7 اسفند 1385
پروژه یهودی سازی تاریخ ایران باستان در دانشگاههای آمریکا
پژوهشگر: عباس سلیمی نمین
یهودیها هم یك كارهایی علیه اقوام ایرانی صورت دادند به این هم لااقل اطلاع داشته باشیم خوب است . در این زمینه تورات را مبنای خوبی میدانم تورات در این زمینه در كتاب استر یك بحثی را مطرح میكند كه به نظر من كتاب استر را بخوانید در این كتاب در عهد عتیق بحث قتل عام ایرانیها را به صورت مفصل میگوید یعنی در زمان خود خشایار شاه به تحریك استر و حالا عملكرد فرد حامی ، حامی و وزیر خشایار شاه را میكشند و بعد قتل عام گستردهای را در شهرهای ایران آغاز میكنند تا جایی كه همه مخالفین یهودیها در ایران قتل عام می شوند
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشكر از اساتید محترم دانشگاه و دانشجویان عزیز كه این فرصت را برای من بوجود آوردند كه دقایقی را در خدمتتان باشم و بحثهایی را رد و بدل كنیم كه امیدواریم كه ان شاءالله در شناخت دقیق تر از تاریخ خودمان این موضوع مؤثر باشد.
آن چیزی كه در سالهای اخیر در مورد تاریخ ایران، بویژه تاریخ باستان مطرح شده ضرورت بازخوانی تاریخ را برای ما روز به روز جدیتر میسازد یعنی اینكه ما این امكان را فراهم كنیم تا آن چیزی را كه برای ما نگاشته شده را یك بار دیگر بخوانیم و به خودمان این جرأت را بدهیم كه اگر ایرادهایی در تاریخ نگاشته شده برای ما، وجود دارد این ایرادات را بیان كنیم و پالایش كنیم تاریخ خودمان را از آنچه كه نوشته شده است. متأسفانه در سالهای اخیر كه بر حسب ظاهر، تحولی را ما در ساختار سیاسی بوجود آوردیم و این انتظار میرفت كه این تحول سیاسی آنچنان فراگیر بشود كه حوزههای فرهنگ را هم آنچه كه ضرورت دارد در بر بگیرد، این تحول نتوانست آنطوری كه شایسته است مسائل فرهنگی را هم پوشش لازم بدهد. شاید بشود گفت كه ما در زمینه تاریخ كمتر از همه بخشهای فرهنگی توجه داشتیم و این امكان را فراهم نكردهایم كه به این موضوع بیشتر توجه بشود.
اهمیت بحث تاریخ برای ما به نظر من در اینجا باید درك بشود كه كاری صورت گرفت برای مقابله با فرهنگ اسلامی ، یكی در عرصه مقابله مستقیم با اعتقادات و یكی برنامه دراز مدتتری برای اینكه ما نسبت به مواضع اعتقادی خودمان متزلزل بشویم كه حاصل كاری كه در دوره رضاخان شروع شد در دوره محمدرضا پهلوی بیشتر خودش را نشان داد و ثمرهاش بیشتر در این دوره نمود پیدا كرد علی القاعده مقابله مستقیم با فرهنگ، سنت و اعتقادات مردم نمیتوانست دوام چندانی بیابد یعنی اینكه مردم لباسشان در خیابانها قیچی بشود و یا با محرم مقابله بشود تا حدی كه ما نتوانیم از قیام عاشورا بهره بگیریم این نمیتوانست خیلی استمرار داشته باشد و این كار صورت گرفت به خاطر اینكه ضرورت سلطه ایجاب میكرد یعنی برای سلطه گران، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذیرد ملتی كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نمیپذیرد یعنی اگر من هیچ تفاوتی برای خودم نسبت به شما قائل نباشم و این تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقی كه شما برخوردارید من هم باید برخوردار باشم هرگز وارد وادیهایی كه این وادیها حقوق نابرابری را رقم میزند نخواهم شد یا چنین چیزی را نخواهم پذیرفت.
بنابراین مقابله با فرهنگ ملت ایران به صورت اجباری و قلدر مأبانهای كه رضاخان میتوانست به اجرا در بیاورد، این در دوره رضاخان صورت گرفت اما عرض كردم كه این نمیتوانست برای همیشه استمرار بیابد . ما آنطوری كه آقای حسین مكی در تاریخ 20 ساله مینویسد رضاخان مقابله با فرهنگ را به اوج رساند حتی مثلا در شبهای عاشورا ، كاروان شادی راه انداخت و مثلا رقاصهها در خیابانها میخواندند و طبیعتا ملت ایران را كه این موضوع برایشان اهمیت داشت، تحقیر میكردند اما قطعا ملت در برابر این نوع تحقیرها یك نوعی مقاومت نشان میداد و پذیرای این مسأله نبود اما آنچیزی كه به نظر من حالت ماندگاری یافت آن تاریخ نگاری بود.
در دوران رضاخان توجه جدی به این امر داشت كه تاریخ باستان ما به نوعی نوشته بشود كه با تاریخ و فرهنگ اسلامی در تقابل باشد یعنی ما با مطالعه تاریخ باستان، احساس تنفر نسبت به فرهنگ اسلامی در ما ایجاد نشود این مطلب را در نگارشهای مختلف میتوانید بیایید چون فرصت كم است من فقط و فقط این جمله دكتر زرین كوب را فكر میكنم كفایت كند كه ایشان در كتاب ایران بعد از اسلام مینویسد كه كتاب من كتاب ابراهیم پورداود و دیگران از عناصری كه بیشتر متأثر بودند میگوید این تاریخ نگاری نبود بیشتر بخاطر ضدیت با اعراب بود كه این كتابها نوشته شد و حتی كتاب « دو قرن سكوت » را ایشان یاد میكند و این خصوصیت در آن ایام را میگوید قطعا افرادی مانند آقای زرین كوب كه این شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خیلی خیلی كم داریم و بیشتر در این جهت گیری ماندند در حالی كه آقای زرین كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و این انتقاد را به صراحت بیان میكند. خوب آثار این چنینی تأثیرات بسیار زیادی داشت كه اگر شما ملاحظه كنید میبینید كه افرادی كه متأثر از این نوع تاریخ نگاری شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام یك تعصب كور و یك تعصب شدیدی را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع میدهم برای اینكه بتوانید به یك قضاوت دقیق تر و عالمانهای برسید كتاب آقای بزرگ علوی را، آقای بزرگ علوی در خاطراتش به طور مسبوط میگوید كه چه آثاری نوشته شد و چه كسانی اصرار بر نگارش این كتاب داشتند و جهت گیریهای آنها چه بود، مثلا ایشان در مورد آقای صادق هدایت میگوید كه صادق هدایت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمهها ، ترجمههایی از آثار غربیها برای ایران چگونه بود خوب در مورد صادق هدایت میگوید كه او هر موقع كه سخنی در مورد اسلام پیش میآمد به شدت میلرزید و