مردم متشکل از همه اقشار از آغاز صبح در تاب و تب برگزاری مراسم چهلمین روز شهدای قم خونین بودند.
حتی برخی از مردم از ساعاتی قبل از آغاز ساعت ختم در مقابل مسجد میرزایوسف آقا اجتماع کرده بودند. از همان ساعات اولیه صبح شنبه دانشجویان ، دانشگاه را به کلی تعطیل کرده بودند و به طور انفرادی روانه مسجد گردیده بودند. در این روز تمام مغازه ها، بازار، حتی نانوایی ها و بعضی از حمام ها هم تعطیل بودند. هر چه به ساعت زمان آغاز ختم نزدیکتر می شد بر جمعیت متراکم عزاداران افزوده می شد. به طوری که شمار مردم به بیش از 20 هزار نفر می رسید. (3)
اما مردم با درهای بسته مسجد و نیروهای انتظامی که مسجد را در محاصره داشتند مواجه شدند، قره باغی از سران ارتش شاه در این مورد می گوید «...البته خب، بیشتر اونطوری که احساس شد، ناشی از دستور استاندار بود که گفته بود در مساجد رو ببندند، بسته بودند، راه نداده بودند.» رئیس کلانتری 6 تبریز، سروان حق شناس، مسوول اجرای این تصمیم استاندار آذربایجان شرقی - اسکندر آزموده - بود این شخص در آزار و اذیت و شکنجه مبارزان تبریز خصوصا سرکوبی تظاهرات دانشجویان نقش فعالی داشت.
با افزایش جمعیت و آغاز ساعت ختم زمزمه مردم در اعتراض به بسته بودن درب مسجد بلند شد. رئیس کلانتری 6 با لحنی خشن ضمن فحاشی به مردم و اهانت به امام خمینی (ره) گفت: «در طویله بسته است و دنبال کارتان بروید». این چنین بی ادبی و اهانت گستاخانه به امام خمینی و مسجد، خانه ، خدا، چنان به غیرت مردم برخورد که خشم از چهره های آنان می بارید. جوانی از غیرتمندان تبریز - دانشجوی شهید محمد تجلا - که از سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، به سروان مزبور اعتراض نمود. افسر کلانتری مسلحانه به طرف او حمله برد. جوان سینه اش را باز کرد و گفت: «بزن» رئیس کلانتری 6 با اسلحه ای که در دست داشت قلب جوان را هدف گرفته ، شلیک نمود و جوان به شهادت رسید.
شلیک اسلحه کمری حق شناس و شهادت آن جوان همان و انفجار خشم دینی غیورمردان تبریزی همان. مردم با هر آنچه در دست داشتند از سنگ و چوب به نیروهای انتظامی که مسجد را در محاصره داشتند ، حمله ور شدند و این جرقه ، آغاز قیام شورانگیز مردم تبریز بود. (4)
مردم در حالی که پیکر اولین شهید قیام خویش را بر دست حمل می کردند، از بازار خارج گردیدند. مردمی که در راه به سوی مسجد می رفتند و دیگران به آن ها پیوستند و به راه افتادند. رهبران قیام به خوبی می دانستند که اگر قیام را به بازار محدود سازند به زودی سرکوب خواهند شد. برنامه هایی که قبلا دانشجویان مبارز تبریز در جلسات متعدد با آیت الله قاضی تدارک دیده بودند با حرکت خودجوش مردم توام شده و به اجرا درآمد.
شعارهای آغازین لحظات قیام «صلوات» و «زنده باد خمینی» بود. مردم به رهبری دانشجویان و روحانیون مبارز به چند گروه تقسیم شدند و در خیابان های مختلف حرکت کردند. مردم نواحی دورتر بازار در این روز در مساجد نزدیک به خود تجمع کرده بودند که به تظاهرات و قیام عمومی اقدام کردند. از قرار، مردم در 70 مسجد گرد آمده بودند و در دستجات منظم و منسجم با پرچم مخصوص عزاداری هیات هر محل به قیام می پیوستند. صدای رعدآسای مردم ، شهر را می لرزاند، تعداد مردم شرکت کننده به دهها هزار نفر می رسید.
