یکی از گروه‌هایی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد، حزب جمهوری خلق مسلمان ایران بود. این حزب که تحت رهبری معنوی آیت الله سیدکاظم شریعتمداری بود، شکل گرفت و نقطه‌ی اصلی فعالیت این حزب در شهر تبریز بود. فعالیت این گروه که بیشتر جنبه‌ی تفرقه افکنانه داشت باعث ایجاد اختلاف میان نیروهای انقلابی در تبریز شده بود. تسلط اعضای اصلی آن حزب بر برخی از کمیته‌های انقلاب اسلامی تبریز باعث درگیری میان کمیته‌های طرفدار امام و حزب جمهوری و نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با کمیته‌های طرفدار آن حزب شده بود. اوج این اختلافات در پاییز 1358 بود. در آن مقطع، آیت الله شهید قاضی طباطبایی ـ‌‌نماینده‌ی امام و امام جمعه‌ی تبریزـ بود و رهبری نیروهای طرفدار امام در تبریز را عهده‌دار بود؛ ولی قدرت روز افزون طرفداران حزب خلق مسلمان ایران و تسلط آنها بر مراکز حساس قدرت، لزوم تقویت طرفداران امام را ایجاب می‌کرد در این زمینه، افراد دیگری هم بودند که هم از عملکرد حزب خلق مسلمان ناراضی بودند و هم چندان دلخوشی از آیت الله قاضی نداشتند و در صدد حضور روحانی دیگر در سمت امامت جمعه و رهبریت معنوی تبریز بودند. این عوامل دست به دست هم داد تا شهید آیت الله مدنی که آن روزها امام جمعه‌ی همدان بود به تبریز عزیمت کند . این عزیمت بنا به درخواست جمعی از متدینان تبریز و با صلاحدید امام صورت گرفت. امام در حکمی که به آیت‌الله مدنی دادند قید فرمودند:
«بسمه تعالی
جناب مستطاب حجه الاسلام آقای حاج سیداسدالله مدنی ـ دامت برکاته ‌ـ
مقتضی است جنابعالی به تبریز مسافرت بنمایید و به اوضاع کمیته‌ها و زندانی‌ها رسیدگی فرموده و وضع شهر و ادارات را نیز بررسی و در بهبود آنها اقدام نمایید. و در ضمن، اهالی محترم را به اتحاد و یگانگی دعوت نموده و از اختلاف و تفرقه برحذر دارید و در این موقع حساس به وضع خطیری که دارند و وظیفه‌ای که از این جهت به عهده دارند آنها را آشنا سازید، از خدای تعالی عظمت اسلام و مسلمین و موفقیت همگان را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی»
دشمنان انقلاب اسلامی و نیز کسانی که فکر می‌کردند با ورود آیت الله مدنی به تبریز می‌توانند مراکز قدرت را در آن شهر در قبضه‌ی خود درآورند، شایعاتی را منتشر کردند مبنی بر اینکه آیت الله مدنی با آیت الله قاضی اختلاف دارند و ورود آیت الله مدنی با حکم امام را به‌عنوان اهرمی جهت حمله به آیت الله قاضی قرار دادند، ولی چنان‌که از حکم امام مشاهده شد، حضرت امام (ره) آیت الله مدنی را جهت همکاری با آیت الله قاضی در مقابله با ضد انقلاب به تبریز اعزام کردند . آیت الله قاضی که از این توطئه‌ها نیک آگاه بود در اعلامیه‌ای که صادر کردند فرمودند:
ـ برادرم آیت الله مدنی‌ـ وارد منزل اینجانب می‌گردد.