شروع به فحاشی میكرد نه اینكه سخنی در مورد دفاع از اسلام، مثلا آقای نبی قطعا عنصری نیست كه از اسلام دفاع كند ایشان یك مصاحبهای با بی بی سی كرده بود، در آن مصاحبه سخن از اسلام به میان آورده بود بعد كه به محل قرار میآید از آقای صادق هدایت به شدت فحاشیهای ركیكی را آقای بزرگ علوی روایت میكند جلو زنها در آن میعادگاهی كه جایگاه روشن فكران و .... بوده فحاشیهای ركیكی را ایشان به میان میآورد كه چرا تو اصلا سخنی از اسلام به میان آوردی و آثاری كه خود آقای صادق هدایت نوشته، خیلی روشن است و من وارد جزئیات آن نمیشوم اما بعد این نكته دعوت میكنم جهت تعمق، كه چگونه توانستند یك ضدیتی با اسلام ایجاد كنند و یك قرابتی با یهود، در این زمینه هم دعوت میكنم عزیزان را كه كتاب آقای معیر ارزی حتما بخوانند معیر ارزی خاطرات خودش را به عنوان یك صهیونیست جدی و فعال نوشته، در كتاب خودش تأثیرات این معنا را كه ما توانستیم احساس قرابت ایجاد كنیم در بین ایرانیها و یهودیها و از این تاریخ نویسی بهره لازم بردیم و هر كسی را كه در برابر یهودیها مقابله میكرد اینگونه وارد میشدیم و اینگونه او را رام میكردیم ، من جمله در مورد حاج علی كیا ، شرح اولین برخورد پدرش با حاج علی كیا كه بعدها كه مراتب ارتش را طی میكند و به درجه سپهبدی میرسد و ركن 2 ارتش میشود آن موقع كه سرهنگ بود من با پدرم پیش او رفتیم میگوید : شروع كرد به مقاومت كردن در برابر ما یهودیها ، ما گفتیم بله ما یهودیها با شما این چنین پیشینه تاریخی داشتیم و یواش یواش رام شد . بعدها كه خودش در زمان ركن دومی او با او تماس دارد میگوید من خودم تعجب میكردم كه چرا حاج علی كیا اینقدر در خدمت ما قرار داشت و برای خودم جای تعجب بود یك بار خیلی رك و صریح از او پرسیدم كه حاج علی كیا تو خیلی از كارهای خودت را رها میكنی و همیشه دنبال من هستی كه مثلا ملاقات برای منا با دیگران ایجاد میكنی عمده چیزی كه از آقای ازری از عملكردش میشود فهمید، حتی موقعی كه یك بازیگر اسرائیلی پیش كیا میرود یك ماهی بزرگی كه برای ضیافت و به افتخار ایشان آماده شده بود بر روی آن مینویسد به یاد ایام راشتر و خشایار شاه در ایران.
خوب تأكید روی این معنا ، تأثیرات خودش را در خیلی از ایرانیها ، ما شاهد هستیم من باز دعوت میكنم چون نمیتوانم وارد جزئیات بشوم حتما كتاب آقای عمیرازری كه میتواند تجربیات او برای ما خیلی مفید باشد را ان شاءالله مطالعه بكنید . اما امروز وقتی شما دقت میكنید كه در همان تاریخ نگاری كه برای ما صورت گرفت چرا مقاومتها و تلاش زیادی صورت میگیرد كه هیچ بازنگری در این عرصه صورت نگیرد در حالی كه الان منابعی در اختیار ما وجود دارد كه این منابع بیانگر این است كه تاریخ نگاری كه در زمان رضاخان عمدتآ صورت گرفت و آثار زیادی مكتوب شد. عمده اینها بر اساس محدود كردن تاریخ باستان ایران به 2500 سال بود یعنی اینكه این احساس در مردم ایجاد بشود كه رونق تمدن ایران به زمانی بر میگردد كه پیوند جدی بین یهودیت و اقوام ایرانی در فلات ایران ایجاد شده است یعنی اصلا مبدأ عزمت در ایران مربوط به این دوران بود خوب این میتواند به عنوان یك نظریه مطرح شده و بر رویش كار بشود كه درست هست یا نه، اما كاری كه در این عرصه به نظر من صورت گرفت این نبود كه یك عدهای طرفدار این فرضیه بوده باشند و واقعا ملت ایران عظمتشان بر میگردد به این ایام و این ایام توانسته حالا یك عظمتی را بوجود بیاورد كه حتی در كتاب بزرگ علوی میگوید كه آقای صادق هدایت سعی میكرد كه تاریخ صدر اسلام را بسیار بسیار با عظمت بیان كند خوب همین كسی كه اینقدر با اسلام دشمنی دارد. طبیعا این كار را با این جهت گیری دنبال میكند . خوب یك موقع است كه به عنوان فرضیه مطرح میكند و اصلا اینطوری نبوده كه یك عدهای طرفدار این باشند و حالا به عنوان یك نظریه مطرح میكنند بلكه سعی كردند آن چیزی را كه میتوانست این نظر را نفی كند و بی اساس جلوهگر كند آن را هم از بین بردند در واقع امكان تحقیق برای پژوهشگران ایرانی در این عرصه اصلا وجود نداشته باشد كاری كه در این عرصه صورت گرفت این بود كه ما هم یهود را مؤثر در عزمت ایران باستان بدانیم و هم اعراب را از بین برده و نابود كنندهی این عظمت بیابیم یعنی این دو به صورت همزمان صورت گرفت ، خوب برای اینكه بتوانند این عزمت را مربوط به دوران هخامنشیان بكنند باید تاریخ باستان ما را محدود میكردند و آنچه را كه مربوط به قبل از هخامنشیان بود را به نوعی یا نابود میكردند و یا تلاشی بر روی آن معطوف نمیشد یعنی ما امروز، هر آنچه كه طی سالهای گذشته داشتیم در ارتباط با باستان شناسی و كارهای تحقیقاتی عمده در این زمینه مربوط به دوران هخامنشی است . ما حتی سازمان و تشكیلات میراثمان معمولا هیچ گونه مأموریت و رسالتی غیر پاسداری از دوران هخامنشیان برای خودش تعریف نكرده، بعضی جاها هم شما به وضوح میتوانید ببینید كه بی توجهی جدی به سایر ادوار تاریخی ما دارد بعضی معتقدند كه اگر بخواهیم تاریخ باستان خودمان را مطالعه بكنیم این محدود كردن به دوران هخامنشیان به بعد، جز یك كار هدفمند سیاسی بیش نیست تاریخ ایران هم وسیعتر است و هم ارتباط با این قضیه ما میتوانیم بر اساس برخی از مستندات به جا مانده درك كنیم كه عظمت مردم ایران به لحاظ تمدنی در این دوران بیشتر بوده كه حتی هخامنشیان مجبور بودند كه از عیلامی استفاده كنند یعنی قطعا اگر عیلامیها به لحاظ تمدنی عقب تر بودند نباید هخامنشیها مصرف كننده خط و طرز نگارش آنها باشند بنابراین ما باید در دوران عیلامی به لحاظ تمدنی وضعیت بهتری داشته باشیم بنابراین آنهایی كه در این زمینه گام برداشتند قطعا یك كار هدفمند سیاسی را دنبال میكردند گر چه من خودم رشتهام بیشتر تاریخ معاصر است و كار تاریخ معاصر بیشتر كردهام ولی در آن حدی كه فرصت مطالعه و تحقیق در این زمینه را یافتم و آثاری را نگاه كردم.
