اما غرض از نگارش این یادداشت طرح یک عبرت دیگر از تاریخ و در واقع تکمیل یادداشت قبلی است و آن اینکه دو شب قبل که نگارنده در حال جستجوی مطلبی در اینترنت بودم، به نحو کاملاً اتفاقی و تصادفی به موضوع جالب توجهی برخورد کردم که لازم و بلکه واجب دیدم تا در اسرع وقت آن را به عنوان یک خبر داغ و فوری! به اطلاع دوستان و بویژه خوانندگان مقالة «پاسخ سید محمد خاتمی به سید محمد خاتمی» برسانم و لذا همینجا از همة دوستان و گردانندگان پایگاههایی که مقالة قبلی را منتشر نمودهاند، خواهشمندم این یادداشت را نیز (البته با ذکر منبع آن!) بعنوان تکمله و بعدالتحریر آن منتشر نمایند.
هفتة پیش این حقیر یادداشتی با عنوان «عبرتی از تاریخ، پاسخ سید محمد خاتمی به سید محمد خاتمی!!؟» در خصوص اوضاع و احوال کنونی کشور و بررسی تاریخی مواضع سابق و فعلی رئیس جمهور سابق و مدیرمسئول اسبق روزنامة کیهان نگاشتم که در سایت «مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران» منتشر گردید.
خوشبختانه این یادداشت بلافاصله پس از انتشار، با استقبال گستردة سایتها و وبلاگهای همفکر و نویسندگان اصولگرا قرار گرفت و بیش از 30 منبع دیگر از قبیل خبرگزاریهای فارس و ایرنا، رجانیوز ... متن کامل مقاله را منتشر نموده یا به اصطلاح به آن لینک دادند: (اینجا را ببینید)
در این میان تنها جای یک گلایه باقی است و آن اینکه برخی از دوستان محترم شرط امانت را رعایت ننموده و در ضمن انتشار مقاله هیچ اشارهای به «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» به عنوان منبع اصلی و ناشر مقاله ننمودند! این گلایه به ویژه با توجه به تعلق دوستان به جبهة حامیان ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی و مروجان خط و سیرة حقیقی حضرت امام خمینی (ره) ابعاد تأمل برانگیزتری دارد که امیدواریم این تذکر مورد توجه هم فکران عزیز قرار گیرد و در واقع همانگونه که نگارنده به حکم وظیفة شرعی و اخلاقی رعایت امانت، در مقاله خود به منبع اصلی آن (کتاب ارزشمند «بازخوانی پروندة یک رئیسجمهور (بنیصدر)» اثر نویسندة اصولگرا، حجتالاسلام قاسم روانبخش) اشاره نمودم، دوستان محترم نیز رسم امانت را بجای آورند. ان شاالله
اما غرض از نگارش این یادداشت طرح یک عبرت دیگر از تاریخ و در واقع تکمیل یادداشت قبلی است و آن اینکه دو شب قبل که نگارنده در حال جستجوی مطلبی در اینترنت بودم، به نحو کاملاً اتفاقی و تصادفی به موضوع جالب توجهی برخورد کردم که لازم و بلکه واجب دیدم تا در اسرع وقت آن را به عنوان یک خبر داغ و فوری! به اطلاع دوستان و بویژه خوانندگان مقالة «پاسخ سید محمد خاتمی به سید محمد خاتمی» برسانم و لذا همینجا از همة دوستان و گردانندگان پایگاههایی که مقالة قبلی را منتشر نمودهاند، خواهشمندم این یادداشت را نیز (البته با ذکر منبع آن!) بعنوان تکمله و بعدالتحریر آن منتشر نمایند.
قبل از ورود به اصل موضوع ذکر این مطلب ضروری است و آن اینکه لازم است همگی ما حامیان نظام و طرفداران رئیس جمهور منتخب که طی دوماهة اخیر و در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات، بنا به دلسوزی و تعهد خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی، نسبت به قانون شکنیهای آشوبگران سبز! ابراز تنفر و انزجار نموده و نیز در خصوص مواضع ساختارشکنانة سردمداران جناح مدعی اصلاحات موضع منفی اتخاذ کرده و ایشان و در رأس آنها سید محمد خاتمی را به تشکیک در انتخابات و تلخ نمودن کام مردم متهم نمودهایم، باید ضمن غنیمت شمردن روزهای باقی مانده از ماه مبارک شعبان، از بابت این گمان سوء! و اتهام بیپایه و اساس! دستجمعی استغفار نموده و از نامبرده حلالیت بطلبیم و از خدا بخواهیم که ما را به دلیل این ذنب عظیم! یعنی بدگمانی و سوءظن بیجا به یکی از «نخبگان» کشور مورد عفو و مرحمت قرار دهد!
چرا ؟!!
نگارنده از آنجا به این کشف بزرگ و خارقالعاده و البته پشیمانکننده! پی بردم که در حین جستجو در اینترنت ناگهان به این اظهار نظر آقای خاتمی برخورد کردم:
«شیرینی حضور میلیونی مردم درانتخابات را با شبهات به کام مردم تلخ نکنیم،
به گزارش ایسنا حجت الاسلام والمسلمین خاتمی تأکید کرد: ممکن است تخلفاتی در انتخابات صورت بگیرد، ولی به دلیل سیستم انتخاباتی ما امری اجتنابناپذیراست، حیف است شیرینی حضور میلیونی مردم در انتخابات را با شبهات به کام مردم تلخ کنیم.
