16 بهمن 1386
رژه همافران در مدرسه رفاه
پژوهشگر:
همافران از آغاز شدت گرفتن سیر انقلاب اسلامی، تحرکاتی کرده بودند و نارضایتیآنان و نیز همدلیهایشان با انقلابیون مشهود بود. آنان از پاییز 1357، در پایگاههایخود، علیه رژیم پهلوی تظاهرات و راهپیمایی و نسبت به عملکرد رژیم پهلوی اعتراضمیکردند. در دی 1357، چند تظاهرات گسترده توسط آنان صورت گرفت و اخبار اینتظاهراتها بلافاصله در مطبوعات انعکاس پیدا کرد، ولی ستاد بزرگ ارتشتاران، هموارهآن تظاهرات را تکذیب و اعلام میکرد که چنین تظاهراتی صورت نگرفته است.
همافران چه کسانی بودند؟
همافران افراد دیپلمهای بودند که در سالهای پایانی رژیم پهلوی و به منظور تشکیلکادر فنی پیشرفته برای نیروی هوایی با شرایط خاص و حقوِ و مزایای قابل توجه ومکفی پذیرفته شده بودند، ولی در برابر مقررات استخدام نباید به درجهی افسری نائلشوند. آنان بعد از استخدام و طی دورههای آموزشی در ایران و نیز آمریکا و گذشتمدتی از تعهداتشان، دیگر حاضر به خدمت در نیروی هوایی نبودند؛ چرا که به علتتخصصهایی که داشتند، میتوانستند به خوبی جذب بازار کار آزاد شوند و در بخشخصوصی به فعالیت بپردازند و از درآمد بیشتری نیز بهرهمند شوند. گروهی از آنان نیزخواستار از میان برداشته شدن مانع ترفیعات خودشان بودند تا به درجهی افسری نائلشوند، چرا که تبعیض آشکار میان آنان و نظامیان وجود داشت. نیروی هوایی در برابرقبول چنین خواستهایی مقاومت میکرد؛ چرا که در صورت قبول این خواستهاادارهی امور فنی که همافران عهدهدار آن بودند، با اختلال مواجه میشد و از طرف دیگرنیز نیروی هوایی توانایی و نیز ظرفیت جذب افسر را نداشت. این عوامل باعث ایجادنارضایتی نزد همافران شده بود. آنان با توجه به ارتباطاتی که با مراکز آموزشی از جملهدانشگاهها داشتند، در جریان انقلاب قرار گرفته بودند و نارضایتیهایشان از ارتش نیزمزید بر علت شده بود. به این خاطر بود که سران ارتش بهویژه، نیروی هوایی از آنانهراسان بودند.
همافران از آغاز شدت گرفتن سیر انقلاب اسلامی، تحرکاتی کرده بودند و نارضایتیآنان و نیز همدلیهایشان با انقلابیون مشهود بود. آنان از پاییز 1357، در پایگاههایخود، علیه رژیم پهلوی تظاهرات و راهپیمایی و نسبت به عملکرد رژیم پهلوی اعتراضمیکردند. در دی 1357، چند تظاهرات گسترده توسط آنان صورت گرفت و اخبار اینتظاهراتها بلافاصله در مطبوعات انعکاس پیدا کرد، ولی ستاد بزرگ ارتشتاران، هموارهآن تظاهرات را تکذیب و اعلام میکرد که چنین تظاهراتی صورت نگرفته است، ولی باوجود این تکذیبها، تظاهرات و راهپیمایی همافران همچنان تداوم داشت.
این تظاهراتها باعث شد تا ستاد بزرگ ارتشتاران با اعزام هیأتهایی، موضوع رابررسی کند.
