اگر برایتان سوال پیش آمده كه سایت نوروز چگونه این اطلاعات را بدست آورده و همپای خانوده آنها می داند چه كسانی كشته شده اند و خانواده هایشان هم از ترس! به ستاد موسوی و كروبی اطلاع نداده اند ادامه مطلب را بخوانید تا ببینید مدیران این سایت چقدر راحت كنار هم نشسته اند و با بلغور كردن تعدادی اسم، به زور آن را به ۷۲ رسانده اند تا پس از ساخت مسجد ضرار و فریاد ا... اكبر از پشت بام های آن در ایام بعد انتخابات، از این به بعد بازی مضحكی به نام شهدای ۷۲ تن به راه خواهند انداخت تا این بار نوبت به یكی دیگر از مقدسات شود كه ملعبه دست دجالان عصر حاضر می گردد...

با توجه به اسناد و مدارك موجودی كه توسط رسانه ها اعلام شده، من به عنوان تنها یك دانشجو توانستم تعدادی از دروغ های این خبر را تشخیص دهم. بماند چقدر دروغ هایی كه سندی برای عیان كردن آن وجود ندارد ...

دروغ ممنوع!

۱. در میان نام كشته شدگانی كه نوروز مدعی است خانواده آن شهید! كشته شدن فرزند خود را به ستاد موسوی و كروبی نیز اطلاع نداده است، نام "محسن ایمانی" به چشم می خورد. كسی كه مدعی هستند در حادثه كوی دانشگاه كشته شده است. اما حتما به یاد دارید محسن ایمانی همان كسی است كه در اواخر خردادماه و همان ابتدا كه خبر فوتش، تیتر یك رسانه های داعیه دار فضای شفاف و آزادی اطلاعات را از آن خود كرده بود در مقابل دوربین تلوزیون حاضر شد و با نشان دادن كارت دانشجویی خود گفت اصلا ساكن كوی دانشگاه نیست كه حالا بخواهد در اثر حادثه كوی كشته شده باشد!

۲.شهید سبز بعدی! ترانه موسوی است. همانی كه در حال حضار در كاناداست و مادر و خواهر او گفتند از این خبر خنده شان گرفت و فكر كردند كسی دارد آنها را دست می اندازد!

۳. اما ندا آقا سلطان لایه دروغ دوم سایت نوروز است. لایه اول كسانی بودند كه اصلا كشته نشده اند! مثل محسن و ترانه. اما لایه دوم كسانی هستند كه متاسفانه در حوادث اخیر -كه شروع كننده آن نیز موسوی بوده است و باید پاسخگو باشد- كشته شده اند اما ارتباط آن با جنبش سبز همانند ارتباط آن با پیدا كردن پرتقال فروش است!

در حالی كه هزار و یك دلیل و قرینه برای مرگ مشكوك مرحوم آقا سلطان وجود دارد، (دوری از محل درگیری، نوع تیر اصابت شده به او، كیفیت و سرعت فیلم برداری از صحنه حادثه و پخش سریع آن در اینترنت و ...) اما اینكه چطور او را به عنوان شهید سبز! معرفی می كنند، از همان نكاتی است كه در نوع خود بی بدیل است.

۴. محسن روح الامینی. محسن همان كسی است كه رای اش محسن رضایی بوده است. رای خانوداگی اش نیز محسن رضایی بوده است. محمد، برادر او كه مدتی نیز مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران را برعهده داشته، به همراه پدر و مادرش بارها از اینكه سبزینه ها سعی در مصادره او را دارند اعلام انزجار نموده اند. حال ربط مرحوم محسن كه هیچ ارتباطی با جنبش سبز و موسوی نداشته و این عدم علقه و ارتباط را در رای ندادن او و خانواده اش به موسوی نیز می توان دید، چه كسی می تواند تبیین كند؟ جز سایت نوروز و خبرنامه امیركبیر و رادیو فردا و بی بی سی و ... كه باید به زور ۷۲ اسم را پشت سر هم ردیف كنند؟!

یكی دیگر از راه هایی كه دروغ بودن بسیاری از اسامی را نشان می دهد سرچ آنها در گوگل است. پس از جستجوی بسیاری از این اسامی در گوگل متوجه می شوید كه این اسامی برای بار اول فقط در خبر سایت نوروز درج شده و به تبع آن در دیگر سایت ها و وبلاگهایی كه این خبر را از نوروز كپی كرده اند.

درحالی كه كسانی كه تا قبل از این ترانه و محسن را به زور اخبار جعلی كشتند تا عدد ۷۲ را تكمیل كنند! چطور ممكن است تا كنون پیرامون كشته شدن بسیاری از این نام های جعلی سكوت كرده باشند؟!