اولین تاسیساتی که مورد حمله مردم واقع گردید ساختمان مرکزی حزب رستاخیز بود. هنگامی که مردم مقابل آن رسیدند با آن که رگبار گلوله به سوی مردم می بارید در مدت کوتاهی، ساختمان و تمام وسایل نقلیه آن را نابود کردند در این هنگام مردم شعار می دادند:
«رستاخیر ویران اولوب ، عاشورا برپا اولوب» (5) یکی از شاعران انقلابی تبریز در مورد ویرانی مقر حزب شاه ساخته رستاخیر و مراکز فساد در همان روز سروده است:
«مرحبا بر ضد رستاخیر، رستاخیز ما
مرحبا بر انقلاب مردم تبریز ما
در دو ساعت زیر و رو شد خانه صدها فساد
حزب رسواخیز ویرانه زرستاخیر ما»
مراکز فساد، مشروب فروشی ها، سینماها و بانکها از دیگر اهداف خشم انقلابی مردم بود که یکی پس از دیگری در هم کوبیده می شد و از بین می رفت.
کاخ جوانان که در نزدیک بازار بود به سرعت به آتش کشیده شد. در همان ساعات اولیه قیام ، رئیس شهربانی تبریز بدون هیچ اقدام دیگری عجز خود را از کنترل اوضاع ابراز نمود. اسناد لانه جاسوسی امریکا اشاره دارد که:
«تاکتیک هایی که شورشیان به کار می بردند نشانگر آمادگی کامل آنان بود. شورشیان اهداف مشخصی در سر داشتند.» قیام سازمان یافته مردمی تبریز در وسعتی به طول 12 کیلومتر از دانشگاه آذرآبادگان در شرق تا ایستگاه راه آهن در غرب و در عرض 4 کیلومتر از مقر حزب رستاخیر در شمال تا دو خیابان مانده به کنسولگری امریکا در جنوب گسترده شده بود. (6)
آیت الله قاضی طباطبایی در پیشاپیش صف انقلابیون تبریز صلابت و صحت قیام را صد چندان نموده بود. این پیر مرید امام خمینی در این مسیر حتی از بذل جان نیز ابایی نداشت به طوری که حتی چند بار بر روی تظاهراتی که ایشان در آن حضور داشتند آتش گشوده شد.
یکی از جوانان غیرتمند تبریز به نام قربانعلی شاکری در چهارراه دانشسرا زیر گلوله ماموران خود را به بالای مجسمه شاه رساند تا طنابی به گردن آن بیندازد و مردم آن را به زیر بکشند، اما گلوله به وی اصابت کرد و به شهادت رسید.
در محله دؤوهچی (شتربان) یعنی محله مبارز و فقیرنشین تبریز - که سابقه طولانی مبارزه داشت - نبرد سختی میان مردم و پلیس در جریان بود. نیروهای رژیم با همه وسایل موجود سعی در سرکوب مردم داشتند، گاز اشک آور و دود باروت گلوله مانند ابری آسمان را فرا گرفته بود.

ارزیابی قیام و نظم انقلابی آن:
در چهلم شهدای قیام خونین طلاب قم ، شهر تبریز به طور ناگهانی و غیرمنتظره ضربه ای بر سلطنت پنجاه ساله پهلوی وارد ساخت و سرمشقی شد برای مردم شهرهای دیگر ایران. (7)
کنسول امریکا در تبریز پس از قیام تبریز نتیجه گیری کرد که این قیام: «دروازه ها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که به سادگی آرام نخواهد شد، (تکرار می شود)، نخواهد شد، باز کرد.» (8)
قیام تبریز از جنبش قم مهیب تر بود قیامی که نمونه ای درخشان از استفاده سیاسی از سنتهای شیعی بود.