هیأتهای اعزامی، پس از بازرسی از پایگاهها، وجود اعتراضات را تأیید کردند ومتعاقب آن، تعدادی از همافران بازداشت یا به پایگاههای دیگر تبعید شدند؛ از جمله450 نفر از همافران پایگاه شاهرخی همدان، به تبریز منتقل شدند و تعدادی از همافرانپایگاههای اصفهان و شیراز نیز به خاش تبعید شدند. این اقدامات موجب تحریکدیگر پایگاههای همافران شد. در سیام دی ماه، پایگاه نیروی هوایی بندرعباس شاهدراهپیمایی گستردهی همافران بود. آنانکه به نشانهی همبستگی با همافران شاهرخیهمدان، وحدتی و... تظاهرات کرده بودند، قطعنامهای را در هفت بند صادر کردند که درآن تصریح شده بود:
«1ـ همافران پایگاه هوایی بندرعباس با ملت ایران و همافران شاهرخی همدان ووحدتی اعلام همبستگی میکنند.
2ـ از دستورات علیه مردم و به نفع دستگاه طاغوت حمایت نمیکنیم.
3ـ احتیاجی به مستشاران نظامی آمریکا نداریم.
4ـ زیر بار کودتای نظامی نمیرویم.
5ـ هر فرماندهی که قصد کودتای نظامی داشته باشد، اول خودش و بعدطرفدارانش کشته خواهند شد.
6ـ مستشاران آمریکایی باید از پایگاه هوایی بندرعباس اخراج شوند.
7ـ مأموران ساواک هر چه زودتر باید از پایگاه هوایی بندرعباس تخلیهشوند.»
این موضوع، نگرانی بیش از پیش عوامل رژیم پهلوی را برانگیخت. ژنرال هایزر کهآنروزها سران نیروهای نظامی را در کمیتهای موسوم به کمیتهی بحران جمع کرده بود،در این زمینه میگوید:
«... خیلی بد به نظر میرسید که تمام این مشکلات و مسائل داشت در نیرویهوایی اتفاِ میافتاد، درست در جایی که ما کمترین انتظار را داشتیم. زیرا آنهاتحصیلکردهی آمریکا و نیز تحصیلکردهترین بخش بودند.»
این تظاهرات هر روز شدت پیدا میکرد و چون آنان در حساسترین بخش نیرویهواییـ تعمیر و تجهیز ادوات ـ بودند، هراس عوامل رژیم از اقدامات آنان بیشتر بود.تیمسار ربیعی در این زمینه در کمیتهی بحران قول داد که افراد مظنون را از پایگاهها تخلیهخواهد کرد، ولی این امر به نظر هایزر: «قمار خطرناکی بود چرا که اقدام تنبیهی، علیهچند تن میتوانست به همبستگی آنان و شورش همگی آنان بینجامد؛» ولی عواملنظامی براساس گزارش ربیعی، پایگاههای اصفهان، بوشهر، پایگاه سوم و تهران راگرفتند و تعدادی از همافران آن پایگاهها را به تهران آوردند. این امر باعث بروز شایعاتیدر کشور شد. روزنامهها و جراید خبر دادند که تعداد زیادی از همافران تیرباران شدند واین امر بر هراس همافران و نیز تشدید همبستگی آنان افزود. ژنرال قرهباغی ـ رئیسستاد بزرگ وقت ارتشتاران ـ مجبور شد در این زمینه، گفتوگویی مطبوعاتی ترتیب دهدو آن را تکذیب کند.
شاپور بختیار نیز با حضور در مجلس سنا اعلام کرد: «من به خدا قسم میخورم کههنوز یک نفر هم از همافران محاکمه نشده است.»
ولی با وجود این مصاحبهها، فشار افکار عمومی در این زمینه زیاد بود و هر روزشایعاتی در اینباره منتشر میشد که باعث تشدید همبستگی همافران میشد و به تبعآن، بدنهی ارتش نیز تحت تأثیر قرار میگرفت. این عوامل موجب شد تا تیمسار ربیعیضمن دیدار با همافران، آنان را به ادامهی خدمت و پرهیز از تظاهرات ترغیب کند.
