11 مرداد 1386
نکاتی در ارزیابی سیاست خارجی دولت نهم
پژوهشگر: میثم شیروانی
از جمله مباحثی که در عرصه سیاست خارجی دول و روابط بینالملل کمترین جایگاه را دارد، مقوله اخلاق است. از دستاوردهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی طرح مسأله اخلاق در فضای روابط بینالملل بوده است. اقدامات رییس جمهور نظیر ارسال نامه به سران برخی کشورهای غربی، آزادی سربازان بازداشت شده انگلیسی ، و محتوای سخنرانیهای رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و .... در این راستا ارزیابی میشود.از سوی دیگر ادبیات روان، ساده و قابل فهم احمدینژاد رییس جمهوری ایران، تأثیر فراوانی در انتقال پیام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی به توده ملتها داشته است. چنانکه مصاحبههای شفاف و مستدل رییس جمهور با رسانههای خارجی (بعضا) تأثیر مثبتی در انتقال مواضع جمهوری اسلامی برای افکار عمومی دنیا داشته است.
در ارزیابی سیاست خارجی دولت نهم سرفصلها و موضوعات ذیل اجمالا مورد ارزیابی قرار گرفتهاند:
بررسی مفهومی سیاست خارجی دولت نهم ( منافع ملی ، واقعگرایی ، آرمان گرایی ....)
سیاست خارجی دولت نهم و قانون اساسی
بررسی پروندهای عملکرد دستگاه دیپلماسی (هستهای ، فلسطین ، هولوکاست و ....)
ظرفیتها و تهدیدهای بینالمللی در دوره دولت جدید
نقش بازیگری به نام افکار عمومی (ایران، جهان اسلام، جهان) در سیاست خارجی دولت نهم
نقش رسانهها و نخبگان در تعامل و تصمیمسازی دیپلماسی
مواضع و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان مبنای کلی تصمیمگیری در سیاست خارجی
نتایج و دستاوردهای دیپلماسی دولت نهم
در دوره جدید از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ( دولت نهم ) نوع نگاه به مفهوم «منافع ملی» به عنوان مفهوم محوری در سیاست خارجی از نگرش رایج غربی در علم سیاست فاصله گرفته است و به مفهوم دین و قانون اساسی نزدیکتری شده است. بر اساس نگرش اول، مفهوم منافع ملی به گونهای است که اولا تلقی از منافع ، دنیوی و مجزای از مصالح و تکالیف اخروی است و ثانیا صفت ملی در مفهوم «منافع ملی» بر آمده از تعریف رایج ملت در نظامهای سیاسی «دولت ـ ملت» است که ملتها را ماهیتا مستقل از هم و سرنوشت و منابع آنها را نیز مستقل و مجزای از یکدیگر تعریف میکند. در حالی که از منظر اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی تمام ملتای مسلمان یک امت واحده هستند، یا سرنوشتی مشترک و منافع و مصالح به هم پیوسته.
از سوی جامعه بینالمللی و بسیاری از تحلیلگران سیاست خارجی در داخل و خارج اینگونه انتظار میرفت که سیاست خارجی دولت جدید به یکباره از رویکرد به اصطلاح واقعگرایانه و عملگرایانه دولتهای قبل، به سمت آرمانگرایی محض تغییر جهت دهد. اما در سیاست خارجی دولت جدید به خصوص با سپری شدن ماههای اولیه این دوره، نوعی جمع بین آرمانگرایی و واقعبینی صورت گرفت. به گونهای که واقعبینی و عملگرایی در سیاست خارجی این دولت (به خصوص طی ماههای اخیر) بسیاری از سیاسیون غرب را نیز دچار ابهام و سر در گمی کرده است. از جمله مصادیق این رویکرد در سیاست خارجی دولت نهم عبارتند از« از دست ندادن رشته مذاکرات در عین رفع تعلیق فعالیتهای هستهای ، مذاکره با آمریکا در عراق و پیرامون عراق ، و ....
بر اساس بند 16 از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی «تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان» از وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران است. چنانکه در اصل 154 قانون اساسی نیز بر این وظیفه تأکید شده است : «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند». و همچنین در اصل 152 قانون اساسی بر » دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر» در سیاست خارجی تأکید شده است. از جمله موفقیتهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی ، تلاش برای عمل ساختن این سه اصل قانون اساسی بوده است. مواضع آشکار دستگاه دیپلماسی به خصوص رییس جمهور در حمایت از مسلمانان جهان به ویژه مسلمانان تحت اشغال در فلسطین و عراق و لبنان و همچنین حمایت از مبارزات حقطلبانه مردم و دولتهای مردمی آمریکای لاتین در راستای اجرای این سه اصل قانون اساسی ارزیابی میشود.
