جنگهای صلیبی چگونه آغاز شد؟
جنگ‌های صلیبی نام یک رشته جنگ‌هایی است که مسیحیان اروپا بین قرن‌های 11 و 12 به منظور گرفتن بیت‌المقدس از مسلمانان شرق، به راه انداختند . این اقدامات را جنگ‌های صلیبی می‌نامند چرا که از نظر کلیسا، مبارزه با مسلمانان ، مبارزه‌ای مقدس بود. (شرفی 21)

هر یک از این رشته جنگ‌ها با خشونت و بی‌رحمی فراوان همراه بود و از احساسات مذهبی مسیحیان بر علیه مسلمین استفاده می‌شد. این ظلم و ستم، برگ سیاه دیگری در کارنامه‌ی کلیسا ثبت کرد که در نهایت موجب شد کلیسا و مذهب از زندگی اروپاییان ، رخت بر بندد.

اولین جنگ صلیبی در واپسین سال‌های قرن یازده مسیحی به وقوع پیوست که در آن بیت‌المقدس به اشغال سپاهیان صلیبی در آمد.

فتنه‌ای که چندین قرن ادامه داشت از شهری کوچک در جنوب فرانسه سرچشمه می‌گرفت. در سال‌ 1095، پاپ اوربن به فرانسه سفر نمود تا مطابق معمول به جریان امور مذهبی رسیدگی نماید. اما در این سفر، پاپ فکر دیگری را نیز در سر می‌پروراند. شورای کلرمون ، مهم‌ترین گردهمایی مذهبی در فرانسه بود که سیاست‌های کلی اسقف‌های فرانسه را تعیین می‌کرد و به اقدامات و تخلفات کشیش‌ها رسیدگی می‌کرد. این شورا از 18 تا 28 نوامبر 1905 تشکیل شد و نزدیک به 300 تن از مردان دین که تنوع کارهایشان حوزه‌ی وسیعی را در بر می‌گفت در آن حضور داشتند. به اطلاع عموم رسانده شد که در سه‌شنبه 27 نوامبر، پاپ جلسه عمومی تشکیل خواهد داد تا خبر مهمی را به اطلاع همگان برساند. تخت پاپ در فضای باز، خارج از دروازه شرقی شهر بر فراز سکوئی گذاشته شد و با گرد آمدن جمعیت فراوان، اوربن بر پا ایستاد تا ایراد خطابه کند. (رانیسمان صفحه 140)

او یکی از هیجان برانگیزترین وعظ‌های تاریخ را برای شنواترین مخاطبان دنیا ایراد کرد. پاپ با اغراق در مورد خشونت و موفقیت‌های مسلمانان، تصویر هولناکی ارائه کرد که در آن اورشلیم پاکوب کافران خونخوار قرار گرفته بود. در سایه‌ی این فضاسازی، پاپ اوربن درخواست بزرگ خود را مطرح نمود:
« بگذار مسیحیان غرب برای نجات شرق روانه شوند ». (همان)
پاپ برای مستمعین شدیدا مذهبی‌اش تحفه‌ی فرجامینی نیز داشت: وعده رستگاری
او می‌گفت برای مغفرت گناهان‌تان، پا در راه سفر بنهید و حتم داشته باشید که از شکوه پایان ناپذیر در قلمرو بهشت برخوردار خواهید بود. (لوی بیئل 42)

این سخنان پاپ با فریاد سریع و رسای مردم تأیید شد :«مشیت خدا بر این قرارگرفت». (Deus le voit) ‌(رانیسمان صفحه 140)


