زندگی

رخشنده اعتمادی معروف به «پروین اعتصامی» در 25 اسفند سال 1285 در شهر تبریز دیده به جهان گشود. اگرچه در همان دوران كودكی به اتفاق پدر و مادر خود به تهران مهاجرت نمود و در این شهر ساكن شد. پرورش زیر نظر پدری فرهیخته كه دوستانی دانشمند همچون ملك الشعرای بهار داشت سبب شد تا از همان ابتدای كودكی ذوق و اشتیاق او به شعر مورد توجه قرار گیرد. از همین رو وی از سن هشت سالگی شروع به سرودن شعر نمود. تحصیل  در مدرسه آمریكایی دختران تهران و بعدها كار در كتابخانه دانشسرای عالی(1314) او را از دیگر زنان جامعه ای كه در آن می زیست متمیایز ساخت. پروین به شهرتی زود هنگام دست یافت. از همین رو بود كه در سال 1304 زمانی كه تنها 19 سال داشت رضاشاه از او خواست تا به دربار بیایید و  معلمی فرزندانش را بر عهده گیرد.كاری كه او از انجامش امتناع كرد.]1[

پروین در سال 1313 با پسر عموی خود كه فردی نظامی با روحیات خشك بود، ازدواج كرد. این ازدواج او را از پدر و مادرش در تهران جدا كرد و راهی كرمانشاه، محل خدمت شوهرش نمود. اما تفاوت عمیقی كه میان روحیات این دو نفر بود باعث شد تا در حالی كه تنها چهار ماه از ازدواجشان می گذشت، ناچار گردد از همسر خود جدا شود. دو سال پس از این واقعه و یك سال پس از ورود او به كتابخانه دانشسرای عالی بود كه پروین نشان عالی لیاقت را از وزارت معارف دریافت نمود. اگرچه او با بی اعتنایی نسبت به این نشان اعلام كرد«شایسته تر از من بسیارند».]2[

مرگ پدر در دی ماه 1316 یكی از حزن انگیزترین وقایع زندگی پروین بود؛ چرا كه او بسیار به پدر خود مدیون و ابسته بود. پس از آن نیز عمر پروین چندان به درازا نیانجامید. او در روزهای ابتدایی سال 1320 و در حالی كه تنها سی و پنج سال از عمر پر بركتش می گذشت به بیماری حصبه دچار شد و سرانجام در 16 فروردین 1320 با زندگی وداع نمود و در حرم متبرك حضرت معصومه در كنار مقبره پدرش به خاك سپرده شد. اجل اگر كمی بیشتر به او فرصت می داد، می توانست سقوط رژیم استبدادی رضاشاه را كه او بسیار در نقدش سروده بود را به چشم ببیند.

 

وجه سیاسی- اجتماعی اشعار پروین

 

پروین اعتصامی اگرچه مستقیم و آشكار به نقد سیاسی و اجتماعی جامعه و حكومت زمانه خود نپرداخت و همچون بسیاری از شاعران ورود مستقیمی به عرصه سیاسی نداشت و همچنین هیاوهوی سیاسی نیز به راه نیانداخت، اما نقد پنهان سیاست و جامعه ای كه در آن می زیست، به كرات در اشعار وی مشاهده می شود. شعر او تنها در جهت زیبایی شعر و برای سیر در وادی تخیل نیست. با خواندن اشعار او به طور بارز در می یابیم كه او  دغدغه بهبود جامعه ای كه در آن زندگی می كند را دارد و از این رو به نقد آن می رود و نقاط تیره و تار آن را به تصویر می كشد. چهره شدن پروین در میان خیل شاعران زمانه اش و حتی پس از آن به خوبی بیانگر آن است كه وی توانسته تصویری روشن از این جامعه غوطه ور در استبداد، فساد و عقب ماندگی را ترسیم نماید. شیوه ای شاعرانه ای كه پروین به وسیله آن به نقد جامعه و حكومت می رود، «مناظره» است. مراد از مناظره گفتگویی است كه به صورت انتقادی و چالش بر انگیز میان دو انسان، یا دیگر موجودات زنده و یا حتی اشیاء انجام می شود. اگرچه این مناظرات در عالم تخیل صورت می گیرد، لیكن برای جامعه ای كه سرشار از مشكلات سیاسی اجتماعی است، نقدی سازنده محسوب می شود. به عبارت بهتر پروین با استفاده از شیوه مناظره «در جامعه ای نابهنجار، كه امكان طرح بی پرده تناقضات سیاسی- اجتماعی وجود نداشت به مبارزه پنهان پرداخت».]3[