و به این ترتیب، هرگونه شائبه‌ی اختلاف نظر میان خود و آیت الله مدنی را از بین برد. شهید بزرگوار آیت الله مدنی نیز پس از ورود به تبریز و استقرار در منزل آیت الله قاضی عزم راسخ خود را در مبارزه با ضد انقلاب به همگان نشان داد. در مدت حضور آیت الله مدنی در تبریز، این دو روحانی با همکاری و همدلی، به مبارزه با تحرکات ضد انقلاب و حزب خلق مسلمان ایران پرداختند. حتی آیت الله قاضی برای اینکه هرگونه شائبه در این باره را از بین ببرند، اقامه‌ی نماز جمعه را در هفته‌ی اول ورود آیت الله مدنی به تبریز به ایشان واگذار کردند تا نشان دهند که این دو استوانه‌ی مستحکم انقلاب در تبریز متحد و مؤتلف با هم هستند. در این میان، البته ضد انقلاب بیکار نبود و مدام با نفوذ در بیت‌های آن دو بزرگوار، به اختلاف افکنی میان آنان مبادرت می‌کردند و با بدگویی از هر یک از طرفین پیش فرد دیگر این‌گونه القا می‌کردند که رقابتی میان آنان است؛ ولی آن‌دو هوشیارتر از همیشه توطئه‌ها را خنثی می‌کردند، اما زمانی که منافقین و ضد انقلاب از همکاری این دو به هراس افتادند به مقابله با هر دو پرداختند. آیت الله مدنی پس از مدتی همکاری با آیت الله قاضی به همدان بازگشت. چند روزی بیشتر نگذشته بود که با شهادت آیت الله قاضی (10 آبان 1357) توسط منافقین و ضد انقلاب به تبریز بازگشت. حضرت امام (ره) در پیامی که به مناسبت شهادت آیت الله قاضی فرستادند تأکید کردند:
«ملت عزیز و برومند ایران و آذربایجان غیرتمند عزیز باید در این مصیبت‌های بزرگ که نشانه‌ی شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خود باختگی آنان است، هر چه بیشتر و مصمم و در راه هدف اعلای اسلام و قرآن مجید بر مجاهدت خود افزوده و از پای نشینند تا احقاق حق مستضعفین از جباران زمان بنمایند..».
امام (ره) سپس طی حکمی، آیت الله سیداسدالله مدنی را به‌عنوان نماینده‌ی خودش در آذربایجان و امامت جمعه‌ی تبریز منصوب کردند. متن فرمان امام به این صورت بود:
«خدمت جناب مستطاب سیدالعلما الاعلام، حجت الاسلام آقای حاج سیداسدالله مدنی ـ دامت افاضاته ـ
با اینکه شهر همدان به وجود جنابعالی احتیاج داشت، مع ذلک به احتیاج مبرمی که شهر تبریز، بلکه آذربایجان به جنابعالی دارد و ازطرف جمعی تقاضا شده است، مقتضی است جنابعالی مدتی در تبریز اقامت نمایید و به مسائل و مشکلات آنجا رسیدگی فرموده و نظارت بر کمیته‌های انقلاب و همینطور دادگاه انقلاب اسلامی فرموده و آنها را ارشاد فرمایید. جنابعالی منصوب به اقامه‌ی نماز جمعه، این فریضه‌ی بزرگ اسلامی ـ سیاسی ـ اجتماعی نیز می‌باشید. امید است مردم عزیز و غیرتمند تبریز و آذربایجان در پشتیبانی شما که به نفع اسلام و مسلمین است کوشا باشند.
از خداوند تعالی عظمت اسلام را خواستار و جبران فقدان فرزند عزیز اسلام و سلاله‌ی طیبه‌ی رسول اکرم، مرحوم شهید طباطبایی معظم را امیدوار است».
بنابراین آیت الله مدنی این بار به‌عنوان نماینده‌ی امام و امام جمعه‌ی تبریز به تبریز بازگشت. حزب خلق مسلمان که آن روزها در تبریز جولان می‌کرد نیز از شهادت آیت الله قاضی سوء استفاده کرده درصدد تسلط برتبریز برآمد. آیت الله شریعتمداری که ادعا می‌کرد مقامات استان‌های آذربایجان شرقی و غربی باید با صلاحدید ایشان معین شوند، بلافاصله آقای سیدیوسف حکم‌آبادی را به امامت جمعه‌ی تبریز منصوب کرد. آیت الله مدنی که از این اقدام آیت الله شریعتمداری، مطلع شد و نیز از جهت رعایت احترام آیت الله شریعتمداری به قم رفت و با او دیدار کرد تا اگر توصیه یا سفارشی داشتند از محضرشان استفاده کنند؛ اما ایشان ضمن اظهار کم لطفی، این مطلب را که مقامات آذربایجان باید با صلاحدید او انتخاب شوند و او سیدیوسف حکم آبادی را به سمت امامت جمعه‌ی تبریز برگزیده‌اند، به‌طور صریح، به آیت الله مدنی گفتند ، ولی آیت الله مدنی امام را به‌عنوان رهبر و مقتدا می‌دانست و با حکمی که از معظم له داشت، بی اعتنا به این اظهارات و البته با علم بر اینکه با ورودش به تبریز وارد عرصه‌ی کارزار‌ی سخت علیه حزب خلق مسلمان خواهد شد، وارد تبریز شد. آیت الله مدنی بلافاصله پس از ورود به تبریز به اقامه‌ی نماز جمعه پرداخت و همگان را به وحدت تحت رهبری امام (ره) فراخواند.
