1- استراتژی ریچارد نیكسون در خلیج فارس

دكترین امنیت ملی آمریكا در دوران ریاست جمهوری نیكسون عبارت بود از تنش زدایی با شوروی و انتقال اختیارات نظامی به ژاندارمهای منطقه ای. در راستای دكترین بومی كردن مشكلات منطقه ای ، وظیفه حفظ ثبات و صلح منطقه های مختلف در جهان به ژاندارم ها و  نایبهای منطقه ای واشنگتن سپرده شد . این دكترین بیشتر از گذشته قایل به تغییر و تحول در ساختار قدرت جهانی و از جمله كاهش یافتن قدرت آمریكا بود . (امام زاده فرد : 90-88) دو واقعه به طور همزمان در اویل دهه 1970 ، سیاست بین الملل در منطقه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار داد :

 الف ) خروج بریتانیا از كشورهای تحت الحمایه خود در حاشیه جنوبی خلیج فارس ( شرق سوئز )

ب ) افزایش ناگهانی در قیمت جهانی نفت .

 

پس از سال 1971 ، سه قدرت عمده منطقه ، یعنی ایران ، عراق ، عربستان سعودی به طور گسترده قدرت نظامی و اقتصادی خود را افزایش دادند . آنها نقش عمده ای در مسایل امنیتی برای خود قایل شدند و سیاست خارجی آنها ویژگی بلند پروازانه و جاه طلبانه به خود گرفت و همین امر محدودیت های ناشی از حضور قدرت های بزرگ در منطقه را از بین برده بود . (فاست : 1386: 448)

 

با مطرح شدن مساله خلاء قدرت در منطقه خلیج فارس بعد از خروج بریتانیا ، باهماهنگی آمریكا ، انگلیس و غالب كشورهای منطقه ،  تحت عنوان بومی كردن مسایل منطقه ای و براساس دكترین نیكسون و سیاست دوستونی ، ایران و عربستان سعودی 2 پایه اصلی بنای امنیت علائق آمریكا و غرب را در منطقه خلیج فارس تشكیل دادند. در سیاست دو ستونی ، ایران ستون نظامی و عربستان سعودی ستون مالی و اقتصادی آن را تشكیل می دادند و از این رو  سیل كمك های نظامی- تسلیحاتی آمریكا به سوی این 2 كشور روانه شد . نقش ایران در این میان به عنوان ژاندارم منطقه به رهبری شاه بین سال های 1972 -1969 بسیار حائز اهمیت بود .سیاست دو ستونی در حدود 10 سال در منطقه تداوم یافت ، تا اینكه با سقوط رژیم پهلوی در سال 1979 این سیاست نیز برافتاد .(اسدی: 1371 : 92-91)

 

2- استراتژی جیمی كارتر در منطقه خلیج فارس

دكترین امنیت ملی آمریكا در دوره ریاست جمهوری جیمی كارتر عبارت بود از تنش زدایی با شوروی و متعهد نمودن مجدد آمریكا به دفاع مستقیم از منطقه ها. با ارائه دكترین كارتر ؛ آمریكا برای اولین بار خود را به استفاده مستقیم از نیروهای خود برای حفظ ثبات در منطقه های مختلف از جمله خلیج فارس متعهد می كرد .این  امر نه تنها دكترین نیكسون و خط مشی های تنش زدایی دروان نیكسون – فورد را كنار می زد بلكه حتی دكترین ترومن را كه قایل به فعالیت فنی و اقتصادی صرف بود نادیده می گرفت (امام زاده فرد : 97-92)

 