در این قیام برای نخستین بار پس از قیام 15 خرداد 42 ارتش مستقیما به سرکوبی مردم پرداخت ولی اولین جلوه های پیوستن ارتش به ملت نیز در آن مشاهده گردید. تظاهرات چهلم قیام تبریز جنبه تقریبا سراسری در کشور پیدا کرد. مردم اصفهان ، شیراز، یزد، جهرم و اهواز کشته هایی دادند و مراسم چهلم آنها در 57.01.10 باعث تظاهرات و تجمع های بیشتری در داخله و توجه جدیدی در خارج به فجایع و وقایع ایران گردید.
چون این قیام با برنامه ریزی دقیق قبلی دانشجویان دانشگاه و مردم مبارز تبریز و روحانیت مبارز به رهبری آیت الله قاضی بود ، چنان گستردگی و عمقی داشت که ماموران ساواک هر چند پیشتر وضعیت شهر را غیرعادی ارزیابی کرده بودند اما از پیش بینی قیامی به این عظمت به دلیل همان برنامه ریزی دقیق آن عاجز ماندند.
هر چند قیام 29 بهمن با قهر انقلابی همراه بود ولی سران رژیم نتوانستند به مردم تبریز نسبت غارتگری بدهند.
دانشجویان نقش مهمی در نظم دادن به قیام ایفا کردند و سعی داشتند به عنوان هدایت کننده مردم، از خرابکاری بی هدف در جریان عمل جلوگیری نمایند ، و مردم را از هر گونه غارت بازدارند.
مردم به بانکها حمله می کردند اما یک ریال هم بر نمی داشتند. هر جا بانکی در طبقه زیرین خانه مسکونی قرار داشت فقط به شکستن شیشه آن اکتفا می کردند. هیچ یک از وسایل اماکن عمومی مورد تعرض واقع نشد. اتومبیل های مردم در کنار خیابان ها سالم بود ولی وسائل نقلیه دولتی و حزبی مورد حمله قرار می گرفت.
جالب آن است که به هیچ مدرسه و یا مرکز فرهنگی آسیبی نرسید.


واکنش رژیم و وابستگان آن در مورد قیام 29 بهمن تبریز:
اولین واکنش رژیم پس از برقراری حکومت نظامی موج دستگیری افراد مظنون بود. پس از پایان روز 29 بهمن ظرف 48 ساعت 621 دانشجو روانه زندان شدند.
اقدام دیگر رژیم، برکناری و تنبیه قاصران واقعه قیام مردم تبریز بود. شاه دستور داد مامورانی که در پیش بینی و جلوگیری از واقعه قصور کرده اند تنبیه شوند. 9 اسفند روزنامه رستاخیر نوشت:
«سپهبد آزموده که در زمان وقایع بهمن ماه تبریز، استاندار آذربایجان شرقی بود به تهران احضار گردید. در پی قیام مردم تبریز، رئیس شهربانی آذربایجان ، تسلیم «کمیسیون بررسی واقعه» شد. دولت کوشید تا با کنترل مطبوعات و رادیو تلویزیون تا حد مقدور آن واقعه را یک مساله بی اهمیت جلوه دهد. مسوولان حزب رستاخیر اولین طرفداران شاه بودند که در این خصوص موضعگیری کردند:
هلاکو رامبد: «عوامل آشوب تبریز معلوم نیست کی و از کدام مرز وارد ایران شده اند.» وی در روز بعد گفت: «کمونیست های شناخته شده سبب اغتشاش تبریز بوده اند.» محمود جعفریان در اجتماع اعضای حزب رستاخیز تبریز چند روز بعد از قیام اعلام کرد: «آشوبگران که تبریز را به آتش کشیدند تبریزی نبودند.»