مدت کوتاهی از ورود ایشان به تبریز نگذشته بود که یکی از مقاطع حساس عمر انقلاب اسلامی رقم خورد و آن همانا به رأی گذاشته شدن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود. این قانون که آیت الله مدنی خود از تصویب‌کنندگان آن بود، در مجلس خبرگان قانون اساسی به تصویب نمایندگان مردم رسیده بود و می‌باید به رأی عموم گذاشته می‌شد. برخی از مراجع عظام تقلید آن را توشیح و تأیید کرده بودند، ولی برخی دیگر از مراجع، روی بندهای آن قانون حرف داشتند و به عبارت دیگر آن را تأیید نکرده بودند. آیت الله شریعتمداری یکی از آن مراجع بود که قانون اساسی مصوب نمایندگان ملت را به دلیل برخی از مصوباتش که آنها را نمی‌پذیرفت، امضا نکرد. حزب خلق مسلمان ایران آن را بهانه قرار داده و به مجلس خبرگان قانون اساسی و نیز قانون اساسی حمله کردند. آن حزب، تبلیغات گسترده‌ای را در این زمینه آغاز کرده بود. آیت الله مدنی که از این قضیه به خوبی آگاه بود، سعی می‌کرد تا برگزاری رفراندوم قانون اساسی در فضایی آرام برگزار شود، ولی حزب خلق مسلمان ایران با توجه به نظرات انتقادی آیت الله شریعتمداری، به تحریم آن مبادرت ورزید. در تبریز، رفراندوم قانون اساسی جمهوری اسلامی،علی‌رغم تحریم حزب خلق مسلمان و نیز متشنج بودن اوضاع که با ممانعت مردم از حضور در پای صندوق‌های رأی توأم می‌شد، در نهایت، برگزار شد و تعداد 389063 نفر از مردم به آن قانون رأی اعتماد دادند. آیت الله مدنی آن روزها در تبریز در حضور مردم در پای صندوقهای رأی نقش زیادی داشت.
هنوز چند روزی از تصویب مردمی قانون اساسی نگذشته بود که تبریز بار دیگر شاهد یکی از رخدادهای حیات سیاسی خود شد. شایعه‌ی حمله به بیت آیت الله شریعتمداری در قم و کشته شدن یکی از پاسداران منزل او، باعث ایجاد فضایی متشنج در تبریز شد. قضیه از این قرار بود که یکی از پاسداران منزل آیت الله شریعتمداری در حادثه‌ای مشکوک به قتل رسید . تصویب قانون اساسی و انتقاد آیت الله شریعتمدای به آن معلوم بود که این موضوع را بهانه‌ی خلق یک بحران در کشور قرار می‌دهد. امام که از این قضیه آگاه بودند، بلافاصله در قم نزد آیت الله شریعتمداری رفتند و ضمن ابراز تأسف، دستور بررسی آن را صادر کردند، ولی حزب خلق مسلمان ایران در تبریز با صدور اطلاعیه‌هایی، مردم را به حضور در راهپیمایی اعتراض آمیز به این موضوع فرا خواند. این اقدامات حزب خلق مسلمان ایران باعث شد تا تظاهراتی در تبریز صورت گیرد. آنان کار را به جایی رساندند که آیت الله مدنی را تهدید کردند در صورت حضور در محراب عبادت کشته خواهد شد؛ولی آیت الله مدنی علی رغم این تهدیدات، در نماز جمعه حاضر شد. اعضای ‌حزب خلق مسلمان محراب عبادت را به آتش کشیدند، ولی شجاعت آیت الله مدنی آنان را به عقب نشینی وادار کرد. آیت‌الله مدنی با اعلام اینکه تا من زنده‌ام و در این شهر نماینده‌ی امام هستم نماز جمعه را برگزار می‌کنم نقشه‌های آنها را خنثی کرد. این در حالی بود که کمیته‌های طرفدار آیت الله شریعتمداری با حمله و هجوم به کمیته‌های طرفدار امام، تلاش و سعی‌شان را در سلطه بر تبریز تداوم می‌دادند و تنها آیت‌الله مدنی بود که در مقابل آنها ایستادگی می‌کرد. تحرکات اعضای حزب خلق مسلمان ایران باعث تسخیر ساختمان رادیو و تلویزیون تبریز و نیز مراکز دولتی شد. تسخیر رادیو و تلویزیون به‌خصوص، تأثیر زیادی داشت و علت