. امام موسی صدر با صبر، درایت و اجماع‌سازی دو جامعه شیعه را به هم نزدیک کرد و تشکیلات منسجمی به آنها بخشید و سپس آنها را وارد صحنه کلان جامعه لبنانی و حتی بیرون از لبنان کرد.[7]از نکات مهم عملکردش،اولویت دادن به تقویت بنیه مالی و تشکیلات اقتصادی شیعیان قبل از کار سیاسی و مبارزاتی با اسراییل بود. رسیدگی به وضع زندگی خانواده‌های کم‌بضاعت شیعه از برنامه‌های جدی امام موسی صدر بود و در لابلای اینگونه فعالیتهای وسیع که حتی شامل سفر به کشورهای آفریقا و جمع‌آوری کمک از تاجران شیعه بود، ایشان به دین و اعتقادات مردم می‌پرداخت و مبنا بودن این نوع تربیت بر اتخاذ مواضع سیاسی که پشتوانه‌های اعتقادی و اقتصادی نداشته باشد را تأکید می‌کرد. [8]زمانی که امام موسی صدر در سال ۱۳۳۸ وارد لبنان شد، اندیشه و فکر در منطقه خاورمیانه و جهان عرب عمدتاً اصالت خود را از سوسیالیسم و مارکسیسم می‌گرفت. افراد صاحب اندیشه در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به بنیان‌های مادی سوسیالیستی اعتقاد داشتند و در این رابطه متون بسیار گسترده‌ای از زبان‌های غربی به عربی ترجمه شده بود. تفکر و اندیشه اسلامی به تدریج در میان جوانان و تحصیل‌کرده‌ها و گروه‌های حرفه‌ای جامعه وارد می‌شد. امام موسی صدر با تأسیس مرکز مطالعات اسلامی در لبنان، جوانان شیعه را از سوسیالیسم به سوی اسلام هدایت کرد. به عبارت دیگر، در فضای سیاست زده لبنان و دنیای عرب که مکاتبی مانند پان عربسیم، بعثیسم، سوسیالیسم، اگزیستانسیالیسم و… وجود داشتند، امام موسی صدر جوانان را به سوی اعتقادات و اخلاق اسلامی سوق داد؛ با این تفاوت که کار و فعالیت سیاسی را حداقل برای یک دهه مطرح نکرد. ایشان قبل از آنکه مصلح سیاسی باشد، یک مصلح فرهنگی و اجتماعی بود. این نه تنها یک گرایش بلکه در حد یک استراتژی بود. امام موسی صدر در سخنرانی‌ها و متون خود اشاره‌ای کانونی به مفهومی تحت عنوان <<جامعه صالح>>  دارد و معتقد است که در سایه چنین جامعه‌ای اسلامی، ارکان دیگر اسلامی قابل رشد و نمو است.[9]ایشان اعتقاد داشت که کار سیاسی محتاج دین و ایمان است و اگر پشتوانه‌های اعتقادی و اخلاقی کار سیاسی تهی باشد، در نهایت عمل سیاسی مسلمانان فرقی با پیروان دیگر مکاتب نخواهد داشت. او مطرح کرد که پیامبران خدا و ائمه اطهار(ع) در پی قدرت نبودند که برای کسب و حفظ آن از هر اقدامی حمایت کنند.[10]

برخی از ویژگیهای اصلی اندیشه و سیره­ی امام موسی صدر را می­توان اینگونه برشمرد:

انسان شناسی، انفتاح، آزادی، اعتدال، شیوه برخورد با مخالف.

انسان شناسی: یکی از مهمترین محورهای اندیشه امام موسی صدر که توجه به آن می‌تواند بسیاری از فاکتورهای فکری و عقیدتی ایشان را بر ما روشن سازد، انسان‌شناسی و زاویه نگاه ایشان به شخصیت افراد است. این متفکر بزرگ با توجه به یکسری اصول قرآنی و دینی انسان را موجودی ارزشمند و دارای فطرت الهی می‌داند و تاکید می‌کند که به طور کلی نباید نسبت به بشر و ساختار شخصیت آنها بدبین بود. در واقع سیدموسی صدر فی‌نفسه انسان را محترم می‌داند و معتقد است که آدمی به دلیل برخورداری از کرامت، آزادی، توانایی، عقل و... از ارزش ذاتی برخوردار است و چون همه اسمای خداوندی را به شکل نسبی برخوردار است پس ابتدائا موجودی قابل احترام و توجه است. در این وضعیت بدگمانی به انسان، بدگمانی به خداوند محسوب می‌شود و این چنین است که دید و قضاوت نسبت به رفتار آنان نیز تغییر می‌کند. در اصل این سیر اعمال و فعالیت‌های خودسرانه انسان‌هاست که آنها را از گوهر ناب الهی و ارزش‌های شخصیتی‌شان دور می‌کند. در همین راستا امام موسی صدر در عمل نیز التزام خودش را به چنین مبنای فکری نشان می‌دهد و در زمانی که عده زیادی از علما اهل کتاب را پاک نمی‌دانستند ایشان بر پاک بودن این گروه صحه می‌گذارد و رسما این مسئله را اعلام می‌کند.[11]