«دزد و قاضی»، «دزد خانه»، «اشك یتیم»، «پایه و دیوار»، «ای رنجبر»، «تیره بخت»، «شكایت پیر زن»، «دكان ریا»، «زن در ایران»، «شیر و گربه»، «اندوه فقر»، «ستم اغنیاء»، «مست و هشیار»، «دیوانه و زنجیر»، «نامه به انوشیروان» و «مقام زن» از جمله مهمترین اشعار پروین اعتصامی است كه بار سیاسی و اجتماعی دارند. در ادامه و برای نمونه به سه شعر او اشاره ای كوتاه می كنیم:

در شعر «ای رنجبر» او قشر تحت ستم جامعه را خطاب قرار می دهد:

از حقوق پایمال خویش كن پرسشی

چند می ترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

مردم آنانند كز حكم و سیاست آگهند

كارگر كارش غم است و اضطراب ای رنجبر

هر چه بنویسند حكام اندر این محضر رواست

كس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

در شعر «دزد و قاضی»، دزدی كه مورد بازجویی قاضی قرار گرفته، صراحتا قاضی را متهم می كند:

تو قلم بر حكم داور می بری

من ز دیوار و تو از در می بری

دست من بستی برای یك گلیم

خود گرفتی خانه از دست یتیم

من به راه خود ندیدم چاه را

تو بدیدی، كج نكردی راه را

دزد اگر شب گرم یغما كردن است 

دزدی حكام روز روشن است

در شعر «شكایت پیرزن»، پیرزنی از قباد، پادشاه سلسله ساسانی ، در روزی كه به شكار رفته، اینچنین گلایه می كند:

دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد

دیگر به كشور تو، امان و پناه نیست

سنگینی خراج به ما عرصه تنگ كرد

گندم تو راست، حاصل ما غیر كاه نیست

سختی كشی ز دهر، چو سختی دهی به خلق

در كیفر فلك، غلط و اشتباه نیست

نكته ای كه در تمام اشعار پروین اعتصامی یافت می شود این است كه در اشعار وی عدالت اجتماعی بر آزادی سیاسی ارجحیت دارد. ]4[قطعا این مسئله به دوره زمانی و بسترهای جامعه ای كه پروین در آن می زیست و همچنین شیوه و نگاه پروین به مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط می شود. نكته دیگری كه در اشعار پروین می بایست مورد توجه قرار گیرد اینكه «پروین بدبینی شدیدی نسبت به حكومت و مقامات آن داشت. برخورد وی با حكومت و نهادهای آن همیشه انتقادی است. این نگاه گاهی چنان شدید می شود كه كجروی های اجتماعی و انحرافات آن را در اصل نه از افراد بزهكار بلكه ناشی از عمل حكومت و مقامات و فساد و تباهی رایج در دستگاه های آن می داند».]5[

در پاسخ به مشكلات سیاسی و اجتماعی كه در جامعه وجود دارد، پروین تلاش می كند تا از طریق پند و اندرز مردم به آنچه راه و شیوه صحیح است، آنان را راهنمایی كند. او در این راه تماما به فرهنگ و باورهای جامعه خود، توجه دارد. در واقع «نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی و دغدغه پروین نسبت به اصلاح ساختارهای اخلاق جامعه، با تكیه بر دین و فرهنگ اسلامی، باعث شده تا با نگرشی اصلاحی و دقیق، درد جامعه خویش را تشخیص دهد و برای درمان آن، داروی پند و اندرز را در قالب شعر تجویز كند».]6[

 

جایگاه زن در اشعار پروین اعتصامی

 

