امیرمحمد اعلم

یکی از روش‌های معمول سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای قدرت‌مند برای حفظ مطامع استعماری خود، بدنام کردن کسانی است که منافع آنها را در کشورهای جهان سوم به خطر می‌اندازند. لااقل این روش در نهضت ملی ایران به اثبات رسیده و اسناد آن منتشر شده است. آیت‌الله کاشانی رهبر نهضت ملی منافع انگلستان را در ایران به خطر افکند انگلیسی‌ها بعد از اشغال ایران وی را متهم کردند به «اقدام به نفع دشمنان مملکت» (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج 8، ص 406) و به همین اتهام وی را دستگیر و زندانی نمودند.

انگلیسی‌ها هیچ‌گاه از نفرت خود از آیت‌الله کاشانی نکاستند. آیت‌الله هنوز در تبعید لبنان بود که سرفرانس شپرد، سفیر انگلیس در ایران به همتای لبنانی خود نوشت:
«تنها امیدی که در مورد کاشانی دارم آن است که بتوانم او را در افکار عمومی بی‌آبرو و متهم سازیم تا نفوذ خود را از دست بدهد.» (سیدهادی خسروشاهی، نگاهی به اسناد سری انگلیس در مورد آیت‌الله کاشانی، تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 6 و 7، ص 179) چیزی از آرزوی سفیر انگلیس نگذشته بود که رسانه‌های مزدور بنای تخریب آیت‌الله را گذاشتند. روزنامه شورش به مدیریت کریم پورشیرازی عکس آیت‌الله را با پرچم انگلیس روی عمامه‌اش چاپ کرد و نوشت: «کاشانی جاسوس و دزد» (روزنامه شورش 9/4/1332). گرچه مصدق در آن زمان از این اقدام علیه کاشانی حمایت کرد؛ ولی زمانی نگذشت که خود نیز به همین دسیسه مبتلا شد.

سازمان سیا برای براندازی حکومت مصدق از همین روش استفاده کرد. طبق اسناد منتشر شده سازمان سیا یکی از اقدامات قبل از کودتا، سازمان مقالات و کاریکاتورهایی علیه مصدق تهیه و آنها را در مطبوعات مخالف مصدق به چاپ رساند تا وجهه‌ی مصدق را نزد مردم بی‌اعتبار کند (اسناد محرمانه CIA درباره عملیات سرنگونی مصدق، ترجمه‌ی دکتر حمید احمدی).

ناگهان مردی با سابقه اعتقادی و خانوادگی نه چندان مشعشع به نام شهبازی ظهور می‌کند و هزار و پانصد صفحه آسمان ریسمان می‌کند و شخصیت‌های مذهبی، فرماندهان خوش‌نام نظامی و مجاهدان راه خدا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و بسیاری از مردمان پاک را مورد اتهام قرار می‌دهد.

آیا نباید نسبت به این اقدام شک کنیم؟ آیا مقامات اطلاعاتی نباید نسبت به این عمل حساس شوند؟ ‌و مقامات امنیتی نسبت بدان توجه کنند.