رهنامه كارتر كه در واقع راهبرد جدید آمریكا در خلیج‌فارس بود، در ژانویه 1980 از سوى كارتر اعلام شد. وى چنین اظهار داشت كه«هرگونه تلاشى به‌وسیله هرقدرت خارجى به منظور تحت كنترل درآوردن منطقه خلیج‌فارس، به منزله حمله به منافع حیاتى ایالات‌متحده آمریكا محسوب شده و با استفاده از وسایل لازم، ازجمله نیروى نظامى دفع خواهد شد.» بنابراین، نیروهاى واكنش سریع در زمان حكومت كارتر (در مارس 1980) با هدف انجام عملیات در منطقه خلیج‌فارس و به منظورتامین جریان مطمئن نفت به‌سوى غرب و مقابله شدید با هرگونه تهدید احتمالى علیه آن، به شكل رسمى شكل گرفت و شروع به فعالیت كرد. همچنین كمك به تقویت بنیه نظامى عربستان سعودى و دیگر كشورماى عربى جنوب خلیج‌فارس، ازجمله پاسخهاى سرى سیاست‌مداران ایالات‌متحده به تحولات منطقه‌اى بود.

 

دكترین كارتر علامتی به شوروی در مورد آمادگی آمریكا برای استفاده از زور در جهت از علایق حیاتی خود در خلیج فارس بود . دكترین یاد شده می بایستی با جدید ترین روش نظامی انتخابی آمریكا یعنی نیروهای واكنش سریع -كه اساس و پایه دكترین كارتر بود – عملیاتی می شد . البته اجرای این دكترین نیز باعث انتقاداتی در جامعه آمریكا و كشورهای منطقه خلیج فارس شد . به عنوان مثال یك مقام سعودی دراین باره به بحرینی ها گفت: «ما می خواهیم آمریكا در جایی باشد كه ما فقط آن را ببینیم ، نه اینكه در ساحل عربستان باشد».
(
time : 25oct: 1982 )

 

دولت كارتر سیاست نظامی این كشور را درحوزه خلیج فارس براساس 3 اصل ذیل دنبال كرد :

الف) تقویت نیروی دریایی آمریكا در اقیانوس هند ، به ویژه ( پایگاه دیوگوگارسیا )

ب) تشكیل یك نیروی واكنش ( مداخله ) سریع جهت انتقال فوری نفرات و تجهیزات نظامی به منطقه

ج ) ایجاد پایگاههای جدید نظامی در خلیج فارس و توالی آن به عنوان سنگرههای احتمالی نیروی واكنش سریع

 

بدین ترتیب آمریكا رسماً به سیاست قایق های تو پدار (به سبك جدید و با ناوهای هواپیما بر ) و استفاده از زور و قدرت در منطقه متوسل شد ( اسدی: 99-98 ) به طور كلی می توان گفت كه دكترین كارتر ، خلیح فارس را به عنوان نقطه قدرت و زور آزمائی با حریف معرفی كرد و درصدد احیای سیاست محصور سازی ترومن با عبارات جدید بود . (American Arab Affairs, fall 1968,p.28)

 

3- استراتژی ریگان در منطقه خلیج فارس

دكترین امنیت ملی آمریكا در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان عبارت بود از مهار شوروی از طریق اقتصاد و تكنولوژی تسلیحاتی و برخورد مستقیم با حكومتهای دست چپی در جهان سوم. این دكترین در اقدامی مهم كه بیانگر برگشت استراتژیِ امنیت ملی این كشور به دوران قبل از ریاست جمهوری كارتر بود ،مداخله و انجام عملیات مخفی در كشورهای جهان سوم را مجدداً برقرار كرد . ریگان در آغاز ریاست جمهوری خود بسیار ایدئولوژیِك عمل می كرد اما به تدریج به واقع گرایی ،ملایمت و عمل گرایی نزیك تر شد .
(امام زاده فرد : 101-97)

 

