قرن بیست و یکم شاهد بروز تحولات جدیدی در عرصه سیاست است که عمدتاً در ره آورد فرآیند جهانی شدن در حوزه اطلاعات و مقدماتی همچون دموکراسی است. یکی از این تحولات بروز پدیده انقلاب های رنگی یا مخملی است که در دهه پایانی قرن بیستم و از کشورهای اروپای شرقی همچون چکسلواکی و رومانی آغاز و در دهه نخست قرن بیست و یکم، به جمهوری استقلال یافته شوروی سابق همچون گرجستان و قرقیزستان تسری یافته است. این تحول همچنان که از عنوان آن پیداست بر رویکردی نرم و شیوه ای آرام برای تغییر حکومت و حکمرانان تأکید دارد و از این رو، راهرو نوینی در عرصه تغییر رژیم ها به شمار می رود. موفقیت این شیوه در جوامع مذکور این گمانه در میان برخی استراتژیک های نومحافظ کار آمریکایی و بعضی گروه های مخالف جمهوری اسلامی را تقویت نموده است که بهترین شیوه تغییر جمهوری اسلامی درشرایط کنونی، بهره گیری از همین راهبرد، یعنی برپایی انقلاب رنگی است. برهمین اساس اپوزیسیون ج. ا. ا در داخل و خارج و نومحافظه کاران آمریکایی در تداوم این فرآیند، سودای تغییر جمهوری اسلامی را از طریق انقلاب رنگی، درسر می پرورانند. کتاب حاضر با اشاره به چیستی و چرایی انقلاب های رنگی به مطالعه و بررسی طرح انقلاب رنگی جمهوری اسلامی ایران می پردازد.

به هر روی تاکنون کتاب‌های زیادی در رابطه با انقلاب‌های رنگی تألیف شده است که هر کدام از جنبه‌ی آن را مورد بررسی قرار داده‌اند. کتاب انقلاب‌های رنگی و انقلاب اسلامی ایران تألیف شعیب بهمن جدیدترین اثر درباره‌ی انقلاب رنگی است که به پردازش و بررسی این موضوع مهم پرداخته است. این کتاب در پاییز 1388، شمارگان 3000 نسخه، در 452 صفحه تنظیم و روانه بازار کتاب گردید.
 
محتوای کتاب:

کتاب با یک مقدمه، پیشگفتار، چهار بخش آغاز و با نتیجه‌گیری خاتمه می‌یابد. از این رو در بخش نخست که با عنوان «انقلاب‌های رنگی» مشخص شده است مؤلف در سه فصل مجزا به بررسی ماهیت، عوامل وقوع و بازیگران حاضر در انقلاب‌های رنگی پرداخته است. در فصل نخست ضمن تشریح ماهیت، تفاوت‌ها و شباهت‌های انقلاب‌های رنگی با انقلاب‌های کلاسیک، جنبش‌های اجتماعی و شورش‌های اجتماعی، در نهایت با مشخص نمودن انقلاب‌های رنگی در سنخ براندازی‌های نرم، فصل نخست بخش اول را خاتمه می‌دهد. در فصل دوم به عوامل شکل‌گیری انقلاب‌های رنگی می‌پردازد و در این بین با اشاره به رژیم‌های دو رگه، بر عواملی نظیر تمرکز مطلق قدرت و عدم چرخش نخبگان، فساد سیاسی، اقتصادی و اداری، نارضایتی عمومی (فقر و نابرابری‌های اجتماعی)، خلأ هویت و فقدان مشروعیت نخبگان و رژیم‌های حاکم تأکید نموده است. در فصل سوم نیز به بازیگران عرصه‌ی انقلاب‌های رنگی یعنی نخبگان و مخالفان سیاسی، سازمان‌های غیر دولتی (NGOs)، احزاب سیاسی، جنبش‌های دانشجویی و فعالان جوان به همراه رسانه‌های همگانی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