انفتاح: شاید یکی از اصلی ترین  ویژگی های شخصیتی و اخلاقی امام موسی صدر که به موفقیت‌های گسترده اجتماعی و سیاسی او منتهی شد، خصلت انفتاح او بود. ایشان با همه کس، از هر طبقه و از هر گروه و در هر موقعیت اجتماعی و سیاسی آماده سخن و تعامل بود. خود را به هیچ جریان و شخص و گروهی محدود نمی‌کرد و این آمادگی را داشت که در مورد همه مسایل با افراد به سخن بنشیند. افراد می‌توانستند بدون احساس ناامنی و حقارت، همه سخنان خود را با او در میان بگذارند و از عواقب آن نهراسند.[12]سلوک امام موسی صدر درست در مقابل راه و روش بسیاری در منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان‌نشین است؛ به طوری که عصبانیت، حذف، برتری‌طلبی، غرور بیجا و بسیاری خصایص دیگر مانع از تعامل و گفت‌وگو می‌شود. امام موسی صدر در چنین فضایی از اخلاق اسلامی و تحمل و صبر و خویشتنداری و سعی در اجماع‌سازی بهره می‌برد. لبنان کانون اضداد است و امام موسی صدر در چنین ساختاری با خلق و خوی اسلامی می‌توانست، نه تنها گروه‌های مختلف شیعی را به هم نزدیک کند، بلکه جایگاه معتبر و محترمی برای شیعیان در کلیت جامعه لبنانی ایجاد نماید. از این رو، محبوبیت امام موسی صدر صرفاً به واسطه روحانی بودن و تعلیمات دین او نبود؛ بلکه اخلاقیات و سلوک او نقش مهمی در جایگاه او، نه تنها در لبنان بلکه به تدریج در جهان عرب داشت. او اهل تحمیل نبود و بسیار آزادیخواه بود. خصلت آزادیخواهی در لبنان که گرفتار قوم‌گرایی و تفکیک اندیشه و عمل بود، از ارزش ویژه‌ای برخوردار بود. سخنرانی امام موسی صدر در کلیساها، به شخصیت او و جایگاه شیعیان در جامعه لبنانی اعتبار خاصی بخشید. خبرنگاری در رابطه با سخنرانی امام موسی صدر در یک کلیسای کاتولیک چنین می‌گوید: <<وقتی امام موسی صدر وارد سالن کلیسا شد، مسیحیانی که روی صندلی‌ها نشسته بودند با حسی آمیخته از نگرانی و خوشحالی، او را نگاه می‌کردند. امام موسی صدر با تکان دادن سر خود، به مردم احترام گذاشت. پس از نشستن در جایگاه خود، رییس جمهور سابق لبنان او را معرفی کرد و سپس امام موسی صدر در رابطه با مأموریت مشترک همه ادیان سخنرانی کرد. سخنرانی امام موسی صدر به ‌قدری حضار را تحت تأثیر قرار داد که آنها آرزو می‌کردند که در کلیسا نبود تا می‌توانستند کف بزنند. پس از سخنرانی مردم صف کشیدند تا با امام موسی صدر دست دهند.>>[13]انفتاح امام موسی صدر برای کسب قدرت و محبوبیت فردی نبود؛ بلکه با ورود در کلیساها، ملاقات با سران دولت‌ها و بازدید از مراکز مذهبی و علمی اروپا، قصد او معرفی اسلام و شیعیان و حل و فصل مشکلات آنان بود.[14]