من دیدم كه خیانتهای بزرگی در ارتباط با نابودی آثار به جا مانده از دوران عیلامی را داریم من یكی از آثاری كه آوردم كه دوستان مطالعه كنند كتاب تخت جمشید است كه خذ اشمیت به عنوان یكی از باستان شناسان دانشگاه شیكاگو تنظیم كرده است تصاویری كه در این كتاب آمده ، مؤید آثار عظیمی است كه متعلق به دوران عیلامی است و امروز در اطراف سایت تخت جمشید اثری از آن نیست یعنی بعد از كشف و خارج كردن این الواحی كه امروز به دانشگاه شیكاگو رفته در سال 1314 كه تا حالا بازنگشته و من بعید میدانم كه با مسائلی كه امروز مطرح است به ایران بازگردد دلایلش را هم در بین عرایضم میگویم، بعد از اینكه این الواح از ایران خارج شده البته بعضی از الواح از خزانه تخت جمشید خارج شده و برخی از الواح متعلق به آن سایت ایرانی است كه در اطراف تخت جمشید وجود دارد بر اساس تصاویری كه از آقای اشمیت برداشته، خوب الان وقتی كه شما نگاه میكنید میبینید كه در اطراف سایت تخت جمشید هیچ اثری از سایت ایرانی وجود ندارد كاملا بعد از خاك برداری و كشف شدن آن آثار اینها عامدانه نابود شدند من در این زمینه با آقای پرویز رجبی به عنوان یكی از عناصری كه در زمینه باستان شناسی كار میكند بحث میكردم راجع به این مطلب، البته ایشان در ابتدا پذیرای این مطلب نبود كه تخریبی صورت گرفته، بعد از این مسأله و پذیرش این مطلب توسط پژوهشگاه پارسه كه ایشان به عنوان یكی از داوران این قضیه بوده كه آیا تخریبی بوده یا نه، بعدا كه ایشان تماس گرفت و پذیرفت كه بله آثاری بوده خیلی راحت گفت كه آمریكاییها كار بسیار خوبی كردهاند، لابد لازم بوده و ضرورت داشته است. دلیل ایشان این بود كه وقتی پای انسان قانقاریه بگیرد خوب پای انسان را قطع میكنند و تشخیصش هم با پزشك است. آمریكاییها هم در این زمینه تخصص داشتهاند و كار بسیار درستی كردهاند كه تخریب كردند میخواهم بگویم كه دفاع از عملكرد دانشگاه شیكاگو در از بین بردن آثار باستانی ما، امروز در جامعه ما یك حامی جدی دارد علت حمایت جدی اقشار یا شاید اقشار تعبیر چندان درستی نباشد عدهای كه در جامعه ما امروز دارند در زمینهی تاریخ كار میكنند این است كه این جریان ماهیت كارش مشخص نشد ولی اگر ماهیت كاری كه در دوره رضاخان صورت گرفت مشخص نبود یك جهش فكری در جامعه ما ایجاد میشود یعنی اگر ما در آنچه را كه نسبت به خیانت یا فاجعهای كه شما با دست كاری در تاریخ یك ملت ممكن است بوجود بیاید حالا عمق فاجعه را خودتان میتوانید حدس بزنید اینكه تاریخ یك ملت دستكاری بشود در دشمن شناسی آن ملت هم شما میتوانید دستكاری كنید یعنی در واقع وقتی كه شما به تاریخ مراجعه میكنید . برای این است كه بتوانید از تجربیات آنها استفاده كنید برای شناختن دوستان و دشمنان خودتان، یا حداقل عوامل تهدید كننده و عواملی كه شما میتوانید بر روی آنها برای پیشرفت خودتان حساب كنید تاریخ را به این دلیل برایش ارزش قائلیم چون میتواند در برخورد ما با پدیدههای مشابه تقویت كند یعنی میتواند از ما عناصر بسازد مجردی در مواجهه با موضوعات سخت روزمره جامعهمان، بنابراین اگر كسانی دارند در تاریخ ما تصرف میكنند با این هدف تصرف میكنند كه تشخیص ما را نسبت به مسایل اطرافمان دچار دستخوش تغییر كنند در دشمن شناسیمان قطعا دچار مشكل میشویم كما اینكه این كار صورت گرفت آن چیزی را كه توانستند نسبت به اسلام كینه ایجاد كنند را كاملا در دوره رضاخان میبینید.
خیلی از كسانی كه اینها در واقع اگر این مسأله برای آنها بوجود نمیآمد به راحتی جذب سازمانهای یهودی در ایران نمیشدند اگر شما یك عنصر ایرانی را قبل از اینكه نگاهش عرض بشود را دعوت كنید كه سوگند به بعضی از مقدسات یهود بخورد در برخی از سازمانهای مخفی، قطعا این كار را نمیكند منتها بعد از اینكه به او قبولانده میشود كه تو با یهودیها خیلی رابطه دیرینه داری و در این زمینه نباید هیچ احساس در خدمت دیگران قرار گرفتن نمیتوانی داشته باشی، بر اساس تاریخت تو این راه را پیمودهای بنابراین مزدور دیگران نمیشوی در خدمت دیگران نیستی با كسانی كه باید دوست باشی دوست هستی مثل این است كه شما امروز احساس كنید كه باید با یك جریانی در ملتهای مسلمان همراه باشید وقتی این احساس در شما بوجود آمد اگر در جهت منافع آنها گام برداشتید هیچ احساس منفیای در شما ایجاد نخواهد شد. معقتدتان و باورهایتان حكم میكند كه باید جهان اسلام را تقویت كنید یعنی كاری را انجام بدهید كه جهان اسلام رو به جلو برود و از كار شما منتفع بشود.
این مسأله را قطعا دردوره رضا خان صورت دادند كه عدهای به سهولت پذیرفتند كه درخدمت سازمانهایی یهودی بودن نه تنها مشكلی نیست مسألهای نیست بلكه وظیفه ماست كه چنین كاری را بكنیم و این تنها چیزی است كه میتواند موجب شكوفایی ملت ما بشود چرا كه در تاریخ همین پیوند موجب شكوفایی شده، آنچه را كه امروز ما بعد از بحث اخیر در مورد الواح ایرانی شاهدیم یك مقداری بحث را برای ما جدیتر میكند یعنی مقاومت بعضی از افراد و یا بخصوص كسانی كه منادی تاریخ پژوهشی در كشور ما هستند تاریخ پژوهی با حزن بیشتر مد نظر من هست اینها مقاومت جدی در ارتباط با الواح ایرانی كردند و اگر مقایسه كنید نوع واكنششان را در مورد سایر مقولات، مثلا الان در مورد سد سیوند دوستان میبینند كه یك بحثهایی میكنند كه خیلی جالب است، میگویند شما سد سیوند را به این دلیل میگویند باید تخریب كنید كه نم سد میزند به مقبره كوروش یعنی مثلا بخارات آب میزند بعد تأثیرات سوء خواهد داشت در درازمدت راجع به مقبره كوروش ما مثلا موجب خسارت خواهد شد.
