امروز پس از گذشت  حدود سه دهه از تشكیل هسته اولیه حزب الله لبنان، این گروه سازمان یافته توانسته تا حد زیادی جایگاه واقعی شیعیان در لبنان را احیاء نماید. در عرصه خارجی نیز ایستادگی در برابر رژیم اشغالگر قدس از مهمترین دستاوردهای حزب الله لبنان بوده است. قرار گرفتن حزب الله در لیست گروه های تروریستی، تلاش اسرائیل برای ترور مقامات عالی رتبه این جنبش و .... همه و همه نشان می دهد كه حزب الله گروهی توانمند بوده و هست و این توانمندی خشم دشمنان اسلام سیاسی را به دنبال داشته است.

بر این اساس و با توجه به جایگاهی كه حزب الله در حال حاضر در درون كشور لبنان و منطقه بحران خیز خود دارد، این مقاله قصد دارد بسترها و دستاوردهای این گروه را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا ، در یك سلسله مطالب به بررسی حزب الله لبنان خواهیم پرداخت. اكنون در این قسمت از این سلسله مطلب قصد داریم بسترهایی را كه به ایجاد حزب الله لبنان انجامید، به بحث و بررسی بگذاریم.

از نگاه این نوشتار، بسترهای تشكیل و ایجاد حزب الله را می توان به دو دسته ، بسترهای سلبی ایجاد حزب الله و بسترهای ایجابی آن تقسیم نمود. منظور از بسترهای سلبی، آن دسته از عواملی است كه به عنوان معضل، مشكل و مانع وجود داشتند و شاید اكنون نیز به طور كامل برطرف نشده باشند و حزب الله برای حل و رفع آن مشكلات پا به عرصه وجود نهاد. منظور از بسترهای ایجابی  نیز آن دسته از عواملی هستند كه در تشكیل حزب الله الهام بخش بوده و یا به عنوان یك نیرو دخالت مستقیم در ایجاد آن داشته اند. در ادامه این مطلب هر كدام از این عوامل را به طور مستقل و مجزا مورد بررسی قرار می دهیم و در نهایت جمع بندی می كنیم.

1-     بسترهای سلبی تشكیل حزب الله لبنان

1-1-          آشفتگی قومی در لبنان  و مظلومیت شیعیان

لبنان كشوری متشكل از قومیت های مختلف است. شیعیان، سنی ها، مسیحیان مارونی در این كشور در كنار هم زندگی می كنند. حضور این قومیت های ناهمسان پتانسیل ایجاد تنش را در این كشور ایجاد نموده است. «فرانسویان در سال 1920 با ایجاد لبنان بزرگ كه شامل یك اقلیت مهم مسلمان می شد این كشور را به صورت یك بمب تاخیری در آوردند كه زمان انفجار آن را تحولات جمعی تعیین می كرد.»]1[ مشكل زمانی حاد شد كه «در دهه 1950 مسلمانان اكثریت پیدا كردند و در نتیجه استواری نهادهایی كه بر پایه مسیحیان بنیاد شده بودند، متزلزل گردید.»]2[ در این میان اوضاع شیعیان بیش از دیگر گروه های مذهبی وخیم بود. پس از استقلال لبنان در سال 1943 قانونی طایف ای در این كشور حاكم شد كه در آن سمت های مهم و اساسی كشور میان قومیت های مختلف تقسیم شد. بر اساس این قانون، رئیس جمهور از بین مارونی ها، نخست وزیر از میان اهل تسنن و رئیس مجلس از میان شیعیان برگزیده می شد. سمت های مهم نظامی و وزارتی دیگر نیز عملا در دست اهل تسنن و بیشتر از آن در دست شیعیان بود. از نظر اقتصادی نیز شیعیان در محرومیت به سر می بردند. این محرومیت ها شامل عدم وجود تسهیلاتی چون راه، بیمارستان، آب آشامیدنی، برق، زیربناهای ضروری برای توسعه صنعت و كشاورزی و ...بوده است. علاوه بر این محرومیت های سیاسی و اقتصادی، محرومیت های اجتماعی همچون ظرفیت20 درصدی شیعیان جذب در دانشگاه های كشور كه باعث هدر رفت استعدادهای جوانان شیعه می شد، نیز وجود داشت. همه این مسائل دست به دست هم می داد تا شیعیان كه از جهات مختلف در محرومیت به سر می بردند، جذب شعارهای احزاب چپ تحت حمایت شوروی بشوند و به عضویت این گروه ها در بیایند. در چنین اوضاعی بود كه امام موسی صدر با تشكیل جنبش امل به داد شیعیان رسید. لیكن ربوده شدن وی از یك طرف و اختلافی كه با پیروزی انقلاب اسلامی در درون جنبش امل افتاد، باعث شد تا حقوق شیعیان همچنان در حاشیه باقی بماند. این مشكل تا زمان روی كار آمدن حزب الله به قوت خود باقی بود.