علت آغاز جنگ‌های صلیبی
برای وقوع جنگ‌های صلیبی دلایل زیادی بر شمرده‌اند. به نظر می‌رسد، دو عامل کلی موجب شد که سپاهیان مسیحی به سوی شرق روان شوند و سرزمین‌های اسلامی را آماج حملات خود قرار دهند:
عامل داخلی
- قدرت طلبی پاپ : در قرن 11 ، کلیسا قدرت فوق‌العاده‌ای یافته بود. تمام حکومت‌های اروپایی، مطیع پاپ بودند و خود را خدمتگزار مسیح می‌خواندد. پاپ از فرصت به وجود آمده استفاده نمود تا قدرت خود را در اروپا و ماوراء آن بسط دهد. او با روانه کردن مردان جنگی به سوی شرق، دو هدف را دنبال می‌کرد:
1- مانع از استفاده‌ی سلاح‌های جنگی در داخل اروپا می‌شد و آن را بر علیه دشمنان پاپ به کار می‌بست.
2- دامنه‌ی نفوذ مسیحیت و کلیسا را به خارج از اروپا می‌کشاند و لشگری از مؤمنان مسیحی را به سوی قلب اسلام و سرزمین‌های شرقی روانه می‌نمود.
اگرچه ظاهرا معتقدات مذهبی بود که مسیحیان را به این کار برانگیخته بود ولی در اصل منظور رهبران صلیبی ، رخنه کردن در آسیا و تسلط بر اماکن مقدس و از بین بردن شکاف میان مسیحیان شرق و غرب بود. از سال 1054 میلادی، روم شرقی از اروپا جدا شده بود و تحت تسلط پاپ نبود. اوربان دوم چنین تصور می‌کرد که اگر بتواند اماکن مقدس را به تصرف در آورد حتی بیش از امپراطوران آلمان در امور اروپا نفوذ خواهد یافت. پاپ به منظور فتح فلسطین و سوریه، اردوکشی به شرق را قویا تبلیغ می‌کرد.(شرفی، صفحه 41)

- جهالت مردم اروپا : جنگهای صلیبی با فجایع زیادی همراه بود که ناشی از جهالت و تعصب خام مسیحیت بود. رهبران مسیحیت از نادانی مردم اروپا استفاده می‌کردند و آنها را در جنگ برای افزایش قدرست کلیسا و رهبران سیاسی اروپا به کار می‌گرفتند. این سلاح، هنوز در میان رهبران جهان مسیحیت برنده است و گاه‌گاه از آن استفاده می‌کنند.
پاپ از اعتقادات مسیحیان سوء استفاده نمود تا آنها را به جنگ با مسلمین ترغیب کند. او به مردم وعده می‌داد که مسیح از سربازان در اروشلیم استقبال خواهد کرد. مردم هم کورکورانه از دستورات پاپ اطاعت می‌نمودند و در راه رسیدن به بیت المقدس ، دست به کارهای عجیبی میزند که امروزه بسیار مضحک به نظر می‌رسد. یکی از این موارد "جنگ خردسالان" بود.
در سال 1212 چوپانی به نام استیفن، هزاران کودک را به جنوب فرانسه هدایت کرد تا از آنجا با کشتی راهی سرزمین مقدس شوند. شاید انتظار موفقیت سپاه کودکان در جایی که قدرتمندترین سپاهان اروپا شکست خورده بودند احمقانه باشد. اما استیفن بخشهایی خاص از انجیل را به یاد مؤمنین آورد:
"خاضعان، وارثان زمین خواهند بود."
و پیام پولس قدیس که :
"قدرت در دل ضعیف به کمال می‌رسد."
آنها در این فکر بودند که دلیل شکست در جنگ‌های صلیبی تکیه بر مردان قوی این جهان به جای فقرا و ضعفا بوده است. اما چنین نبود. بسیاری از خردسالان عازم این جنگ صلیبی از بیماری، جراحت یا گرسنگی در راه سرزمین مقدس مردند و بقیه اسیر و به بردگی فروخته شدند. (لوی بیئل 155).

- خوی جنگ طلبانه جنگجویان اروپایی : جنگهای صلیبی زمانی آغاز شد که درگیری‌ها در میان پادشاهان اروپا به اوج خود رسیده بود. اروپا صحنه درگیریهای فراوان شده بود. سرزمینهای شرقی و بیت المقدس به عنوان یک هدف سهل الوصول از ثروت سرشاری برخوردار بود. شوالیه‌های جنگی و کارآزموده منتظر فرصتی بودند تا تمایلات جنگ طلبانه خود را ارضا نمایند. در هر جنگی خونریزی وجود دارد ، اما آنچه در جنگهای صلیبی – مخصوصا جنگ صلیبی اول که اروپائیان اخلاق غربی خود را حفظ کرده بودند!- یک قتل عام گسترده و نسل کشی وحشیانه بود. کشتار مسلمانان بدون هیچ گونه توجیه منطقی انجام می‌گرفت و فقط در جهت ارضای خوی وحشیانه اروپائیان بود.
داستانهای زیادی درباره‌ی خوی وحشی اروپائیان در مناطق شرقی وجود دارد. برخی از این خوی و اخلاق‌ها در میان غیرمسلمانان ناشناخته بود. "نقل است که ریچارد شیردل در جنگ سوم صلیبی بیمار شد، آشپز ویژه‌ی شاه، تقاضای گوشت خوک کرد. چون سربازان خوکی نیافتند، گوشت جوانی عرب از شهر عکا را عوض گوشت خوک طبخ کردند و به پادشاه خوراندند. شاه از خوراک آن لذت برد و گفت: دیگر گوشتی نخواهم خورد مگر از پیکر عربها!" (ناصری طاهری، 121).