الان میبینیم یك انگلیسی گفته كه ما همه هزینه سد را میدهیم تا از این سد بهرهبرداری نشود و آبگیری نشود اما آن چیزی كه برای من قابل تأمل است این است كه الان چند روز است كه بعضی دانشجویان را ترغیب كردهاند برای شركت در تحصن تا جلو سد را بگیرند برای اینكه یك بنای تاریخی متعلق به هخامنشیان میتواند در آینده خسارتهایی به آن وارد بشود اما وقتی كه به آنها میگوییم كه تاریخ قبل از هخامنشیان این كارها شده میگوید خوب كاری كردند حتما ضروری بوده كه این كار را بكنند من می گفتم كه اگر ضروری بوده یك گزارشی یك توجیهی برای این كار، مثلا دانشگاه شیكاگو نوشته كه ضروری بوده كه ما آثار ایرانی را نابود كنیم لااقل میدانید كه در باستان شناسی باید یك گزارشی در مورد عملكرد ارائه بدهند حتی در مورد كاوشگریها حركت خودشان را مكتوب میكنند و عرضه میدارند اگر واقعا لازم بوده كه این آثار از بین برود چیزی را دانشگاه شیكاگو به ملت ایران عرضه كرده كه دانشگاه شیكاگو توجیه كند كار خودش را و تخریب را در این زمینه ، در این سرزمینها اصلا هیچ جریانی جامعه را به این سو نمیبرد كه اگر ما این تخریب را از سوی دانشگاه شیكاگو و این دست اندازی را در مورد تاریخ خودمان شاهدیم چرا باید اجباری باشد كه دانشگاه شیكاگو دوباره در ایران فعال بشود یعنی اگر یك تیمی ، یا یك مركزی یا یك جریانی را در طول تاریخ ما بر هم زده و امروز هم حاضر نیست كه برای اینكه برخی از تاریخ ما روشن بشود هفتاد و یك سال الواح را در اختیار گرفته و بعد هم در یك مسیری قرار گرفته كه چیزی از الواح برنگردد تا مورد مطالعه ما قرار بگیرد الا اینكه تعداد اندكی از همان تیم دانشگاه شیكاگو توانستند دسترسی داشته باشند و مطالعاتی بكنند شاید در این زمینه گفته بشود كه ما آثار باستانی زیادی در كشور داریم كه مطالعه نكردیم در موردش و تحقیقاتی نكردهایم حالا در زمینه حالا یك تعداد لوح اصرار میكنیم خوب كلی ما الان آثار باستانی داریم كه می توانیم مطالعه كنیم و به یك دستاوردهایی برسیم بعد كه از آنها استفاده كردیم بعد فرصت خواهد بود كه در مورد آثاری كه در اختیار بنگاههای شخصی مثل دانشگاه شیكاگو قرار دارد در آن زمینه هم مطالعه كنیم . ببینید تفاوت جدی در مورد این قضیه وجود دارد كه دوستان باید به آن عنایت كنند عرض كردم بازخوانی تاریخی كه برای ما نوشته شده یك ضرورت است ما منابعی كه در مورد بازخوانی تاریخ نگاشته شده داشته باشیم بسیار بسیار اندك است یعنی اینگونه نیست كه ما در مورد تاریخ باستانمان منابع فراوانی را در اختیار داشته باشیم بعد مسئله دوم در این زمینه این است كه بین آثاری كه ما الان در اختیار داریم و آثاری كه از دسترس ما دور نگاشته شده تفاوتی وجود دارد و تفاوتش این است كه ما با مطالعه الواحی كه در اطراف تخت جمشید پیدا نشده میتوانیم نكات تاریك تاریخ خودمان را دریابیم در حالی كه بعضی از آثاری كه در دسترسمان قرار دارد خیلی این نقش را ایفا نمیكند یعنی الواحی كه در ارتباط با سایت ایرانی اطراف تخت جمشید هست شاید بتواند ما را نسبت به گذشتهای كه برای ما امروز مقداری تاریك است و خیلی روشن نیست یك مقداری مطالبی داشته باشد و كسانی كه تمام تلاششان به تخریب این آثار بوده ، تمایل چندانی در اینكه ما دسترسی چندانی به این داشته باشیم ندارند بنابراین آنچه را كه ما امروز باید به عنوان دانشجو ، به عنوان محقق برای ما قابل تحمل باشد این است كه چرا جریاناتی در داخل كشور تلاش میكنند جریان تاریخ نگاری آن دوران را تقویت كنند من یكی دو تا نمونه به شما میدهم بعد شما خودتان در این قضیه دقت كنید بعدها مطالب زیادی را در یابید من خودم كه در سال 83 نسبت به این قضیه حساس شدم مطبوعات را سال 83 شاید 2 ، 3 ماه را دقیقتر آنچه را كه در مورد تاریخ آثار باستانی نوشتهاند را یك مقداری دقت میكردم من جمله مطلبی كه در سال 83 برای من جالب بود ادامه همان تبلیغات در داخل كشور است یك مطلبی بود در مورد ناوگان كشتیرانی در زمان هخامنشیان داشتیم یك مطلبی بود حالا یك مجموعهای را من جمعآوری كردم چون فرصت نیست من فقط برای شما خیلی اشاره وار میگویم ، یك مطلبی در 18 مرداد 1383 در مورد كشف راز قالیچههای پرنده، این روزنامه همشهری به نقل از فصلنامه ادبی – فرهنگی خورجین، كه یك فصلنامه استرالیایی است كه مطلبی را نوشته است. كه خوب شما علی القاعده اگر برای شما بخوانم لبخند بر لبانتان مینشیند اما در واقع این چیزهایی است كه امروز هم دارد دنبال میشود تا ضدیت با اسلام، همچنان در اذهان نسلهای بعدی ما تجدید بشود و همان سیاست دارد دنبال میشود.
