سناریوی چهارم فارغ از نگاه بیرونی و ساختاری به تصمیم اخیر اتحادیه اروپا با نگاهی درونگرایانه علت اصلی اقدام اخیر اروپا در تحریمهای نفتی علیه ایران را در وضعیت داخلی دولتهای اروپایی جستجو می نماید. بر این اساس اوضاع آشفته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی كشورهای اروپایی عامل اصلی گسترش تحریمها علیه ایران بوده است. این سناریو با تاكید برآنكه اولین متضرر از تحریم نفتی ایران خود دولتهای اروپایی هستند معتقد است كه فرار دولتهای اروپایی از زیر بار مسئولیت پاسخدهی به مردم كشور خود و انحراف افكار عمومی در این كشورها به سوی تهدید خودساخته "تروریسم جهانی" كه اینبار در بحث هسته ای جمهوری اسلامی ایران متجلی گشته است عامل اصلی اینگونه اقدامات ازسوی دولتهای اروپاییست.
وزیران امورخارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه سوم بهمن ماه در نشستی در بروكسل رسما بر سر توقف خرید نفت از ایران به توافق رسیدند. تحریمهای جدید اتحادیه اروپا به منظور افزایش فشارها برای توقف فعالیتهای هسته ای ایران اعمال می شود. این تحریمها كه به تصویب نمایندگان 27 كشور عضو اتحادیه اروپا رسیده است، شامل توقف فوری امضای قراردادهای جدید با ایران برای خرید و فروش نفت خام و فرآورده های نفتی و پایان قراردادهای جاری تا 11 سپتامبر سال جاری میلادی می شود. بنابر تحریمهای اتحادیه اروپا، از اول ماه جولای، خرید نفت از ایران ممنوع میشود. اقدام قابل پیش بینی اتحادیه اروپا كه به رهبری فرانسه و آلمان صورت پذیرفت، از زوایای گوناگون قابل بررسی است.
اولین سناریویی كه در تحلیل و بررسی اقدام اروپا قابل بررسی است سیاست دنباله روی این اتحادیه از آمریكاست، سیاستی كه به ویژه پس از پایان جنگ دوم جهانی و تجویز طرحهایی چون طرح مارشال ازسوی آمریكا برای بازسازی اروپای ویران همواره ازسوی دولتهای اروپایی دنبال شده است. اروپا بارها در طول سالهای جنگ سرد و نیز در دوران پس از جنگ سرد نشان داده است كه توان اقدام مستقل از ایالات متحده را ندارد و از ابعاد گوناگون امنیتی، سیاسی و اقتصادی نیازمند همراهی دولت آمریكاست. اقدام اخیر اتحادیه اروپا در تشدید تحریمها علیه ایران هرچند قابلیت بررسی از این زاویه را نیز داراست، با اینحال شواهد و قراین و به ویژه نوع اجماع حاصل شده در این امر خود گویای نكات قابل تاملیست. در نوبتهای قبل هربار اتحادیه تصمیمی مبنی بر گسترش تحریمها علیه ایران را در دستور كار قرار می داد بسیاری از دولتها ازجمله آلمان و ایتالیا كه از لحاظ تجاری مراودات گسترده ای را با جمهوری اسلامی ایران ترتیب داده اند به دلیل زیانهای قابل پیش بینی از گسترش تحریمها علیه ایران با این امر لااقل در مراحل اولیه مخالفت می كردند اما اینبار به رغم وجود همان وضعیت شاهد اجماع مصنوعی اعضا در تصمیم اتحادیه برای گسترش تحریمها به ویژه ازسوی دولتهای اصلی اتحادیه هستیم. این امر گویای این واقعیت است كه دلیل تصمیم اخیر اتحادیه را در متغیرهای دیگری غیر از متغیر سیاست دولتهای اروپایی در دنباله روی از آمریكا باید جست.