ولی همافران همچنان به فعالیتهای اعتراضی خودشان تداوم میدادند. در چهارمبهمنماه 1357، چندهزار نفر از افسران، همافران و درجهداران نیروی هوایی همراهگروههای دیگر از مردم به منزل آیتالله طالقانی رفتند و حمایت خود را از امام خمینیاعلام کردند. آنان در حالی که فریاد میکشیدند: «ما پرسنل هوایی هستیمـ ما منتظرخمینی هستیم...»، وارد خیابان شاهرضا شدند و وقتی با حملهی نظامیان مواجه شدند،به صورت منظم روی زمین نشستند و عوامل نظامی مجبور شدند راه را برای عبور آنانباز کنند. آنان در حالی که لباس فرم نیروی هوایی بر تن داشتند، قطعنامهای را در ششماده قرائت کردند و در آن، حمایت خود را از امام خمینی اعلام کردند. در این تظاهرات،نمایندگانی از پادگان شمارهی 3، پایگاه یکم ترابری، پایگاه یکم شکاری، پدافند هوایی،فرماندهی آموزش هوایی و قصر فیروزه انتخاب شدند و برای دیدار با آیتالله طالقانیبه منزل وی رفتند. آنان همچنین در قطعنامهی خود و نیز شعارهای خودشان، ضمنجدایی از «ارتش طاغوت»، «پیوستگی خود را به ملت» اعلام کردند و با تکرار شعار: «بهفرمان خمینی، نظامیان ملی، از طاغوت گسستیم، به ملت پیوستیم»، هدف خود از اینتظاهرات را اعلام کردند.
همزمان در بوشهر نیز نزدیک به پنج هزار نفر از افسران، درجهداران و همافراننیروی هوایی در تظاهراتی آرام شرکت کردند و با صدور اطلاعیهای، ضمن اعلامهمبستگی با ملت، مخالفت خود را با رژیم پهلوی اعلام کردند. همافران پایگاه هشتمشکاری اصفهان نیز در هفتم بهمنماه، ضمن برگزاری تظاهرات، بیانیهای را صادر کردندکه طی آن، ضمن اعلام همبستگی با ملت ایران و «رهبر سیاسی و مذهبی عالم تشیع»ـامام خمینی ـ خواستار برقراری حکومت کامل اسلامی و خروج مستشاران آمریکایی ازکشور شده بودند. این تظاهرات تأثیر خود را بر بدنهی ارتش گذاشته بود، چرا کهگروههایی از ارتشیان با صدور اعلامیههایی، ضمن حمایت خود از همافران، پیوستنخود به ملت را اعلام میکردند. از جملهی آن گروهها، افسران و درجهداران تیپبیستودوی نوهد (نیروهای ویژهی هوابرد) بودند که اعلامیهای در این زمینه صادرکردند. در اعلامیهی آنان قید شده بود:
«ـ دستورات و طرحهای ژنرال هایزر برای ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و مااجرای دستوراتی را که از طریق هیأت استعمارگر آمریکایی و برای از بین بردنانقلاب اصیل و مردمی ملت است، محکوم میکنیم.
ـ دولت غاصب در تاریخ 4/11/57 عدهی زیادی از نظامیان از جمله گردانهای181 و 154 از این یگان را برخلاف میل باطنی آنها در تظاهرات ضد مردمی وضد انقلاب به حمایت مذبوحانه از رژیم پهلوی ـ جبراً ـ شرکت داده است کهنشانهی بارزی از خیانت سرهنگ رکنی ـ فرمانده تیپ نوهد ـ است.
ـ گروه کثیری از افسران و درجهداران تیپ بیست و سه نوهد پشتیبانی خود را ازقطعنامهی 17 مادهای روز عاشورا که به تصویب چند میلیون ایرانی اصیلرسیده اعلام میدارند. در خاتمه، بار دیگر همبستگی کامل خود را با ملت ایرانبهوسیلهی اعتصاب غذا و نظایر آن اعلام و منتظر ورود نایب الامام خمینیهستیم.»
