21 بهمن 1387
انقلاب اسلامی هدف یا وسیله؟
سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد . انقلابی که به اعتراف بسیاری از تئوریسین های غربی و شرقی و داخلی و خارجی پدیده ای منحصر به فرد در طول تاریخ بشریت بوده است . انقلابی که خیلی سریعتر و خالصانه تراز نقلابهای دیگر به سایر نقاط دنیا صادر شد .
وقتی از انقلاب اسلامی ، آرمانها و اهداف آن گفته می شود ، شاید برای گروهی گفتن از آرمانهای انقلاب اسلامی نخ نما شده به نظر برسد و گفتن از آرمانهای انقلاب ، بیان حرفهایی باشد که حالا خیلی وقت است تاریخ مصرف آن گذشته است . دلیل اصلی این گروه عدم تحقق بعضی از شعارهای انقلاب اسلامی و حتی در بعضی موارد متاسفانه معکوس شدن جریان تحقق شعارها و بازگشت به همان نقطه قبل از انقلاب است .
متاسفانه باید اعتراف کرد که این حقیقتی است که اتفاق افتاده است . ما درتحقق خیلی از شعارهای ناب انقلاب اسلامی تعلل کردیم . این ما شامل بازه وسیعی می شود . همه نسلهای اول و دوم و سوم وچهارم و حتی بعدترهای انقلاب را شامل می شود . شاید همیشه گیر کار آنجا بوده است که به دنبال مقصر بوده ایم ودائم در حال متهم کردن گروهی در بی توجهی به انقلاب هستیم . مثلا ماها نسلی که انقلاب را تحویل گرفتیم چه تلاش سختی همچون نسلهای قبلی برای تحقق آرمانهای آن انجام داده ایم؟ اینکه دائم بنشینیم و از نسلهای قبلی انتقاد کنیم ، کاری نکرده ایم و یا عده ای از آن نسل قبلی تنها به همان کاری که آن روزها کردند ، بسنده کرده اند .
اما انصافا چه کرده ایم ؟؟
انقلاب ما فرصتی تاریخی در طول تاریخ بشر وعلی الخصوص جنبشهای شیعی است و همه نسلهای انقلاب چه آنها که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند و چه آنها که در تحقق شعارها و آرمانهای آن نقش داشته اند، باید لحظه - لحظه زیستن در آن را توفیق بدانند و تمام تلاششان را در جهت تحقق اهداف آن انجام دهند .
نکته اینجاست که عده زیادی از ما متاسفانه پیروزی انقلاب اسلامی را هدف می دانیم و فکر می کنیم حالا که انقلاب در دفع طاغوت پهلوی موفق بوده است به تمامی آنچه که باید، می بایست تا حالا رسیده باشد . اما باید یادمان باشد که حضرت امام (ره) بارها اشاره فرمودند که این انقلاب مقدمه ای است برای ایجاد حکومت عدل جهانی و نشان دادن شاخصه هایی از حکومت اسلامی در سطح جهان .
پس یادمان باشد پیروزی انقلاب اسلامی تنها وسیله ای بوده برای همه نسلها تا اهداف اسلام و تشیع تحقق یابد و انشاءالله مقدمه ای باشد برای همان حکومت وعده داده شده از سوی پیامبر اسلام به سلمان فارسی در روزهای واپسین مانده به ظهور .
*************************
نگاهی دوباره به بعضی از فرمایشات گهر بار حضرت امام در خصوص حکومت اسلامی خالی از لطف نیست .
«... من امیدوارم که حکومت اسلامی در ایران تشکیل بشود و از مزایایی که در حکومت اسلام هست، بر بشر روشن بشود تا بشریت بفهمد که دین اسلام چه دینی است، و در روابط بین حکومت و ملتها چه روابطی است و در طرز اجرای عدالت چه نحوی است و شخص اول مملکت با رعیت چه جور فرقی دارد در زندگی...» ۱
«... اگر چنانچه اسلام به آن طوری که هست پیاده بشود و اجرا بشود امید آن را داریم که تمام بشر در تحت لوای اسلام بیرون بیاید، تمام مکتبها شکست بخورد. معالاسف نگذاشتند که اسلام را بشناسند مردم...» ۲
«... حکومت اسلام مثل حکومتهای دیگر از قبیل سلاطین، از قبیل رؤسای جمهوری نیست. حاکم اسلام حاکمی است که در بین مردم، در همان مسجد کوچک مدینه میآمد، جلوس میکرد و آنهایی که مقدرات مملکت دستشان بود، مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع میکردند...»۳
«... اسلام حکومت دارد و حکومتش همان نحوی که حکومتهای دیگری هست و تشکیلات دارد؛ تشکیلات دارد لکن تشکیلاتی که تمامش بر مبنای عدالت است. روابط حکومت با رعیت، با اصناف رعیت، روابط رعیت با حکومت، روابط حکومت با مذاهب اقلیت، روابط مردم جامعه با اقلیتها، روابط حکومت با حکومتهای دیگر، روابط خود جامعة اسلامی با جوامع دیگر، تمام اینها قوانین دارد...»۴
«... وقتی حکومت اسلامی تشکیل شود همه تابع قانون اسلامند و اسلام یک جناح یکپارچه و واحد است؛ حکومت ما جمهوری اسلامی است که متکی بر آیات قرآنی است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهای سیاسی در آنجا در اظهار عقاید خود آزادند...»۵
«... از حکومت اسلامی شما را نترسانند، حکومت عدالت است؛ حکومتی است که زندگی شما را زندگی مرفه انشاءالله قرار میدهد. برای مردم نفع دارد. برای مردم همهاش منفعت است...»۶
«... باید کوشش کنید تا طرز حکومت اسلام و رفتار حکام اسلامی را با ملتهای مسلمان به اطلاع دنیا برسانید تا زمینه فراهم شود که حکومت عدل و انصاف به جای این حکومتهای استعمار زده که اساس آن بر ظلم و چپاولی است، برقرار شود... اگر حکومت اسلام که رئیسش با رعیت یکسان و دارالحکومهاش مسجد روی خاکهای گرم و سلطانش با کفش و جامة کهنه حکومت میکند و ملت در پناه آن با آرامش و در سایة عدل زندگانی میکند، روی کار آید، اساس انحرافات چپ و راستی بر باد میرود...»۷
۱. صحیفه امام ، ج۴ ، ص ۴۱۷
۲. صحیفه امام ، ج۴ ، ص ۴۱۸
۳. صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۴۱۸
۴. صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۴۱۹
۵. صحیفه امام ، ج ۵ ، ص ۲۲۳
۶.صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۱۸۲
۷.صحیفه امام ، ج ۲ ، ص ۳۴۶
منبع: وبلاگ گاه نامه