حقوق زن در اندیشه و تفكر پروین اعتصامی جایگاهی خاص دارد. اگرچه این مسئله باعث آن نشده است كه او به دنبال برتری دادن زن به مرد و افراط گرایی شود. مسائل مربوط به امور زنان باعث شد تا وی پایان نامه تحصیلی خود را كه در جشن فارغ التحصیلی قرائت نمود، به این مسئله اختصاص دهد. عنوان رساله او «زن و تاریخ» بود. « او در این متن از ظلمی كه مرد به شریك زندگی خود می كند و از وضعیت سیاه و نكبت بار و پر رنج زنان مشرق زمین سخن گفت و شرط رهایی این ملت ها را تعلیم و تربیت درست زن و مرد اعلام كرد».]7[ حمایت از حقوق زنان در اشعار پروین نیز نمود دارد. «اشعار پروین جزو اولین فریادهای زن علیه فشارهای جامعه ای است كه زن را از خود رانده و برای او موجودیت و هویتی در نظر نگرفته است. پروین به عنوان شاعر، وظیفه خویش می داند كه زنان ایران را از وضعیتی كه در گذشته داشته اند آگاه كند...»]8[ شعر او با عنوان «زن در ایران» مهمترین شعری است كه او در رابطه با زنان سروده است. این شعر بیش از هر چیز به مقوله لزوم تعلیم و تربیت زنان اشاره دارد:

زن در ایران، پیش ازین گوئی كه ایرانی نبود

پیشه اش، جز تیره روزی و پریشانی نبود

دادخواهی های زن می ماند عمری بی جواب

آشكارا بود این بیداد، پنهانی نبود

میوه های دكه دانش فراوان بود لیك

بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می آرمید و در قفس می داد جان

در گلستان، نام ازین مرغ گلستانی نبود

یا در جای دیگری درباره  زنان و اهمیت و لزوم تربیت و تعلیم زن  چنین می سراید:

زنی كه گوهر تعلیم و تربیت نخرید

فروخت گوهر عمر عزیز را ارزان

اشعار بالا به خوبی نشان می دهد كه پروین تا چه حد دغدغه نیمی از پیكره جامعه را كه خود نیز جزئی از آنان بود داشت. همچنین روشن است كه او تنها درمان درد مهجوری زنان را در ایجاد فرصت برای تعلیم و تربیت آنان می داند.

 

نمونه ای از اشعار پروین اعتصامی

اشك یتیم:

 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر كوی و بام خاست

پرسید زان میانه یكی كودكی یتیم

كاین تابناك چیست كه بر تاج پادشاست؟

نزدیك رفت پیرزنی گوژپشت و گفت

این اشك دیده من و خون دل شماست

 آن پارسا كه ده خَرَد و مِلك، رهزن است

 آن پادشاه كه مال رعیت خورَد گداست

برقطره سرشك یتیمان نظاره كن

تا بنگری كه روشنی گوهر از كجاست

پروین، به كجروان، سخن از راستی چه سود

كاو آن چنان كسی كه نرنجد ز حرف راست

 

منابع:

 

1-محمود نامنی، زندگی و اشعار پروین اعتصامی، تهران، آسیم، 1387، ص25-26

2- همان، ص 29

3-مهدی ممتحن و گرد آفرین محمدی، پروین اعتصامی در گذرگاه ادبیات تعلیمی ، سال سوم، شماره دهم، تابستان 1390، ص 124

4-حمید احمدی، سیاست، حكومت و عدالت در شعر پروین اعتصامی، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال چهارم، شماره سوم، تابستان 1388، ص 44

5-همان، ص43

6-مهدی ممتحن و گردآفرین محمدی، همان، ص 125

7-پروانه طاهری، زندگی نامه شاعران و نویسندگان ایران زمین، ویراستار: مونا ناصر المعمار، تهران، انتشارات معراب دانش، ص 48

8- مریم صادقی گیوی و بهاره پرهیزگاری، تبین مولفه های هویت سنتی و مدرن زن در شعر پروین اعتصامی، فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره بیستم، بهار 1390، ص 213