پیروزی حماس در انتخابات فلسطین که پس از پیروزی‌های مکرر و دمکراتیک نیروهای اسلامگرا و طرفدار ایران در کشورهای مختلف منطقه نظیر عراق، لبنان و مصر رخ داد، تحلیلگران آمریکایی را به تجلیل از موفقیت مدل مردم‌سالاری در ایران واداشته است.

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، «یانگ اسمیت»، تحلیلگر آمریکایی، در مقاله‌ای در ژورنال «world Affairs»، مدل انقلاب ایران را در حال صدور به کشورهای همسایه دانسته و اظهار کرده که دولت احمدی‌نژاد با ابزار سیاست خارجی، تلاش می‌کند ابزاری برای پیش بردن سیاست داخلی خود، دست و پا کند.

در این مقاله آمده است: زمانی کلمه «شیعه»، معنایی مترادف با «بنیادگرایی اسلامی» به شمار می‌رفت. به دنبال انقلاب سال 1979 ایران، تصاویر تلویزیونی از گروگان‌گیران ایرانی هجوم‌آورده به سفارت آمریکا در تهران و گروه حزب‌الله شیعه تحت حمایت ایران ـ که مقامات آمریکا در بیروت را ربوده و نیز با ربودن هواپیماهای مورد نظر خود، سربازخانه‌های آمریکا را مورد حمله قرار داده و با خاک یکسان کرده بودند، همگی عواملی برای قوت یافتن پادشاهی اسلام شیعی رادیکال شدند و بنابراین، کشور ایران، به عنوان نمونه‌ای از تروریسم جهانی معرفی شد.

به این ترتیب، روحانیون ایران در اسلام بنیادگرا، به فرمولی کارگر برای مقابله با استیلای غرب دست یافتند و آن را کشف نمودند. این ایدئولوژی آنان را قادر ساخت که در هر دو مورد خلع قدرت شاه در داخل ایران و مجبور ساختن نیروهای آمریکایی به تغییر رویه و صف‌آرایی نظامیانشان در منطقه، به موفقیت برسند.

جنگجویی اسلامی به نتایجی دست یافت که ناسیونالیسم عرب به آن نتایج دست نیافته بود. انقلاب ایران به مانند انقلاب‌های روسیه و فرانسه، عزم خود را برای ساقط کردن نظام‌های سلطنتی در منطقه و اشاعه مدل جامعه تازه اختراع‌شده خود به کشورهای همسایه، جزم کرد. از آن پس تاکنون، هیچ کشوری در خاورمیانه یافت نمی‌شود که توانسته باشد به گونه‌ای کاملا موفقیت‌آمیز (به مانند انقلاب سال 1979)، چنین تعهداتی داشته باشد. به گونه‌ای که تروریسم جهانی، هم‌اکنون میراث یک پیمانکار عربستانی خشمگین (بن‌لادن) تلقی می‌شود تا این‌که به نسل‌های بازمانده از داریوش و کوروش (ایرانیان) نسبت داده شود.

دانشجویان معترض ایرانی طغیانگر شدند و اعتماد به دولت روز به روز کاهش یافت و آن‌گونه که «جیمی کارتر» توصیفش کرد: ایران از ناراحتی و بی‌قراری در رنج و عذاب بود. علاوه بر آن، جنگ ایران و عراق به بی‌اعتمادی اخلاقی ایران ـ وضعیتی بدتر از آنچه آمریکا در ویتنام با آن روبه‌رو شده بود ـ شدت بخشید. در جنگ هشت ساله که در برابر مسلمانان هم‌کیش صورت گرفت، دولت ایران پیاپی در توافق و تعهد با ایده‌آل‌های کشورش باقی ماند. بعدها آشکار شد که ایران تحویل سلاح و تسلیحات جنگی از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پذیرفته بود. سرانجام زمانی که صلح برقرار شد، تورم و افت هولناک در ذخایر نفتی دولت، جامعه استبدادی ایران را تحلیل‌یافته کرده و باعث شد که ایران، توانایی‌های خود را صرف گسترش ارزش‌های ایرانی به دیگر نقاط جهان اسلام، کند. در عوض، آنچه دنبال شد، یک دهه مصرف‌گری ناجور و متغیر در کنار عشوه‌‌گری با اصلاحات و رفتار رئیس‌مآبانه بود که کمک می‌کرد تا این رویه در چشم ناظران، برجسته به نظر آید.