باروی كارآمدن ریگان در ژانویه 1981 ، وی نیز سیاستی مشابه سلف خود – جیمی كارتر – اعلام كرد و به خطرات آشكاری اشاره می كند كه از ناحیه تهدید های داخلی متوجه كشورهای منطقه است . وی تاكید می كند كه آمریكا اجازه نخواهد داد كه عربستان سعودی نیز مانند ایران شود (New york times : 7oct : 1983 ) و از اردوگاه غرب خارج شود و در نتیجه جریان انتقال نفت به غرب دچار آسیب شود . بدین ترتیب كارتر روی تهدیدهای خارجی و ریگان بر تهدیدهای داخلی تاكید داشتند . ( اسدی  : 97 )

 

هدف آمریكا از اعلام سیاست های یاد شده ، حفظ علایق خود در خلیج فارس از جمله : جریان مطمئن و مداوم انتقال انرژی به غرب ، گسترش روابط سیاسی ، اقتصادی و نظامی آمریكا و اقمار آن با كشورهای منطقه و بالاخره جلوگیری از نفوذ و توسعه طلبی شوروی . در واقع تلاش اصلی ریگان معطوف به ثمر رساندن جبهه های راهبردی سیاست كارتر در خلیج فارس گردید و ریگان در این زمینه كوشید تا كاملتر و مستقل تر عمل كند . با این زمینه بود كه رونالد ریگان بر آن شد كه در چارچوب افكار خود مبنی بر « تعادل استراتژیك » به دكترین كارتر قوت بخشد. (امامی :1382: 62 )

 

می توان گفت كه سیاست ریگان در منطقه در سالهای اول ریاست جمهوری اش همانند دوران كارتر به شدت تحت تاثیر حضور شوروی در افغانستان و تهدیدات احتمالی آن كشور در سر تاسر منطقه بود . ( اسدی : 98 )ریگان با استفاده از افول قدرت آمریكا و تحریك احساست ملی گرایانه و ابر قدرتی مردم آن كشور ، توانست میلیتاریسم آمریكا را -كه در زمان كارتر دچار ضعف شده بود- از نو احیاء كرده و حتی آن را تقویت كند و با اتخاذ سیاست شدیداً ضد شوروی، عظیم ترین تمركز نظامی زمان صلح در آمریكا را به وجود آورد ( اسدی: 101-100 )

 

ریگان همچنین 2 مفهوم جدید به امور راهبردی آمریكا وارد ساخت كه عبارت بودند از «چشم انداز جهانی » و «اجماع استراتژیكی». مطابق اصطلاح اجماع استراتژیكی ، موقعیت خاورمیانه و خلیج فارس به عنوان یك بخش از ماهیت سیاسی استراتژیك مورد بررسی قرار می گرفت كه اطراف آن یعنی تركیه ، پاكستان و شاخ افریقا به مثابه عناصر متشكله امنیتی قابل توجه بوده ؛ ولی می بایست موازنه قدرت در این بخش از جهان برقرار گردد . در تدابیر آمریكا مربوط به ارتباط امنیت خلیج فارس با امنیت جهانی ، ریگان تلاش داشت كه ارتباط مستقیمی میان عدم ثبات منطقه ای و مقابله با تهدید شوروی را القاء و تحمیل نماید . وی معتقد بود كه در صورت عدم حضور آمریكا در خلیج فارس ؛ مسكو در این گلوگاه نفت جهان مستقر خواهد شد و خلیج فارس به یك دریاچه داخلی شوروی تبدیل خواهد شد. (فونتن : 1376 : 386 )

 

در ادامه عملیاتی نمودن دكترین ریگان ، بخشی از طرح منطقه امنیتی آمریكا در خلیج فارس با عنوان شورای همكاری خلیج فارس شكل گرفت ولی ایالات متحده همچنان با تقویت نیروهای واكنش سریع خود عهده دار تامین امنیت در منطقه بود . بر این اساس ، ریگان تعداد این نیروها را از  00ر220 به 000ر460 افزایش داد . با این حال نتیجه اجرای دكترین ریگان ، چیزی جزء بروز ناامنی بیشتر در منطقه نمود . ( امامی: 71-68 )

 

4- استراتژی بوش پدر در منطقه خلیج فارس

دكترین امنیت ملی آمریكا در دوران ریاست جمهوری بوش پدر عبارت بود از نظم نوین جهانی و آماده شدن برای دست زدن به دو جنگ عمده منطقه ای همزمان.[1]بوش پدر دیدگاه جدیدی را برای موقعیت جدید آمریكا در عرصه بین الملل ارائه داد و آن را نظم نوین جهانی[2] نامید.

