حجت الاسلام دكتر حسین سوزنچی عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سخنان مهمی در تشریح عوامل شكل‌گیری و گسترش فتنه و به اشتباه انداختن خواص بیان كرد.

 بخش‌هایی از این سخنرانی كه در دانشگاه زنجان با عنوان "فتنه‌ها در جامعه‌ی اسلامی" ایراد شده، در ادامه آمده است:

جامعه‌ی اسلامی یك جامعه ی بسیار پیچیده است، برخلاف جامعه‌ی كفر كه بسیار بسیط و ساده است. پیچیده بودن جامعه ی اسلامی در این است كه پیچیده در فتنه هاست. در قرآن آمده است «الفتنه اشد من القتل»؛ تا پیش از این انتخابات معنای این را نمی فهمیدم.

در حكمت 93 نهج البلاغه آمده است دعا نكنید كه «خدایا مرا به فتنه گرفتار نكن» چرا كه بی شك همه به فتنه گرفتار می شوند؛‌ بنابراین دعاكنید «خدایا مرا از گمراهی های فتنه نجات بده».

فتنه ها چگونه آغاز می شود؟ در خطبه 151 آمده فتنه در درجات پنهان آغاز می شود. آغازش مثل یك جوان خوش قامت است ولی وقتی مستقر شد مانند یك پیر صلب و ناخوشایند است. در خطبه 93 حضرت می فرماید وقتی فتنه می آید همه انكارش می كنند ولی وقتی رفت همه می فهمند كه چه بر سرشان آمده است.

فتنه در دو زمینه رشد می‌كند: (خطبه 50): 1.اهواء تتبع 2. احكام تبتدع؛ یا هوای نفس است یا تغییر در مفاهیم نظری و بدعت های دینی. (انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احكام تتبدع یخالف فیها كتاب الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله) این احكام یعنی احكام دین در مخالفت با دین! در این تعریف از فتنه دین در برابر دین قرار می‌گیرد.

اما چگونه فتنه گسترش پیدا می كند؟

مثال اول: چرا بنی اسرائیل تا این اندازه مورد توجه و تمثیل قرآن است. بنی اسرائیل بنا به فرمایش قرآن «فضلتكم علی العالمین» بر همه ی بشریت برتری داده شدند. اینها تنها امتی هستند در كل تاریخ كه با پیامبرشان بیعت كردند. امت های گذشته همیشه پیامبرشان را تكذیب كردند. برخی‌شان عذاب شدند و برخی بعد از دیدن نشانه های عذاب ایمان آوردند. ولی بنی اسرائیل از همان ابتدا موسی را تصدیق كردند و با او از مصر خارج شدند. بنابراین بنی اسرائیل در میان همه‌ی امم پیشین ممتاز می شود. چون جامعه‌ی دینی تشكیل دادند. وقتی جامعه دینی شد، پیچیده می شود و ابتلائات و فتنه ها آغاز می شود و دقیقاً اینجاست كه بنی اسرائیل از بهترین امت به بدترین امت بدل می شود و توسط پیامبران خودش مورد لعنت قرار می گیرد: «لعنوا علی لسان داوود» یعنی فقط پیامبر شریعت بعدی آنها را طرد و لعنت نكرد بلكه توسط پیامبران شریعت خودشان (مثل داوود) مورد لعن قرار گرفتند (لعن الذین كفروا من بنى اسرائیل على لسان داود و عیسى ابن مریم ذلك بما عصوا و كانوا یعتدون). عجیب است كه در روایات آمده است كه شما مسلمان ها هركاری را كه بنی اسرائیل كردند، انجام خواهید داد! این پیچیدگی را در ماجرای عاشورا و سربریدن امام حسین(ع) توسط كسانی كه خود از او دعوت كرده بودند، می بینید كه در درك و تحلیل آن درمی مانیم.

