نهضت امام خمینی و مطبوعات رژیم شاه (1341-1357) تألیف جناب آقای طهمورث قاسمی، كتابی است كه در بهار سال 1381 در انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.

برخورد مطبوعات در دوران رژیم پهلوی با نهضت امام خمینی (ره) را می توان به سه مرحله جدا از هم تقسیم كرد. در مرحله اول، نهضت امام خمینی به طور كامل از سوی مطبوعات تحریم شده بود و كوچكترین خبری درباره آن در مطبوعات درج نمی شد. در مرحله دوم، بین مطبوعات دو دستگی ایجاد می شود و برخی از آنها نسبت به نهضت امام خمینی(ره) حساس می شوند و اخبار آن را منتشر می كنند، و بالأخره در مرحله سوم، مطبوعات با انقلاب اسلامی همگام می شوند و با نگاهی همدلانه، وقایع و تحولات آن را به دقت منعكس می كنند.

در این كتاب روند برخورد و چگونگی مواجهه مطبوعات با نهضت امام خمینی (ره) و عوامل مؤثر در عملكردهای متفاوت مطبوعات  طی سال های 1341- 1357 بررسی و تحلیل شده است.

فصل اول كتاب كه « بررسی اجمالی مطبوعات در دوران پهلوی اول و دوم » نام گرفته است، به تناسب نام فصل، مطبوعات در این دوران را در سه بخش مورد مطالعه قرار داده است. بخش اول این فصل بستر شكل گیری مطبوعات را بررسی كرده و به چگونگی تشكیل و تا حدی روند رشد مطبوعات پرداخته است.

دومین بخش فصل اول، با نام مطبوعات در دوره رضاخان، نقش مطبوعات در سه دوره؛ دوره وزارت جنگ رضاخان، نخست وزیری وی و دوره سلطنت او را موضوع بحث خود قرارداده است كه بر طبق متن كتاب، رضاخان در هر سه دوره وزارت، نخست وزیری و پادشاهی خود مطبوعات را دستاویز قرار داده و همواره از آن استفاده ابزاری می كرده است.

بخش سوم این فصل به بررسی مطبوعات در دوره پهلوی دوم پرداخته است و در دو قسمت، ابتدا اوضاع مطبوعات را، از شهریور 1320، یعنی زمان فروپاشی حكومت رضا شاه و ایجاد فضای نسبتا باز سیاسی در ایران، تا 28 مرداد 1332 و وقوع كودتای آمریكایی موضوع بحث خود قرار داده و سپس در ادامه نقش و تأثیر مطبوعات را پس از كودتای 28 مرداد 1320 تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 مورد بررسی قرار داده است.

عنوان فصل دوم كتاب «رویكرد مطبوعات  به امام (ره) در آغاز حركت » می باشد كه در آن طی سه بخش برهه هایی از حركت امام خمینی (ره) مورد بحث قرار گرفته اند كه از قرار زیر می باشند:

الف – دهه چهل، آغاز نهضت امام خمینی (ره) كه به ذكر چند نمونه از فعالیت های امام (ره) پس از وقایع دهه سی در ایران پرداخته است كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:

اعلام عزای ملی در نوروز 1342، پیام امام در عاشورای همان سال كه گروه های مختلف كشور را سخت به حركت درآورد و شاه و آمریكا را رسوا كرد، دستگیری و زندانی كردن امام (ره) و چند تن از آیات عظام دیگر و ... .

ب – رویكرد مطبوعات نسبت به قیام 15 خرداد، كه در دو شماره موارد زیر را موضوع تحقیق خود قرار داده است:

1-      رویكرد مطبوعات به روحانیون وابسته، نفوذ فزاینده روحانیت در جامعه، خود عاملی بود تا سردمداران نظام شاهنشاهی برای نجات خود در برابر موج اسلام خواهی مردم به رهبری امام، به نقطه آسیب پذیری روحانیت یعنی روحانی نماها، نفوذ كنند و از این طیف در دستیابی به مقاصد خود بهره گیرند. یكی از راههای نیل به این هدف مطبوعات بود.

2-      رویكرد تخریبی، سلب و تخریب، از دیگر رویكردهایی بود كه از بدو تكوین نهضت اسلامی تا طلیعه پیروزی انقلاب همچنان در رأس استراتژی رژیم قرار داشت. این امر اساسا از سوی مطبوعات وابسته كه از حیث كمی و كیفی بخشی از برنامه های تبلیغاتی را پوشش می داد، انجام می گرفت.

ج. مواضع مطبوعات در برابر لایحه كاپیتولاسیون و تبعید حضرت امام (ره)، از آن جایی كه پس از تصویب لایحه مذكور امام (ره) را به تركیه تبعید كردند و ممكن بود ایشان از طریق برخی مطبوعات خارج از كشور پیام خود را در مورد كاپیتولاسیون اعلام نمایند، همزمان تدابیری اتخاذ گردید كه مطبوعات و سایر رسانه های سمعی و بصری خارج از كشور نیز همانند مطبوعات داخلی هم جهت و هم راستا با سیاست تبلیغاتی رژیم حركت كنند.

فصل سوم كتاب مورد بحث، با عنوان نگاهی به وضعیت مطبوعات در دهه پنجاه و رویكرد آنها به نهضت امام خمینی (ره) این موارد را  مورد بررسی قرار داده است:

الف. ویژگی های مطبوعات این دوره، نیمه اول این دهه یكی از ساكت ترین ادوار تاریخ مطبوعات بوده است. سانسور و تحدید مطبوعات در این برهه، همچون گذشته باعث شده بود تا مطالب سیاسی شامل رپرتایها و اخبار سیاسی جمعا 7/6 در صد از كل مطالب نشریات را پوشش دهد. به علاوه، از لحاظ كمی تعداد نشریات از مجموع 207 نشریه در سال 1343 به 185 جریده در آغاز دهه تنزل یافته بود.

