توسعه سیاسی شعاری بود که علیرغم تبلیغات و هزینه سازیهای دولت آقای خاتمی طی 8 سال نه تنها محقق نشد بلکه همانگونه که ذکر شد کشور را در نقطه مقابل که همان «انسداد سیاسی» است قرار داد. اما در مقابل این دولت نهم بود که با کمر بستن به خدمت مردم توانست با جلب اعتماد مردم نسبت به نظام «توسعه سیاسی» را محقق نموده و مشارکت 85 درصدی را رقم بزند، مشارکتی که بعد از رای به اصل نظام جمهوری اسلامی بالاترین درصد مشارکت است.
مفهوم توسعه سیاسی در ادبیات سیاسی جهان سابقه ی طولانی ندارد و نهایتا به تحولات پس از جنگ جهانی دوم بر میگردد. اما شیوع گسترده این مفهوم در جامعه ایران را میتوان با روی کار آمدن دولت هفتم مصادف دانست. محمدخاتمی در سال 76، به عنوان رئیس جمهور وقت شعار اصلی خود را "توسعه سیاسی" قرار داد و این در حالی بود که به گفته سران این گروهها تعریف شفاف و هدفمندی از توسعه سیاسی نداشتند و همیشه خود را به ضعف تئوری ملامت میکردند. جبهه اصلاحات چرایی انتخاب این شعار را اینگونه توجیه میکرد که در سایه توسعه سیاسی است که مشکلات دیگر در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... رفع خواهد شد.
گروههای غربگرا طی هشت سالی که زمام امور کشور را در دست داشتند دائماً بر طبل «توسعه سیاسی» کوفتند. اما در عمل مسائل طور دیگری رقم خورد. برای نمونه آقای خاتمی برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا را از بزرگترین افتخارات خود و جریان سیاسی وابسته به شمار میآورد؛ ولی شورای شهر اول که اعضای آن تماماً از دوستان، نزدیکان آقای خاتمی و افراد شاخص جبهه دوم خرداد بودند با بروز اختلافات و تضادهای درونی از هرگونه تصمیم گیری در مورد شهر تهران عاجز و درمانده شدند، تا جایی که این اختلافات باعث اختلالات جدی و هرج و مرج در مدیریت کلان شهر تهران شد. و در نهایت این مسائل به انحلال شورای شهر اول از سوی وزارت کشور دولت خاتمی در سال 81 انجامید. عملکرد شورای شهر اول که مجدداً تاکید میشود ترکیب اعضای آن تماماً از چهرههای شاخص جریان دوم خرداد بودند، آن قدر شور شد که صدای آشپز هم درآمد و محمد عطریانفر عضو و رییس سابق شورای منحل شده شهر تهران اشاره کرد که:«عملکرد شورای شورای شهر تهران بد بود ،انصافا بد بود.»
مشکلات و چالشهای پیش آمده باعث دلسردی و ناامیدی مردم از مسئولان وقت شد به طوری که اثرات آن در انتخابات دور دوم شوراها که همه گروهها به طور آزادانه در آن شرکت داشتند در غالب مشارکت کمرنگ مردم بروز کرد. و این انتخابات با پایینترین سطح مشارکت در کشور به ویژه شهر تهران برگزار شد.
باید توجه داشت که مهمترین شاخصه در بررسی توسعه سیاسی مشارکت عمومی است. این انتخابات نشان داد که دولت به اصطلاح اصلاحات علیرغم سردادن شعار «توسعه سیاسی» چیزی جز «انحصار قدرت» برای خود و «انسداد سیاسی» در کشور به ارمغان نیاورده است.
کارنامه سراسر التهاب و مشوش جبهه دوم خرداد باعث شد که مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم به چهرهای جدید روی آوردند. چهرهای که فارغ از دسته بندیهای سیاسی و جناحی به طور مستقل و با احیای شعارهای انقلاب اسلامی و امامخمینی(ره) در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... پا درعرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشته بود.
نتایج انتخابات نهم ریاست جمهوری نشان داد برخلاف نتیجه گیریهای سادهانگارانهی سالهای گذشته دوم خردادیها مردم از انقلاب، نظام و اسلام رویگردان نشدهاند و رای آنان در دو دوره به محمد خاتمی را نمیتوان، رای به جریان و تفکر سکولار قلمداد کرد. بلکه نه مردم در دوم خرداد 76 به اشرافیگری، تجمل، دوری از عدالت گرایی، دوری از مردم و در یک کلام نه به فاصله گرفتن مسئولین از شعارها و ارزشهای اسلام ناب محمدی(ص) و امام خمینی(ره) بوده است.
دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری با وجود ائتلاف گسترده و بی نظیر جناح قدرت و گروهها و طیفها مختلف سیاسی از ضد انقلاب گرفته تا ... پیروز شد.