این ایده بر دو پایه عمده استواربود :

1-   تحكیم و ارتقای موقیعت رهبری آمریكا در جهان از طریق دنبال كردن راههای سیاسی نظیر تشویق و ترغیب كشورها به دنبال لیبرال دمكراسی و كاهش دادن فعالیتهای نظامی و هزینهای مربوطه

2- مقابله با درگیریهای منطقه ای (امام زاه فرد : 1384 : 102)

 

بحث های واشیگنتن بر سر خاورمیانه و خلج فارس و سیاست عراق منتج به اتخاذ سیاست پیچیده و تا اندازه ای متناقض نسبت به بغداد شد . بعد از اشغال كویت توسط عراق ، طرفداران سیاست حمایتی از عراق در آمریكا تعدیل شدند و به جبهه مخالفان عراق پیوستند و آمریكا به طور یكپارچه خواهان سرنگونی رژیم صدام شد. (امامی: 75 )

 

جان كلی معاون وزیر خارجه آمریكا در 31 ژنویه 1995 در ساختمان كنگره اعلام كرد كه ایالات متحده از استقلال و امنیت دولت های دوست خود در منطقه حمایت می كند ولی بین آمریكا و دولت های خلیج فارس هیچگونه قرار داد دفاعی وجود ندارد و آمریكا خواستار حل مسالمت آمیز كلیه منازعات می باشد .(سالینجر و لوران : 1991 : 166) بعد از اشعال كویت توسط عراق بوش در سخنرانی خود برای راهبرد ایالات متحده 4 اصل را مشخص نمود :

1- عقب نیشنی كامل و بی قیدو شرط عراق از كویت

2- اعاده حكومت مشروع كویت

3- پایبندی به امنیت

4- حفاظت شهروندان آمریكا در منطقه

 

بوش در توجیه اقدامات خود چند بیانیه صادر كرد و در آنها اشاره نمود كه منافع ایالات متحده در منطقه به مخاطره افتاده است . طراحان سیاسی و نظامی پنتاگون باور داشتند كه سیاست جنگی در منطقه به اهداف دراز مدت آمریكا جامعه عمل می پوشاند و جنگ علیه عراق به حضور نظامی دائم ایالات متحده در خلیج فارس كمك خواهد كرد .( امامی : 77 ) از این رو جنگ خلیج فارس فرصتی كم نظیر در اختیار ایالات متحده در منطقه خلیج فارس گذاشت . عملیات طوفان صحرا، راه حل «صلح از طریق قدرت » را از دست اعراب گرفتو آنها را مجبور به معامله با اسراییل بر مبنای شرایط مورد قبول تل آویو نمود ؛ پیروزی قاطع نظامی توانسته بود توازن قدرت منطقه ای را به كلی تغییر دهد .

 

همچنین جنگ خلیج فارس توانست طیف وسیعی را داخل جامعه آمریكا در پشتیبانی مالی برای حفظ قدرت نظامی آمریكا در دنیا و به ویژه خلیج فارس فراهم كند . ( امامی :84-83 )اما مهم ترین مشخصه دكترین بوش پدر اعلام دكترین نظم جهانی بود . نظم نوین جهانی مورد نظر وی عصر جدید فارغ از تهدید، ترور ، قوی تر در تعقیب عدالت  و در شرایط امن تر در جستجوی صلح ، عصری كه در آن ملت های جهان ، غرب و شرق ، شمال و جنوب بتوانند در شكوفائی و وحدت زندگی كنند .( روزنامه كیهان ،16/8/1380 )