فكر نكنید كه این سیاستی مربوط به دوران رضاخان بود و امروز دیگر از این نگاه خبری نیست. اگر فرصت بشود من یك مقداری اشاراتی خواهم داشت حالا من میخوانم نوشته فصلنامه ادبی –فرهنگی خورجین در شماره اخیر مطلبی را درباره راز قالیچههای پرنده كشف كرده است كه نویسنده از خلال مطالبی كه در قلعه الموت ایران كشف شده، روشن میشود طبعا درك این مطلب به معنای تمام ملاحظات آن نیست بلكه صرفا اصلاع در این زمینه، یكی از نمادهای اكاتیبی شرق است اكنون شواهد وقایعی از آنچه یك افسانه دیرینه محسوب میشود توسط یك محقق فرانسوی به نام هانری باك در ایران بدست آمده است باك طومارهایی را بدست آورده توضیح میدهد در این زمینه كه حالا شما اگر خواستید كپی این مطلب را به شما میدهم آن چیزی كه مهم است میگوید كه این بدلیل وجود چشمهای در یك جایی از ایران كه این قالیچهها آلوده میشده به آب این چشمه و موادی كه میزدند این قالیچه میتوانسته مغناطیس زمین را خنثی كند و جاذبه زمین را خنثی كند بعد میگوید كه چطور این قالیچهها و این صنعت در ایران نابود شد صراحتا میگوید اسلام آمد میخواست شترها و اسبهایش را بفروشد، و بعد با وجود چنین صنعتی در ایران ، این شترها و اسبهای مسلمان ها به فروش نمیرسید آنها همه صنعت گران را از دم تیغ گذراندند این یك مقالهای است كه در سال 83 پیدا شد
در موقع حساس شدن نسبت به مسأله مقالات زیادی اینطوری بودكه یك جوان با خواندن این مقالات، تنفرش نسبت به اسلام مثل همان تنفری كه در آقای صادق هدایت ایجاد شده بود كه فحشی نسبت به اسلام داد با این مقالات هم گفتم شما تصور كنید جوان 16 ساله ، 17 ساله این مقالات را بخواندكه ما چه در گذشته، و در دوران باستان چه دستاوردهای علمیای داشتیم و ورود اعراب به ایران توانست چی كار بكند؟ همه این توانمندیها را از بین ببرد
شما الان كتاب تاریخ دبیرستان را هم مطالعه كنید همین القا را در شما ایجاد میكند من به مناسبتی كه آموزش و پرورش كتابهای دبیرستانیش را فرستاده بود به دفتر مطالعات ما، تا یك مقداری نظر بدهیم وقتی كه یك مقداری دقیقتر مطالعه میكردیم این بو كه تصاویر دست آوردهای بشری را در دورهی هخامنشیان و عصر خاقانیان بسیار بسیار با شكوه و با عظمت نشان میدهد خیلی مثلا دربار و ساختمانهای با شكوه كه جوان را خیلی جذب میكند آثار و ظروف طلایی كه از آن زمان بدست آمده ، بعد میگفت ورود اسلام به ایران، ببینید ورود اسلام به ایران چطوری آغاز میشد یك صحرای لم یزرعی را نشان میداد دو تا شتر سوار بعد تیتر آن ورود اسلام به ایران بود خوب یك دفعه شما یك جوانی را از آن عظمت كه تصاویر منعكس میكند دربار هخامنشیان و خاقانیان و حتی دربار تخت جمشید كه بر اساس مستندات نیمه تمام رها شده را امروز برای آن پرده میزنند جزئیات این كاخ را با كارهای كامپیوتری نشان میدهند با این انگیزه كه عظمت در اوج خودش قرار داشته در آن موقع ، بعد شما در كتاب میآورید كه بعد با ورود اسلام به ایران همه چیز كویر است. همان چیزی كه آقای زرین كوب هم میگوید « دو قرن سكوت» یعنی چی ؟ میگوید همه چیز از بین رفت كه دو قرن سكوت بود پس تیتر دو قرن سكوت چیست ؟
این مطلب را القا میكنند كه با ورود اسلام به ایران ، سكوت كامل بر جامعه ما حاكم شد یعنی هر چیز از بین رفت الان هم این معنا در كتابهای درسی هنوز هست بنابراین اگر شما میبینید كه در مورد بحث بازگشت تیم دانشگاه شیكاگو به ایران، نه تنها مقاومت جدیای رخ نمیدهد بلكه دفاع میكنند عدهای كه دانشگاه شیكاگو هر آنچه كرده درست عمل كرده و باید حتی اگر تاریخ گذشته را مطالعه نكردند، در حالی كه اگر كسی خواسته باشد بر اساس فقط و فقط الواح، قضاوت كند در مورد دانشگاه شیكاگو، میگوید كسی كه این الواح را برده، قطعا سابقهی درستی ندارد كه ما اجازه بدهیم كه ما اجازه بدهیم كاوشگری را در ایران ادامه بدهد. یك جریانی كه، یك مؤسسهای كه چنین برخوردی با تاریخ ما داشته ، یا با آثار باستانی ما داشته علی القاعده خیلی مورد اعتماد نخواهد بود حتی اگر فقط ما بر اساس الواح عملكرد دانشگاه شیكاگو را مورد تأمل قرار بدهیم باید امروز به برگرداندن دانشگاه شیكاگو و فعال كردن این تیم، حساس باشیم در حالی كه اگر یك مقداری عمیق تر به این مسأله نگاه كنیم در مییابیم كه بحث تاریخ نگاری برای ما، یك جریان است و امروز یواش یواش و به تدریج دارد بحث بازنگری در تاریخ مطرح می شود ورود دانشگاه شیكاگو به ایران در واقع یك جریان است نه بحث فقط كاوشگری آنها در یك نقطهای از ایران ، بلكه تقویت یك جریان فكری كه آنها ریشهی فراوانی در ایران داشتند، به تدریج حاكمیت این نگاه و این جریان بر ابنیه ما دارد ضعیف می شود.
بنابراین باز گرداندن دانشگاه شیكاگو به ایران در واقع این نیست كه آنها فقط در مورد آثار باستانی كار بكنند بلكه بیایند دوستان خودشان را و جریانات هم فكر خودشان را در زمینهی تاریخ نگاری ، یك مقداری احیا و تقویت كنند بنابراین از این منظر دقت كنید بسیار مسئله حساسی است و حساسیتش را هم خیلی متوجه هستند و خیلی از عزیزانی كه در مركز علمی دارند كار میكنند و دانشگاهی دارند كار میكنند از این زمینه خیلی راحت نمیگذرند در حالی كه به نظر من این مسئله بسیار مهمتر از این است كه دانشگاه شیكاگو بیاید ایران، مثلا بعضی از آثار را هم با خودش ببرد یا مثلا یك عدهای دیگر فاسد كند با آنها همان زد و بند گذشته خودشان را دوباره احیا كنند و آن فسادی كه در عرصهی میراث وجود داشت كه الان هم وجود دارد همان مفاسد را دنبال كنند من فكر میكنم كه اینها بالاتر از مفاسد خارج كردن چند قطعه باستانی است بلكه تقویت این جریان كه امروز باز هم مطبوعات در سال 83 این مسأله باز هم نوشته میشود تقویت این جریان بسیار بسیار مهم است . یعنی به لحاظ فكری ما بتوانیم همچنان به جامعه القا بكنیم كه ما در گذشته و در تاریخ باستان عظمت داشتیم و اسلام ورودش به ایران همراه با از بین بردن این عظمت بود. متأسفانه بسیاری از آثاری كه اخیرا نوشته میشود همین عظمت را میخواهد نشان بدهد یعنی ترسیم یك عظمت القایی به ما، یعنی به ما با آثار مختلف القا كردهاند كه بله در دوران هخامنشی این عظمت وجود داشته ما هم به سهولت پذیرفتیم بدون اینكه خیلی در مورد این قضیه مطالعه كنیم كه حالا كه گفتند مثلا فلان هنر در عهد هخامنشیان بوده یا نه؟ خوب ما مطالعه كنیم من نمیخواهم بگویم رد كنیم، مطالعه نكرده، تحقیق نكرده همه آنچه را كه امروز به عنوان كار مطالعاتی، اما طبیعتا تجدید نظر و مطالعه جدی تر از جانب كسانی كه دلسوز این آب و خاك هستند.
