دانشگاه آزاد دیری است که به مسئله‌ای عمومی تبدیل شده، مسئله‌ای که بسیاری از مردم به طور مستقیم یا غیرمستقیم با آن دست‌به‌گریبان هستند. یکی خودش دانشجوی دانشگاه آزاد است، یکی کارمند آن است، یکی فرزندش یا خواهر و برادرش دانشجوی این سازمان تجاری است و دیگری منتقد به آن است و متّهم در دادگاهی که دانشگاه آزاد، شاکیِ آن است. اما با وجود دربرگیریِ عظیمِ این مسئله، برخورد ضعیفِ رسانه‌ها در مورد این موضوع عجیب به نظر می‌رسد. گفت‌وگوی زیر با "وحید جلیلی" (سردبیر ماهنامه فرهنگی‌تحلیلی "راه") است. از سوابق او می‌توان به سردبیری ماهنامه فرهنگی‌هنری "سوره" و همچنین سردبیری روزنامه "ابرار" اشاره کرد که به خاطر روحیه عدالت‌خواهانه‌اش از هر دوی آن‌ها اخراج شد. جانشینیِ سردبیر ماهنامه "نیستان" نیز از دیگر سوابق اوست.

شبکه ایران: جریان دانشگاه آزاد، طیّ چندساله اخیر به شدت در اذهان عمومی برجسته شده و حتی مسئولان بسیاری از جمله ریاست‌جمهوری نیز از تخلفات آن آگاهی داشته و به آن معترف هستند. با این حال چرا رسیدگی به این پرونده با این همه مشکل مواجه بوده است؟
 
وحید جلیلی: نظام جمهوری اسلامی 30 سال پس از تأسیس هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. یعنی نه تنها کاملاً به اهدافش دست پیدا نکرده -‌که البته این طبیعی است و قاعدتاً به هر هدفی که برسیم، یک مرحله بالاتر از آن هم وجود دارد-، بلکه بعضی از اجزایش که طبق تعریف باید شکل می‌گرفته، هنوز شکل نگرفته است. نظام ما هنوز یک نظامی است که بعضی از اجزایش ناقص است. یکی از مهم‌ترین نواقص نظام که باعث ایجاد بسیاری از ناکارآمدی‌ها و معایب در امور می‌شود، نقص نظام نظارتی در جمهوری اسلامی است. اگرچه در قانون اساسی این نظام کاملاً مشخص شده و نسبت آن با بقیه اجزای حکومت معلوم است، ولی 30 سال بعد از تأسیس جمهوری اسلامی هنوز ساز و کارهای خودش را پیدا نکرده است.

در اینجا مشخصاً می‌شود به اصل هشتم قانون اساسی اشاره کرد که مبنای جمهوریت نظام را تبیین می‌کند و طبق این اصل که جزء اصول عمومی و جزء مبانی قانون اساسی و جمهوری اسلامی است، نظام نظارت عمومی سه شاخه اساسی دارد؛ یکی نظارت مردم بر مردم، یکی نظارت حکومت بر مردم و دیگری نظارت مردم بر دولت. واقعاً جای شگفتی است که با گذشت 9 دولت و هشت مجلس هنوز هیچ کس به فکر این نیفتاده که این خلأ بسیار اساسی و آسیب‌زا و تهدیدکننده نظام را برطرف کند. چون طبق اصل هشتم باید ساز و کارهای این رکن مهم جمهوری اسلامی توسط مجلس شورای اسلامی مشخص و تصویب شود. بنابراین متأسفانه از لحاظ قانونی و اجرایی، نظام جمهوری اسلامی به فکر برطرف‌کردن این خلأ بزرگِ تهدیدزا نیفتاده است.

شاید بپرسید پس چطور است که نظام هنوز سرپا است و توانسته با این نقص بزرگ به حیات خودش ادامه بدهد؟ دلیلش این است که کسانی در طیّ این 30 سال خودشان خطرات و هزینه‌های ورود به این میدان را به‌عهده گرفتند و تلاش کردند یک نظارت عمومی جدّی در فضای جامعه به‌وجود بیاورند. اما امروز از سویی با توجه به توسعه بسیار زیاد اجزای دولت و از سوی دیگر با توجه به شبکه‌شدن و پیچیده‌شدن عمل‌کرد افراد و باندهای مفسده‌جو در بدنه دولت و جامعه، ما به یک نطقه بحرانی در این زمینه رسیده‌ایم. یعنی دیگر نمی‌توان امیدوار بود که به‌صرف تحمّل هزینه از سوی بعضی افراد یا برخی حرکت‌های فردی، این نقص مهم نظام جمهوری اسلامی پوشیده بماند و عوارض آن کم بشود.