2-1-حملات رژیم صهیونیستی به لبنان

اسرائیل كه اساس و بنیاد آن با مهاجرت ناگهانی یهودیان به فلسطین بنیان و گسترش یافت، طی چند جنگ متمادی با دولت های عربی توانست قلمرو خود را گسترش دهد. تشتت آرا میان جهان عرب، خمودگی میان آنها و منافع استبدادی و شخصی حاكمان این كشورها، بازی ها و اشتباهات در یارگیری های بین المللی، كمك های متمادی و تمامی ناپذیر  ابرقدرت ها به اسرائیل همه و همه باعث شده تا اعراب تا به اكنون نتوانند روبروی اسرائیل بایستند. در این میان تنها درگیری های چریكی و پراكنده رزمندگان فلسطینی بوده كه توانسته تا حدود زیادی خواب آرام اسرائیل را به هم بزند. بخشی از رویارویی فلسطینی ها در برابر اسرائیل از درون خاك لبنان صورت می گرفت. صهیونیست ها كه از حملات فلسطینی ها به تنگ آمده بودند، سرانجام برای رویارویی با آنها وارد خاك لبنان شدند. اینگونه بود كه تاخت و تاز اسرائیلی ها به لبنان از سال 1967 آغاز شد. طبیعی است كه بگوییم حملات اسرائیلی ها به لبنان كه گاهی حتی به بیروت نیز كشیده می شد، مشكلات فراوانی را برای لبنانی ها و به طور ویژه برای شیعیان به همراه داشت. قطعا مهمترین مشكل، مسئله امنیت بود.

اینگونه است كه از نگاه بسیاری از تحلیل گران علت العلل تشكیل حزب الله لبنان تجاوز گسترده نظامی رژیم صیونیستی به لبنان در ژوئن 1982 است. «بنابراین گزافه نیست كه اگر حزب الله لبنان را «مولود مقاومت علیه اشغالگرای اسرائیل بنامیم.» این مسئله ای است كه رهبران حزب الله با افتخار به آن معترفند. تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان در سال 1982، تنها شكستی بزرگ برای اعراب نبود، بلكه تیر خلاصی به نظریه ملی گرایی عربی و ایدئولوژی احزابی همچون حزب بعث، احزاب سوسیالیست و كمونیست و احزاب ناصری بود. در واقع از این تاریخ به بعد بود كه اسلام گرایان عرب با توان و پتانسیلی مضاعف، عرصه مبارزه با اسرائیل را به انحصار خود در آوردند.]4[

بیانیه حزب الله لبنان در مورد ژوئن سال 1984 و به مناسبت روز جهانی قدس، به خوبی اهمیت مبارزه با اسرائیل را برای این جنبش نشان می دهد:

«موضوع جنوب لبنان، موضوعی اسلامی است و جهاد مومنان در جنوب لبنان و بقاع غربی، فقط برای باز پس گیری خاك لبنان نیست؛ بلكه برای ]آزاد سازی[ قدس و حركت به سمت قدس می باشد. بر این اساس، جنگ ما با اسرائیل بعد از خروج اسرائیل از جنوب لبنان و بقاع غربی لبنان، به هیچ وجه پایان نخواهد پذیرفت»]5[

2-      بسترهای ایجابی تشكیل حزب الله لبنان 

1-2-حضور شخصیت های مجرب

هسته اولیه حزب الله از میان نیروهایی بود كه در جنبش امل حضور داشتند. افرادی كه رویكرد جنبش امل را نمی پذیرفتند و تمایل به همكاری و الهام گیری از انقلاب اسلامی ایران داشتند. با شروع بعضی از روحانیون بازگشته از حوزه علمی نجف به لبنان، نقطه آغازین حركت فعال علمای دینی در دهه 1960 شكل گرفت. برگزاری جلسات درس و سخنرانی و گفت و شنودهای فرهنگی، پرسش ها و توجه مردم را به برداشت تازه ای از نقش اسلام در زندگی برانگیخت. البته در ابتدای راه این فعالیت ها گسترده نبود و شیوه امامت جماعت در مساجد و ارائه دروس دینی را در روستاها برگزیده بود، به تدریج تشكل های كوچكی در چارچوب جمعیت های كه فعالیت های فرهنگی و خدماتی ایفا می كرد، با محوریت علمای دینی كه بر همه فعالیت های نظارت داشتند. از جمله شخصیت هایی كه بسیار به شیعیان لبنان تاثیرگذار بودند می توان به آیت الله شیخ محمد مهدی شمس الدین و آیت الله سید حسین فضل الله اشاره نمود.]6[

در نخستین سال های تاسیس حزب الله، آیت الله سید محمد حسین فضل الله ارتباطی عمیق با حزب الله داشت. درهنگام تاسیس حزب الله، كسانی كه از دیگر گروه های اسلامی به آن می پیوستند، علامه فضل الله را به عنوان الگویی كه تجلی بخش باورهای آنان بوده است، می شناختند و او را دارای دیدگاه های اسلامی آگاهانه و پویا به ویژه در جانبداری از رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره) می دانستند]7[.