آزادی: زیربنای‌ ساختار اندیشه‌ امام موسی صدر را مسأله‌ << تأمین‌ زندگی‌ اجتماعی‌ شایسته‌ برای‌ انسان‌ >> تشکیل‌ می‌دهد.[15]بر مبنای‌ چنین‌ نگرشی ساختاری‌ و نوعی‌ نسبت‌ به‌ بُعد اجتماعی‌ انسان‌ در اندیشه‌ امام‌ موسی‌ صدر، مسأله‌ << آزادی‌ انسان‌ >> در این‌ عرصه‌ با جدیت‌ مطرح‌ می‌شود. به‌ ویژه‌ آن‌که‌ مسأله‌  آزادی‌ در میزان‌ اثربخشی‌ و نقش‌ انسان‌ سهم‌ بسیار دارد و محور اصلی‌ همه‌ نهادها و سازمان‌های‌ انسانی‌ را تشکیل‌ می‌دهد. بدین‌ معنا که‌ همواره‌ توانایی‌ جامعه‌ انسانی‌ در انجام‌ هر کاری، با معنا و مفهوم‌ آزادی‌ در آن‌ جامعه، ارتباط‌ ساختاری‌ دارد. بدیهی‌ است‌ که‌ امام‌ صدر نیز از این‌ مسأله‌ مهم‌ و محور اساسی‌ و مؤ‌ثر در عملکرد جامعه‌ انسانی، غافل‌ نماند.[16]امام اعتقاد داشت آزادی‌  یکی‌ از پایه‌هایی‌ است‌ که‌ ایمان‌ بر آن‌ استوار می‌گردد و برای‌ دست‌یابی‌ به‌ منافع‌ انسان‌ و برای‌ اثبات‌ ایمان‌ به‌ پروردگار و آفرینندگی‌ او، باید بدان‌ اتکا کرد و در گفته‌های‌ خود، آشکارا به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ می‌کند، << تنها کسانی‌ آزادی‌ انسان‌ را محدود می‌کنند که‌ به‌ فطرت‌ آدمی‌ کافر باشند؛ فطرتی‌ الهی‌ که‌ انسان‌ بر آن‌ خلق‌ شده‌ و پیامبر باطنی‌ و درونی‌ انسان‌ است.>> امام‌ صدر، دو مفهوم‌  آزادی‌ کامل‌  و  آزادی‌ حقیقی‌  را با یکدیگر متفاوت‌ می‌داند و این‌ تفاوت، بیش‌ از آن‌که‌ بیانگر دو  نوع‌  آزادی‌ باشد، در واقع‌ دو مرحله‌ همراه‌ و هماهنگ‌ با یکدیگر را ترسیم‌ می‌کند، که‌ هر یک‌ زیربنای‌ دیگری‌ قرار می‌گیرد. بنا بر آنچه‌ امام‌ بدان‌ اشاره‌ دارد،  آزادی‌ حقیقی‌  آن‌ است‌ که‌ آدمی‌ باید برای‌ تحقق‌ آن‌ بکوشد تا حقیقتِ‌ وجودی‌ خویش‌ را تثبیت‌ کند و آن‌ را به‌ مقتضای‌ ایمان‌ فعال‌ سازد و  آزادی‌ کامل‌  ، از نگاه‌ ایشان، جوهری‌ است‌ که‌ رفتارهای‌ مبتنی‌ بر آزادی‌ و اصول‌ برخورد با مسائل‌ مربوط‌ به‌ آنها، از آن‌ سرچشمه‌ می‌ گیرد. آزادی‌ کامل‌  در واقع‌  بهاء‌ آزادی،  معیار رفتار در سایه‌ آزادی‌ و  مبنای‌ مواجهه‌ انسان‌ با آن‌ است. از دیدگاه‌ امام‌ صدر، آزادی‌ کامل‌ همان‌  حق‌ است‌ که‌ از جانب‌ خداوند نازل‌ شده‌ و حد‌ و مرزی‌ ندارد.[17]

امام‌ موسی‌ صدر، وجود آزادی‌ در زندگی‌ همه‌ انسان‌ها را یک‌ اصل‌ می‌داند و با بیان‌ راه‌ و روش‌هایی‌ که‌ موجب‌ سلب‌ آزادی‌ می‌گردد، پیکار بشریت‌ در برابر عوامل‌ سلب‌ و نفی‌ آزادی‌ را مورد توجه‌ قرار می‌دهد و بر این‌ نکته‌ تاکید می‌کند که‌ آن‌چه‌ امروزه‌ گریبان‌گیر بشریت‌ گردیده، سوغات‌ اردوگاه‌ سیاسی‌ غرب‌ است. از نگاه‌ ایشان، پدیده‌هایی‌ همچون‌ سلطه‌ سیاسی‌ واحد، تحت‌ عنوان‌  <<جهانی‌سازی>>‌  و اصطلاحات‌ سیاسی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ حاصل‌ از آن، به‌ کلی‌ مردود است‌ و بشریت‌ باید با برپایی‌ یک‌ جهاد و مبارزه‌ انسانی، با آن‌ به‌ نبرد برخیزد و خود را از بند آن‌ نجات‌ بخشد. چرا که‌ این‌ سیاست‌ها، روشی‌ برای‌ سلب‌ آزادی‌ انسان، و تلاشی‌ خبیثانه‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از تحقق‌ اراده‌ مقدٌس‌ الهی‌ در آفرینش‌ انسان‌ و هدف‌ اوست.