در بخش دوم که با عنوان «سابقه‌ی وقوع انقلاب‌های رنگی» مشخص شده است، در سه فصل مجزا به سابقه‌ی وقوع انقلاب‌های رنگی می‌پردازد. در فصل نخست مؤلف پس از مرور انقلاب گل رز انگلستان، انقلاب نارنجی اوکراین و انقلاب لاله‌ای قرقیزستان، به بررسی پیامدهای انقلاب‌های رنگی در حوزه‌های پساکمونیستی می‌پردازد. در فصل دوم نویسنده نیز الگوی انقلاب کاخ لبنان و پیامدهای آن را که به شکست انقلاب رنگی منجر شد، مرور نموده و معتقد است این انقلاب که توسط عناصر غرب‌گرا سازماندهی شده بود، در نهایت با پیروزی حزب‌الله لبنان، شکست سنگینی به جبهه‌های طرفدار غرب وارد ساخت. در فصل سوم نیز با توجه به الگوی ارائه شده در بخش اول، به بررسی و تحلیل مصداقی بازیگران و عوامل مؤثر در انقلاب‌های رنگی می‌پردازد.

بخش سوم که تحت عنوان «ایران و انقلاب‌های رنگی» مشخص شده است، شامل دو فصل می‌شود. فصل نخست به تلاش‌های صورت‌گرفته جهت برپایی انقلاب رنگی در ایران اشاره می‌نماید. در این فصل مباحثی همچون شکست استفاده از قدرت سخت توسط بیگانگان و توسل دشمنان انقلاب اسلامی به شیوه‌های براندازی نرم مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در فصل دوم نیز با توجه به این نکته که انقلاب‌های رنگی در زمره‌ی تهدید‌های نرم محسوب می‌شوند، به بررسی تهدیدهای نرم انقلاب اسلامی اختصاص یافته است. این فصل شامل تهدیدهای فرهنگی- اجتماعی، تهدیدهای سیاسی و تهدیدهای اقتصادی می‌شود. در ذیل تهدیدهای فرهنگی- اجتماعی به مواردی نظیر تهاجم فرهنگی، خطر انزوای روحانیت و نیروهای انقلابی و تفرقه و جدایی میان حوزه و دانشگاه اشاره خواهد شد. در قسمت تهدیدهای سیاسی نیز مواردی همچون تضعیف رهبری انقلاب اسلامی، نفوذ فرصت‌طلبان در بدنه‌ی انقلاب اسلامی، تشدید اختلاف‌ها میان جریان‌های سیاسی و تشتت و تفرقه میان اقوام، ادیان و مذاهب گوناگون را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. همچنین مخاطراتی نظیر افزایش فاصله‌ی طبقاتی و بی‌توجهی به مستضعفان، تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی و گسترش فساد را به عنوان مهم‌ترین تهدیدهای اقتصادی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهد.

در بخش چهارم که با عنوان «بررسی تطبیقی انقلاب‌های رنگی با انقلاب اسلامی» مشخص شده، مؤلف به تحلیل آن پرداخته است. در فصل نخست این بخش با توجه به این نکته که آرمان‌های انقلاب اسلامی و تحقق آنها بیانگر افزایش قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی ایران است و به همین نسبت، عدم تحقق آنها نیز می‌تواند تهدیدهای مختلفی را در پی داشته باشد، لذا به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی به مثابه قدرت نرم ایران پرداخته شده است و مباحثی نظیر ایجاد و استقرار حکومت اسلامی، استقلال، نفی وابستگی و سلطه و برقراری عدالت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم نیز بررسی و تحلیل امکان وقوع انقلاب رنگی در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در این فصل، ابتدا عوامل و بازیگران حاضر در ایران با موارد مشابه انقلاب‌های رنگی مورد مقایسه قرار گرفته است. در این قسمت محقق محترم از یک سو تفاوت‌های موجود در فضای سیاسی انقلاب‌های رنگی با انقلاب اسلامی و از سوی دیگر تمایز بازیگران عرصه‌ی انقلاب اسلامی با انقلاب‌های رنگی را مورد بررسی قرار داده است. همچنین در این فصل به عدم کارآیی نیروهای خارجی جهت نفوذ در ایران نیز پرداخته و چگونگی حضور سازمان‌های بین‌المللی غیر دولتی (NGOs) و نحوه‌ی تأثیرگذاری تبلیغات رسانه‌های جهانی را به چالش می‌کشاند. در نهایت نیز به محدودیت‌ها و موانع برپایی انقلاب رنگی در ایران اشاره نموده است. نوشتار حاضر با نتیجه‌گیری پایان می‌یابد