وی ادامه داد: وظیفه تمام مسئولان نظام است که از رأی مردم صیانت کنند؛ چراکه ممکن است با ابطال یک صندوق رأی نتایج دستخوش تغییر شود، اما اصل انتخابات را نباید زیر سئوال ببریم.»
بازهم اشتباه نکنید! نه گویندة این سخنان شخصیت محترم و همنام آقای خاتمی یعنی آیتالله سید احمد خاتمی است! (و نگارنده قصد ندارد -آنچنان که بعضاً و برخی اوقات حتی تعمداً از سوی برخی نویسندگان و تنظیم کنندگان تیتر خبرها میبینیم!- با طرح مبهم خبر مربوط به شخصیت محترم دوم برای مطلب خود جذابیت کاذب ایجاد نماید!) و نه این خبر مصداق دروغ 13 فروردین یا اول آوریل! است که بخواهیم با خوانندگان عزیز مزاح نماییم!
گویندة این فرمایشات شخص شخیص رئیس جمهور سابق، آقای سید محمد خاتمی است و این سخنان حقیقتاً از سوی وی بیان شده است!!؟ بدین لحاظ است که بنده باز هم تکرار میکنم که همگی باید از بابت بدگمانی خود به این نخبة برجستة کشور طلب حلالیت و استغفار نماییم!
تعجب نکنید و ضمناً نگران هم نباشید! البته قصد شوخی با دوستان را نداشته و نداریم و مجدداً تأکید میکنیم که این سخنان حقیقتاً از سوی آقای سید محمد خاتمی و در مورد انتخابات سراسری بیان شده است، تنها با یک توضیح جزئی! و تبصرة کوچک! و آن اینکه این مطلب اولین اظهارنظر رئیس جمهور سابق در خصوص سومین دورة انتخابات شوراها و نیز انتخابات خبرگان در مورخ 24 آذر 1385 یعنی تنها 2 سال و نیم قبل! است که در تاریخ 29 آذر 85 و در جمع کارکنان و دستاندرکاران روزنامة صدای عدالت بیان شده است و خبر آن با کد: 8509-18343 در خبرگزاری اصلاح طلب ایسنا درج شده است!
ببینید:

بنده ترجیح میدهم قضاوت در این خصوص را به خود خوانندگان عزیز واگذار نمایم، تنها به ذکر یک جمله اکتفا مینمایم:
این حضرات به گفتة خودشان عاشق و مجنون! مردم سالاری و رأی مردم و صندوق انتخابات هستند، و به قول ظریفی شعار اصلی حضرات چیزی نیست جز «لاحکم الا رأی مردم!!» البته فقط تا زمانی که نتیجه رأی به سود ایشان باشد! بعبارتی از منظر این آقایان «رأی مردم صدای خداست!» وحتی آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود و پس از آن بارها در قامت یک ایدئولوگ و مروج لیبرال دمکراسی از بالا ! برای دین و اسلام تکلیف تعیین کرده! و در راستای ترسیم چهرهای به اصطلاح میانهرو از اسلام و اثبات برتری مردم سالاری بر دین و محکوم دانستن مکتب جامع اسلام به سازگارکردن خود با مردم سالاری (بخوانید لیبرال دمکراسی!)، از منظر برون دینی! صراحتاً فتوا صادر مینمود! که: «اسلام باید با مردمسالاری –آنهم لابد از نوع لیبرال دمکراتیک آن!- سازگار شود والا منزوی خواهد شد!!» و «باید اسلام را به گونهای تفسیر کنیم که با مردم سالاری ناسازگار نباشد!» یا «هرچه در برابر آزادی قرار بگیرد، درهم خواهد شکست! دین و عدالت هم اگر در برابر آزادی قرار گیرند، شکست میخورند» (اطلاعات، یکشنبه 3/3/77، صص. 1-2، سخنرانی در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران) اما اینها همه فقط تا وقتی است که نتیجة انتخابات و رأی مردم به سود حضرات باشد و الا اگر مردم به هر دلیلی- از جمله سوءتدبیرها و فرصت سوزی ها و بیگانه پرستی های حضرات- از ایشان رویگردان شوند و در یک رفراندم 40 میلیونی «نه» قاطع خود به حضرات را با رساترین صدا به گوششان برسانند، آنگاه دیگر انتخاب مردم، نه تنها محترم نیست بلکه از نظر آقایان «علیه جمهوریت کودتای مخملی شده است!!!»
فاعتبروایااولیالابصار
و در آخر یک سئوال و آن اینکه: آقای خاتمی! براستی از آن ادعا و موضع گیری دیروزتان در خصوص «ضرورت تلخ نکردن کام مردم و احترام به حضور 28 میلیونی ملت» تا این لاف گزاف امروزتان در خصوص «کودتای مخملی نظام! علیه جمهوریت!!» آنهم در مورد حضور 40 میلیونی ملت، چند سال فاصله بوده است؟!!!
لینک یکتا:
http://www.irdc.ir/fa/content/7591/default.aspx