کلماتی نظیر کمونیست های شناخته شده ، مزدوران خارجی ، مارکسیست ها، مارکسیست های اسلامی به طور خسته کننده از سوی سران رژیم در مطبوعات و رادیو تلویزیون تکرار می شد.
شاه در 8 اسفند به مناسبت روز آزادی زنان در ورزشگاه بزرگ تهران سخنرانی تندی کرد و در آن به رهبران مذهبی حمله نمود و در قسمتی از صحبت خود گفت:«سیاست حداکثر آزادی را ادامه خواهیم داد زیرا ارکان این مملکت براساس انقلاب شاه و ملت چنان قوی است که مظاهر واپسین اتحاد نامقدس سرخ و سیاه نمی تواند به آن خلل وارد کند.» (9) شاه پس از واژگون شدن تختش در کتاب پاسخ به تاریخ می نویسد: «... طبق سنن اسلامی ، والدین و دوستان شخص متوفی در چهلمین روز پس از مرگش می بایست بر سر قبر او حضور یابند ; گمان ندارم تاکنون این گونه بیشرمانه از مرگ کسی برای رسیدن به هدفهای سیاسی استفاده شده باشد.» (10) شاه به خوبی دریافته بود، آنچه کارش را خراب کرد «تاکتیک های عزاداری» بود و در این بدگویی محق است.
مهمترین اقدام تبلیغاتی رژیم ، به راه انداختن تظاهرات به اصطلاح میهنی در مقابل تظاهرات مردمی بود که حزب رستاخیز مسوول اجرای آن گشت ، ولی اجرای این نقشه با سوؤاستفاده از مقام و موقعیت آیت الله شریعتمداری انجام گرفت. از چند روز قبل عوامل ساواک و رستاخیز در شهرها و روستاهای آذربایجان به راه افتادند و همه جا شایع کردند که روز 19 فروردین جمشید آموزگار همراه آقای سیدکاظم شریعتمداری به تبریز خواهد آمد تا در جمع مردم صحبت کنند و برایشان علل ماجرای 29 بهمن 56 را روشن نمایند.
البته روشن است که شنیدن خبر حضور آیت الله شریعتمداری در تبریز چگونه می توانست مقلدان وی را به محل نمایش بکشاند و دوربین های خبرنگاران نیز گرد آمدن جمعیتی کثیر را به عنوان طرفداران شاه به ثبت برساند. در روز مقرر در بالای صحنه هم یک آخوند درباری در کنار جمشید آموزگار و جعفریان ایستاده بود تا مردم از راه دور او را همان آیت الله شریعتمداری تصور کنند. (11)
شاه از این تظاهرات نمایشی با لحن خاصی صحبت می کند که: «چند هفته نگذشته بود که نخست وزیر من آقای آموزگار برای برقراری تماس با مردم به استانها سفر کرد و سیصد هزار نفر در تبریز گرد او را گرفتند ، دقیقا در همین تبریز که شورش های ماه فوریه {29 بهمن 1356} موجب شد تا مردم درباره من و دولت من به شک بیفتند.» جمشید آموزگار پس از این تظاهرات ساختگی در جمع خبرنگاران گفت: «علت تشکیل این میتینگ این بود که مردم آذربایجان از طریق حزب رستاخیز نشان دهند که آنان که در تظاهرات 50 روز قبل شرکت کردند ، آذربایجانی نبودند، ولی از آن جا که انجام این تقاضا قبل از نوروز ممکن نبود کار به امروز موکول شد.»