و به این گونه، همبستگی خود را با انقلاب اسلامی اعلام کردند.
همافران، مبارزات خود علیه رژیم پهلوی را تداوم دادند و تا ورود امام به کشورهمچنان در صحنه بودند. بعد از ورود امام به کشور، بر این گونه اقدامات همافران افزودهشد. حضرت امام در سخنرانی تاریخی خود در بهشتزهرای تهران، در بدو ورود بهکشور، از همافران و درجهداران ارتش بهخاطر همراهیشان در انقلاب اسلامی تشکرکردند و فرمودند:
«و امّا تشکر میکنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت. اینها آبرویخودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملتشان را حفظ کردند. این درجهدارها،همافرها، افسرهای نیروی هوایی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند وهمینطور آنهایی که در اصفهان، در همدان و در سایر جاها اینها تکلیف شرعی،ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت پیوستند و پشتیبانی از نهضتاسلامی ملت را کردند، ما از آنها تشکر میکنیم...».
به این ترتیب، ضمن تأیید اقدامات آنان، آن را تکلیف شرعی ایشان دانستند.
پس از آن نیز همافران، به راهپیماییها و تظاهرات خود علیه رژیم پهلوی تداومدادند. از جمله همافران در چهاردهم بهمنماه، در شهرستان بهبهان تظاهرات کردند وعلیه رژیم پهلوی و در حمایت از امام خمینی شعار دادند. یک روز بعد، صدها تن ازهمافران، به دیدار امام رفتند و وفاداری خود را نسبت به انقلاب و امام اعلام کردند. آناندر حالیکه شعار: «ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی» سرمیدادند، حمایت ]خود[ را از امام اعلام میکردند. خانوادههای همافران دستگیرشده نیز با حضور در تظاهرات و راهپیماییها، خواستار آزادی دستگیرشدگان بودند. درروز شانزدهم بهمنماه، گروهی از آنان در کانون وکلای دادگستری تجمع کردند وخواستار آزادی همافرانی شدند که دستگیر شده بودند. در این تحصن، علاوه برخانوادههای همافران، گروهی از مردم، از جمله کارکنان برخی نهادها و سازمانهایدولتی نیز شرکت داشتند. یکی از اعضای خانوادههای همافران، گزارشی از وضعیتهمافران زندانی ارائه داد و گفت:
«تا آنجا که اطلاع دارم تاکنون 770 نفر از افسران و همافران، درجهداران و دیگرپرسنل نیروی هوایی از پایگاههای مختلف نیروی هوایی دستگیر شدهاند. آماراین جمع، تعدادی است که از طرِ مختلف، توسط خانوادههای بازداشتشدگانبه ما رسیده است، به طوری که ما تحقیق کردهایم گروه بیشتری که شایدتعدادشان تا 1300 نفر میرسد نیز بازداشت و زندانی شدهاند. از تعداددستگیرشدگانی که ما اطلاع داریم، 136 نفر از پایگاه هوایی بوشهر، 460 نفر ازپایگاه شاهرخی همدان، 40 نفر از پایگاه یکم شکاری تهران، 57 نفر از پایگاهاصفهان و بندرعباس، 50 نفر از پایگاههای شیراز، قصرفیروزهی تهران و 27 نفرنیز از پایگاه دزفول بودهاند.»
در همان روز، تعدادی از کارمندان و کارکنان وزارت مسکن و شهرسازی در حالی کهشعار: «پرسنل هوایی، ارتش ملی ماست» را سر میدادند، به حمایت از همافرانپرداختند.