سناریوی دیگری كه پیرامون رفتار اروپا و همراهی تمام عیار دولتهای عضو اتحادیه اروپا علیه منافع ملی ایران مطرح می گردد به منافع مجموعه اتحادیه اروپا و نیز دولتهایی چون ایتالیا و یونان كه بیش از دیگر كشورهای عضو به نفت ایران وابستگی دارند باز می گردد. براساس ادعای مقامات دولتهای اروپایی نفع جمعی دولتهای اروپایی در تصمیم اخیر اتحادیه علیه ایران را نیز نمی توان دلیل اصلی چنین تصمیمی قلمداد نمود. به عقیده بسیاری از متخصصین و كارشناسان مسائل اروپا، دولتهایی چون یونان و ایتالیا نه تنها در این اقدام نفعی نداشته اند بلكه تنها به دلیل فشارهای ساختاری وارده اتحادیه كه در راس خود دولتهای فرانسه، آلمان و اكنون انگلستان را می بیند تن به انجام این كار داده اند، آنهم نه در راستای منافع ملی خود بلكه در راستای منافع طبقاتی طبقه فراملی امپریالسم جهانی كه حاكمین این دولتها بخشی از این طبقه سرمایه دار جهانیند.
سناریوی سوم بر نقش مستقیم دولت آمریكا برای ایجاد اجماع حداكثری علیه جمهوری اسلامی ایران در بحث هسته ای تاكید دارد. بر اساس این سناریو دولت آمریكا در راستای تثبیت جایگاه هژمونیك خود در سپهر سیاست بین الملل دولتهای اروپایی را مجبور به پذیرش این امر نموده است. براساس این سناریو دولتهای اروپایی به رغم مخالفت با این تصمیم تنها از روی اجبار ساختاری سیاست بین الملل و در راستای سیاستهای جهانی دولت آمریكا با این امر موافقت نموده اند. براساس این سناریو دولتهای اروپایی متناسب با تصمیم اتخاذ شده در انتظار تنبیه و یا تشویق نشسته اند. این سناریو كه براساس منطق تك قطبی نظام بین الملل استوار گردیده است نیز به خوبی بیان كننده دلیل اقدام اخیر اروپا علیه ایران نیست. اول آنكه از لحاظ نظری بسیاری از نظریه پردازان روابط بین الملل قایل به وجود نظام تك قطبی در دوران پس از جنگ سرد نیستند و نظم سلسله مراتبی غیردستوری را در تبیین وضعیت فعلی نظام بین الملل مورد تاكید قرار داده و می دهند. دوم آنكه نگاه تاریخی به عملكرد دولتهای اروپایی در قبال چنین موضوعاتی به خوبی ناظر بر عدم وجود نظم تك قطبی مذكور است. مخالفت برخی از دولتهای اروپایی به ویژه دولت آلمان با تهاجم نظامی آمریكا علیه عراق از برجسته ترین نمونه های این امر می باشد.
سناریوی چهارم فارغ از نگاه بیرونی و ساختاری به تصمیم اخیر اتحادیه اروپا با نگاهی درونگرایانه علت اصلی اقدام اخیر اروپا در تحریمهای نفتی علیه ایران را در وضعیت داخلی دولتهای اروپایی جستجو می نماید. بر این اساس اوضاع آشفته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی كشورهای اروپایی عامل اصلی گسترش تحریمها علیه ایران بوده است. این سناریو با تاكید برآنكه اولین متضرر از تحریم نفتی ایران خود دولتهای اروپایی هستند معتقد است كه فرار دولتهای اروپایی از زیر بار مسئولیت پاسخدهی به مردم كشور خود و انحراف افكار عمومی در این كشورها به سوی تهدید خودساخته "تروریسم جهانی" كه اینبار در بحث هسته ای جمهوری اسلامی ایران متجلی گشته است عامل اصلی اینگونه اقدامات ازسوی دولتهای اروپاییست.