2-2- وقوع انقلاب اسلامی در ایران

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از تحلیل ها در مورد ایران را به چالش طلبید. شاید تا چند سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی كمتر تحلیل گری می توانست پیش بینی كند كه در ایران انقلابی با رنگ و بوی مذهبی رخ بدهد.در حالی كه در كنار نیروهای مذهبی، نیروهای ملی، نیروهای چپ متمایل به شوروی نیز حضور داشتند و به مبارزه علیه رژیم شاه می پرداختند، اما در نهایت این نیروهای مذهبی بودند كه توانستند ایدئولوژی انقلاب را بر اساس مذهب تشیع بنیان نهند و سازماندهی مردم را در چارچوب مساجد و اماكن مذهبی و مردمی پوشش دهند و  رهبری انقلاب را زیر لوای امام خمینی(ره) بر عهده گیرند. اینگونه بود كه این باور كه «مذهب افیون توده هاست»، به كلی به چالش كشیده شد. برعكس نشان داده شد كه مذهب می تواند یك عامل رهایی بخش، سازمان دهنده و انگیزه دهنده باشد.

بدین ترتیب مسلمانان اقصی نقاط جهان به این واقعیت واقف شدند كه اسلام می تواند آنها را از چنگال استبداد، استعمار و از هم گسیختگی رهایی بخشد و به سوی رهایی، استقلال و وحدت پیش برد. این مسئله در مورد شیعیان لبنان نیز صادق بوده است. انقلاب ایران برای شیعیان لبنان به مثابه یك الگو بود. این مسئله به كرات به وسیله رهبران حزب الله مورد تاكید قرار گرفته است. فراتر از آن حتی رهبران جمهوری اسلامی و حزب الله نیز معترفند كه حزب الله تا حد زیادی الهام گرفته از انقلاب اسلامی است. جدای از این الهام گیری و ایده بخشی، جمهوری اسلامی به شیوه های مختلف و با كمك های تجهیزاتی، مادی و دیپلماتیك در تشكیل  و ایجاد حزب الله نقش اساسی داشته كه در مقاله ای جدا به آن خواهیم پرداخت.

عبارات شهید چمران به خوبی بیانگر اهمیت و وزنه انقلاب اسلامی نزذ شیعیان لبنان است. او اشاره می كند كه با مفقود شدن امام موسی صدر شیعیان لبنان یتیم شدند و اگر پیروزی انقلاب اسلامی نبود، زندگی بر مردم شیعه ی لبنان محال بود. به همین دلیل است كه بزرگ ترین تظاهرات در حمایت انقلاب اسلامی در خارج از كشور در لبنان برگزارمی شود.]8[

جمع بندی

در این مقاله تلاش نمودیم تا برخی از عوامل مهم تشكیل حزب الله لبنان را برشماریم. آشفتگی قومی در لبنان و مظلومیت شیعیان و همچنین حضور اسرائیل در منطقه و حملات پیاپی آن را به عنوان عوامل سلبی تشكیل حزب الله برشمردیم. بعلاوه به حضور علما و شخصیت های برجسته و مهمتر از آن وقوع انقلاب اسلامی را به عنوان عوامل ایجابی اشاره كردیم. قطعا وزنه همه این عوامل به یك اندازه نیست ولی وجود همه این عوامل در كنار هم به عنوان پازلی عمل نموده است كه توانسته موجبات ایجاد یك نیروی سیاسی قدرتمند را در لبنان به وجود آورند. دوام حزب الله نیز تا حد زیادی به دلیل حضور و وجود این عوامل است. عوامل ایجابی ایجاد این جنبش همچنان باقی است. یعنی شخصیت های برجسته بسیاری همچنان همراه این جنبش هستند. برخی از این شخصیت ها پرورش یافته خود جنبش هستند. جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان بیش از پیش همراه با حزب الله است. مشكلات و معضلات نیز تا حدی باقی است. اگرچه مشكلات شیعیان تا حد بسیار زیادی حل شده و  اكنون آنان از وضعیت بهتری برخوردار شده اند، لیكن مشكل اسرائیل همچنان پابرجاست. البته در نبردهای حزب الله و اسرائیل، به خصوص جنگ 33 روزه، حزب الله پیروز مند بیرون آمد. مسئله ای كه در بخش های بعدی بدان بیشتر خواهیم پرداخت. این پیروزی ها قدرتمندتر شدن حزب الله را به دنبال داشته است. اگرچه اسرائیل همچنان در منطقه حضور دارد و دولت های عربی در برابر آن ناتوانند. بنابراین تقویت مقاومت حزب الله از رسالت های مهم جهان تشیع است.

منابع

1-ژان پی یر دینیك، خاورمیانه در قرن بیستم، بی جا، انتشارات جاویدان، 1368، ص 275

2-همان، ص 276

3-صادق غفوری سبزواری،حزب الله لبنان، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 19-23

4- مسعود اسداللهی، جنبش حزب الله لبنان؛ گذشته و حال، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردی، 1382،ص 135-136

5-همان، ص 123

6- شیخ نعیم قاسم، حزب الله لبنان: خط مسی، گذشته و آینده آن، ترجمه: محمد مهدی شریعتمدار، تهران، انتشارات اطلاعات، 1383، ص 17-23

7- همان

8- صادق غفوری سبزواری، همان، ص 57-58