یكی از فتنه های بنی اسرائیل ماجرای گوساله ی سامری بود. چرا اینگونه می شود؟ اول اینكه سامری فردی عارف بود كه در توانایی های فوق العاده ای داشته و صاحب كرامت بوده است، او انسانی عادی نبوده است. توانسته ردپای جبرائیل را دریابد. دوم غیبت موسی از قوم خود است. موسی علیه‌السلام برای مدتی از میان قوم خود رفته بود و ظاهرا خلف وعده كرده است! زیرا قرار بوده سی روز برود و الان بیشتر شده. از طرفی شواهدی هست كه (اگر كسی اهل تحقیق عمیق نباشد) نشان می دهد ممكن است صدای خدای موسی -نعوذ بالله- داخل جسم برود!. مهمترین آن اینكه خدا برای اولین بار از میان درخت سخن گفت كه «انی أنا الله»(سوره طه)! پس زمینه ی پذیرش اینكه خدا صنمی قابل رؤیت باشد در بین قوم وجود دارد. صدا دادن گوساله فتنه تكان دهنده است برای قومی كه با هارون باقی مانده وپیامبرش رفته است. هارون كه معجزه ای ندارد ولی سامری گوساله ای زرین ساخته كه صدا می دهد. پس پذیرفتن آن چندان هم نامعقول(!) نیست. عجیب اینكه داستان هارون و موسی همان داستان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و علی علیه‌السلام است. قوم موسی نمی گفتند گوساله ی سامری خدای دیگری است. آنها می گفتند این همان خدای موسی است و اگر هارون می گوید نیست باید دلیل بیاورد. ما همین گوساله را می پرستیم تا موسی بیاید و تكلیف را تعیین كند. حالا بگویید چرا باید از هارون تبعیت كنیم؟

مثال دوم: جنگ جمل چگونه بود؟ خلیفه به‌ناحق(؟!) كشته شده است. انگشتان دست همسر عثمان بریده شده است و معاویه هم فیلم آنها را برای مردم پخش می‌كند: آن ها را از منبرش آویزان كرده است. قاتلان عثمان هم در لشكر علی علیه‌السلام‌اند. قاتلان همان اهالی مدینه اند. ولی دقیقاً معلوم نیست چه كسانی هستند ولی فضای روانی انگشت اتهامش به سمت یاران علی است. نهایتاً‌ اینكه همه از علی كه اكنون خلیفه است می پرسند چرا قاتلان را محاكمه نمی كنید. چه دلیلی وجود دارد كه حرف معاویه پذیرفته نشود؟

از طرفی ام المؤمنین می گوید علی ظالم است. زبیر سیف الاسلام و طلحه الخیر همه می گویند علی ظالم است. این همان فتنه است. شك در صلاحیت و معصومیت علی بر اساس شواهد و قرائن اولیه. دقیقاً این اتفاق افتاده است. برخی یاران حضرت رسول خطاب به علی علیه‌السلام می گفتند یا علی مگر ممكن است همسر و یاران صدیق رسول الله در برابر حق بایستند؟ چرا دست از جنگ با یاران پیامبر بر نمی دارید؟ آیا علی علیه‌السلام دادگاه قاتلان عثمان را برگزار می كرد -شفاف سازی می‌كرد- بهتر نبود؟! كدام قاتلان؟ منظور آنها كسی مثل مالك اشتر بود كه فضا به نحوی طراحی می‌شود كه گویا او در این ماجرا بی تقصیر نیست. معاویه نامه داد كه مالك را تسلیم كن ما خودمان محاكمه اش می كنیم!

جنگ برپا می شود. برپا كننده و مقصر هم علی علیه‌السلام است! چرا كه آنها مدعی اند خلیفه مظلوم كشته شده،‌ انگشتان همسرش هم بریده شده، علی هم كه قاتلان را تسلیم یا محاكمه نمی كند پس ما طرفدار مظلومیم! بعد از جنگ جمل گفتند كشته شدن مسلمان ها از هر دو طرف تقصیر علی است. چراكه اگر دادگاه را برگزار می كرد یا مالك را تحویل می داد یا لااقل بخشی از حاكمیت را به طلحه و زبیر می داد، دیگر خونریزی اتفاق نمی افتاد. بنابراین خون‌های هردو طرف گردن علی است! اكنون این آمار كشته شدگان ارائه شده هم شامل بسیجی ها هستند هم آن‌طرفی ها و خون همه گردن علی است.

در اینجاست كه آن صحابی دچار شك می‌شود و می‌گوید علی من چگونه بین تو و طلحه و زبیر و عایشه انتخاب كنم؟ علی علیه‌السلام چه پاسخی می دهد؟ علی می فرماید مشكل شما این است كه حق را با افراد می سنجید. اشخاص شما را به اشتباه انداخته اند. باید حق را بشناسید. حالا سوال من این است: آیا حقی كه باید بشناسید این است كه بدانیم قاتل چه كسی است و علی چه نسبتی با این قاتلان دارد؟ اگر این طور باشد كه حق با مخالفان علی است. خیر. منظور علی علیه‌السلام از اینكه می فرماید اعرف الحق منظورش این است كه جریان حق و جریان باطل را بشناس. ببین افراد در چه جریانی قرار گرفته اند. روی كشته شدن عثمان (خرده شواهد جنجالی) متمركز نشوید. ببینید این شعار چه پیامدی دارد. بسیاری در این فتنه می گفتند ما ولایت فقیه را قبول داریم اما این شخص را به عنوان ولی فقیه قبول نداریم. اگر واقعا چنین بگویند ما با آنها مشكلی نداریم منتهی آنها باید پیش از هرگونه اتخاذ موضعی، ولی فقیه خود را مشخص كنند و اینجاست كه درمی‌مانند.

