نظام عقیدتی اسلامی مأموریت‌های خاصی را برای معتقدان به اصول اسلامی مشخص می‌كند كه تلاش برای تحقق آنها سهمی از تعهدات مذهبی اسلام‌گرایان را تشكیل می‌دهد. اما این زمینه به صورت بالقوه و پتانسیلی در ذهن و مخیله اسلام‌گرایان نهفته بود و عاملی لازم بود تا آنرا به صحنه عملی زندگی اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی هدایت كند. این عامل با وقوع انقلاب اسلامی و به واقعیت پیوستن تئوری سیاسی اسلام هویدا شد. پرچمدار بزرگ این حركت بیداری حضرت امام خمینی(ره) رهبر كبیر انقلاب اسلامی ایران بود. در شرایطی كه یأس كامل بر جوامع اسلامی حاكم بود و مسلمانان حداكثر به فكر حفظ باقیمانده میراث‌های اسلامی به غارت رفته خود بودند و كم كم همه حكومتهای جهان اسلام جذب حكومتهای دست نشانده غرب و فاسد می‌شدند، امام خمینی(ره) اعلام كردند كه حكومت اسلامی نه تنها «ممكن» است، بلكه تلاش برای برپایی آن واجب است. واقعیت این است كه امام خمینی(ره) فراتر از احیای دین و پیراستن آن از خرافه‌ها و زنگارها، آنطور كه در بنیادگرایی مطرح است درصدد نشان دادن توانایی اسلام در پاسخگویی و حل و رفع مسائل و مشكلات مبتلا به مسلمین در دو محور اصلی انحطاط داخلی و مسئله غرب در ابعاد مختلف بود. ایشان درحین اینكه همانند بنیادگرایان شعار بازگشت به اسلام اصیل و ناب محمدی(ص) و اصول و ارزشهای فراموش شده آن و الگوهای صدر اسلام را سرمی‌داد ولی با مایه‌های عقلی، فلسفی و اجتهادی نوآورانه خواهان احیای تفكر دینی و دگرگونی اساسی و بنیادی در روابط و مناسبات حاكم و تغییر انقلابی وضع موجود و درپیش گرفتن راهی مستقل و اسلامی برای نوسازی و توسعه به منظور نیل به وضع مطلوب و جامعه و دولت آرمانی نیز بود.[1] حضرت امام (ره) با درنظر گرفتن مقتضیات زمان ایجاد حكومت اسلامی در یكی از كشورهای موجود مسلمانان را از طریق انقلاب _ كه در آن گروهی از نخبگان مسلمان با رهبری ولایت فقیه به روشنگری و تحریك توده‌ها می‌پردازند_ و آنگاه صدور انقلاب به سایر سرزمینهای اسلامی از طریق حمایت از نهضتهای اسلامی و جنبش مستضعفین (و ایجاد تشكیلاتی به نام حزب مستضعفین) و نهایتاً تشكیل دولت بزرگ اسلامی با جمهوری‌های متعدد اما متحد را مد نظر داشته‌اند و با تشكیل جمهوری اسلامی ایران گامهای عملی مهمی نیز در چارچوب این الگو برداشته شد.[2] از نظر ایشان صدور انقلاب به كشورهای جهان سوم و ممالك مستضعف از یكسو نیازمند بنیان‌های نظری از قبیل ایدئولوژی جهانشمول، استبدادستیزی، استعمارستیزی و هژمونی ستیزی است و از سوی دیگر نیاز به پایه‌های عملی و قابلیت‌هایی از قبیل توان سازماندهی عملیاتی و شبكه‌سازی انقلابی امكانات، اراده، حیثیت و اعتبار، قدرت معنوی و توانایی و پویایی فرهنگی دارد. در این باره امام خمینی(ره) بر شیوه‌هایی از قبیل تدرّج در بیدارسازی، استقامت و پایداری در دعوت و عزم و اراده انقلابی تأكید داشتند تا از این رهگذر پیام استقلال طلبی و عدالتخواهی انقلاب در دو بعد بین ملیتی و بین دولتی به جهان سوم سرایت كند و با تحول و دگرگونی بنیادی در ساختار و كاركرد نظام بین‌الملل قدرت‌های شیطانی به انزوا كشانده شوند و دست مستكبران و زورمندان از جهان قطع گردد.[3] ایشان می‌فرمایند: «ما می‌خواهیم این چیزی كه در ایران واقع شد و این بیداری كه در ایران واقع شد.. این در همه ملت‌ها و در همه دولتها بشود. آرزوی ما این است كه همه ملت‌ها بیدار شوند و همه دولت‌ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری كه دارند و از این تحت سلطه بودنی كه هستند و از اینكه همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌كنند نجات بدهند.[4]

