امروز در جامعه ما نیز اقشاری چون فوتبالیستها به راستی تجلی آن تعبیر زیبای مرحوم آل احمد در چند دهه گذشته می باشند. افرادی كه به یكباره بدون آنكه هیچ برداشتی از فوتبال حرفه ای و جوانمردانه داشته باشند پولهای حرفه ای و كلان می گیرند اما هنوز همان شخصیت دوران پیشا تمدنی خود را حفظ كرده اند و هر روز اخبارشان یا از پارتی ها و مجالس فساد به گوش می رسد و یا آنكه مشغول تمرین صحنه های مستهجن در زمین مقدس فوتبال هستند.
اولین بار كه قصد داشتم یادداشتی پیرامون فوتبال ایرانی و ارتباط آن با فرهنگ بدوی بنویسم زمانی بود كه یكی از فوتبالیستهای دلیر و باغیرت ایرانی در هواپیما با دست زدن به اقدامی احمقانه و نابخردانه با اعلام آنكه هواپیما در حال سقوط است رعب و اضطراب فراوانی را به سرنشینان هواپیما تزریق كرده بود. به دلایل متعدد ازجمله دل بستن به تنبیهات وارده ازسوی كمیته های انضباتی باشگاه پرسپولیس و فدراسیون از این كار منصرف شدم. امروز و با مشاهده تصاویر بازی پیروزی-داماش به این نتیجه رسیدم كه تمام آن امیدها به راستی سرابی بیش نبوده و عبرت در این قوم كالای گرانبهاییست و به قول یكی از دوستان به سهولت یافت می نشود. هرچند تنبیهی كه نتیجه اش گرفتن حقوق ماهیانه و چند ماه مفت خوری بیشتر و چاق و چله تر شدن از كیسه ملت باشد به راستی نه تنها عبرت كه حتی ترغیباتی جدی را برای اقدامات مشابه شخصی كه قرار بوده است متنبه گردد حاصل می آورد. وقایع بازی پیروزی-داماش به خوبی این تئوری را تائید می كند كه به راستی در قوم فوتبالیست عبرتهایی كه امروز از آنها بهره برده می شود ضمانت اجرایی خاصی ندارد.
شاید آن زمان كه جلال آل احمد اصطلاح «بدویت موتوریزه» را برای وهابیون ساكن عربستان به كار می برد فكرش را هم نمی كرد كه در سالهای نه چندان دور همین اصطلاح قابلیت كاربرد برای عده ای از جوانان ایرانی كه به شغل «فوتبال بازی» مشغول هستند را داشته باشد. مقصود آل احمد از به كار بردن چنین اصطلاحی در آن روزگار بر گرایش افراطی جامعه وهابی عربستان به استفاده از محصولات غربی استوار بود. جامعه ای كه در روزگاری به شكل تام و تمام هرآنچه از غرب می آمد را نفی میكرد با حفظ فرهنگ و سنت بدوی خود با استفاده از رانت درآمدی گسترده ای كه از طریق پولهای یامفت نفت به دست آورده بود به گونه ای افراطی به خرید كالاها و محصولات بنجل و لوكس غربی مشغول بود و با نفی مطلق غرب از میوه های آن تمدن بهره ها و استفاده فراوان می برد. امروز در جامعه ما نیز اقشاری چون فوتبالیستها به راستی تجلی آن تعبیر زیبای مرحوم آل احمد در چند دهه گذشته می باشند. افرادی كه به یكباره بدون آنكه هیچ برداشتی از فوتبال حرفه ای و جوانمردانه داشته باشند پولهای حرفه ای و كلان می گیرند اما هنوز همان شخصیت دوران پیشا تمدنی خود را حفظ كرده اند و هر روز اخبارشان یا از پارتی ها و مجالس فساد به گوش می رسد و یا آنكه مشغول تمرین صحنه های مستهجن در زمین مقدس فوتبال هستند.
این اتفاق برای بسیاری از افرادی كه ره صدساله را یك شبه می روند ممكن است اتفاق بیفتد. اما نكته ای كه باید از سوی سیاستگذاران امر ورزش به ویژه فوتبال مورد مداقه قرار گیرد آنست كه فوتبال ایرانی اگر قرار است حرفه ای شود در تمام اركان و ابعادش باید حرفه ای شود و به طور ویژه در مباحث فرهنگی؛ چراكه بد یا زشت الگوهای امروزی نوجوانان و جوانان ایرانی همین فوتبالیستهایی هستند كه معمولا از پارامترهای بالای اجتماعی و فرهنگی نیز برخوردار نیستند.[1] اما در پایان سوالی كه مطرح می گردد آنست كه چرا جامعه ایرانی باید با تبعیت مطلق از مدل زندگی آمریكایی و اروپایی به ترویج این انگاره های مسموم و جرثومه های فساد بپردازد.
پی نوشتها
[1] - كافیست به تهدیدات هفته گذشته علی پروین(كه به گفته بسیاری از فوتبال دوستان سلطان فوتبال ایران است) علیه عادل فردوسی پور مراجعه گردد تا نوع فرهنگ، جامعه شناسی و روانشناسی اكثر فوتبالیستهای ایرانی مشخص گردد.