عامل خارجی

- تفرقه در جهان اسلام : قرن 11 میلادی برای مسلمین، دوران اسف‌انگیزی بود. زیرا دولت‌های اسلامی، به جنگ با یکدیگر پرداخته و هیچگونه وحدتی میان مسلمین وجود نداشت. رقابت اساسی میان دولت شیعی فاطمیان و امپراطوری سنی مذهب سلجوقیان بود. تأثیر این جنگ‌های داخلی در قرن بعد با هجوم بیگانگان به سرزمین اسلامی آشکار شد. در قرن 12 میلادی، از یک طرف مسیحیان اروپا سرزمین‌های اسلامی را مورد تاخت و تاز خود قرار داده بودند و از طرف دیگر، هجوم اقوام مغول به سرزمین‌های اسلامی آغاز شد که به انقراض دولت پهناور سلجوقیان انجامید. مسلمین که تا این زمان در حال شکوفایی و تمدن سازی بودند، ناگهان دچار انحطاط شدند و خود را در وضعیتی دشوار یافتند.

- سقوط اخلاقی مسلمانان و فراگیر شدن احساس "بی‌تفاوتی" نسبت به سرنوشت دیگر مسلمانان : گزارش‌هایی که پیش از هجوم مغول و صلیبیان ، در دست است نشان می‌دهد که زمینه‌ی زوال تمدن اسلامی آشکار بود. خوشگذرانی پادشاهان به عامه‌ی مردم سرایت کرده بود و عموم مسلمین به فسق و فجور مشغول بودد. اعمال شنیع و مصرف مسرکات به وفور گزارش شده است. زمانی مسلمانان به خدمت دین اسلام کمر بسته بودند و حتی بازرگانان مسلمان، در حد یک مبلغ دینی ظاهر می‌شدند و گاه موجب اسلام آوردن یک شهر می‌شدند. بسیاری از ساکنان چین و هندوستان و آفریقا، به دست این بازرگانان مسلمان شدند و اینگونه بودکه فرهنگ اسلامی در سراسر جهان گسترش می‌یافت. اما این دوران گذشته بود. اکنون در قرن 11 میلادی، مسلمانان فقط به فکر عیش و نوش بودند و ثروت‌های باد آورده و فراوان مردم و حا کمان را فاسد کرده بود. سرزمین‌های اسلامی، یکی یکی از پیکرهای جهان اسلام جدا می‌شد و از همه بدتر این بود که مسلمانان، حساسیت خود را نسبت به این اتفاقات از دست داده بودند و به «بی دردی» دچار شده بودند. برای مسلمانان تفاوتی نمی‌کرد که چه کسی بر آنها حکومت می‌کند و یا بر سر مسلمانان دیگر مناطق چه می‌آید. تشتت و پراکندگی مسلمانان، عامل مهمی برای ترغیب دشمنان اسلام بود تا قدم به سرزمین‌های اسلامی بگذارند.
لشکر صلیبیون در جهان اسلام به هر اقدامی دست می‌زدند و در سر راه خود به سمت بیت‌المقدس، شهرها را کی یکی ویران می‌نمودند. آنها به عهدنامه‌ها و قول‌هایی که با مسلمانان بسته بودند، پایبند نبودند و این بدان سبب بود که آشفتگی جهان اسلام و دشمنی دو قدرت بزرگ اسلامی یعنی سلجوقیان و فاطمیان را با یکدیگر به خوبی دریافته بودند. (ناصری طاهری، 73)