روز نوزدهم بهمن ماه، اوج فعالیتهای انقلابی همافران و پرسنل نیروی هوایی بود.در آن روز، ساعت ده صبح، صدها تن از پرسنل نظامی نیروی هوایی و زمینی ارتش درحالیکه به لباس و یونیفورم نظامی ملبس بودند، به مدرسهی رفاه رفتند و با امام دیدارکردند. در این دیدار که همافران نیز همپای همهی نیروهای نظامی شرکت داشتند،مراسم ابراز وفاداری به امام به صورت رژه نظامی انجام گرفت. نیروها در حالیکهتصاویری از امام و مهندس بازرگان در دست داشتند و پلاکاردهایی با مضامین حمایت ازامام حمل میکردند، شعار میدادند: «ما قطرهای از ارتش تو هستیم خمینی» با امام پیمانوفاداری بستند. عکاسهایی که در صحنه حضور داشتند، تصاویری از این صحنه تهیهکردند و بلافاصله فردای آن روز، عکسهای حضور پرسنل نظامی در حضور امام بالباس و یونیفورم نظامی در روزنامهها منتشر شد. بلافاصله بعد از انتشار آن عکسها،ارتش به تکذیب آن پرداخت و آن را جعلی و مونتاژ شده نامید. ارتشبد قرهباغی در اینزمینه میگوید:
«غروب روز نوزدهم بهمن ماه، آقای بختیار به من تلفن زده سؤال نمود«روزنامهی کیهان را دیدهاید؟» گفتم: «نه». اظهار کرد: «عکس عدهای از پرسنلنیروی هوایی را در اقامتگاه آقای خمینی چاپ کرده است» و اضافه نمود:«معلوم است که یکی از عکسهای مراسم سابق را مونتاژ کردهاند». سؤال نمودم:«چگونه فهمیدید مونتاژ کردهاند». جواب داد: «کاملاً روشن است. ضمناً ازسپهبد ربیعی هم سؤال کردم. ایشان هم اظهار نمود: ما بررسی کردیم این عکسمونتاژ شده است و دستور دادیم که در روزنامهها تکذیب کنند». آقای بختیاراضافه نمود: «تیمسار، شما هم دستور بدهید تکذیب کنند.»
سپس ارتش طی اعلامیهای اعلام کرد:
«عکس، مونتاژ شده و غیرواقعی بودن آن برای هر کسی که به اصول اولیهیعکاسی و مونتاژ آشنایی داشته ]معلوم است[ و مقاصد شوم تفرقهاندازان وآنهایی که میخواهند در صفوف به هم پیوسته و مستحکم ارتش رخنه کرده و ازاین راه به آرمانها و آرزوهای خود برسند، کاملاً آشکار است. ستاد بزرگارتشتاران با جلب توجه هممیهنان عزیز به اینگونه اعمال ناجوانمردانه،دستاندرکاران را به اتهام جعل و نشر اکاذیب به منظور تحریک و اهانت به مقامارتش که مبرا از دخالت در امور سیاسی است، برابر مقررات قانون و کیفر ارتشتحت تعقیب قرار خواهند داد.»