در حكمت 147 نهج البلاغه حضرت مردم را دسته بندی می كند. عالم ربانی،‌ متعلم فی سبیل النجاه و بقیه، همج رعاع. چه كسی را علمای ربانی به عنوان ولی فقیه قبول دارند؟ قدم اول پیدا كردن ولی فقیه است. اگر امام حق پیدا شد، شما با اتباع خود متعلم فی سبیل النجاه می شوید. علمای قم روی چه شخصی اجماع دارند. افرادی كه امروز متوقع قبای ولایت فقیهی هستند را چه كسی قبول دارد. اساساً چه كسی اجتهاد آنها را تأیید می كند؟ اگر متمسك نباشیم به ولایت فقیه معین، مثل همج رعاع با هر بادی و هر جوسازی به سمتی خواهیم رفت. هركس ولایت فقیه را قبول دارد ولی مصداق آنرا قبول ندارد باید در نخستین مرحله برای خود یك ولی فقیه بیابد. یا علی علیه‌السلام یا معاویه. ببینید ولی فقیه انتخابی شما را چه كسی تأیید می كند. علما یا اینترنت؟ به قول امام(ره) ببینید امریكا از كدام رفتارتان تعریف و تمجید می كند. او دوست دارد ولی فقیه شما چه كسی باشد. اتباع شما به نفع كدام جبهه تمام می شود. قبول داشتن ولایت فقیه به معنای تبعیت كوركورانه نیست. بلكه كاملاً علی بصیره است. باید با بصیرت خط حق شناسایی شود. حضرت وقتی خوارج را از بین می برد، می فرماید من چشم فتنه را درآوردم. می فرماید خوارج تیرهای خوبی برای شیطان هستند. او برای خوارج از تعبیر چشم فتنه استفاده می كند ولی درباره ی معاویه می گوید او «فتنه‌ی كور كننده» است. خوارج خودشان خوب بودند ولی چشم فتنه قرار گرفتند. به خاطر مشاهده برخی وقایع كه از نظر آنها خطای حاكم بود، ضرورت حاكم و امام (ولایت فقیه) ‌در جامعه را انكار كردند (لا حكم الا لله) و خواستند خیلی خدامحور شوند! اما تیرهای شیطان شدند كه با آنها اولیائش را هلاك كند.

برای بیرون رفتن از فتنه 2 راه وجود دارد. در خطبه 183 حضرت یكی از ثمرات تقوای واقعی را خروج از فتنه معرفی می كند. كسی كه تقوای حقیقی داشته باشد در سیاست، فرهنگ، در تحلیل، در دفاع... در مواقع فتنه نجات داده می شود. اما در پنج خطبه از خطبه‌های نهج البلاغه (خطبه های 2 و 5 و 93 و 121 و 154 و 187) كه مشخصا به بحث راهكار خروج از فتنه پرداخته، تاكید می‌كند بر اینكه اولین كارتان باید یافتن امام حق (گاه تعبیر به اهل‌بیت(ع) می‌كند) باشد. این درست نقطه مقابل روش معاویه است. معاویه اصرار دارد كه مساله ظلم‌های واقع شده را به نحو جنجالی مطرح كند و اگر كسی سوال كند كه بالفرض علی ظالم است و باید كنار رود، چه كسی جانشین او می‌شود می‌گوید فعلا مساله اصلی این نیست، مساله اصلی این است كه چرا علی ظالم حكومت كند. اما علی(ع) می‌گوید اول ببین طرفدار چه كسی هستی و در مجموع تلاش تو به نفع جریان حق و امام حق تمام می شود یا نه. اول ولی فقیه و امامت را پیدا كن بعد به تبع او در این جریان اتخاذ موضع كن.

اما این فتنه ها در مجموع به نفع اسلام تمام خواهد شد چرا كه انسان‌هایی در همین فتنه ها توان تحلیل و رشد پیدا می‌كنند و كسانی كه در انتهای فتنه به سلامت می مانند، زمینه ساز ظهورند.

 

دانلود فایل صوتی سخنرانی

souzanchi.7z
4084K   Download