 

 

ویژگیهای متمایز حضرت امام خمینی(ره) نسبت به سایر بیدارگران اسلامی

1_ دارا بودن بینش تاریخی پرقدرت كه این بینش تاریخی به او فرصت می‌داد تا فرآیند مبانی جنبشهای اسلامی معاصر را به خوبی درك، سازماندهی و سپس مدون نماید.

2_ داشتن روحیه سازش‌ناپذیری و مصلحت‌گریزی كه این روحیه خود یكی از نقاط قدرت رهبری امام خمینی(ره) است.

3_ داشتن اصول و مبانی مشخص برای مبارزه و مدون بودن این اصول

4_ دارا بودن قدرت رهبری فوق‌العاده و قدرت تصمیم گیری صریح و سریع و یكپارچه و قاطع

5- شناخت اصول و قواعد مبارزه

6- شناخت ماهیت اساسی دشمن و درك نقاط ضعف و قدرت آنها

7_ پرداختن به نكات اصلی مبارزه و پرهیز از مجادلات بیهوده و گمراه‌كننده. این روحیه امام(ره) باعث شد كه هیچگاه دشمن نتواند ایشان را وارد مناقشات پیش پا افتاده و گمراه‌كننده نماید و از این جنبه در صفوف جنبش رخنه نماید.

8- درك كامل، درست و همه جانبه مبانی شریعت و توانایی قدرت انطباق با مقتضیات زمان.

9_ مردم‌باوری شدید و پایه‌ریزی اصول و مبانی جنبش بر باورهای مردم.[5]

10_ احساس مسئولیت نسبت به مسائل عمده جهان اسلام. هر جا مسئله عمده‌ای برای جهان اسلام مطرح بود ایشان به صورت عملی یا نظری مواضعی اتخاذ كردند. خود این چالش مستمر كه از روحیه شجاع، عظیم و دانش و تجریه گسترده سرچشمه می‌گرفت سرآغاز بیداری سریع جوامع اسلامی را به شكل بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای فراهم آورد. مطالعه پیام‌های ایشان به ویژه وصیتنامه، همچنین پیام‌هایی كه سالانه برای مراسم حج صادر می‌كردند، قواعد برخورد جامع و پیشتازانه و خالص ایشان را با مسائل بی‌شمار جهانی و ملی آشكار می‌سازد.

 

مهمترین دستاوردهای امام خمینی(ره) در عرصه بیداری اسلامی

1_ انگیزش دوباره امت اسلامی و دمیدن روح حركت و زندگی و امید به آن

2_ تربیت جماعتی مؤمن، مقاوم و مردمی كه عقیده و رفتار اسلامی را نمایندگی كند و در راه خدا به جهاد بپردازد و از هیچ سرزنشی هراس به خود را ندهد. این پایگاه مردمی و مقاوم همواره تخمین نیرومندی برای تداوم انقلاب و ایستادگی نظام در برابر توطئه‌ها و مشكلات گوناگون بود.