این در حالی است که هیچ گونه تردیدی در واقعی بودن این عکس وجود نداشت.حسین پرتوی ـ عکاس این عکس ـ در مصاحبهای که با هفتهنامهی حوادث در شانزدهمبهمنماه 1372، انجام داد در این زمینه میگوید:
«حدود ساعت هفت تا هفت و نیم صبح بود که به مدرسهی رفاه رفتم. وقتی بهآنجا رسیدم، دیدم خیابانها خلوت است. ساعت هشت و نیمصبح از همهیعکاسها خواستند تا از مدرسهی رفاه بیرون بروند. در جواب ما که از مسئولانستاد ]بودیم[ علت را جویا شده بودیم، گفتند: «هیچ عکاسی نباید اینجا باشد.قرار است همافرها در مقابل امام رژه بروند». من به اتفاِ مخابرات رفتم و گفتمدوربین من پیش شما باشد، خودم هم پیش شما میمانم و عکس نمیگیرم.وقتی افسران نیروی هوایی آمدند، با یکی از فرماندهان آنها تماس گرفتم و گفتم:«شما که این چنین کار بزرگی میکنید اگر عکسی گرفته نشود، فردا دولت وقت آنرا تکذیب میکند. بگذارید من از این صحنه چند عکس بگیرم...» آن افسر با چندنفر دیگر هم صحبت کرد و بعد پیش من آمد و گفت: «ما الان در شرایطی هستیمکه اگر یکی از افراد و افسران شناخته شوند، بلافاصله وی را دستگیر میکنند ومشکلاتی برای آنها پیش میآید». در جواب آن افسر گفتم: «این کار علاج دارد.من راهحلی را به شما پیشنهاد میکنم و آن این است وقتی که امام بالای بالکنبرای همافرها سخنرانی میکنند و همافرها متوجه سخنان ایشان هستند من ازپشت سرشان عکس میگیرم». آنها در جواب میگفتند که باز هم نمیشودهمهی افسران را برای جلوگیری از شناخته شدنشان کنترل کرد و گفت که ممکناست بعضی از آنها در عکس شناسایی شوند. قرار بر این شد که دو نفر ازهمافرها در کنار من بایستند و زمانی که آنها تشخیص دادند که کسی به پشتسرش نگاه نمیکند من عکس بگیرم. با چنین شرایطی آنها رضایت دادند و منهمین کار را کردم. در حدود هفت، هشت فریم عکس گرفتم و با کسب اجازه ازمسئولان کمیتهی استقبال، از مدرسهی رفاه خارج شدم. از آنجا که اهمیت عکسرا میدانستم بلافاصله با یک تاکسی دربست به روزنامهی ]کیهان[ رفتم و وقتیواقعه را برای شورای سردبیری تعریف کردم، همگی آنها به اهمیت عکس پیبردند. بعد از این که عکسها حاضر شد بهرغم این که صفحهی روزنامه بستهشده بود، آن را عوض کردند و یک عکس هفت ستونی از رژه افسران نیرویهوایی در مقابل امام چاپ کردند.... برای این که ثابت شود که عکس ما مونتاژنیست آن را به روزنامهی آیندگان که آن روزها چاپ میشد، دادیم تا ثابت شودکه ما عکس را مونتاژ نکردهایم.»
این موضوع آن روزها در محضر امام هم مطرح شد و حضرت امام در دستوری،جعلی بودن آن عکس را تکذیب کردند. عباس خواجهپیری ـ از افراد کمیتهی استقبال ـکه آن روزها در مدرسهی رفاه بود، در این زمینه میگوید:
«در همان کمیتهی استقبال از امام، گاهی برخی اخبار نادرست تکذیب میشد...مانند عکس همافرها که در روزنامههای داخلی و خارجی چاپ میشد. اینواقعه، یعنی اتصال ارتش و امام برای رژیم بسیار بااهمیت بود. رژیم هم متقابلاًسعی میکرد این واقعه را کمرنگ کند. آنها سعی میکردند تا عکس دیدارهمافران با امام را جعلی جلوه دهند؛ بنابراین امام دستور دادند جعلی بودن اینعکس تکذیب شود».
خبرگزاری رویترز در خبری اعلام کرد که در ایران، میلیونها تن برای ابراز حمایت ازآیتالله خمینی به خیابانها ریختند و در میان این تظاهرکنندگان گروهی از همافران وخلبانان نیروی هوایی نیز حضور داشتند که ملبس به لباس نظامی بودند و قبل از پیوستنبه تظاهرکنندگان به مقر آیتالله رفته، ادای احترام کردند. در این رژه، ابتدا فرماندهآنها با بلندگوی دستی، آنگونه که در سانهای رسمی معمول است، از امام و با خطابکردن امام به عنوان فرمانده کل قوا، اجازه خواست تا همافران، رژه را در پیشگاه فرماندهکل قوا آغاز کنند. علیاکبر ناطقنوری که آن روزها در مقر امام شاهد این مراسم بود، دراین زمینه میگوید:
«رژهی اینها جلوی امام شروع شد... ما حیران بودیم که جریان دیگر چیست؟ درداخل اتاق بیاختیار اشک میریختیم. خود همافرها هم در حال رژه اشکمیریختند.»