دکتر احمدینژاد با شروع فعالیت دولت نهم در اقدامی در خور توجه که شاید بتوان آن را مهمترین اقدام دولت نهم نامید طرح سفرهای استانی را اجرایی کرد. این سفرها باعث شد تا بدنه دولت – نظام – با تودههای مردم در سراسر کشور ارتباطی نزدیک برقرار کند و مسئولان به طور عینی با مشکلات مردم در دورافتادهترین مناطق آشنا شده و برای رفع آن چاره جویی نمایند. در این سفرها رئیس جمهور به نقاطی سفر کرد که تا آن زمان حتی مسئولان محلی به آنجا سرکشی نکرده بودند.
در پی سفرهای استانی هزاران طرح عمرانی، آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و ... در مناطق مختلف کشور شروع و به بهرهبرداری رسید و مردم طعم خدمت را پس از سالیان چشیدند و متوجه شدند که نظر مسئولان فقط متوجه تهران و چند شهر بزرگ نیست.
این عملکرد باعث شد تا مردم مجدداً احساس کنند که مسئولان و به خصوص رئیس جمهور تافتهای جدا بافته از مردم نیست و خون او از خون دیگران رنگینتر نیست و او نیز مردی است از جنس مردم.
ارتباط و تعامل از نزدیک رئیس جمهور در 60 سفر استانی باعث دلگرمی و امیدواری مردم در جای جای ایران شد. خدمات و وظیفه شناسی دولت نهم باعث شد، علیرغم حجم وسیع بداخلاقیها، تهمتها، دروغها و ... که از همان ابتدای کار دولت در سال 84 توسط مافیای قدرت و ثروت شروع شده و با نزدیک شدن به انتخابات دهم، شدت بیشتری به خود گرفته بود، مردم بار دیگر در 22 خرداد در حماسهای شگرف ضمن مشارکت 85 درصدی با رأی حدود 25 میلیونی مجددا احمدینژاد را برای ریاست جمهوری ایران برگزیدند.
مشارکت 85 درصدی مردم نشان داد که توسعه سیاسی و مشارکت عمومی تنها با حرف زدن و ژستهای روشنفکرانه محقق نخواهد شد و مردم در صورتی به نظام سیاسی اعتماد میکنند که گردانندگان آن را دلسوز مردم و از جنس خود ببینند.
توسعه سیاسی شعاری بود که علیرغم تبلیغات و هزینه سازیهای دولت آقای خاتمی طی 8 سال نه تنها محقق نشد بلکه همانگونه که ذکر شد کشور را در نقطه مقابل که همان «انسداد سیاسی» است قرار داد. اما در مقابل این دولت نهم بود که با کمر بستن به خدمت مردم توانست با جلب اعتماد مردم نسبت به نظام «توسعه سیاسی» را محقق نموده و مشارکت 85 درصدی را رقم بزند، مشارکتی که بعد از رای به اصل نظام جمهوری اسلامی بالاترین درصد مشارکت است.
طبیعی است که در این میان کسانی باشند که از مشارکت 85 درصدی مردم و رای 25 میلیونی به رئیس جمهور منتخب ناراضی باشند. گروههای دوم خردادی که با بررسی اوضاع کشور از ماهها پیش خود را شکستخورده این انتخابات میدیدند با طرح مسائلی مانند ناظران خارجی و کمیته صیانت از آرا سعی داشتند، توجیهی برای شکست خود دست و پا نمایند. این گروهها پس از اعلام نتایج انتخابات نیز بدون ارائهی هرگونه مدرک و سندی ادعای تقلب در انتخابات را مطرح میکنند. میر حسین موسوی که در تبلیغات و برنامههای انتخاباتیش همواره خود را فردی قانونگرا معرفی و هدفش را احیای و عمل به قانون عنوان کرده و حریف خود را مکرر به نقض قانون متهم میکرد به مانند سلفش محمد خاتمی در عملی مغایر با قول خود این روزها به نقض صریح قانون میپردازد و با عدم پذیرش رای مردم و قانون در پی امتیازگیری از راههای نامشروع و غیرقانونی و به دنبال تحقق کودتای نرم است. او خواسته یا ناخواسته پا در راهی گذاشته است که حاصل آن جز ایجاد تنش، اغتشاش، آشوب و ناامنی برای مردم و سرنوشت مبهم برای او نیست.
بررسی عملکرد میر حسین در دور جدید حضورش در عرصه سیاسی، به خصوص عدم تمکین وی به قانون و رای مردم نشان میدهد که او و طیف سیاسی مطبوعش علیرغم توسعه سیاسی ایجاد شده در جامعه بار دیگر از تودههای مردم در این راه جاماندهاند.