*                 *                 *

اما این مطلب نباید موجب یك سو برداشت شود و آن هم اینكه در هر صورت چه یك نفر و چه ۱۰۰۰ نفر، برای اجرای عدالت اگر كسی واقعا مظلومانه و بی گناه در درگیری ها به شهادت رسیده (از هر طیفی) جدای از آنكه باید ضاربان او شناسایی و طبق قانون مجازات شوند، باید مسببین اصلی این اغتشاشات نیز محاكمه شوند. خواه موسوی و كروبی یا مهدی هاشمی و هر فردی دیگر كه مستقیم و غیر مستقیم چه در جایگاه نماز جمعه و چه در جایگاه دیگر در برافروختن شعله های این فتنه نقش داشته اند. فراموش نكنیم كه رهبری عزیز نیز همین نكته را در دیدار با دكتر روح الامینی پدر مرحوم محسن و هم چنین دیدار با دانشجویان یادآور شدند:

در دیدار با اساتید دانشگاه ها و دكتر روح الامینی: (۸ شهریور ۸۸)

در طول این سال‌ها گاهی اتفاق افتاده كه از كسی تخلفی سر زده؛ یك قول و یك نظر این بوده كه به خاطر خدماتی كه این شخص كرده، ‌از آن تخلف بگذریم! یك حرف دیگر این بوده كه ما تخلف را در وزن خودش و اندازه‌ خودش محاسبه كنیم؛ به معنای واقعی كلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار كنیم؛ به جای خود از خدمات هم تقدیر كنیم. بنده به این نظر دوم همیشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.
این را هم این برادر عزیزمان و خانواده‌ محترمشان، هم همه‌ كسانی كه در این قضایا یك آسیبی بر آن‌ها وارد شده- به هر نوعی، از سوی هر كسی- بدانند كه بنای نظام و تصمیم نظام بر مجامله كردن نیست. همان‌طور كه ما با كسانی كه با نظام صریحاً معارضه می‌كنند، بنای بر مجامله نداریم، معتقد به ایستادن در موضع قانون و موضع حق هستیم، عیناً همان‌طور، اگر چنانچه در مجموعه‌ منتسب به نظام، تخلفی انجام بگیرد، كار بدی انجام بگیرد، خدای نكرده جنایتی انجام بگیرد، باز هم اعتقاد من همین است. ما در موضع قانون، در موضع حق باید بایستیم. خدای متعال كمك كند بتوانیم این چیزی را كه می‌خواهیم، انجام بدهیم. مسؤولین دارند تلاش می‌كنند در این زمینه؛ إن‌شاء‌الله كه همین خواهد شد.

در دیدار با دانشجویان: (۴ شهریور ۸۸)

موضوع دیگرى كه در بیانات دوستان مطرح شد، تخلفات یا حتّى جنایاتى است كه در خلال این حوادث از سوى نیروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره كردید به مسائل كوى دانشگاه یا از این قبیل مسائل - حالا كوى دانشگاه را چند نفر از دانشجویان عزیز تكرار كردند؛ شبیه كوى دانشگاه، مسائل دیگرى هم در این مدت اتفاق افتاده - یا مثلاً قضیه‏ى كهریزك را گفتند. این قضایا واقعاً یكى از آن مشكلات و معضلات كار دستگاه‏هاى اجرائى است. اولاً این را به طور قاطع بدانید كه با اینها برخورد خواهد شد. حالا نمیخواهیم جنجال بكنیم كه دستور بدهیم، این دستور توى رسانه‏ها پخش بشود، باز یك پیوست زده بشود، باز یك پیرو زده بشود؛ من دوست ندارم كار تبلیغاتى انجام بگیرد؛ اما از اولین روزها دستور داده شده و كسانى دنبال هستند؛ منتها كارها باید درست با دقت و با مراقبت پیش برود.

در كوى دانشگاه، در آن شب معین، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، كارهاى بدى انجام گرفته. ما گفته‏ایم پرونده‏ى ویژه‏اى براى این كار تهیه شود و به طور دقیق دنبال بگردند و مجرمان را پیدا كنند و وقتى پیدا كردند، به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نكنند و باید مجازات شوند؛ این را من به طور قاطع گفتم.

من از فعالیتهاى پلیس امنیتى‏مان، پلیس انتظامى‏مان، دستگاه بسیجمان تشكر میكنم؛ اینها خیلى كارهاى بزرگى كردند، كارهاى خوبى كردند؛ لیكن این یك بحث جداست. اگر كسى در وابستگى به هر كدام از این سازمانها یك تخلفى انجام داده، یك جرمى انجام داده، او هم باید جداگانه بررسى شود. نه خدمت اینها را به حساب جرم آنها ندیده میگیریم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اینها ندیده میگیریم؛ حتماً باید دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همین طور قضیه‏ى كهریزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضیه‏ى كوى دانشگاه هم دنبال میشود؛ حتّى افرادى كه كسانشان در این قضایا یا به قتل رسیدند - تعداد معدودى هستند - یا آسیب دیدند، آسیب مالى دیدند. بنا شده براى هر كدام اینها پرونده‏ى جداگانه‏اى تشكیل بدهند. دستور داده‏ایم، گفته‏ایم و این قضایا را دنبال خواهیم كرد؛ منتها توجه كنید كه این مسائل هیچكدام نباید با مسئله‏ى اصلى بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ى اصلى نباید تحت‏الشعاع این حوادث قرار بگیرد.

یك عده‏اى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیله‏ى بعضى انجام گرفت، اینها همه را ندیده میگیرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان كهریزك را، یا قضیه‏ى كوى را قضیه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد میكنند؛ این خودش یك ظلم دیگر است. مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى دیگرى است. مسئله‏ى اصلى این است كه مردم در یك حركت عظیمى، در یك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظیرى حضور پیدا كردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را كه در این یكى دو سال اخیر همین طور پى‏درپى پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بین‏المللى براى خودش كسب كرده بود، در یك مرحله‏ى عالى از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میكنیم یك حركتى صورت میگیرد براى نابود كردن این حادثه‏ى افتخارآمیز! مسئله‏ى اصلى این است.