ب. ماجرای رانده شدگان ایرانی، عكس العمل امام خمینی(ره)، رژیم شاه و برخورد مطبوعات كه؛ به خروج انگلیس از خلیج فارس، لغو قرارداد مرزی 1316 از طرف شاه و پیامدهای آن كه ضرر و زیانش متوجه ایرانیان مقیم عراق و همچنین زائران ایرانی می شد  پرداخته و در ادامه به بررسی اقدامات و موضع گیری های امام در مقابل این اقدامات و عكس العمل شاه و مطبوعات وابسته به رژیم می پردازد. 

ج. مطبوعات و قیام 19 دی؛ كه كاملا به صورت غیر واقعی و خلاف واقع انعكاس داد ه شد.

د. نگاه مطبوعات به قیام 29 بهمن ماه تبریز؛ در پی این رخداد تاریخی، واكنش هایی از سوی صحنه گردانان رژیم اتخاذ گردید. آنان در فردای همان روز، تعداد 621 نفر از دانشجویان را دستگیر كرده و روانه زندان ساختند و بعد به مدد رسانه هایی چون مطبوعات و رادیو تلویزیون به ذهنیت سازی و جهت دهی افكار مردم مشغول شدند.

فصل چهارم كه فصل انتهایی اثر می باشد به بررسی مطبوعات از فروردین 1357 تا پیروزی انقلاب پرداخته و در چهار بخش زیر این موضوع را پردازش كرده است:

الف. تغییر تاكتیك؛ در آغاز سال 1357 رژیم برای رویارویی با بحران مخالفت ها، استراتژی پیچیده و جداگانه ای را در پیش گرفت. این استراتژی حوزه مطبوعات را نیز در بر می گرفت، به این معنی كه برخلاف رویه گذشته، به تعدادی از روزنامه نگاران اجازه داده شد تا متن یك نامه سرگشاده اعتراض آمیز را چاپ كنند.

ب. مطبوعات به سوی همراهی؛ در این برهه پس از گذشت چند دهه از سلطنت پهلوی دوم، برای نخستین بار چاپ عكس و خبری از امام در شماره های فوق العاده دو روزنامه كیهان و اطلاعات، به تاریخ هفتم شهریور ماه 1357 انتشار یافت.

ج. اعتصاب 62 روزه مطبوعات و همراهی كامل با نهضت امام خمینی (ره)؛ كه این اعتصاب ار تاریخ 15 آبان 1357 شروع شد و تا 16 دی ادامه داشت و پس از آن رویه مطبوعات نسبت به نهضت امام تغییر كرد.

د. مطبوعات از زمان نخست وزیری بختیار تا پیروزی انقلاب اسلامی؛ با استعفای دولت نظامی ازهاری، كابینه بختیار در روز 16 دی ماه 1357 رسما معرفی شد و آغاز به كار كرد. این كابینه در گام نخست، تعهد كرد قانون اساسی رعایت گردد و آزادی قلم و بیان نیز تضمین شود.

در انتهای چهار فصل نویسنده نتیجه گیری نسبتا مفصلی هم داشته كه مشتمل بر سه بخش می باشد:

الف. دوره مخالفت مطبوعات

ب. دوره شكاف در میان مطبوعات در برخورد با نهضت امام خمینی (ره)

ج. دوره همراهی

برش هایی از كتاب

در صفحه 25 در قسمت دوره نخست وزیری رضا خان می خوانیم:

یكی از جراید مخالف جمهوری سردار سپه، روزنامه فكاهی« قرن بیستم » به مدیریت میرزاده عشقی بود، كه او نیز سرانجام، پس از سانسور شماره هایی از این روزنامه، به دستور رضاخان ترور گردید. پس از این واقعه، مرحوم مدرس به روزنامه نویسانی كه خود را طرفدار وی می شمردند، پیشنهاد نمود كه در مجلس شورای ملی، تحصن كنند و برای كسب امنیت و مصونیت قانونی مداخله مجلس را تقاضا كنند؛ در نتیجه، عده ای از روزنامه نگاران مخالف در مجلس تحصن كردند.

در صفحه 82 می خوانیم:

رژیم بعث عراق، پس از الغای قرارداد 1361 از سوی رژیم شاه، ایرانیان مقیم آن كشور و زائران ایرانی را در بغداد، كاظمین و سامرا دستگیر كرده، با وضع وحشیانه ای از عراق بیرون كرد. مأموران عراقی به كوچه، خیابان، بازار و حتی مسافرخانه و حمام یورش برده، هرجا ایرانیان را می دیدند، مورد ضرب و اهانت قرار می دادند و بدون اطلاع بستگان آنها و بدون این كه به آنها اجازه دهند وسایل زندگی خود را نیز به همراه ببرند، آنها را با استفاده از ماشین های كمپرسی و كامیون های نظامی در بیابان هایی كه منتهی به مرز ایران می شد، رها می كردند.

در صفحه157 در قسمت نتیجه گیری می خوانیم:

در این هنگام كه روز به روز بدنه اجتماعی و مردمی نهضت فربه تر می شد، فضای مطبوعات كشور نیز اندكی متأثر شد و نوعی همدلی میان بخشی از مطبوعاتیان راستین با امام و نهضت پدید می آمد، اما فضای حاكم بر مطبوعات هنوز به گونه ای نبود كه به طور علنی در صفحات روزنامه ها رخ عیان كند.