اما این تظاهرات نمایشی که با سوؤاستفاده از احساسات مذهبی مردم شکل گرفته بود نه تنها شور و هیجانی نداشت بلکه بین جمعیت گرد آمده نیز زد و خوردهایی روی داد و در مجموع به قول پارسونز سفیر انگلیس در ایران : «تلاش دولت موفقیت آمیز نبود.» (12)
پس از قیام تبریز و یزد، علاوه بر اقدامات پلیسی ، کوششهایی از طریق حزب رستاخیز صورت گرفت ، یک «کمیته راهنمایی و اطلاعات» که هدف آن تشریح توطئه هایی بود که از خارج هدایت می شود تا مملکت را نابود سازد و همچنین کمیته دیگری به نام «کمیته اقدام سراسری» در پایتخت و مراکز استان ها شگل گرفت تا با اغتشاشات مبارزه نماید.
مقامات امریکایی پس از قیام تبریز در مناسبت های گوناگون حمایت کامل خود را از شاه اعلام می کردند از جمله در تاریخ 1356.12.11 ویلیام سولیوان سفیر امریکا در دربار شاهنشاهی در یکی از کلوپ های شهر سانفرانسیسکو در مورد ایران سخنرانی نمود و در آن از عدم لیاقت مردم ایران برای دادن آزادی های اجتماعی اظهار تاسف کرد: «به علت آزادی های اجتماعی در ایران بالطبع در وقایع اخیر تبریز مقامات انتظامی دخالت نکرده تا جایی که متاسفانه در تظاهرات تبریز خسارت های زیادی وارد آمده.» (13) یک هفته پس از واقعه تبریز وزیر امور خارجه ایران برای انجام مذاکراتی وارد بغداد شد. به احتمال قریب به یقین ، این سفر در رابطه با رهبری های سیاسی امام و قیام مردم قم و تبریز بود.
امام خمینی (ره) و قیام مردم تبریز امام خمینی به عنوان رهبری مبارز و پیشوایی آشتی ناپذیر که از تبعیدگاه خود بر جریان نهضت نظارت و رهبری داشت ، پس از قیام شورانگیز 29 بهمن مردم تبریز، قیامی که جرقه آغاز آن اهانت به او بود، پیامی سراسر نوید و تحسین برای مردم آذربایجان صادر نمود.
حضرت امام مردم آذربایجان را چنین مورد خطاب قرار می دهند: «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز ، درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافه گویی های او کشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوه گویان زدند...»
امام خمینی در این پیام خود نه به مردم آذربایجان بلکه به مردم ایران نوید می دهد ، نوید پیروزی نهایی: «من به شما اهالی محترم آذربایجان نوید می دهم ، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت برای کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگی و خودسری سلاطین جور بپا خاستید و فداکاری کردید.»
با فرارسیدن اربعین شهدای قیام تبریز امام پیامی دیگر به این مناسبت صادر نمود، در گوشه هایی از این پیام آمده است:
«...کشتار بیرحمانه قم ، ایران را به هیجان آورد و تبریز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری نشاند و کشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانه انفجار است ، انفجاری که دست اجانب را به خواست خدای متعال برای همیشه قطع کند...»



بازتاب قیام



قیام گسترده مردم تبریز و قتل عام آن بازتاب وسیعی در سراسر ایران و محافل روحانی و غیرروحانی داشت. مراجع و آیات حوزه علمیه قم اولین مقامات روحانی بودند که در این خصوص با اعلامیه و تلگراف موضع گیری نمودند. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا، جنبش مسلمانان مبارز، کنفدراسیون محصلان و دانشجویان ایرانی خارج از کشور، نهضت آزادی ایران نیز اعلامیه هایی نشر دادند.
نشریه «16 آذر» نشریه کنفدراسیون محصلان و دانشجویان ایرانی خارج از کشور نوشت: «قیام تبریز نه فقط برگی زرین به تاریخ مبارزات ضدارتجاعی و قهرمانانه اهالی ستمکش این شهر می افزاید، بلکه لحظه ای درخشان در تاریخ پیکار خلق های میهن است.»
