30 بهمن 1384
كدام هولوكاست؟
پژوهشگر: علیرضا محمدی
یكی از مهمترین ادعاهای یهودیان و متفقین بعد از جنگ جهانی دوم، این بود. كه آلمانها، یهودیان را در اتاقهای گاز میكشتند، تحقیقات علمی كه دربارهی اماكن مورد ادعا انجام شده، عدم صحت آن را ثابت میكند
علیرغم تمام تدابیر، امكانات و حجم عظیم تبلیغات جهانی به كار گرفته شده جهت اثبات این واقعه، تاكنون دهها مورخ برجستهی اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده، بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی كه هیچ صاحبنظری نمیتواند در صحت آنها كمترین تردیدی روا دارد، به روشی كاملا علمی اثبات كردهاند كه ماجرای هولوكاست و كورههای آدمسوزی، اتاقهای گاز، قتل عام 6 میلیون یهودی و هر آنچه صهیونیستها در این باره ادعا میكنند، دروغ محض و یك داستان ساختگی است كه واقعیت آن یقینا با اسناد موجود زیر سئوال رفته و مدارك و شواهد ادعایی یهودیان بدون اعتبار و ابطالپذیر است. افرادی همچون مارك وبر، روبرت فوریسون، فدریك توبن، روژه گارودی، دیوید راتایژاك …، این عده عمدتا به «تجدید نظر طلبان» مشهور میباشند. (اسرائیل شاهاك، تاریخ یهود، مذهب یهود، بار سنگین سههزاره، ترجمه مجید شریف، تهران: نشر چاپخش، 1376،ص20.)
اتاقهای گاز
یكی از مهمترین ادعاهای یهودیان و متفقین بعد از جنگ جهانی دوم، این بود. كه آلمانها، یهودیان را در اتاقهای گاز میكشتند، تحقیقات علمی كه دربارهی اماكن مورد ادعا انجام شده، عدم صحت آن را ثابت میكند:
پروفسور «روبرت فوریسون» نویسنده و محقق برجستهی فرانسوی، متخصص و كارشناس عالیرتبهی اسناد و مدارك تاریخی میگوید: «من تا سال 1960 به واقعیت كشتار بزرگ در «اتاقهای گاز» اعتقاد داشتند. پس از چهارده سال اندیشه و مطالعهی شخصی و آنگاه چهار سال تحقیق بیوقفه و خستگیناپذیر، همانند بیست نفر از نویسندگان «رویزیونیست» (تجدیدنظر طلب) تاریخی، اطمینان یافتم كه با یك دروغ بزرگ تاریخی مواجه هستم. از اردوگاههای «آشویتس» و «بیركناو» چندین مرتبه بازدید كردم. در اردوگاههای «اشتروتهوف» (در آلزاس فرانسه) و «مایدانك» (در لهستان)، مكانهایی را كه به عنوان «اتاق گاز» معرفی میشدند، بررسی كردم. سالها اما بیهوده به دنبال فقط یك بازمانده از بازماندگان جنگ بودم كه به چشم خود «اتاقهای گاز» را دیده باشد، به جتی یك مدرك، فقط یك مدرك راضی بودم؛ اما همین یك مدرك را هم نیافتم. در مقابل آنچه یافتم، تعداد بیشماری مدارك مجعول بود؛ پس از آن با سكوت ، مزاحمت، دشمنی، توهین و بالاخره ضرب و جرح و محاكمه مواجه شدم.» (پروفسور روبر فوریسون، اتاقهای گاز در جنگ جهانی دوم واقعیت یا افسانه؟ ترجمه دكتر سیدابوالفرید ضیاءالدینی تهران: موسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه 1381.) وی در جای دیگر به عكسهای ساختگی از اتاقهای گاز مورد ادعای صهیونیستها اشاره میكند و با تعجب میپرسد، اگر این عكسها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی – مورد ادعا – بدون ماسك و بیآن كه كمترین پوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشند در اتاقهای مالامال از گازهای كشنده ایستاده و بر جان كندن یهودیان محكوم نظارت میكنند؟!