این یك ضرورت است بویژه اگر ما به این رسیدیم كه برخی عناد داشتند كه ما یك قسمتهایی از تاریخ خودمان را نبینیم در اینكه ما تردید نداریم كه برخی از كسانی كه در این عرصه كار كردند اصرار داشتند كه ما تاریخ را آنطوری كه آنها میخواهند ببینیم مثلا به عنوان مثال همان كسانی كه در مورد اعراب این دشمنی و این عداوت را در بین ما ایرانیها كاشتند تماما احساس كنیم كه نباید به جهان عرب و جهان اسلام نباید اعتماد كنیم و تنها جایی كه میتوانیم اعتماد كنیم اسرائیل و یهودیها هستند.
همینها خیلی از مسائل تاریخی را از دسترس ما به دور داشتند باز هم اینجا تعصب خودم را ابراز كنم نسبت به بعضی از آثاری كه همه احساس را در این اواخر دارند تكرار میكنند ما وقتی كه نگاه میكنیم ، میبینیم كه در تاریخ ما اتفاقاتی افتاده كه ما اصلا اطلاع نداریم من جمله بحثی كه امروز یهودیها به عنوان دكری میگیرند دكری را اگر خیلی از ایرانیها بدانند یا لااقل عنایتی باشد در كنار این همه دشمنی در مورد اعراب كه مثلا اعراب آمدند چاپ خانهها را سوزاندند آمدند تمدن را از بین بردند همه دانشمندها را از بین بردند آنطوری كه همشهری میگوید مثلا تمام صنعت گران قالیچه پرنده را از دم تیغ گذراندند همه اینها را داشته باشیم از این طرف هم داشته باشیم كه آقا اتفاقاتی هم در ایران رخ داده كه یهودیها هم یك كارهایی در ایران كردند یهودیها هم یك كارهایی علیه اقوام ایرانی صورت دادند به این هم لااقل اطلاع داشته باشیم خوب است همین كار هم به موازات تبلیغات ضد اسلامی ما نبایستی در بیاوریم آن چه را كه انسان در تعارض با یهودیها اقوام ایرانی داشتند من حالا در این زمینه تورات را مبنای خوبی میدانم تورات در این زمینه در كتاب استر یك بحثی را مطرح میكند كه به نظر من كتاب استر را بخوانید در این كتاب در عهد عتیق بحث قتل عام ایرانیها را به صورت مفصل میگوید یعنی در زمان خود خشایار شاه به تحریك استر و حالا عملكرد فرد حامی ، حامی و وزیر خشایار شاه را میكشند و بعد قتل عام گستردهای را در شهرهای ایران آغاز میكنند تا جایی كه همه مخالفین یهودیها در ایران قتل عام می شوند. این لااقل در تورات آمده، همین معنا را اشكالی ندارد كه اگر مثلا یك دایره المعارفی را عزیزی دارد مینویسد در ذیل لغت پوریل بیاورد كه پوریل یعنی چی ؟ آن چیزی كه تورات گفته نه آنچه كه ما مثلا به عنوان یك كسی كه با یهودیها مثلا ضدیتی دارد نه همین چیزی كه تاریخ یهود است تاریخ یهود میگوید اما شما ببینید كه ما در دایره المعارف دائره المعارفهایمان بعد از انقلاب، در هیچ كدامشان اصلا لغت پوریل نیامده كه من ایرانی بفهمم كه پوریل یعنی چی؟ خوب اینها را كه ما نوشتیم دیگر، یعنی در دایره المعارف فلان كه من نمیخواهم اسم عزیزان مسئولش را ببرم اما آن عزیزانی كه نوشتند چرا به نظر شما چیزی كه در تورات آمده مربوط به همین سرزمین است و بحث قتل عام گستردهی مردم این فلات هست كه بعضی از مورخین معتقدند كه همین قتل عام موجب شد كه تخت جمشید نیمه تمام ماند و این قراین زیادی دارد چون واقعا خیلی از سرستونهای تخت جمشید تمام نشده، خیلی از كنده كاری تمام نشده خیلی از آن اشكالی كه در میآورند مثلا چند تا از آنها در آمده، چند تا در نیامده مثلا تا حدی كنده كاری شده كامل نشده یعنی قتل عامی كه در دوره خشایار شاه صورت گرفته لااقل اینها را ما بدانیم بعد در كنارش خیلی از مقالات این چنینی هم داشته باشیم كه فراوان است. عرض كردم اگر شما یك مقداری حساسیت از خودتان به خرج بدهید میتوانید این را ببینید، به هر حال عرض كردم كه هنوز آن تحول لازم در ارتباط با بازنگری تاریخ اصلا بوجود نیامده چرا در حوزهها، در مراكز علمی دارد این ضرورت مطرح میشود ولی در كل جامعه مقاومتهای جدی ای است كه جامعه همچنان درگیر نشود و باورهای گذشته را با خودش داشته باشد و با همان باورها، من خودم ببخشید برخی از كسانی كه آن القاهای دینی در آنها خیلی قوی نیست ، همان بحثها را تكرار میكنند كه اسلام برای ما جز بدبختی و نابودی چیزی به ارمغان نیاورده یعنی شما از این محافل خودتان خارج بشوید وارد كسانی كه خیلی تعهد قوی دینی ندارند به سهولت میتوانید تأثیرات این آثار را در آنها بیابید ، من خیلی در این بحث مزاحم نمیشوم چون شماها هم به هر حال سؤالاتی دارید با سؤالات شما بتوانیم بحث را ادامه بدهیم اگر چه من بحثهای زیادی را آورده بودم كه به آنها بپردازم منتها به دلیل ضیق وقت ، چون دوستان گفتند 40 دقیقه بیشتر طول نكشد، لذا من بحثم را خاتمه میدهم
سؤال: ما قبلا مشابه صحبتهای شما را شنیدیم . منتها مشخص نمیشود كه آن جوامع چه كسانی هستند مثلا گروهی هستند كه دارند سرمایهگزاری میكنند كه مثلا تاریخ ایران عوض بشود و میخواهند زمینه سازی كنند كه وحدت بین ایران و یهودیها برقرار بشود اگر منظور خود یهودیهای ایران باشد كه این ارتباط را دارند بحث یر یهودیهای خارج از ایران باشد یعنی كسانی كه سازمانهای یهودیها معرفی میشوند و حالا تاریخ جهان را به نوعی دارند دستكاری میكنند یعنی سؤال من اینها است ، منظور را مشخص كنید؟