3_ مُهر بطلان زدن بر افسانه جدایی دین و دولت یا دین و سیاست و استدلال نظری و عملی در مورد جدایی‌ناپذیری آنها از نظر اسلام و حتی از منظر عقل بشری چه محال است كه بتوان بر كنار از دین و بدون بهره‌مندی از نظر خداوندی عدالت اجتماعی را برقرار ساخت.

4_ احیای اندیشه وحدت اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی برای آن و نیز تحقق عملی چنین وحدتی در عرصه داخلی و ایجاد زمینه‌ خارجی آن و در نظر گرفتن چارچوب عملی وحدت امت و تأسیس نهادهای مربوط و پیگیری اقدامات عملی این نهادها.

5- سرنگون ساختن رژیم تا دندان مسلح و جا افتاده سلطنتی در ایران با استفاده از ارتقاء آگاهی انقلابی مردم كه از اخلاص و احساس مسئولیت شرعی و بهره‌گیری از نیت و ایمان پاك آنها برخاسته بود.

6- بنیان‌گذاری نظامی اسلامی بر پایه قانون اساسی برخاسته از كتاب و سنت و تأسیس دولت اسلامی و ایجاد جامعه‌ای مدنی كه نظام اسلامی بر همه اركان آن حكمفرما باشد.[6]

با توجه به موارد ذكر شده فشرده برنامه انقلابی را كه حضرت امام خمینی(ره) پایه كار خود قرار داد را می‌توان در دو اصل خلاصه كرد.

1_ پرورش شایسته افراد طبق تعالیم خداوند كه جز با تزكیه نفس و پرورش و تطهیر آن از راه پایبندی به اصول و آموزه‌ها و تعالیم مطرح شده در قرآن كریم و توضیح داده شده در سیره و سنت‌ ائمه معصومین انجام نمی شود.

2_ بنای جامعه سالم و صالح از طریق بنیان‌گذاری حكومت صالح یعنی حكومتی كه بر اساس عدل و اصول اسلام و قرآن كریم بنا شده‌ باشد. برای بنای چنین جامعه سالمی نیز راهی جز ویران ساختن حكومت طاغوت و تأسیس حكومت عدل اسلامی وجود ندارد.[7]

یكی از نكات جالب پیرامون شخصیت امام خمینی(ره) آن است كه علیرغم اتكا ایشان بر مفاهیم سیاسی مدرن گفتمانش بدون ذكر هرگونه دكترین‌های سیاسی مدرن منحصراً در عبارت اسلامی خلاصه می‌شود. همین امر امام خمینی(ره) را از سایر متفكران سیاسی مسلمان اخیر متمایز می‌كند.[8] امروز جمهوری اسلامی یعنی شجره طیبه كه امام راحل (ره) در ایران اسلامی نشاند، با عنایت الهی به درخت پرثمری تبدیل شده كه بیداری جهان اسلام و مجدد و عظمت و پیشرفت ملت ایران از میره‌های شیرین آن به شمار می‌رود.

 