 

بوش در سخنرانی خود اعلام كرد كه جنگ عادلانه علیه عراق باید منجر به برقراری كه یك نظم نوین جهانی بشود ، جهانی كه در آن حكمفرمائی قانون، نه قانون جنگل بر رفتار ملل حاكم باشد .((Tim ,28 janvier 1991

دیدگاه آمریكا به عنوان فاتح اصلی جنگ نفت در مورد امنیت منطقه خلیج فارس به گونه ای بود كه این كشور خود را طراح اصلی سیاست ها در این بخش از جهان می دانست و بوش به دنبال نوعی نظام امنیتی بود كه از نظر سیاسی و نظامی كم شدت و از نظر اقتصادی با صرفه باشد . در این سیستم آمریكایی اساس بر آن بود كه یك كشور قدرتمند مسئولیت امنیت تعدادی از كشورهای كوچك و داوطلب را در محدوده یك منطقه حیاتی بر عهده بگیرد .

 

در این نظام امنیتی، از دیدگاه عملیاتی نیازی نبود كه قدرت اصلی همواره نیروی زمینی دائمی و بزرگی را درمنطقه مستقر بكند . بلكه یك گروه ضربتی كافی بود . در این میان تاسیس یك مركز فرماندهی منطقه ای فراگیر و شكه دفاعی مشترك بین قدرت اصلی و متحدان منطقه ای به اضافه قرار دادهای امنیتی دو جانبه میان هر كشور منطقه و قدرت اصلی منظور شده است. ( امامی : 91-90 )

 

این سیستم نظامی تحت سلطه است كه در آن قدرت اصلی حرف آخر را در روابطش با متحدین منطقه ای خود می زند. از دیگر خواص این نظام امنیتی آن است كه سهم ایالات متحده در همكاری مالی بسیار كم بوده و در عوض بیشتر هزینه با كشورهای منطقه خواهد بود .عدم توافق جهانی در مورد پذیرش ترتیبات سیاسی و امنیتی در منطقه ( مطروحه توسط آمریكا ) باعث شد تا آمریكا در پایان ریاست جمهوری بوش با 2 انتخاب روبرو شود :

1- منافع استراتژیكی اش را با قرنطینه كردن منطقه حفظ كند .

2-        انتقال یك نظام توازن قدرت ( شبكه امنیت دسته جمعی )

 

 

ادامه دارد...

 

 

 

 پی نوشتها:



[1]  Masor Regional Confilicts-MRCS

[2] The New World Order

 

 

 

 منابع و ماخذ

1) امام زاده فرد ، پرویز(1384). «دكترین امنیت ملی آمریكا : گذشته حال و چشم انداز آینده» ،تهران : موسسه ابرار معاصر تهران ؛

2) فونتن ، آندره(1376).« بعد از آنها چه آب و چه سراب ، از كابل تا سارایوو 1979-1995 »، ترجمه فرزواد همدانی ، تهران : نشر فاخته ؛

3) صیقل ، امین(1373) . «مفهوم امنیت در خلیج فارس از نظر ایالات متحده» ، ترجمه امیر سعید الهی ، مجموعه مقالات چهارمین سیمنار خلیج فارس ،(تهران مركز خلیج فارس دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی؛

4)اسدی ، بیژن(1370) . «علایق و استراتژی ابر قدرت ها در خلیج فارس » تهران : انتشارات دانشگاه شهید بهشتی ؛

5) فاست ،لوئیس(1386) .«روابط بین المللی خاورمیانه »، ترجمه احمد سلطانی نژاد ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ؛

6) امامی ، محمد علی(1382) .«عوامل تاثیر گذار خارجی در خلیج فارس»، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ؛

7)روزنامه كیهان ،16/8/1380

8-New york times , 7oct , 1983

9- Tim ,28 janvier 1991

10-time , 25oct, 1982

11- Reflection of persion Guif cooperation, American Arab Affairs, fall 1968