اشغال بیت‌المقدس و قتل عام مسلمانان :
سربازان صلیب، در سر راه خود شهرهای اسلامی را یکی‌یکی تصرف نمودند و مسلمنان زیادی را از دم تیغ خود گذراندند. سرانجام پشت دیوارهای بیت‌المقدس رسیدند و آن را محاصره نمودند و سعی کردند که برای ورود به شهر راه نفوذی بیابند. البته با مقاومت مردم شهر، صلیبیون مدت‌ها پشت دیوارهای شهر تلفات می‌دادند. این فرصت خوبی بود تا مسلمانان سایر مناطق با اعزام لشکر، به یاری مسلمانان مظلوم بیت‌المقدس بشتابند. اما این طنز تلخ تاریخ است که مدافعین بیت‌المقدس همواره تنها بوده‌اند. سرانجام حاکم شهر، تسلیم شد و مسیحیان توانستند وارد شهر مقدس بیت‌المقدس شوند.

صلیبیون پس از ورود به شهر ، دستخوش حالتی جنون‌آمیز شدند. احساسات ناشی از گرسنگی، تشنگی ، جراحت و مرگ رفقایشان در سه سال گذشته، به شهوتی عظیم برای انتقام‌جویی بدل شد. صلیبیون هر مسلمان و یهودی را که دیدند اعم از زن و مرد و کودک کشتند . خیابان‌ها غرق خون شدند.
مسلمانان که دفاع خود را در هم شکسته یافته بودند به سوی حرم شریف مسجدالاقصی گریختند. جایی‌که قبة الصخره و مسجدالاقصی در آن قرار داشت. بدین نیت که مسجدالاقصی را به عنوان آخرین سنگر خود به کار برند. اما وقت کافی برای اینکه مسجد را در موقعیت دفاعی قرار دهند نبود. پناهندگان مسجد به شتاب خود را تسلیم کردند و قول پرداخت فدیه سنگین دادند و پرچم صلیبیان را برفراز مسجد الاقصی برافراشتند، (رانیسمان، 341) اما دشمن بدون توجه به این امان، در حرم شریف حدود صد هزار مسلمان را کشت.
ابن اثیر تعداد کشته شدگان مسلمان را هفتاد هزار تن نقل کرده است. مورخان معاصر بیش از هفتاد هزار تن ذکر کرده‌اند. منابع و اسناد مسیحی خود مبین عمق جنایت مسیحیان صلیبی در بیت‌المقدس است (ناصری طاهری ، 75)
«رمون دو آگویلر» می‌گوید محوطه مسجدالاقصی چنان از اجساد مثله شده پوشیده شده بود که پاهایش تا زانو در خون فرو رفته بود. در قبة الصخره و معبد سلیمان، فولک دو شارتو نیز صحنه‌ی مشابهی را توصیف می‌کند:
«بر فراز معبد سلیمان، که آنها ‍[مسلمانان] به سویش گریخته بودند بسیاری با فرو نشستن پیکان بر بدن‌هایشان مردند و به زیر افتادند. در داخل این معبد حدودا ده هزار سر از بدن جدا شد. پای انسان تا قوزک در دل خون فرو می‌رفت. دیگر چه بگویم؟ حتی یک تن جان به در نبرد . حتی از جان زنان و کودکان هم نگذشتند».
قوای صلیبی پس از تصرف قدس خطاب به پاپ نوشتند: « اگر تمایل دارید بدانید چه بر دشمن ما گذشته ، همین بس که اسبهای ما در ایوان سلیمان و معبد او تا زانو در خون مسلمین شناور بودند. » (ناصری طاهری، 75)
تمام آن بعدازظهر و سراسر طول شب، قتل‌عام ادامه یافت. (رانسیمان 342) صلیبیان سه روز متوالی به قتل و غارت پرداختند. اجساد مسلمین، رفت و آمد در کوچه و خیابان را سخت کرده بود.
مجیرالدین حنبلی نوشته است: "کشتار مسلمانان یک هفته ادامه داشت."
میشو مورخ فرانسوی نقل می‌کند: "مسلمانان مانند چهارپایان در خانه‌ها و خیابانها ذبح می‌شدند. اهالی شهر محل امنی برای پناهگاه نداشتند. برخی از ایشان از روی دیوارها خود را به پایین پرتاب می‌کنند ... صلیبی‌ها "مسجد جامع عمر" را محاصره کردند ... با شمشیر گردنهایشان را زدند ... از زندگان برخی را سوزاندند....
یک مورخ اروپایی توده‌هایی از سر و دست و پا را در معبرها مشاهده کرد.
پس از کشتار ، در میان حصارهای شهر حتی یک مسلمان نیز نمانده بود. هزاران هزار مسلمان در گودالهایی لبریز از خون در آستانه منازل یا اطراف مساجد افتادند. در میان آنان انبوهی از ائمه جماعت، علمای دین و صوفیان مجاور نیز دیده می‌شدند.(سایت اینترنتی موعود)
اسقف ریموند می‌گوید: " قوم ما در خونریزی افراط کرد! " (ناصری طاهری، 75).