اصول ارزشی انقلاب اسلامی مؤثر بر جنبش های اسلامی

احیاگری و بیداری جهان اسلام با پیروزی انقلاب اسلامی معنا و مفهوم جدیدی پیدا كرد و از مرحله نظر به عمل و واقعیت رسید. اگرچه از حدود یك قرن قبل اندیشمندانی همچون سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محمدعبده در جهان اسلام ظهور كردند كه ندای بازگشت به اسلام و تقابل با فرهنگ غرب را سر می‌دادند و در این مسیر نهضتها و گروههایی نیز شكل گرفت ولی پیروزی انقلاب اسلامی به همه مسلمانان به اثبات رساند كه مسئله بازگشت به اسلام تنها یك خیال و نظر نبوده، بلكه می‌توان جامه واقعیت بر تن كند.[9] وقوع انقلاب اسلامی در ایران در مرحله‌ای از پویش تاریخی نهضت اسلامی صورت گرفت. این انقلاب با وجود اینكه خود محصول چالش‌های نهضتهای اسلامی و حلقه‌ای از زنجیر بیداری اسلامی معاصر بود اما در سرعت بخشیدن و الهام بخشی به نهضتها و گروههای اسلامی اواخر دهه هفتاد و پس از آن تأثیرات گسترده و عمیقی داشت و روند بیداری اسلامی و رویارویی مسلمانان با حكومتهای مستبد و دول غربی و شرقی را وارد مرحله‌ای نوین كرد. این تأثیرات از افكار عمومی تا سیاست خارجی دول منطقه را دربر می‌گرفت و این تحولات شگرف با توجه به سرعت اولیه، بسیاری از سیاستمداران و سیاست‌شناسان را غافگیر كرد. همه بر این نكته صحه گذاشتند كه اسلام‌گرایی به عنوان نیروی جدید ملی و فراملی در خاورمیانه ظهور كرده است و باید به فكر مهار آن باشند.[10]

انقلاب اسلامی دارای اصول ارزشی ویژه‌ای بود كه این اصول  جنبش های اسلامی در اقصی نقاط جغرافیای اسلامی را تحت تأثیر قرار می‌داد. این اصول به شرح زیر است:

-1طرح مجدد اسلام به عنوان مجموعه كاملی از شیوه زندگی

-2) اعتقاد بر این اصل كه مدل غربی جدایی دین از سیاست موجب ایجاد مشكلات و نابسامانی‌های اجتماعی، اقتصادی، نظامی و سیاسی جوامع اسلامی بوده است.

-3) این عقیده كه قدرت و موفقیت مسلمانان در بازگشت به اسلام كه براساس وعده و تخمینی الهی می‌باشد تنها جایگزین مناسب سرمایه‌داری غربی و سوسیالیسم و ماركسیسم شرقی است.

-4)طرح مجدد شریعت به عنوان قوانین الهی برای ایجاد جامعه مطلوب و برقراری جامعه‌ای بر پایه عدالت اجتماعی و اخلاقیات.

-5)طرح مجدد جهاد مقدس علیه همه بت‌ها و آمادگی برای شهادت در راه خدا به عنوان تنها راه مبارزه و پیروزی .[11]

 

 

منابع


[1] - موثقی، سیداحمد. مقاله "مكتب و مرام امام خمینی بنیادگرایی اسلامی یا رادیكالیسم اسلامی كدامیك". از مجموعه مقالات كنگره بین‌المللی امام خمینی و احیاء تفكر دینی. 1376 ، ص 487 .

[2] - مختاری، مجید. الگوی وحدت اسلامی از دیدگاه مصلحان دینی معاصر. پایان‌نامه دوره فوق لیسانس دانشگاه امام صادق(ع). تهران، 1383. ص 209 .

[3] - دهشیری، محمدرضا. درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی. مركز اسناد انقلاب اسلامی. تهران: 1380 ، ص 344 .

[4] - صحیفه نور .ج 13. 28/7/59 .

[5] - نجفی، موسی. تأملات سیاسی در تاریخ تفكر اسلامی. جلد سوم،  تهران:پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377ص 248 .

[6] - اراكی، محسن. دوره‌ها و پیشگامان یبداری اسلامی. ترجمه محمد مقدس. تهران: فراكتاب، 1381. ص 35

[7] - همان . ص 199 – 197 .

[8] - سعید، بابی. هراس بنیادین. ترجمه علامرضا جمشیدیها-موسی عنبری. تهران:انتشارات دانشگاه تهران، 1379ص 129 .

[9] - محمدی، منوچهر. اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر امیركبیر، 1366 ص 518 .

[10] - پاشاپور، حمید. نهضت‌های اسلامی بازیگران جدید نظام بین‌الملل. تهران: مؤسسه اندیشه‌سازان، 1382

ص 81 .

[11] - محمدی، منوچهر. پیشین . ص 29-28 .