اعتدال: ویژگی و خصلت بارز دیگر امام موسی صدر در دایره اخلاق و سیاست، اعتدال او بود. لحن، کلام، لغات و مفاهیمی که او در تعامل عادی و سیاسی خود به کار می‌برد، حاکی از فهم طرف مقابل بود. توانایی و هنر اقناع در میان مردم خاورمیانه و کشورهای مسلمان‌نشین بسیار ضعیف است. به دلیل حاکمیت طولانی حکومت‌های استبدادی در این منطقه، فرهنگ سیاسی مردم عموماً حاکی از معاشرت‌های یک طرفه است.[18]به دلیل مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در خاورمیانه و کشورهای عربی، رادیکالیسم و پوپولیسم نیز از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. تندروی در اتخاذ مواضع و خلع سلاح کامل طرف مقابل و به گوشه راندن حاملان دیدگاه‌های مخالف عرف رفتاری در عرصه سیاست خاورمیانه است. یکی از ویژگیهای امام موسی صدر قدرت تفکر تسلسلی او بود که معاصرین او بدین مساله اذعان کامل دارند. توان فکر کردن تسلسلی زمینه‌ساز فهم یک مشکل و حل آن است؛ به واسطه اینکه شخص سعی می‌کند، ابتدا آن را تجزیه کند و قدم به قدم آن را به مرحله استنباط و حل و فصل برساند. اعتدال نه تنها در شخصیت، بلکه در فکر امام موسی صدر نمایان بود و چنین خصلتی باعث جذب افراد و جریان‌ها در جامعه‌ای مانند لبنان که تقسیم‌بندی‌های سرسختی دارد می‌شود.

اعتدال امام موسی صدر جزئی از نظام کنشی- واکنشی ناخودآگاه او بود و در رفتار و کلام و حتی نشستن و برخاستن و سئوال کردن او جلوه داشت. در شرایطی که در منطقه خاورمیانه، افراد رادیکال و تندرو فرصت مطرح شدن را پیدا می‌کنند، امام موسی صدر راه اعتدال که سلوک پیامبران است را انتخاب کرد و در تعاملات خود با دیگران هیچگاه شخصی برخورد نکرد. در عین حال چون امام موسی صدر در مدارهای پیچیده‌ای عمل می‌کرد برای بسیاری رازی کشف‌نشدنی بود.[19]او با ابتکارات خود، فرصتهای زمانه را در اختیار می‌گرفت و به مفروضات و عادات و پایه‌هایی که بسیاری جرأت تغییر آنها را نداشتند، خرده می‌گرفت. اما روش او تقابل نبود؛ بلکه با حوصله، روش تدریجی، اخلاق نیکو و تسلسلی سعی می‌کرد که اصلاحات اجتماعی را بنا نهد. در سال ۱۳۴۹ امام موسی صدر جهت ملاقات با شخصیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای به آلمان می‌رود و در هتلی در هامبورگ اقامت می‌کند که شاه ایران نیز در سفرهای خود در همان هتل اقامت کرده بود.ایرانیان تندرو به امام موسی صدر پیغام می‌دهند که به علت اقامت شاه در آن هتل بهتر است ایشان به هتل دیگری منتقل شود. امام موسی صدر به آنها پاسخ داده بود که بهتر است شاه در سفر بعدی در این هتل اقامت نکند.[20]این نوع برخورد با رادیکالیسم ایرانی حاکی از تعادل فکری و اعتدال در روش و توجه کردن و متمرکز شدن در مسائل اصلی بوده است.