مسیحیان حتی به یهودیان ساکن بیت‌المقدس هم رحم نکردند. زیرا آنها متهم بودند که به مسلمانان یاری رسانده‌اند. یهودیان بیت‌المقدس دسته‌جمعی به کنیسه بزرگ خود پناه بردند. اما صلیبیان ایشان را به چشم کسانی که به مسلمانان مدد رسانده بودند نگریستند و رحم و شفقتی در قبالشان از خود نشان ندادند. معبدشان را به آتش کشاندند و همگی در میان شعله‌ها خاکستر شدند. (رانسیمان 342)

چون مسلمان دیگری برای کشتن در شهر باقی نماند، شاهزادگان صلیبی در موکب آراسته ظاهری روان شدند تا در کلیسای قیامت شکر خداوند به جا آورند. دورتر از این، در ایتالیا، بنیانگذار جنبش صلیبی در بستر بیماری افتاده بود. در 29 جولای 1099 دو روز پیش از آنکه سربازان او وارد قدس شوند و پیش از آنکه خبر پیروزی به ایتالیا برسد، پاپ اورین دوم در شهر روم چشم از جهان بربسته بود (رانسیمان، 343).


واکنش مسلمانان
قتل‌عام بیت‌المقدس، همه عالم را عمیقا متأثر ساخت. کسی نمی‌تواند شمار قربانیان این معرکه را بشمارد جز آنکه قتل‌عام، قدس را از سکنه مسلمان و یهودی آن خالی ساخت. این خونریزی که دلیل بر تعصب مسیحی بود، کینه میان مسلمانان و مسیحیان را زنده کرد (رانسیمان 242).

در رمضان 492 ق. قاضی ابوسعد هروی، بدون عمامه و با سر تراشیده به نشانه عزاداری، فریادزنان وارد بارگاه وسیع خلیفه می شود. انبوهی از همراهان پیر و جوان به دنبال او می آیند و با هیاهو گفته های او را تأیید می کنند و همانند او منظره خشم آلود ریشهای آشفته و سرهای تراشیده را عرضه می دارند.
تنی چند از اهل بارگاه سعی می کنند قاضی را آرام سازند، اما او با حرکتی تحقیرآمیز آنان را کنار می زند و قاطع و مصمم به وسط تالار می رود و با فصاحت واعظی پرشور از فراز منبر، حضار را بی توجه به شأن و مقامشان مورد خطاب قرار می دهد:
"چگونه روامی دارید که در سایه امنیتی سعادت بار، مانند گلهای باغ در زندگی سبکسرانه و زودگذر، چرت بزنید و از دنیا غافل باشید و برادران شامی شما جز در میان سرگین شترها و امعاء و احشای کرکسها جایی برای زیستن نداشته باشند؟ چه خونهایی که ریخته نشد! چه دوشیزگان زیبایی که مجبور نشده اند از فرط شرم چهره هایشان را با دست بپوشانند! آیا اعراب غیور از این اهانتها خشنودند؟ آیا ایرانیان دلیر تن به این بی آبرویی ها می دهند؟"
وقایع نگاران عرب می نویسند:
این خطابه اشک از دیدگان جاری می ساخت و بر دلها چنگ می زد.
همه حضار از شدت گریه تکان می خوردند. اما هروی خواهان هق هق گریه آنان نیست و فریاد می زند:
"بدترین سلاح مرد این است که از شمشیرها آتش جنگ برخیزد و او اشک بریزد."