پس از اتمام رژه، قطعنامهی پرسنل نیروی هوایی توسط یکی از نظامیان قرائت شد.حضرت امام به این قطعنامه گوش فرا دادند. در این قطعنامه آمده بود:
«1ـ تا آخرین قطرهی خون در راه آزادی و استقرار جمهوری عدل اسلامی بهمبارزه ادامه داده، همواره گوش به فرمان مجاهد کبیرمان امام خمینی بوده وهرگونه وظیفهی محوله از سوی رهبرمان را با جان و دل انجام خواهیم داد.
2ـ دولت بختیار و نمایندگان مجلسین را غیرقانونی و غاصب حقوِ ملت ایرانمیدانیم...
3ـ انتصاب شایستهی شخصیت بارز سیاسیـ دینی کشور ـ مهندس مهدیبازرگان ـ را به نخستوزیری انقلاب از جان و دل پذیرا شده و اطاعت از دستوردولت قانونی ایشان را وظیفهی خود میدانیم.
4ـ وجود اشخاص متعفن ضدخلقی آمریکا از قبیل ژنرال هایزر، یعنی ارتشحامی بختیار و سولیوان و دیگر حامیان بختیار را محکوم میکنیم.
5ـ از کلیهی فرماندهان و پرسنل ارتش میخواهیم به صفوف ملت بپیوندند.
6ـ ما پرسنل نیروی هوایی از کلیهی ملت مبارز ایران ]که[ با ارادهی آهنین خود ازادامهی بازداشت عدهای از برادران دستگیر شدهی ما جلوگیری نمودند،سپاسگزاری میکنیم و امید داریم دیگر افسران مبارز، مسلمان و متعهد نیزبهزودی آزاد گردند... برقرار باد حکومت عدل اسلامی.»
سپس حضرت امام در سخنانی خطاب به همافران و پرسنل نیروی هوایی، فرمودند:
«درود بر شما سربازان امام عصر ـ سلامالله علیه ـ، همانطور که فریاد زدید تاکنون در خدمت طاغوت بودید، طاغوتی که تمام هستی ماها را ساقط کرد.طاغوتی که خزاین ما را تهی کرد. طاغوتی که ما را بردهی خارجیها کرد و ازامروز در خدمت امام عصر و در خدمت قرآن هستیم. قرآن کریمی که سعادتهمهی بشر را بیمه کرده است. قرآن کریمی که هر کس در زیر بیرِ او واقع بشود،در دنیا و آخرت سعید است... ما از همهی شماها، روحانیت از شماها تشکرمیکند. ما امیدواریم که با به هم پیوستگی بتوانیم این طاغوتها را تا آخر از بینببریم و به جای او یک حکومت عدل اسلامی که مملکت ما برای خودمان باشدو همه چیز ما به دست خودمان باشد. ما میخواهیم سرنوشت خود را خودمانتعیین کنیم نه سفارت آمریکا و شوروی... ما میخواهیم ارتش ما آزاد باشد.اسرائیل در آن تصرف نکند، آمریکا در آن تصرف نکند. درود بر شما که قدرنعمت خدا را دانستید و به دامن قرآن پیوستید. درود بر شما که ترک کردیدحکومت طاغوت را و به حکومت الله پیوستید. من امیدوارم سایر اشخاص کهدر آن خدمت هستند، آنها هم وظیفهی خودشان را بفهمند و به ملت بپیوندند. ماصلاح همهی شماها را میخواهیم. ما میخواهیم شماها آزاد باشید. مامیخواهیم که مملکت را شما مستقل کنید و ما میخواهیم که دیگران، کساندیگر، کسانی که میخواهند در شما تصرف بکنند اینها نباشند. دست اجانبکوتاه باشد. خداوند نصرت به همهی شما عنایت بکند. باید این نهضت را حفظکنید تا انشاءالله آخر نقطه و نهایت که قیام یک حکومت عدل انسانی اسلامیاست به جای یک حکومت طاغوتی.»