بر اساس اصل یازدهم قانون اساسی، «همه مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد».
علیرغم تصریح قانون اساسی بر وظیفه دولت در ایجاد وحدت اسلامی، تاکنون هیچ نهاد یا سازمان متولی اجرای این اصل از قانون اساسی در برههای که بیشترین نیاز به اجرای آن میباشد، در بدنه دستگاه دیپلماسی دولت جمهوری اسلامی تعبیه نشده است. با توجه به نیاز روزافزون به مسأله انسجام و اتحاد اسلامی، وجود نهاد یا سازمانی برای اجرای این اصل قانون اساسی در دستگاه دیپلماسی بیش از پیش احساس میشود.
بسیاری از تصمیمها و مواضع مثبت و انقلابی رییس جمهور و سیاستگذاران دستگاه دیپلماسی کشور همچنان قربانی پیچیدگی دستگاه بوروکراسی میشود. برگزاری نه چندان موفق کنفرانس هولوکاست از جمله مصادیق ناسازگاری بوروکراسی موجود دستگاه دیپلماسی با شعارها و مواضع انقلابی دولت نهم است.
از جمله مباحثی که در عرصه سیاست خارجی دول و روابط بینالملل کمترین جایگاه را دارد، مقوله اخلاق است. از دستاوردهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی طرح مسأله اخلاق در فضای روابط بینالملل بوده است. اقدامات رییس جمهور نظیر ارسال نامه به سران برخی کشورهای غربی، آزادی سربازان بازداشت شده انگلیسی ، و محتوای سخنرانیهای رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و .... در این راستا ارزیابی میشود.
ادبیات روان، ساده و قابل فهم احمدینژاد رییس جمهوری ایران، تأثیر فراوانی در انتقال پیام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی به توده ملتها داشته است. چنانکه مصاحبههای شفاف و مستدل رییس جمهور با رسانههای خارجی (بعضا) تأثیر مثبتی در انتقال مواضع جمهوری اسلامی برای افکار عمومی دنیا داشته است.
دستگاه دیپلماسی کشور در دوره دولت نهم هر چند تحرک بالایی داشته است، اما در حوزههای تأسیس کم تحرک نشان داده است. پیشنهاد و ایجاد نهادها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای در حوزههای مختلف اقتصادی ، سیاسی ، امنیتی و ... چندان مورد اهتمام قرار نگرفته است. بیانات رهبری معظم انقلاب مبنی بر ایجاد اپک گازی، ائتلاف امنیتی با کشورهای حوزه خلیج فارس و .... میتوانست مبنای حرکتهای نو و گسترده دستگاه دیپلماسی در جهت تأسیس نهادهای بینالمللی در این جهان باشد.
دکتر احمدینژاد بر این باور است که تأکید غرب بر پرونده هستهای ایران بهانهای است برای انحراف ایران از مسائل اساسی خود و جهان اسلام من جمله مسأله فلسطین (اظهارات در جمع مردم گرگان) . هر چند نفس پیشرفت هستهای باعث نگرانی غرب بوده و هست اما برای برای این دسته از ابرقدرتها، نگران کنندهتر احیاء پروندههایی از سوی جمهوری اسلامی نظیر بیداری اسلامی و مسأله فلسطین است. و به نظر میرسد تحلیل رییس جمهور در این راستا منطبق بر واقعیت است.
دکتر احمدینژاد علیرغم برخی ساختارشکنیهای بجا در حوزه روابط بینالمللی و سیاست خارجی گاه نیز تسلیم ساز و کارهای تحمیلی ساختار و سیستم بوروکراسی دستگاه دیپلماسی شده است. به عنوان مثال ارسال پیام تبریک به نخست وزیر انگلیس تونی بلر پس از انتخاب مجدد وی به مقام نخست وزیری از سوی دکتر احمدینژاد ، بیشتر از آنکه بر آمده از اراده رییس جمهور باشد، بر آمده از اراده سیستم بوروکرای رایج دستگاه دیپلماسی است.
مواضع ابتکاری و پیش دستانه رییس جمهور در عرصه بینالملل نظیر پیشنهاد گروه تحقیق حقوق بشر در ایران و کشورهای غربی، پیشنهاد مناظره زنده تلویزیونی با رییس جمهور آمریکا، و طرح سؤالات بنیادین و مسأْلهسازی دیپلماتیک برای دول غربی و ... نوعی دیپلماسی فعال یا دیپلماسی تهاجم را برای جمهوری اسلامی در دوره دولت نهم موجب شده است.
