چند سال پیش از این، امام بزرگ ما خبر از فروریختن پایه های کمونیسم و شکست حتمی آن دادند. امروز نیز رهبر فرزانه‌مان خبر از شکست هیمنه لیبرالیسم و نابودی نظام سلطه‌ی آمریکایی میدهند.


دیروز وادادگان شرق آن حرف را به سخره گرفتند و امروز دلدادگان غرب یا همان انقلابیون گذشته و پشیمان‌شدگان اکنون این حرف را خرافه و توهم میدانند. البته هنوز زهره آن ندارند که در مقابل گوینده اصلی این سخن صف‌آرایی کنند، پس ناچارند یکی از سربازان پیشگام این جبهه را آماج حملات خود قرار دهند.


خلاصه آنکه پس از آنکه جناب میرحسین موسوی در مناظره با آقای محمود احمدی‌نژاد سخن از خرافه گرایی و توهم سر داد که چرا درباره نابودی رژیم اشغالگر قدس و شیطان بزرگ آمریکا خیالبافی میکنید، گفتیم یک بار دیگر این جملات مقام معظم رهبری را جلوی چشم‌های ایشان بگذاریم تا اگر چشم دارند و انصاف، بیش از این گرد و خاک نکنند.

 

***

 

«آن روز سوسیالیزم با حجم عظیمِ خود همه را تهدید می‏کرد و با همه بر سر تحدّی بود. این طرف هم در مقابل، لیبرال دمکراسی غربِ پُر ادّعا بود. آن سرنوشت سوسیالیزم است که به آن روز دچار شد؛ این هم واقعیّتهای لیبرال دمکراسی غرب است.»

 

بیانات در دیدار مسؤولان نظام به مناسبت مبعث 13 مهر 1387

 

«اکنون دیگر نامی از مکتب مارکسیسم نمانده است و مکتب لیبرال دموکراسی نیز با همه هیمنه سیاسی، اقتصادی و نظامی خود، در مقابل جهانیان به زمین خورده است... انقلاب اسلامی دو مدعی بزرگ ایدئولوژیک داشت که یکی از آنها مارکسیسم و دیگری لیبرال دموکراسی غرب بود که براساس اندیشه ها و افکار خود برای مسائل دنیا برنامه ریزی می کردند... این مکتب برای خود ادعاها و شعارهایی داشت که این شعارها به تدریج رنگ باختند و در نهایت شکل و ظاهر باقیمانده از مارکسیسم مانند یک تارعنکبوت در فاصله زمانی کوتاهی از هم فروپاشید و از بین رفت... و امروز حباب کاذب پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آن به آسمان بلند شده و خود آنها می گویند دوران حاکمیت مطلق امریکا به پایان رسیده است.»

بیانات در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور 22 مهر 1387

 

«امروز از آن قضاءِ لایردّ و لایبدّلی که مارکسیستها تصویر می‏کردند، در دنیا هیچ چیز باقی نیست. خودش که رفت، اسم و اعتبار و آبرویش هم رفت. امروز همان بایدها و همان قضاءِ لایردّ و لایبدّل را غربیها نسبت به مفاهیمِ خودشان تکرار می‏کنند: «چاره‏ای نیست؛ جهانی شدن، سرنوشت ناگزیر بشری است. چه بخواهید، چه نخواهید، خواهد شد!» البته آنها واقعیّتهای زندگی خود را در وسط یک پرده آهنین حبس کرده بودند تا کسی آن را نبیند و از باطنِ کارشان سر درنیاورد؛ لذا جوانان بسیاری به همین الفاظ فریب می‏خوردند؛ اما اینها باطن کارشان هم آشکار است؛ درعین‏حال خجالت نمی‏کشند و گستاخانه ادّعا می‏کنند که آنچه ما می‏گوییم، شدنی است و بروبرگرد هم ندارد! یک عدّه بیچاره‏های ساده‏لوح - که به نظر من خوشبینانه‏ترین تعبیر هم همین است که آدم بگوید ساده‏لوح - این الفاظ را می‏گیرند، به خیال این‏که اینها اصلاً قابل خدشه و مناقشه نیست. این مفاهیم را در محیط فکری و معرفتی جوان و غیرجوان می‏آورند و ترویج می‏کنند؛ برایش سینه می‏زنند و خودشان را می‏کشند، برای این‏که این مفاهیم را در ذهن افراد وارد کنند.»

بیانات در دیدار فرماندهان‌‌ سپاه‌ پاسداران 24 شهریور 1381

 

«همین ملت ایران و همین نظام جمهورى اسلامى که اینقدر مورد ستایش ملتهاست، از نظر قدرتهاى زورگو، متهم به نقض حقوق بشر است، متهم به سلب امنیت جهانى است، متهم به حمایت از تروریسم است! این تناقض است؛ تناقض بین نگاه ملتها و خواسته‏ى قدرتها. این تناقض، تهدیدکننده‏ى نظام سلطه‏ى جهانى است. روزبه‏روز اینها دارند از ملتها دور مى‏شوند؛ این یک رخنه‏ى فرسایشى را در بناى لیبرال دموکراسى غرب به وجود آورده است و روزبه‏روز این رخنه بیشتر خواهد شد... رئیس جمهور امریکا هم به کشورهاى امریکاى جنوبى - یعنى حیاط خلوت امریکا - مسافرت مى‏کند، ملتها پرچم امریکا را به مناسبت آمدن او آتش مى‏زنند؛ این معنایش تزلزل پایه‏هاى لیبرال دموکراسى‏اى است که امروز غرب و جلوتر از همه امریکا، مدعى پرچمدارى آن هستند... روزبه‏روز آبروى لیبرال دموکراسى و آبروى امریکا - که پیشقراول لیبرال دموکراسى است - در دنیا در نظر ملتها دارد کم و کمتر مى‏شود. در مقابل، آبروى ایران اسلامى دارد بیشتر مى‏شود.

بیانات در جمع مردم در حرم رضوی 1 فروردین 1386

«امروز لیبرال دمکراسى غرب، در افکار عمومى ملتها با مخالفتهاى روزافزون مواجه شده است و با افزایش نفرت جهانى از امریکا، دولت این کشور، در حضیض شکست سیاسى قرار دارد و در دنیا عملاً منزوى شده است.»

بیانات در دیدار مسئولان وزارت امورخارجه 25 مرداد 1383

 

بگذارید چند جمله هم از امام بزرگوارمان نقل کنیم. طرفه آنکه جناب آقای مهدی کروبی نیز یکی از حاضران در این سخنرانی است.

«چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتى که دنیا به تزلزل درآمده است براى این بى‏اعتنایى ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسایل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچ‏اند، لکن از بعضى از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد مى‏زنند سر مسئولین ما!

چه شده است؟ شماها چه‏تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجى واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمى که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این‏طور شده است و در روزى که هفته وحدت است، چرا شماها مى‏خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏خواهید دو دستگى ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید مى‏روید؟ این تذهبون؟  [به کجا میروید؟]

من نمى‏توانم که آن طورى که مى‏خواهم، با شما صحبت کنم و نمى‏خواهم در روز عید رنجش براى شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتى، وقت یک همچو امورى است؟! وقت یک همچو تأییدى است از کاخ سفید؟ وقت یک همچو تأییدى است از ریگان؟ لحن شما در آن‏ چیزى که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این‏طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را مى‏شناسم، شما این‏طور نبودید.

صحیفه امام ـ جلد 20 ـ صفحه 159