«فرد لوشتر» متخصص و مهندس اتاقهای گاز از آمریكا، مكانهایی را كه در «آشویتس»، «بیركنائو» و «مجدانك» به عنوان اتاق گاز مورد استفاده قرار میگرفت، برای انجام آزمایش انتخاب و ثابت كرد كه این اماكن برای این منظور مورد استفاده قرار نگرفته و همچنین حتی یك ذرهی كوچك از تركیب سیانور كه از اجزاء فعال سم«زیكلون B» است و گفته میشود از این سم برای كشتار یهودیان در آشویتس استفاده شده، در محل وجود ندارد. اما چیز مهمی كه لوشتر در گزارش خود به اثبات رساند، این بود كه با فرض اینكه این تجهیزات بتواند وجود اتاقهای گاز را به اثبات برساند، به خاطر تعداد بالای فوت شدگان، سهم هر اتاق گاز 1693 نفر در هفته میباشد. این امر از نظر زمانی مستلزم 68 سال برای اعدام تعداد 6 میلیون نفر است، یعنی رایش سوم باید 75 سال حكومت كرده باشد تا این تعداد را كشته باشد.
كورههای آدم سوزی
از دیگر ادعاهای صهیونیستها این است كه نازیها، یهودیان را در كورههای آدمسوزی میسوزاندند این ادعا امروزه به عنوان یك دروغ تاریخی شناخته شده است:
پروفسور «روژه گارودی» در كتاب اسطورههای بنیانگذاران سیاست اسرائیل» میگوید آنچه كه از كورهها و آثار آن بر جای مانده، مكانهایی بوده كه مردگان مبتلا به بیماری تیفوس – برای جلوگیری از شیوع آن بیماری – را در آن میسوزاندند و مسالهی قتلعام یهودیان و سوزاندن آنها مطرح نبوده است. در حقیقت آنچه كه در اذهان مردم جهان از تصویر كورههای آدمسوزی و اتاقهای گاز هیتلر بر جای مانده تنها محصول سینمایی كمپانیهای بزرگ فیلمسازی صهیونیستها است. آنها بدین وسیله همواره كوشیدهاند تا خود را از اروپائیان طلبكار دانسته و چهرهای رنجدیده از خویش را ترسیم نمایند. (یوری ایوانف؛ صهیونیسم؛: ترجمه ابراهیم یونسی؛ امیركبیر؛ تهران؛ 1356؛ ص 129)
«وئیس مارشالكو» دربارهی اتاقهای گاز و كورههای آدمسوزی اسناد جالبی ارائه میكند. مارشالكو توضیح میدهد كه چگونه زیر نظر یهودیان در پایان سال 1945 میلادی، اردوگاهی چون «داخو» مورد تخریب و بازسازی هدفدار قرار گرفت.
او مینویسد:«قبل از هر چیز منظرهی زیبای سرسبز و بستان گونهی اردوگاه باید به كلی تخریب میشد؛ چون برای سینماروهای امریكایی پذیرش این امر كه یهودیان را در دل باغ و بستان و بستری از گل و گیاه شكنجه میكردند، كارمشكلی بود، به ویژه وقتی آنها را به سینماها كشانده بودند تا صحنههای مخوف وترسناك (اردوگاهها) را نشانشان دهند. از این رو به كارگران جدید اردوگاه دستور دادند مثلا یك گودال خون كه لولهای از آن به خارج میرفت بسازند تا طوری به نظر آید كه از این گودال، خون یهودیان از طریق آن لوله تخلیه میشده است. محوطهی استحمام زندانیها، اتاق رختكنی آنها و محوطههای ورودی، تماما باید بازسازی میشدند تا به صورتی درآیند كه به كورهی آدمسوزی كه یهودیان ادعا میكردند، شبیه باشند.» (فتح جهان با دروغی به نام «كوره یهودی سوزی»، سایت علمی یهود.)