پاسخ : ببینید یهودیهایی كه من گفتم در دوره رضاخان این كار را كردهاند قطعا صهیونیستها بودهاند كه تمام تلاششان را در خدمت ایجاد دولت اسراییل قرار داده بودند و بعد هم توانستند ایران را با همین آموزهها به عنوان تنها متحد اسرائیل در منطقه قرار بدهند یعنی ما از خیلی از كشورهای دیگر در این زمینه پیشی گرفتیم ، و عمدتا این آموزهها تأثیر داشت در ایجاد وحدت بین ایران و اسرائیل علی رغم اینكه ملت ایران بسیار از این موضوع دوری میجست و نسبت به آن موضع داشت اما توانستند طبقات روشنفكر جامعه را و دست اندركاران و هیئت حاكمه را در این مسیر قرار بدهند و اشاره هم كردم كه بعدها سازمانهایی كه افراد عضو آنها میشدند واقعا تعلق خاطر نسبت به آن سازمانها پیدا میكردند و حاصلش ، حاصل فراوانی بود كه به نفع اسراییل به عنوان گل سر سبد نظام سرمایهداری در واقع یعنی وقتی ما پیوند میخوردیم به اسراییلیها یعنی بیشترین خدمت را به جهان غرب و جهان سرمایهداری میكردیم فقط بحث اسراییل هم نبود اسراییل قطعا در این مسأله میوه سرمایه داریات در عصر حاضر ، لذا آن چیزی كه در دوران رضاخان اتفاق افتاد حاصلش را ما شاهد بودیم دیگر یعنی خیلی ما باید بگوییم از تركیه در این زمینه پیشی گرفتیم و از خیلی از نظامهای غیر دینی در این قضیه پیشی گرفتیم برای این كه بدانیم كه ما چقدر در دوران رژیم پهلوی به اسراییل خدمت كردیم خوب خود خاطرات معیر عزلی ( ازلی ) كافی است یك كتاب دیگر هم هست كه آقای سبحانی نوشته، وی كه به عنوان نخست وزیر رژیم مورد نظر آمریكاییها ، یك دو سال پیش مطرح كردند كه ما یك نخست وزیر بخواهیم برای ایران مطرح كنیم خود همین آقای سبحانی یك كتابی دارد كه به عنوان نخست وزیر آن موقع مطرح شد ایشان در آن كتاب خیلی از پروژههای اسراییل را ذكر میكند كه كلیه این پروژههای نظامی و تسلیحاتی در ایران و با هزینههای ایرانیها صورت گرفت و هیچ حاصلش در ایران نماند موشكهای فلان اصلا یكی یكی را میگوید اول نام پروژه را بیان میكند كه با نفت ایران هزینههایش تأمین شد ولی هیچ یك از آن پروژهها ، تأثیراتش در ایران باقی نماند بنابراین شما تأثیرات این تاریخ نگاری را در نوع عملكرد دوران پهلوی كاملا به صورت مشهود میبینید.
سؤال یكی از حضار: استاد در مورد تاریخ خود یهود ، داریم كه میگویند خداوند ما را به پادشاهی بر شما پذیرفت و مملكت هم دیدند كه این در تاریخ یهود اتفاق افتاده ، یعنی تاریخ یك چیزی شده كه با پیامبران خودشان طایفه ایرانی را میكوبیدند یعنی اگر از راه تاریخ وارد شویم این خود یك بهانه خوب برای آنها میشود الان هم ما یزدیهایی داریم كه تاریخ خودشان را به پادشاهان قدیمی ربط میدهند خوب ما باید با این وضع موجود چه كنیم ؟
پاسخ : بله نمیشود كاریش كرد بخصوص اگر كسانی خیلی در این وادی احساس وظیفه هم بكنند كه خیلی از كسانی كه پیامبر نیستند را هم به عنوان پیامبران یهود در ایران نام ببرند پارسال شبكه 6 یك برنامهای را ارائه داد به نام پیامبران سرزمین ایران ، نمیدانم كدام یك از شماها دیدید حتی مردخای را به عنوان یكی از پیامبران ایران یاد كرد مرد خای كه خود تورات او را به عنوان پیامبر نمیشناسدش، استر را به عنوان یكی از پیامبران ایران مطرح كرد كه قبرش در همدان است آن برنامهای كه در شبكه 6 ارائه شد علی القاعده میزان عنایت زیادی داشت كه این احساس را در همه ما ایجاد بكند كه ما به هر جای ایران كه نگاه میكنیم یك پیامبر یهودی هست و چقدر سرنوشت ماها با همدیگر اینقدر نزدیك است . حتی فراتر از مستندات یهودیها رفته بود بی عنایت نبود آن مسأله نسبت به این ، قطعا یك عنایت ویژهای برای ایجاد این احساس در ما ایرانیها داشت به نظر من آن برنامه دارند روی این مسأله كار جدی میكنند خیلی از مقبرهها یا جاهایی كه اصلا سندیت هم ندارد را به عنوان پیامبر یهود مطرح میكنند كه ظاهرا كل ایران مال پیامبران یهود است .
سؤال یكی از دانشجویان: آن چیزی از تاریخ در حوزه فرهنگ بسیار ارزشمند مكانیسم تأثیر گذاری داشتههای تاریخی روی شكل دادن به هویت فرهنگی زمان ما است وقتی كه به این مسأله توجه میشود تاریخ بسیار پر اهمیت میشود وقتی به تاریخ هر دورهای عیلامی ، هخامنشی یا هر دورهای نگاه میكنیم آن چیزی كه در اینجا اهمیت خودش را نشان میدهد ، مكانیسم تأثیرگذاری هر یك از این دورههای تاریخی بر روی زندگی حال و آینده ما است من فكر میكنم كه این ارتباط بین تاریخ و فرهنگ یك ارتباط دینامیك باشد یعنی آنچیزی كه تاریخ بر روی شكل دادن فرهنگ مؤثر است فرهنگ امروز هم میتواند در حفاظت از منابع تاریخی بسیار مؤثر باشد یعنی در صورتی كه این ارتباط برقرار نشود ما دچار ضایعات یا خسارت میشویم یا از جمله جریان تحریفات تاریخی در حوزه تاریخی مطرح بشود و هم بیگانگی و بی هویتی و عدم ارتباط با هویتهای تاریخی ما در حوزه فرهنگ ، من فكر میكنم آن چیزی كه در آنجا به عنوان رهنمود دانشگاه شیكاگو مطرح شده ، كنترل ساختاری تاریخ یك كشور و یك حوزه تمدنی ، بوسیله حوزههای مؤلفه بیرونی است یعنی من فكر میكنم كه این جریان ادامه دار باشد و این برمیگردد به توان علمی تاریخی ما و حتی سراسر دنیا ، چرا كه ما اگر رجوع كنیم به تاریخ مشروطیت حتی تا وتی كه به انقلاب داریم نزدیك میشویم این ضعفهای ما یعنی ضعف در تسلط به اطوار تاریخیمان را حتی در دانشجویان و محققان هم مشاهده میكنیم من فكر میكنم كه تا موقعی كه این كنترل ساختاری از بیرون اعمال توقع همیاری داشته باشیم منتها عدم تلاش متخصصان داخلی ، اگر اسم خیانت بر رویش نگذاریم شاید اسم كمتری نتوانیم بر رویش بگذاریم . من فكر میكنم كه اگر نتوانیم این ارتباط بین حوزه تاریخ و فرهنگ را ایجاد كنیم پژوهشهای پیشرفته ما به جایی نمیرسد چرا كه اگر ما پژوهشگران دانشگاه شیكاگو را برای شهر سوخته نیاوریم باستان شناسان ما ممكن است كه دنبال پژوهشگران فرانسوی بروند دست عنایت خارجی از سر ما قطع نمیشود آن چیزی كه مهم است این است كه مكانیسم بین حوزه فرهنگ و تاریخ برقرار شود .
