با نگاهی به حوادث اخیر منطقه خاورمیانه و پیامدهای آن در دیگر كشورهای عربی و اسلامی میتوان دریافت كه پس از گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی ایران كه تجلی تحقق اراده مردم در تغییر نظام حاكم و سرنگونی رژیم طاغوت بود، خواست اكثریت مردم كه در ادبیات انقلاب اسلامی با عنوان مستضعفین و مظلومانِ سیاستهای مستكبرانه حاكمان شناخته میشوند، توانست ضربه ی سختی را بر پیكره ی حكومتهای دیكتاتور مآب و دست نشانده وارد سازد.
به پاخاستن مردم در تونس،مصر،لیبی،بحرین و یمن مضاف بر آنكه توانست مطالبه آنان برای تغییر حكومت كشورشان را محقق سازد یا اینكه دست كم ثابت كرد كه آتش خشم مردم هرچند كه در زیر خاكستر سركوب پنهان شده باشد ،روزی شعله ور خواهد شد و دودمان ظالمان را میسوزاند، توانست نقش مهمی را نیز در احیاگری كرامت انسانی ملت های منطقه بر مبنای آموزه ها و اصول اسلامی ایفا نماید.
اما این پایان ماجرا نبود. بیداری اسلامی فطرت ظلم ستیز انسانی را مخاطب قرارداده و عدالت طلبی و مبارزه با ستم را را در مردم كشورهای مختلف زنده كرده است. از سوی دیگر ناكارآمدی نظام لیبرال-دموكراسی غربی كه بر مبنای منفعت طلبی و استثمارگری اصحاب زر و زور بناشده نیز، امری اثبات شده میباشد و این بیداری فطری سبب شده تا دامنه ی احیای كرامت انسانی به خاورمیانه محدوده نشده و پا فراتر از آن گذارد.
پیش روی بیداری تا قلب اروپا را اردیبهشت ماه امسال، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش نموده و وعده ی قیام مردم بر علیه نظام سرمایه داری غربی را به دنیا دادند.
"فقط این نیست كه در كشورهای شمال آفریقا و منطقه‌ی غرب آسیا كه امروز ما در آنجا قرار داریم، حركات بیداری‌ای به وجود آمده باشد؛ این حركت بیداری تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزی پیش خواهد آمد كه همین ملتهای اروپائی علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانی كه آنها را یكسره تسلیم سیاستهای فرهنگی و اقتصادی آمریكا و صهیونیسم كردند، قیام خواهند كرد. این بیداری، حتمی است. حركت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست؛ حركت عظیمی است. "
حال پس از گذشت فقط چند ماه، نه فقط قلب اروپا كه سرسلسله ی نظام های استكباری غرب یعنی ایالات متحده آمریكا نیز به كانون اعتراضات مردمی در قبال پایمال شدن حق اكثریت مردم توسط اقلیت سرمایه دار تبدیل شده است.
هرچند كه غرب می كوشد جنبش فتح وال استریت و تجمعات اعتراضی در بسیاری از كشورهای اروپایی از جمله انگلیس، فرانسه،آلمان و یونان را با استفاده از بایكوت خبری و سركوب نظامی بی اهمیت جلوه دهد، اما مردم دنیا دریافته اند كه نفس های نظام سلطه غربی به شماره افتاده است. غرب كه تا پیش از این با شعار دروغین دموكراسی سعی میكرد با منش پدرسالارانه كشورهای مختلف از جمله ایران را به نقض حقوق بشر متهم كند، هم اكنون برای سركوب معترضان راهی به جز دستگیری و ضرب و شتم آنان نمی یابد.
اما از سوی دیگر، فریاد اعتراض ملت ها در گوش ابرقدرتها، پیكره غرب مستكبر را به لرزه انداخته است. گویا ثمره بیداری مردم، فروبردن سلطه گران به خوابی ابدی ست كه آنان را برای همیشه از صحنه سیاسی دنیا محو سازد.
آنچنان كه امام راحل نویدن ازهم پاشیدن نظام كومونیستی شوروی را داد براساس پیش بینی رهبر انقلاب ، دیری نخواهد پائید كه نظام لیبرال دموكراسی غربی را نیز در كنار نظام كومونیستی در موزه ها جستجو كرد.