شش میلیون كشته یهودی
بر اساس تحقیقات و مستندات تاریخی چنین چیزی نیز اصلا واقعیت نداشته است؛ از جمله:
1 – روژه گارودی در «محاكمه آزادی» بیان میكند كه رقم شش میلیون را كه تا سال 1971 واقعی میپنداشته، با «ناهوم گلدمن»، رئیس كنگرهی جهانی یهود، مطرح كرده و گلدمن نیز اعتراف كرده است كه این رقم را وی تعیین كرده است آن هم برای این كه مقدار بیشتری غرامت بابت كشتهشدگان یهودی دریافت نماید. در واقع گلدمن اذعان نموده است كه هیچ سندی در این خصوص وجود ندارد. (روژه گارودی، محاكمه آزادی، ترجمه جعفریان و دیگران، تهران: موسسه اندیشه معاصر، 1377، ص 8)
2 – مارشالكو بر مبنای شواهد متعدد آماری نشان میدهد: كل تعداد یهودیان اروپا در سال 1933 بالغ بر 000/600/5 نفر بوده است و این رقم مورد تاكید یهودیان آمریكا نیز میباشد. از این تعداد یك میلیون یهودی بیرون خط مولوتف – روبین تروپ، اگر كسر شود و اگر یهودیان ساكن در كشورهای بیطرف و متفقین را هم كسر كنیم، رقم دو میلیون و پانصدهزار باقی میماند؛ در حالی كه بنا بر نظر كارشناسان، كل یهودیان ساكن در قلمرو هیتلر و هیملر به نیم میلیون هم نمیرسید. (اسرائیل شاهاك، تاریخ یهود، مذهب یهود، بار سنگین سه هزاره، ترجمه مجید شریف، تهران: نشر چاپخش، 1376، ص 20)
جمعبندی
1 – نحوهی برخورد غرب با هولوكاست و جلوگیری از تحقیقات علمی و مستند دانشمندان نه تنها با ادعای آزادی عقیده و بیان، منافات دارد بلكه خود حاكی از ساختگی و غیرواقعی بودن این قضیه است.
2 – مدعیان حقوق بشر با بزرگ نمایی بخشی از جنایات جنگ جهانی دوم كه در مقابل سایر جنایاتی كه در این جنگ اتفاق افتاد از جمله بمباران اتمی ژاپن توسط آمریكا و همچنین سایر نسلكشیهای جهان، سیاسیبودن جانبداری خود از حقوق بشر را به اثبات رساندهاند.
3 – بر اساس تحقیقات علمی و مستندات تاریخی انجام شده توسط محققان و متخصصان، ماجرای هولوكاست و كورههای آدمسوزی، اتاقهای گاز، قتل عام 6 میلیون یهودی و هر آنچه صهیونیستها در این باره ادعا میكنند، دروغ محض و یك افسانهی ساختگی است.
4 – با دروغ بودن افسانهی هولوكاست اساس تشكیل دولت اسرائیل و توجه مضاعف به این مولود بیهویت انگلیس و آمریكا، زیر سوال نیرود.
5 – بر فرض قبول هولوكاست با چیزی جز «ادعای ظلم مسیحیان در حق یهودیان» مواجه نیستیم؛ چرا وقتی غرب با دفاع از هولوكاست ادعای جبران خسارت وارده به یهود را دارد، این خسارت را از جیب ملتهای دیگر پرداخت میكند؟ اروپا در صورت پافشاری بر وقوع هولوكاست و جبران خسارت، باید قسمتی از زمینهای خود را در اختیار صهیونیستها قرار دهد. تنها این گونه، غرب میتواند خود را از چالشی بزرگ در مقابل یهود – كه خود را مظلوم میدانند – و یك میلیارد مسلمان رهایی بخشد.
6 – واقعیت این است كه افسانهی هولوكاست یا فلسفهی وجودی دولت اسرائیل و منافع حیاتی صهیونیسم بینالمللی و دولتهای غربی ارتباطی ناگسستنی دارد و برجسته كردن مسالهی هولوكاست صرفا سرپوش نهادن بر ماهیت نامشروع، اعمال توسعهطلبانه و جنایات رژیم اسرائیل در فلسطین و جهان میباشد.
منبع: سایت ایران کارتون