مهدی قیصری

دهه سی در تاریخ معاصر ایران به لحاظ وقوع چندین حادثه تاریخی سرنوشت‌ساز بسیار مورد توجه مورخان قرار گرفته است. ترور هژیر وزیر دربار و رزم‌آرا نخست‌وزیر توسط فداییان اسلام. ملی شدن صنعت نفت، قیام سی تیر و نهایتا کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد و سقوط مصدق از مباحث عمده این مقطع تاریخی است.

با اتفاق نظر نیروی ملی و مذهبی بر ملی شدن صنعت نفت، پس از مجاهدت فراوان و اتحاد این دو نیرو بالاخره نفت ملی اعلام شد. به دلیل رهبری نیرومند نهضت و حمایت همه جانبه مردمی موانع موجود بر سر راه ملی شدن صنعت نفت کنار زده شد و صفحه تاریخ به نفع منافع مردم ورق خورد. اما دیری نپایید که طعم خوش پیروزی با کودتای 28 مرداد به تلخی گرایید. با اختلاف ایجاد شده میان سران نهضت، کودتای 28 مرداد توسط وزیر کشور مصدق با حمایت آمریکا و نقشه انگلیس شکل گرفت در مورد عوامل و زمینه‌های کودتای 28 مرداد مطالب متعدد نوشته شده است و هر نویسنده مطابق خط مشی فکری‌اش یکی از دو طیف ملی یا مذهبی و یا هر دو گروه را مقصر در شکل‌گیری این کودتا دانسته است.

در این نوشتار مختصر بر آن هستیم تا به روایت دو سند نشان دهیم که علی‌رغم اختلافات موجود، در حالی که چراغ ملی شدن صنعت نفت رو به خاموشی می‌رفت و مشخص بود که کودتایی در حال شکل‌گیری علیه نهضت است؛ این نیروی مذهبی نهضت بود که هنوز کورسویی از امید داشته و معتقد بود که با تکیه بر قوانین اسلامی و حمایت مردمی می‌توان از سقوط نهضت جلوگیری کرد. سیاستی که در قیام سی تیر به عینه به اجرا گذاشته شد. مصدق به عنوان نخست‌وزیر با سیاست‌های که در پیش گرفته بود، باعث قوت گرفتن مخالفین خود شده و جبهه مذهبی نهضت را به حاشیه رانده بود. آیت‌الله کاشانی از مصدق به دلیل همین سیاست‌ها از مصدق بسیار ناراحت بود. آیت‌الله معتقد بود که مصدق او را "لکه حیض" کرده است و این شدیدترین بیان ایشان به مصدق نشان از نهایت گله‌مندی از مصدق است. نواب صفوی رهبر فداییان اسلام به عنوان بازوی توانمند جبهه مذهبی نهضت مدت بیست ماه توسط مصدق زندانی شده و اعضاء فداییان اسلام بعضا زندانی و تحت فشار قرار گرفتند.

با همه این اوصاف در 30 خرداد 1332 درست دو ماه قبل از کودتای 28 مرداد نواب صفوی نامه‌ای به مصدق نوشته و او را از خطر سقوط برحذر داشته است. آیت‌الله کاشانی نیز دو روز قبل از کودتا در 27 مرداد 1332 در نامه‌آی به مصدق ضمن بیان گله‌مندی‌های خود او را از وجود کودتای قریب‌الوقوع آگاه کرده است.

وجه مشترک هر دو نامه گذشتن از کدورتهای گذشته به واسطه "حفظ مصالح دین و ملت" است. چنانکه آیت‌الله کاشانی می‌نویسد: "گر چه امکانی برای عرایضم باقی نمانده است ولی صلاح دین و ملت بر این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است..." نواب صفوی نیز که مدت بیست ماه در زندان مصدق محبوس بوده اعلام می‌دارد "پس از تمام جریانات گذشته" در صورتی که مصدق معتقد به اجراء‌ احکام اسلام باشد؛ حاضر است او را یاری دهد.

روحیه گذشت و بخشش نیروهای مذهبی نهضت به خاطر مصالح اسلام و مملکت در آن مقطع تاریخی که مخالفین به هر اختلافی دامن می‌زدند،‌ با لجاجت دکتر مصدق پاسخ داده شد. او به نامه نواب صفوی معلوم نیست که پاسخ داده یا خیر ولی ذیل نامه آیت‌الله کاشانی نوشت:

"27 مرداد ماه، مرقومه حضرت آقا توسط آقای حسن سالمی زیارت شد این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم، والسلام دکتر مصدق"

گویا گذشت و بخشش جبهه مذهبی نهضت، از دکتر مصدق به خاطر کردارهای گذشته‌اش و اعلام حمایت از او بدلیل این بوده است که آنان می‌خواسته‌اند دفع افسد به فاسد نمایند. چرا که از یک طرف به سیاست غلط مصدق اعتراض داشته و از طرف دیگر مصدق در حق آنان جفا کرده بود. ولی با این وجود از هم پاشیده شدن نهضت و سر کار آمدن مخالفین ملی شدن صنعت نفت را نیز نمی‌خواسته‌اند. چنان که در نامه آیت‌الله کاشانی به مصدق آمده است که تمام هم و غم آیت‌الله نگهداری دولت مصدق است؛ دولتی که خود مصدق به بقای آن مایل نیست.

شاید مصدق می‌خواست همانطور که آیت‌الله کاشانی نوشته بود "قهرمانانه" کنار برود و حاضر نشد مبارزه را ادامه دهد. ولی او اشتباه کرد چرا که زمانه عوض شده بود. قیاس او در قیام سی تیر و حمایت مردم از نهضت، مع‌الفارق بود. مردم از او پشتیبانی نکردند و کودتای 28 مرداد با دستگیری و تبعید او همان طور که هشدار آن داده شده بود، شکل گرفت.
ای کاش همان طور که جبهه مذهبی نهضت حاضر شده بودند کدورتهای گذشته را به خاطر مصالح مملکت کنار بگذارند، او نیز اندکی گذشت از خود نشان می‌داد تا صفحه تاریخ جوری دیگر نگارش شود. تکیه به حمایت مردمی که مذهب در خون آنان ریشه دارد جز با احترام به عقاید آنان امکان‌پذیر نیست و این مسأله در نامه شهید نواب صفوی گویا است:

"هوالعزیز"
30 خرداد 1332
آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر
پس از سلام
شما و مملکت در سخت‌ترین سراشیب سقوط قرار گرفته‌اید چنان که احساس کرده و معتقد شده باشید که نجات بخش شما و مملکت اجراء برنامه مقدس پیغمبر اکرم (ص) می‌باشد و پس از تمام جریانات گذشته آماده اجراء احکام مقدس اسلام باشید قول می‌دهم که شما و مملکت را به یاری خدای توانا به برکت اجراء احکام و تعالیم عالیه اسلام از هر بدبختی و سقوط و فسادی حفظ نموده به منتهای عزت و سعادت معنوی و اقتصادی برسانم.

تهران به یاری خدای توانا
سیدمجتبی نواب صفوی




آیت‌الله کاشانی نیز در نامه‌اش پس از این که مصدق را به خاطر برخی عملکردهایش ملامت می‌کند خطاب به مصدق می‌نویسد:

"... این نامه من سندی است در تاریخ ملت ایران که من شما را با وجود همه بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا توسط زاهدی که مطابق نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچ گونه عذری نباشد..."