کشتار و تاراج بیت المقدس که نقطه شروع دشمنی هزار ساله اسلام و جهان غرب است، هیچ گونه جهشی ناگهانی ایجاد نکرد. نیم قرن به درازا کشید تا مشرق زمین مسلمان در برابر جهان مسیحی بسیج شود و ندای جهادی که از سوی قاضی القضات دمشق (هروی) در بارگاه خلیفه سر داده شد، نخستین اقدام رسمی در زمینه مقاومت بود.
اگر چه واسپس 200 سال جنگ صلیبی، سرزمینهای مسلمین با رشادت مردانی چون »شیرکوه« و »صلاح الدین ایوبی« از فرنگیان مسیحی بازپس گرفته شد اما، خاطره و نتایج این سالها و جنایات صلیبیون هیچگاه از سرزمینهای اسلامی محو نشد.(موعود)

مسلمانان با جنگهای پیاپی توانستند بیت‌المقدس را پس بگیرند و سرانجام قدس در دست مسلمانان باقی ماند. اما مسلمین زمانی توانستند قدس را از دشمنان اسلام بازپس گیرند که از خواب غفلت بیدار شدند و ابتدا غیرت اسلامی خود را بازیافتند. صلاح الدین ایوبی سردار فاتح بیت المقدس در جنگ با صلیبیان فریاد می‌زد:
فرنگیان را ببینید! بینید با چه سماجتی در راه دینشان می‌جنگند، در حالی که ما مسلمانان هیچ شور و حرارتی برای پیشبرد این جهاد مقدس از خود نشان نمی‌دهیم.



ضمیمه:
سال‌شمار جنگهای صلیبی
١٠٩٥

در «کلرمون» واقع در فرانسه، پاپ اورین دوم از مردان در خواست می‌کند تا سپاهی علیه ترکان مسلمان تشکیل دهند و شهر بیت المقدس را مجدداً تسخیر کنند.

آوریل ١٠٩٦
یک راهب فرانسوی به نام پیتر هرمیت (پی یر معتکف) هزاران کشاورز را سازماندهی و فرماندهی کرد که بعدا به اسم سپاه صلیبی مردمی معروف شدند.

اگوست ١٠٩٦
هنگامی که پیروان پیتر هرمیت که به اندازه کافی مجهز نبودند، به آسیای صغیر رسیدند از سوی ترکان مسلمان مورد هجوم قرار می‌‌گیرند. در همان سال، سپاهی از شوالیه‌ها و اشراف به‌عنوان اولین سپاه منظم صلیبی از «لوپویی» واقع در فرانسه، حرکت کردند.

ژوئن ١٠٩٩
بعد از سفری خطرناک که حدود سه سال طول کشید، صلیبیان به نواحی اطراف بیت المقدس رسیدند.

ژوئیه ١٠٩٩
بعد از محاصره‌ای کوتاه، صلیبیان بیت المقدس را تسخیر و اهالی شهر را قتل عام کردند. آنها مسلمانان و یهودیان را با هم کشتند.

١١١٩
صلیبیان شهرهای مسیحی نشین جدید در سرزمین مقدس بنا کردند. دو گروه شوالیه جدید به نامهای «تمپلار» و «هاسپتیالرز»، تشکیل داده شد. این شوالیه‌ها در عین حال راهب نیز بودند. آنها در مقابل حمله مسلمانان، از مهاجران مسیحی که به سرزمین مقدس می‌‌آمدند، محافظت می‌‌کردند.

١١٤٢
مهاجران از مسیحیان در سرزمین مقدس مستقر می‌شوند. آنها شروع به ساخت «قصر شوالیه ها» در سوریه کردند. انبارهای زیرزمینی این قصرهای با شکوه ذخیره غذایی و سلاح را برای یک محاصره پنج ساله در خود جای می‌‌دادند.

٤٩- ١١٤٧
دومین گروه صلیبیان، به فرماندهی لوئی هفتم ، پادشاه فرانسه و کنرادسوم، پادشاه آلمان، برای تسخیر بیت المقدس حرکت کردند. بعد از شکست در تسخیر شهر مسلمان نشین دمشق، دومین جنگ صلیبی تمام شد.

١١٨١
صلاح الدین ایوبی جنگجوی مسلمان پادشاه مصر می‌شود. او فرمانده نظامی بسیار ورزیده‌ای بود که سپاه اسلام را متحد کرد.