پس از قیام تبریز دانشجویان مبارز ایرانی مقیم کشورهای اروپایی و امریکایی دست به افشارگری زدند. در امریکا جو حاکم چنان گرایش به شاه داشت که هیچ نشریه معتبر، غیر از چند روزنامه محلی و کم تیراژ حاضر به چاپ مطالب دانشجویان نشد. روزنامه واشنگتن پست ، چند مقاله به اوضاع تبریز اختصاص داد ، نیویورک تایمز ضمن صحبت از تَرَکی که رژیم برداشته ، در روزهای بعد تعداد کشته شدگان تبریز را از 6 به بالاتر از 70 نفر رساند و توضیح داد که بلوای تبریز، بلوایی است پیچیده ، ولی ننوشت که پیچیدگی بلوا در کجا نهفته است.
تعدادی از دانشجویان مبارز ایرانی مشغول به تحصیل در برلن شرقی (پایتخت جمهوری دمکراتیک سابق آلمان) سفارت ایران را در برلن به اشغال خود درآوردند و به افشای جنایات شاه و پخش خبر مبارزه مردم تبریز پرداختند، خبر این جریان به سراسر جهان مخابره شد.
دانشجویان مقیم اتریش نیز مقارن سفر وزیر امور خارجه ایران که به دعوت صدراعظم و رئیس جمهور اتریش به آن کشور رفته بود، در خارج دانشگاه وین ، دست به تظاهراتی زدند و شعار خود را «حمام خون در ایران» قرار دادند. آنها می گفتند تعداد بسیار زیادی از مردم به خصوص از شهر تبریز ضمن تظاهرات در زدوخوردهایی که با پلیس صورت گرفت ، کشته شده اند.»
خانم «لیزترگود» از تهران طی مقاله ای در گاردین از این که نسبت به تظاهرکنندگان ضدرژیم در تبریز با ملایمت برخورد شده است ، اظهار تعجب کرده و ضمن آن به نقل از سخنان استاندار جدید آذربایجان نوشته که او سیاست خود را براساس تامین حداکثر آزادی برای مردم قرار داده است. (14)



نتایج قیام



قیام 29 بهمن تبریز مجزا و مجرد از نهضت امام خمینی معنی و مفهومی ندارد ، این قیام حلقه ارتباط قیام مردم قم و قیام حماسه آفرینان یزد و جهرم می باشد. نتایج قیام تبریز فصل مشترک حرکت مردم سراسر ایران است که به موارد زیر می توان اشاره نمود:
- رودررو قرار گرفتن مردم نه تنها با حکومت بلکه با اساس سلطنت و نهاد رژیم ، به طوری که بعد از قیام مردم قم و تبریز شعار «مرگ بر شاه » در اکثر شهرهای ایران داده می شد. بنا بر نقل برخی از منابع در تبریز بود که برای اولین بار شعار «مرگ بر شاه» شنیده شد.
مقبولیت و محبوبیت روزافزون زعامت سیاسی و مذهبی امام خمینی ، همان چیزی که رژیم را برای مقابله با آن به نشر مقاله توهین آمیز علیه امام واداشت.
افشای پوچ بودن سیاست حداکثر آزادی شاه و حقوق بشر کارتر.
دشمنی و مبارزه با امپریالیسم امریکا و عوامل وابسته به بهائیت و صهیونیسم جهانی تداوم انقلاب برگزاری مراسم چهلم قیام تبریز دست کم در پنجاه و پنج شهر کوچک و بزرگ.
آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی به مناسبت چهلمین روز شهدای تبریز مجلس بزرگداشتی روز پنجشنبه 20 ربیع الثانی مطابق با دهم فروردین 1357 از ساعت 9 الی 11 به وقت قدیم در مسجدروضه محمدیه (حظیره) اعلام کرد.
تقارن چهلم شهدای تبریز با هجوم نیروهای اسرائیل به جنوب لبنان و شهادت تعداد زیادی از مسلمانان لبنان و بازتاب گسترده آن در ایران ، ارتباط آرمانی هر چه بیشتر مردم ایران و لبنان و فلسطین را فراهم آورد.