دولت جدید ایران به عنوان گروهی از نومحافظه‌کاران جدید، تلاش می‌کند به رویای ایرانی پس از یک دهه فراز و نشیب، پروبال دوباره دهد؛ تبلیغات آنان، ارزش‌های سنتی و قدیمی دوباره‌جان‌گرفته را با سیاست خارجی تحمیل افکار نیرومندشان تلفیق کرده است. «لئواستروس»‌، فلیسوف نومحافظه‌کار، از این نظریه دفاع کرده است که دولت جدید ایران از نزاع با قدرت‌های خارجی به عنوان ابزاری برای تجدید نیروی داخلی بهره گرفته است و در عین حال، اهداف سیاست خارجی خودشان را نیز توسعه می‌دهند.

مطمئنا دخالت و کنجکاوی آنان در ساخت تسلیحات هسته‌ای، تهدید به نابودی اسرائیل برای بهتر ساختن اوضاع و در پیش گرفتن دیپلماسی با اروپا، تنها می‌توانند دو پیامد داشته باشد؛ پیامد بالقوه نخست، این است که اسرائیل و آمریکا به ایران حمله خواهند کرد که البته این کار، مردم ایران را در برابر غرب، متحد و منسجم می‌کند و آنان را به سوی اعمال ریاست بر جهان اسلام، سوق می‌دهد. دوم آن‌که، ایران موفق به ساخت بمب هسته‌ای می‌شود که جایگاه و نفوذ و نقش اهرمی حکومت مذهبی اسلامی‌اش را به شدت بالا می‌برد.

این یک قمار است که دولتی می‌تواند با ملت خود داشته باشد، اما در عین حال، ریسکی منطقی و نشان‌دهنده آن است که حکومت ایران، درست سه سال پیش در مسیر اصلاحات لیبرالی یا اضمحلال، در یک گذرگاه حتمی قرار داشته است.

همچنین یادآوری این مطلب خالی از لطف نیست که در آن زمان، سیاست‌های «مارگارت تاچر»، لایق زباله‌دانی بود، تا این‌که با برنده شدن در یک جنگ کوچک ـ که مربوط به وضعیت استراتژیکی جزایر فالکلند بود ـ وضعیت بریتانیا بهبود داده شود و به این ترتیب، وجهه‌ای سیاسی به او بخشد و سرانجام او را به طلایه‌دار فکری و عقیده‌ای عصر خود تبدیل کند.

آیت‌الله‌های ایران با ساخت آشکار تسلیحات هسته‌ای، شروطی مشابه با تصمیمات بوش برای اشغال عراق قرار داده‌اند. خلاصه آن‌که هم‌اکنون، منطق استراتژیکی بوش در ایران کاربرد یافته که می‌گفت: اگر هم‌اکنون ما این کار را انجام ندهیم، اوضاع در آینده بدتر از این خواهد شد. مقابله با غرب، شکل دیگری به چشم‌انداز سیاسی و ایدئولوژیکی خاورمیانه می‌دهد و به این ترتیب، از خواسته‌های داخلی احمدی‌نژاد حمایت خواهد کرد که در مورد ارزش‌های قدیمی و احیای خشم پوپولیستی در برابر وضعیت فعلی لیبرال شهری است و در کنار این، تمایل احمدی‌نژاد برای بازگرداندن اعتبار اهداف ملی را نیز می‌توان به آن افزود.

پرچم‌های ایران بر کامیون‌ها و بام خانه‌ها از تهران تا بوشهر برافراشته می‌شوند و این، طلوع دوباره ایران خواهد بود؛ مثل نومحافظه‌کاران ایالات متحده آمریکا. تا زمانی که ایران با محدودیت‌هایی از سوی دنیای واقعی روبه‌روست، تصورات ایرانی‌ها از داشتن یک خاورمیانه مذهبی به مسیر خودش ادامه خواهد داد و کار خودشان را به پیش خواهند برد.