پاسخ : من با فرمایش شما كاملا موافقم اما ببینید شاید آن نكته آخری كه شما فرمودید كه ما ناگزیریم اگر دانشگاه شیكاگو نباشد یك دانشگاه فرانسوی را بیاوریم اگر فرانسوی نشد یك دانشگاه دیگری را بیاوریم این را من یك مقداری نسبت به آن تردید دارم اگر فرمایش شما را كاملا وارد بدانیم یعنی ما در این مدت ، ناتوان از پژوهش در تاریخ خودمان و ناتوان از اینكه اسناد و مدارك آن زمان را بتوانیم خوب بررسی كنیم درست بدانیم این مطلب را نمیتوانم بپذیریم كه در مورد كسانی كه اینها سابقهشان برای من محرز شده كه سابقه روشنی نیست به راحتی بپذیریم این مطلب را كه اگر این نشد یكی دیگر میآید كه معلوم نیست چه بكند خوب ما در مورد دانشگاه شیكاگو تخریبی كه خودشان بوجود آوردهاند ما وقتی به عملكردشان نگاه میكنیم كه عامدانه تخریب كردهاند چه دلیلی دارد كه ما دوباره به اینها امكان بدهیم كه بیایند و دوباره كاوش كنند ضمن اینكه من گفتم كه بحث فقط سر كاوشگری اینها نیست بلكه اینها یك جریانی را ایجاد كردهاند این جریان تاریخی میتواند در داخل كشور تقویت بشود میتواند هم تضعیف بشود یعنی میتواند یك جریان دیگری راه بیفتد كه این جریان تاریخی را زیر سؤال ببرد و به تدریج جایگاهش را در داخل كشور تضعیف بكند . خب طبیعتا ورود یك عده ای و حاكم شدن اینها سر مراكز و ابنیه تاریخی میتواند منجر به تقویت این جریان بشود یعنی حاكمیت مطلق اینها كه تا به حال وجود داشته كه اینها اصلا اجازه نمیدانند به كسی كه اولا وارد این عرصهها بشود انحصار نسبی ای را بوجود آورده بودند و الان هم تا حدی دارند كه هر كس بخواهد به آن حوزه وارد بشود یا كاملا او را با خودشان همراه میكنند یا اینكه طرد میكنند بنابراین ما نسبت به دانشگاه شیكاگو نباید نگاه برابری داشته باشیم كه حالا مثلا اگر دانشگاه شیكاگو را نداشته باشیم ناگزیریم كارشناس را از یك كشور دیگری بیاوریم خوب به فرض ناچار بودن یك كارشناس میآوریم نه یك جریان را من چون فرصت نبود نگفتم ما تحقیق كه كردیم دیدیم در سال 83 كاملا به صورت حساب شده آمدند و در ایران یك كاری كردند كه دانشگاه شیكاگو بتواند برگردد یعنی اصلا كل توافق نامهای كه در سال 83 بین اینها و دانشگاه شیكاگو بسته شد یك كار صوری بود برای تطهیر دانشگاه شیكاگو كه بتواند برگردد یعنی یك تعهد ظاهری از دانشگاه شیكاگو بگیرند كه فقط و فقط با 300 تا لوح از 6000 تا لوح به ایران برگردد و جامعه توجیه بشود یا جامعه احساس بكند كه این مشكل حل شده تا دانشگاه شیكاگو بتواند برگردد اما مشخص شده كه هدف بیشتر به جای كاوشگری ، تقویت این جریان فكری است چون عرض كردم كه الان یواش یواش محققین ما این جرأت را پیدا میكند كه بگویند چرا این كتاب تاریخی ما باید اینطوری باشد ؟ چرا كتابی كه من دارم در د انشگاه درس میدهم دارد همان مطالب را تكرار میكند و این كم كم دارد یك مخالفتهایی را بوجود میآورد طبیعتا تقویت این رویه باعث میشود كه آنها كاملا اساتید این قضیه را كنترل كنند یعنی كسانی كه وارد كارشناسی ارشد یا دكترا میشوند را دقت كنند كه آنها افراد هم فكر خودشان باشند چون این مسئله تأثیرات جدی دارد بنابراین دقت كنید آن ضعفی كه شما میگویید را من قبول دارم در همه حوزههای علوم انسانی ضعف داشتیم و خطای جدی این است كه عادت كرده بودم و عادت داریم كه دیگران برای ما كار كنند و ما همان را دوباره تكرار كنیم یعنی این ضعف هست در ارتباط با علوم انسانی كه باید خودمان منشأ تولید باشیم ما از این به دلیل سستی و كم كاری ضربات زیادی را خوردیم اما قبول كنید كه الان یك مقداری دارد همان جرأت و جسارتی كه در همه عرصهها دارد در بین دانشجویان ما و محققین ما ایجاد میشود در عرصه تاریخ هم دارد بوجود میآید بازگرداندن دانشگاه شیكاگو به نظر من به این هم عنایت دارد كه به نوعی كنترل كند و نگذارد كه در تاریخی كه برای ما نوشته شده ، تردید جدیای ایجاد بشود و تقویت بكند كتابهایی را كه دارد الان نوشته میشود با همان منابع ، نوشته بشود خیلی در آن منابع تردید نكند ممكن است كه من امروز یك كتابی در مورد ایران باستان بنویسم اما بروم و همه منابع قبلی را نگاه كنم بدون هیچ تردیدی از همانها استفاده كنم بعدها بگویند كه ببینید این كتابی است كه در دوران انقلاب اسلامی نوشته شده ، مثلا توسط یك دانشگاهی كه مثلا معتبر هم هست صورت گرفته ، منابع اولین همانها است خوب اینكه باعث تحول نمیشود كه ، تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد كه توی دانشجوی دانشگاه امام صادق (ع) بگویی كه به این دلیل آن چیزی كه در فلان منبع نوشته شده غلط است اما اینكه شما دانشجوی امام صادق هم بروی و همان حرفها را تكرار بكنی ، این همان چیزی است كه آنها میخواهند تغییری حاصل نشده تولید فكری شده اما تولید فكری كه نتوانسته آن چارچوبها و آن حصارها را بشكند این به نظر من عنایت جدیای است كه از طرف آنهایی كه معتقدند این جریان همچنان باید در موضع قدرت در ایران باقی بماند.
با تشکر از معاونت پژوهشی دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)