علما و روحانیون عید سال 1357 را تحریم نمودند که: «روزی که دگرگون شود احکام خدا عید نداریم
روزی که ز مرجع شود اعلام عزا عید نداریم
روزی که هزاران نفر از حق طلبان زیر شکنجه
تبعید بود رهبر شایسته ما عید نداریم.» (15)
چهلم شهدای تبریز در شهرهای متعددی برگزار شد اما تظاهرات یزد برجستگی خاص یافت: «...با این حال این طور به نظر می رسد که خشونت های خیابانی در شهر یزد شدیدتر از شهرستان های دیگر بوده است. گزارش پلیس از تظاهرات یزد حاکی است که پس از آن که نیروهای امنیتی نتوانستند با استفاده از گاز اشک آور تظاهرکنندگان را متفرق سازند به روی آنها آتش گشود و همچنین گویا که تظاهرات شهر یزد گسترش بیشتری نسبت به سایر شهرهای دیگر داشته است». (16) و بدین ترتیب چهلم شهدا یکی پس از دیگری به مراسم های اعتراض آمیز گسترده تری تبدیل می شد. اعتراضاتی که نظام خودکامه پهلوی را در امواج سهمگین خود در هم شکست.

1- در تظاهرات اخیر دانشجویان دانشگاه تبریز که شدید بودن اعتصاب کنندگان علاوه بر ذکر عبارت «مرده باد یهودی مرگ بر اسرائیل» می گفته اند، آیت اله خمینی را می خواهیم خمینی باید برگردد.

پی نوشتها:

1- ر.ک به: حماسه 19 دی قم 1356 ، به کوشش علی شیرخانی ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1377
2- سند شماره یک.
3- درباره حماسه آفرینان قم و تبریز ، ج 1، 1356، خارج از کشور ، ص 74 4- نقطه آغاز قیام 29 بهمن تبریز مسجد «میرازیوسف آقا» معروف به «قیزللی مسجد» یا «خزینه مسجدی» می باشد. این مسجد در سر بازار تبریز ، انتهای خیابان فردوسی واقع شده است ، که در اوایل قرن 13 هجری قمری توسط حاجی میرزایوسف طباطبایی بنیان شده است.
5- رستاخیر ویران شده - عاشورا برپا شده.
6- دانشجویان پیرو خط امام ، روزشمار انقلاب اسلامی «انقلاب اول» ، ج 9 ، مجموعه اسناد لانه جاسوسی ، تهران ، 1373 ، ص 55.
7- محمود حکیمی ، حماسه انقلاب ، قم ، انتشارات امید، بی تا، صص 5-6
8- اسناد لانه جاسوسی امریکا، پیشین ، ص 40
9- روزنامه رستاخیز، 9 اسفند 1356.
10- محمدرضا پهلوی ، پاسخ به تاریخ ، ترجمه حسین ابوترابیان ، چاپ دوم ، تهران ، مترجم ،1371 ، ص 332.
11- فریدون هویدا، سقوط شاه ، ترجمه ح.ا.مهران ، چاپ هفتم ، تهران ، اطلاعات ، 1374، ص 21 (زیرنویس).
12- سرآنتونی ، پارسنز، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین ، تهران ، مولف ، 1363، ص 104.
13- فرازهایی از تاریخ انقلاب به روایت اسناد ساواک و امریکا، تهران ، روابط عمومی وزارت اطلاعات ، 1368، ص 38.
14- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تفسیر سیاسی رادیو بی.بی.سی ، فروردین 1357.
15- همان ، ج 4، ص 440. 16- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تفسیر سیاسی رادیو بی.بی.سی ، فروردین 1357.


کتاب مرتبط:
حماسه 29 بهمن تبریز 1356
تبریز در خون
خمینی آذربایجان
00