پس از پایان این دیدار و ابراز احساسات و نیز ادای احترام همافران و پرسنل نظامینسبت به امام، آنان از مدرسهی رفاه و علوی بیرون رفتند و به خیل تظاهرکنندگانپیوستند.
آنان در حالیکه پلاکاردی را با این شعارها: «نخستوزیر بازرگان مورد تأیید ماهمافران و درجهداران نیروی هوایی است» و «بختیار هیچ جایگاهی و سنگری در نیرویهوایی ندارد» حمل میکردند، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند. هایزر که آن روزها ازایران رفته بود ولی گزارشهایی از سفارت آمریکا در تهران و نیز منابع خبری چونفرماندهان ارتش دریافت میکرد، همافران را اولاً، «حدود دویست نفر» ذکر کرد و دیگرآنکه آنان را افراد «دون پایهی ارتش» قلمداد کرد و در توجیه آن گفت که حضور ایندویست نفر اعجابآور نیست، چرا که تعداد کسانی که در تهران از ارتش فرار کردهاندبیشتر از اینها بود.
این موضوع انعکاس گستردهای میان عوامل رژیم پهلوی داشت و آنان را سخت بهتکاپو انداخت.
هنوز چند ساعتی از دیدار همافران و پرسنل نیروی هواییِ پایگاههای تهران با امامنگذشته بود که پرسنل و همافران نیروی هوایی اصفهان نیز به دیدار امام شتافتند و بامعظمله دیدار کردند. در این دیدار که ساعت پانزده و پانزده دقیقهی بعدازظهر درمدرسهی علوی صورت گرفت، ابتدا همافران و افسران پایگاههای نیروی هواییاصفهان سرودی را قرائت کردند و سپس پیامی را به حضور امام ارائه دادند و امام را ازانتقال سی فروند هواپیمای فانتوم به عربستان سعودی و اسرائیل آگاه کردند و سپستقاضا کردند که با توجهات امام خمینی، هر چه زودتر موجبات آزادی پرسنل هوایی کهدر جریان ممانعت از انتقال هواپیماهای فوِ و یا اعتراضاتشان علیه رژیم پهلویدستگیر شدهاند، فراهم شود.
حضرت امام نیز در این دیدار ضمن تشکر از «سربازان امام زمانعج»، تأکید فرمودند:
«اگر شما تا حال تحت سلطهی طاغوت بودید، امید است که از این به بعد زیرسایهی امام زمان (سلامالله) و از سربازان ایشان محسوب شوید. ما از اوضاعایران متأسفیم. از اوضاع دولت کنونی ایران تاکنون، تأسفات زیاد است. اینها هرجنایتی داشتند، در حق ما کردند. از بزرگترین جنایات اینکه با ارتش آنقدربدرفتاری کردند. تودهی ارتش اسلامی بود و متوجه و متعهد است، لکن سرانیکه بعضی از سرانی که در خدمت اجانب هستند آن استفادهها را بردند و از اینمملکت رفتند و یا میروند و سایرین را محروم کردند. الآن که شما به دامن ملتبازگشتید، ملت شما را با آغوش باز میپذیرد و ما سعی داریم که شما انشاءاللهدر موقعی که حکومت عدل الهی پیدا شد، با کمال خوشی پذیرایی کنیم.خداوند تعالی شما را حفظ کند. ما از اینکه شما کوشش کردید در راه هدف ما،تشکر میکنیم.»
منبع:کتاب دهه سرنوشت ساز،داود قاسم پور،صفحه (195 تا 208)
کد مطلب:
5564
لینک یکتا:
http://www.irdc.ir/fa/content/5564/default.aspx