در حالی که تصمیمسازی در فضای دیپلماسی دول غربی همراه با پوشش وسیع و ظریفرسانهای قبل ، حین و بعد از تصمیمها و سیاستگذاریهاست. در تبیین جهانی مواضع انقلاب و نظام اسلامی که وظیفه دستگاه دیپلماسی کشور است، جایگاه و نقش رسانه تا حدود زیادی مغفول واقع شده است. هر چند کنفرانسهای رسانهای شخص رییس جمهور و سخنگوی وزارت خارجه و گاه وزیر خارجه در این راستا ارزیابی میشود، اما اعلام مواضع از این طرق همواره با مشکل تحریف و سانسور مواضع توسط رسانههای خارجی مواجه بوده است و این نیست مگر به دلیل کمبود تریبونها و رسانههای بینالمللی مؤثر و گویای بینالمللی از سوی جمهوری اسلامی به خصوص در سطح مخاطبان انگلیسی زبان.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و به دنبال آن فروپاشی نظام بینالمللی دو قطبی ، نظام بینالمللی با تلاش آمریکا به سمت تک قطبی شدن به حرکت در آمد. طی یک دوره ده سال از اوایل دهه نود میلادی و از جگ خلیج فارس و حمله غرب به رهبری آمریکا به عراق پس از اشغال کویت تا حملات غرببه جهان اسلام پس از احوادث یازدهم سپتامبر باز هم به رهبری آمریکا و اشغال افغانستان و عراق نظم جهانی به سمت تک قطبی شدن به رهبری آمریکا پیش رفته است. اما پس از گذشت چند سال از اشغال افغانستان و عراق و ناتوانی آمریکا از تأمین امنیت و تثبیت قوا در منطقه و شکست طرح خاورمیانه بزرگ و همچنین شکت در جنگ 33 روزه لبنان و ... هندسه نظام بینالمللی در حال تغییر شکل مجدد است. جمهوری اسلامی ایران میتواند بیشترین تأثیر را در این مرحله گزار در پیدایش نظم جهانی آتی داشته باشد.در شکل دهی به نظم بینالمللی آتی مهمتر از قدرت سیاسی و اقتصادی و تکنولوژیک کشورها، دارا بودن عقبه ایدئولوژیک و نرمافزاری قوی نقش اساسی بازی میکند. عنصری که بسیاری از ابرقدرتهایی که رقیب آمریکا محسوب میشوند از آن بیبهره یا کم بهرهاند و به جرأت میتوان گفت ایران اسلامی و جهان اسلام از یک ظرفیت بالقوه عظیم ایدئولوژیک و نرمافزاری و قابل عرضه به جهان برای اداره شئون جامعه و فرد برخوردار است. و اگر این ظرفیت به دوستی توسط دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی بالفعل و مدیریت شود، نظام بینالمللی آتی حداقل در سطح منطقه خاورمیانه تا حدود زیادی متأثر ازسیاست خارجی جمهوری اسلامی خواهد بود. در همین راستا ظرفیت بیداری اسلامی بلکه بیداری دینی در میان ملتها که با انقلاب اسلامی آغاز شده است در یک دهه اخیر متأثر از برخی تحولات فزونی گرفته (نظیر انتفاضه مردم فلسطین، پیروزیهای حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی، اشغال افغانستان و عراق،اسلام ستیزی و حجاب ستیزی آشکار در غرب و .... ) از جمله مهمترین فرصتها و ظرفیتهای پیش روی دستگاه دیپلماسی دولت نهم محسوب میشود.
تحکیم آرمانخواهی و بسط دامنه آن از حوزه ملی به حوزه بینالمللی اسلامی از جمله تلاشهای رییس جمهور بوده است که به نظر میرسد با توجه به تأثیرگذاری مستقیم افکار عمومی داخلی بر سیاست خارجی، آرمانخواهی ملت ایران بتواند ابزاری مناسب در پیشبرد اهداف دستگاه دیپلماسی در عرصه بینالمللی باشد. با پیدایش روح آرمانخواهی، انرژی و استعدادهای متراکم ملت آزاد شده و دولت میتواند با بسیج و سازماندهی این استعدادها و انرژیهای آزاد شده ، ضمن حل و رفع بسیاری از معضلات و ایجاد حرکتهای ایجابی و سازنده بخشی را نیز در ناحیه سیاست خارجی و به خصوص حوزه جهان اسلام سازماندهی و مدیریت کند.