شاید این رفتار دولت را بسیاری بر اساس نظریات گوناگون ازجمله نظریه رئالیسم تدافعی تبیین کنند اما نکته ای که نباید مورد غفلت قرار گیرد آنست که بهره مندی از نظریه تنها با داشتن شناختی تاریخی می تواند مثمر ثمر واقع گردد که در این نمونه شناخت تاریخی ملت ایران حکم به رفتاری تدافعی در برابر دولت ایالات متحده را صادر نمی کند. باتوجه به صحبتهایی که جاسوسان آزاد شده به محض ورود به خاک کشورشان انجام داده اند می توان گفت که؛ تکرار رفتارهای اینچنینی که شاید تحت تاثیر بده بستانهای پشت پرده است در بلند مدت به نفع ملت و منافع ملی نخواهد بود و تنها سنتی که باقی خواهد گذاشت آنستکه وثیقه برای جاسوس آنهم از نوع آمریکایی و انگلیسی آب رفته زجوی را هیچگاه باز نخواهد گرداند.
بدون تردید در میان نظریات موجود در روابط بین الملل نظریه رئالیسم از هژمونی و جایگاه بی بدیلی برخوردار است. این نظریه که قدمتی به گستره حضور بنی بشر بر روی کره زمین دارد از توسیدید تا به امروز وجود داشته و همواره در تبیین رفتار دولتها در عرصه سپهر سیاست بین الملل بیش از دیگر نظریات موجود مورد استفاده قرار گرفته است. رئالیسم خود از شاخه های گوناگون تشکیل گردیده که رئالیسم تهاجمی یکی از آنهاست. رئالیسم تهاجمی ازجمله اصلی ترین شاخه های مکتب رئالیسم محسوب می شود که به ویژه در سالهای اخیر به وضوح در رفتار سیاست خارجی دولت ایالات متحده متجلی گشته است. این نظریه که توسط اندیشمندانی چون جان میرشیمر مطرح گردیده است با تاکید بر نقش گسترده ساختار بین المللی بر شکل گیری رفتار دولتها وجود ساختار سیستم بین المللی را عاملی می داند که در اثر آن دولتها مجبور می شوند تنها در شرایطی به دنبال تأمین امنیت خود باشند که نسبت به یکدیگر متجاوزانه رفتار کنند. به عبارت دیگر براساس این نظریه تمام دولتها به ویژه قدرتهای بزرگ تنها در شرایطی می توانند امنیت خود را تضمین شده بیابند که در عرصه سیاست خارجی رویکردی تهاجمی داشته باشند.
با عنایت به این نظریه بسیاری از رفتارهای دولت ایالات متحده به ویژه از سال 2000 به این سو را می توان تبیین نمود. این نظریه قابلیت بهره مندی در سطوح منطقه ای و بین المللی را توامان دارد و قدرتهای منطقه ای نیز با عنایت به این نظریه می توانند رفتارهای خود در حوزه سیاست خارجی را تنظیم نمایند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان قدرتی منطقه ای و نظامی که از بدو تاسیس به دلیل داعیه های ضد سیستم خود مورد غضب کنشگران سیستم بین المللی قرار گرفته است به ویژه در شرایط موجود منطقه ای باید بیش از پیش با عنایت به چنین نظریه ای سیاست خارجی و رفتار دستگاه دیپلماسی خود را جهت دهد.
تاریخ سی و سه ساله نظام جمهوری اسلامی ایران به خوبی گویای آنست که غرب به سردمداری دولت ایالات متحده رفتار خود را با عنایت به رفتارهای اتخاذ شده در کشور تنظیم نموده است. همانگونه که تاریخ معاصر کشور و به طور ویژه تاریخ انقلاب اسلامی گواهی می دهد هرگاه دولت جمهوری اسلامی یک گام از حقوق خود کوتاه آمده و بر طبل اعتمادسازی، شفاف سازی و . . . کوبیده است دول غربی با فشاری مضاعف بر خواسته های ملت ایران هجوم آورده اند. بارزترین نمونه برای چنین رفتاری را می توان در سیاست دولتهای غربی در قبال موضوع هسته ای ایران در دوران زمامداری اصلاحات مشاهده نمود. عکس این موضوع نیز صادق است. در طول تاریخ معاصر ایران و به ویژه سه دهه گذشته هرگاه جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر حقوق خود از پشتوانه مردمی خود نهایت بهره برداری را نموده و به رقبای جهانی و منطقه ای باج نداده است دولتهای غربی و منطقه ای از خواسته های ظالمانه خود کوتاه آمده و حقوق ملت ایران را را به رسمیت شناخته اند. این قضیه در موضوعاتی چون حوادث میکونوس و خروج سفرای اروپایی از ایران، پرونده هسته ای و . . . به خوبی هویداست.
اکنون اما برای چندمین بار رفتاری از سوی دستگاه دیپلماسی کشور به رهبری محمود احمدی نژاد صورت پذیرفته که نه با نظریه رئالیسم تهاجمی و نه با ذهنیت تاریخی ملت ایران همخوانی ندارد. امسال نیز به مانند سالهای قبل جاسوسانی این بار از نوع آمریکایی و نه انگلیسی با گذاردن وثیقه آزاد شده اند. شاید این رفتار دولت را بسیاری بر اساس نظریان گوناگون ازجمله نظریه رئالیسم تدافعی تبیین کنند اما نکته ای که نباید مورد غفلت قرار گیرد آنست که بهره مندی از نظریه تنها با داشتن شناختی تاریخی می تواند مثمر ثمر واقع گردد که در این نمونه شناخت تاریخی ملت ایران حکم به رفتاری تدافعی در برابر دولت ایالات متحده را صادر نمی کند. باتوجه به صحبتهایی که جاسوسان آزاد شده به محض ورود به خاک کشورشان انجام داده اند می توان گفت که؛ تکرار رفتارهای اینچنینی که شاید تحت تاثیر بده بستانهای پشت پرده است در بلند مدت به نفع ملت و منافع ملی نخواهد بود و تنها سنتی که باقی خواهد گذاشت آنستکه وثیقه برای جاسوس آنهم از نوع آمریکایی و انگلیسی آب رفته زجوی را هیچگاه باز نخواهد گرداند و تنها جمهوری اسلامی را به موضع ضعف خواهد کشاند.
لینک یکتا:
http://www.irdc.ir/fa/content/14390/default.aspx