شیوه برخورد با مخالف: خصلت دیگر امام موسی صدر که او را با دیگران در صحنه لبنان و حتی جهان اسلام متمایز می‌نمود، نحوه برخورد و تعامل با مخالفان بود. از آنجا که مرام و عملکرد و جهت‌گیریهای امام موسی صدر منافع بسیاری را در صحنه اجتماعی و سیاسی شیعیان و غیر شیعیان به خطر می‌انداخت،به طور طبیعی و با گذشت زمان، مخالفین و حتی دشمنان بسیاری پیدا کرد.[21] ویژگی‌‌ مهم‌ امام‌ موسی‌ صدر داشتن‌ روحیه‌ تساهل‌ وتحمل‌ عقیده‌ دیگران‌ بود و با داشتن‌ این‌ روحیه‌ توانست‌ در غالب‌ کلیساهای‌ مهم‌ به‌ دیدار و سخنرانی‌ بپردازد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برخی‌ از مسیحیان‌ او را مسیح‌ زمان‌ قلمداد کردند.[22] امام موسی صدر هیچ‌گاه‌ در مقام‌ تحمیل‌ عقیده‌ خود بر نمی‌آمد وهر کسی‌ را نسبت‌ به‌ آئینش‌ احترام‌ می‌گذاشت. او می‌دانست‌ که‌ ادیان‌ الهی‌ تحمیل‌ کردنی‌ نیست‌ وهر کس‌ باید با اختیار واشتیاق‌ خود آئینی‌ را بپذیرد:<<لااکراه‌ فی‌ الدین‌>>.[23]امام موسی صدر در هیچ مقطعی در پی حذف مخالفین خود نبود و بسیاری از مسایل را به روی خود نمی‌آورد. کاری را به کسی تحمیل نمی‌کرد و شاید بارزترین ویژگی امام موسی صدر در دایره اخلاق و سیاست در رابطه با مخالفین خود این بود که بدگویی کسی را نمی‌کرد. این خصلتها تاکتیک نبودند، بلکه در شخصیت امام موسی صدر به طور عمیقی نهادینه شده بودند.

 امام موسی صدر با تکیه بر فرهنگ اصیل اسلامی مفاهیمی همچون: <<نه شرقی و نه غربی>>، <<ظلم ستیزی>>، <<مقاومت در برابر اسراییل>>، <<فرهنگ شهادت>>، <<مبارزه با حرمان>>،<<سازندگی و توسعه>>،  <<آزادی بیان>>، <<گفتگوی ادیان>>، <<دموکراسی>>، <<جامعه مدنی>> و... را سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وارد فرهنگ سیاسی و اجتماعی  شیعیان لبنان کرده بود و آنان را با این مفاهیم آشنا نموده بود. همچنین وی اولین پرچمدار فرهنگ <<گفتگو>> بشمار می رفت، آنهم در تمامی زمینه ها چون گفتگوی ادیان و مذاهب، گفتگوی تمدنها، گفتگوی طوایف و گروهها و.... همچنین شعار زیبای <<گفتگو، تفاهم، نزدیکی>> مورد تاکید دائمی وی بود. [24]

  

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشتها



[1] - محمد نخی، << تقریب مذاهب؛ هم استراتژی هم تاکتیک‌>>

(http://bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=show&aid=24871&query=2YXZiNiz24wg2LXYr9ix)

[2] - << امام‌ موسی‌ صدر و تجدید بنای‌ فکر دینی‌>> ( (http://imamsadr.ir/aboutimam/show.php?id=118

Fouad Ajami, The Vanished Imam, Ithaca:Cornell University Press, 1986, p.90.-[3]

Ibid,PP.96-97.-[4]

[5] - نخی، پیشین.

[6] - همان

Ibid, pp.119-124-[7]

[8] - محسن کمالیان و علی اکبر رنجبر کرمانی، عزت شیعه، تهران: انتشارات صحیفه خرد، ص156.

[9] - امام موسی صدر، ادیان در خدمت انسان:جستارهایی درباره دین و مسائل جهان معاصر، به اهتمام و ترجمه­ی موسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر ،تهران: مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر،1384،صص191-198.

[10] - << اخلاق و سیاست در زندگی امام موسی صدر>>

(http://bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=show&aid=38675&query=2YXZiNiz24wg2LXYr9ix)

[11] - << درنگی بر اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی امام موسی صدر>>، روزنامه رسالت، (12/6/1387)

Fouad Ajami.op.cit,p.152. -[12]

Ibid,pp.134-135.-[13]

[14] - << اخلاق و سیاست در زندگی امام موسی صدر>>، پیشین.

[15] - << آزادی‌ از دیدگاه‌ امام‌ موسی‌ صدر>>( (http://imamsadr.ir/aboutimam/show.php?id=119

[16] - همان

[17] - همان

[18] - محمود سریع‌القلم، فرهنگ سیاسی ایران، تهران: مؤسسه تحقیقات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۸۶، ص25.

Fouad Ajami.op.cit,p.108-[19]

[20] - محسن کمالیان و علی اکبر رنجبر کرمانی، پیشین، صص126-127.

[21] - << اخلاق و سیاست در زندگی امام موسی صدر>>، پیشین.

[22] - << امام‌ موسی‌ صدر و تجدید بنای‌ فکر دینی‌>>، پیشین.

[23] - همان

[24] - محسن کمالیان و علی اکبر رنجبر کرمانی، پیشین، صص309-313