آن هم این بود که پس از آن، مدام اعلامیه‌های آیت الله شریعتمداری و گروه‌های چپ و مارکسیستی چون سازمان فدایی خلق از تلویزیون پخش و مردم بیشتر تحریک و تهییج می‌شدند و پس از آن بود که شورای انقلاب تصمیم گرفت هیأتی را به تبریز بفرستد تا با مذاکره با اعضای حزب مزبور، بحران را رفع نمایند. آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، دکتر یدالله سحابی و دکتر ابوالحسن بنی صدر روانه‌ی تبریز شدند و پس از مذاکره با حزب خلق مسلمان تبریز به توافقاتی دست یافتند. از طرف دیگر، گروهی دیگر از اعضای شورای انقلاب به قم رفتند و با آیت‌الله شریعتمداری دیدار کردند. هیئت اعزامی به تبریز در جلساتی که با حضور روحانیون و نیز مسئولین سیاسی تبریز در منزل آیت الله انگجی تشکیل شد، به بررسی اوضاع پرداختند. در این دیدارها، علما و نیز شخصیت‌های طرفدار آیت الله شریعتمداری برقطعنامه‌ی هشت ماده‌ای مردم تبریز که در آن بر تعیین مقامات محلی با صلاحدید آیت الله شریعتمداری، اصلاح موارد مورد نظر آیت‌الله شریعتمداری در قانون اساسی، لزوم انتخاب شورای کمیته‌های انقلاب اسلامی تبریز با رأی مخفی مردم، برکناری افرادی که دخالت آنها در ایجاد درگیری بین مردم ثابت شده است، دستگیری و تعقیب مسببین، جلوی رادیو‌ی تبریز و قطع تبلیغات ناروا از تلویزیون تبریز شدند. این در حالی بود که ارسال تلگراف‌هایی از سراسر کشور به آیت الله شریعتمداری بر لزوم انحلال حزب خلق مسلمان ایران و نیز دستور او مبنی برعدم دست اندازی طرفدارانش به نهادها و ارگان‌های دولتی ارسال می‌شد. پس از آن حضرت امام، آیت الله اشراقی را به نمایندگی از طرف خود به تبریز فرستاد و آیت الله شریعتمداری هم آیات جعفر سبحانی و سیدیونس عرفانی را به تبریز اعزام نمود و آنان پس از سه روز اقامت در تبریز و دیدار با مردم به تهران بازگشتند.
بعدها فهمیده شد این تظاهرات که نه به طرفداری از آیت الله شریعتمداری که به طرفداری از شاه و بختیار صورت گرفته بود؛ چرا که به تدریج، شعارها رنگ حمایت از شاه و سلطنت به خود گرفت و طرفداران شریعتمداری در هیاهوی طرفداران شاه گم شدند. آیت الله مدنی در مصاحبه‌ای مطبوعاتی که همراه آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی (سید حسین) ـ رئیس دادگاه وقت انقلاب اسلامی تبریزـ ترتیب دادند درباره‌ی این تظاهرات گفتند:
«همه دیدند و شاهدند که اینها به نفع شاه و بختیار شعار می‌دادند و عکس امام را پاره کرده شیشه‌ها را می‌شکستند و هر کس را که می‌خواست مغازه‌اش را باز کند، شیشه‌ی مغازه‌اش را می‌شکستند.
ایشان سپس به هشدارهای روحانیت مبارز تبریز نسبت به این جریان اشاره کردند و تأکید کردند که:
ما قبلاً اعلامیه صادر کرده بودیم. روز شنبه اول وقت برای ایجاد آگاهی بین مردم که این دسیسه‌ی دشمنی است و دشمن می‌خواهد تفرقه ایجاد کند.
این اعلامیه که به امضای دیگر روحانیون مبارز آذربایجان چون آیات انگجی و شربیانی رسیده بود هشدار داده بود که:
شما متحد شوید تا دشمن مشترک را از بین ببریم.»
این تظاهرات با درایت آیت الله مدنی و روحانیت مبارز تبریز تا حدودی خنثی شد تا اینکه با صدور اعلامیه‌ی آیت الله شریعتمداری، این جنجال کاملاً فروکش کرد و پس از آن بود که حزب خلق مسلمان ایراد انحلال خود را اعلام کرد و بدین ترتیب، یکی از گروه‌هایی که تهدیدی برای نظام اسلامی بود، از بین رفت.