١١٨٧
سپاه صلاح الدین نیروهای صلیبی را در «جنگ حطین» در هم کوبید. قصرها و پایگاههای صلیبی‌ها یکی پس از دیگری به دست صلاح الدین افتاد. او بیت المقدس را مجدداً تسخیر کرد.

٩٢- ١١٨٩
سومین گروه صلیبیان به رهبری فلیپ دوم، انگلستان، در مقابل صلاح الدین قرار می‌‌گیرند و جلوی پیشروی او را می‌‌گیرند، اما نمی‌توانند بیت المقدس را اشغال کنند. یک قرارداد صلح که در ارصوف در ارض مقدس امضاء شد. تسلط صلیبیان را در طول سواحل تضمین کرد. به زائران اجازه داده شد تا از بیت المقدس دیدن کنند. ریچارد شیردل در راه بازگشت به انگلستان به‌وسیله دوک لئوپلد، فرمانروای اتریش، دستگیر و زندانی می‌شود. لئوپلد در ازای آزادی او باج هنگفتی طلب می‌کند.

١٢٠٤
سپاهی که رهسپار چهارمین جنگ صلیبی گردید، هرگز به ارض مقدس نرسید، و به جای آن به قسطنطنیه حمله کرد. قسطنطینه پایتخت امپراتوری مسیحی بیزانس بود. صلیبیان شهر را غارت کردند و اهالی شهر را از دم تیغ شمشیرها گذراندند.

١٢١٢
در این سال یک پسر بچه چوپان به نام استفهان، در نزدیکی «واندوم» در مرکز فرانسه، یک سپاه صلیبی از بچه‌ها را به سمت بیت المقدس فرماندهی و راهنمایی کرد. او اعتقاد داشت که کودکان می‌توانند به جای زور از عشق برای شکست دادن مسلمانان استفاده کنند و در حدود ٣٠٠٠٠ کودک از شهر «مارسی» در جنوب فرانسه، عازم بیت المقدس شدند. تعداد زیادی از کودکان در مسیر سفر جان دادند و بعضی از آنها به عنوان برده فروخته شدند. نتیجه جنگ صلیبی کودکان فاجعه بود.

٢٢-١٢١٧
پنجمین سپاه صلیبی در تسخیر مصر ناکام می‌‌ماند.

٢٩-١٢٢٨
ششمین سپاه صلیبی، به رهبری امپراتور مقدس روم، فردریک دون، دوباره بیت المقدس را به عنوان بخشی از قرار داد موقت صلح با مسلمانان، اشغال می‌کند.

٥٠- ١٢٤٨
هفتمین سپاه صلیبی، به رهبری لوئی نهم (سن لوئی) پادشاه فرانسه، به مصر حمله می‌کند. نتیجه این جنگ صلیبی که طی آن لوئی نهم اسیر می‌گردد، شکست سخت صلیبیون بود.

١٢٩١
مسلمانان شهر عکا، آخرین منطقه تحت نفوذ صلیبیان در ارض مقدس، را بازپس می‌گیرند. این پیروزی به جنگهای صلیبی پایان بخشید. صلیبیان طعم شکست از مسلمانان را چشیده بودند از فلسطین به خانه هایشان در اروپا باز می‌‌گردند.

*محسن ردادی ، عضو شورای تحریریه سایت مرکز اسناد انقلاب
منابع:
1-ن‍اص‍ری‌ طاه‍ری، ع‍ب‍دال‍ل‍ه، ع‍ل‍ل‌ و آث‍ار ج‍ن‍گ‍ه‍ای‌ ص‍ل‍ی‍ب‍ی،‌ ت‍ه‍ران‌: دف‍ت‍ر ن‍ش‍ر ف‍ره‍ن‍گ‌ اس‍لام‍ی‌، ۱۳۷۳
2-ش‍رف‍ی‌، ش‍راره‌، ج‍ن‍گ‍ه‍ای‌ ص‍ل‍ی‍ب‍ی‌ و ع‍ل‍ل‌ آن‌ ، مشهد : نشر مولف‌، 1377
3-لوی بیئل، تیمونی، جنگهای صلیبی، سهیل سمس، تهران: ققنوس1385
4-رنسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، جلد اول، زهرا مهشاد محیط طباطبایی، تهران: حسینیه ارشاد، 1357
http://mouood.org/index.php?Itemid=26&id=300&option=com_content&task=view
http://fa.wikipedia.org