به طور مشخص تحلیل‌تان در مورد اتفاقات روز در حوزه عدالت‌خواهی چیست و چه باید کرد؟

2موردِ خیلی مشخص که در همین چند ماه اخیر با آن‌ها مواجه بودیم دادگاه آقای سلیمی‌نمین و همچنین محکومیت آقای جهانشاهی(طلبه سیرجانی) است. امروز به‌وضوح می‌بینید که به خاطر فقدان ساز و کارهای قانونی برای مبارزه با ناکارآمدی‌ها و تبعیض‌ها و مفسده‌ها، آمرین‌به‌معروف و ناهیان‌ازمنکر در بسیاری از موارد بی‌پناه باقی می‌مانند. چون جریانِ «قانون‌دانهای قانون‌شکن» که به تصریح بیانات مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی هم به وجود آنها و حضور آنها در نظام اذعان شده، در فقدان حمایت قانونی از ناهیان‌ِمنکر، قدرت گرفتند و می‌توانند به راحتی جریان عدالت‌خواه را متّهم کنند.

با وجود شرایط حاضر، چه باید کرد؟

من به نظرم می‌رسد که ما در ماجرای آقای سلیمی‌نمین و در ماجرای مشابهی مثل زمین‌خواری سیرجان، باید آسیب‌شناسی خودمان را دقیق‌تر کنیم و پیش از همه و بیش از همه، از دستگاه مقنّنه مطالبه کنیم که در دوره اخیر اصطلاح اصول‌گرایی را هم با خودش یدک می‌کشد. باید این زنگ امتحان را برای مجلس به صدا در بیاوریم که حالا که بیش از پنج سال است گروه‌های موسوم به اصول‌گرا مجلس را در قبضه خودشان دارند، چرا نسبت به یکی از مهم‌ترین اصول اعتقادی و مبنایی قانون اساسی بی‌اعتنا هستند.

اساساً چه دلیلی دارد که حتی برخی از نیروهای مؤمن و انقلابی دهه 50 و 60، الان محافظه‌کار شده‌اند و در مقابل بسیاری از مظالم و تخلّفات سکوت می‌کنند؟ آیا همیشه بعد از گذشت مدتی از یک انقلاب این‌گونه می‌شود؟

این ربطی به انقلاب و غیرانقلاب ندارد. اصلاً ذات جوامع اسلامی مانند ذات انسانی به گونه‌ای است که امکان رخنه فساد در آن‌ها وجود دارد و به همین دلیل است که انسان، "مسئول" واقع شده است. یعنی هم فُجورش و هم تقوایش به او الهام شده است. افراد و جوامعی که می‌خواهند رشد کنند و به کمال نزدیک شوند، نباید فُجور و فساد را انکار کنند، بلکه باید فساد را بشناسند و بدانند تا موقعی که زندگی روی زمین وجود دارد، در معرض فساد هستند. باید مراقبه وجود داشته باشد که در مورد فرد، مراقبه فردی است و در مورد جامعه هم نظارت اجتماعی. باید یک نظارت اجتماعی جدّی وجود داشته باشد. حتی مُنزّه‌ترین جوامع همچون جوامعی که پیامبران در رأس آنها بودند نیز در معرض فساد بودند. مگر جامعه رسول‌الله با قرار گرفتن حضرت رسول در حاکمیت، کلِّ مفاسدش از بین می‌رفت؟ نه. این خطر هست. فساد یک خطر دائمی است که هیچ وقت هم تمام نخواهد شد. به همین دلیل هم همیشه باید نظارت عمومی وجود داشته باشد.

یک نکته کلیدی که رهبر معظم انقلاب در مورد یکی از این پرونده‌های مفاسد اقتصادی که خیلی مشهور شده بود مطرح کردند در ماجرای مرتضی رفیق‌دوست بود. چیزی که ایشان گفتند این بود: «آن چیزی که تعجب‌آور است وجود فساد نیست، بلکه عدم برخورد با فساد است». شما در حکومت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) هم می‌بینید که در یک مراتبی فساد وجود دارد، ناکارآمدی و ترک اولی وجود دارد. ملت از وجود فساد و با دیدن فساد در بعضی از لایه‌های جمهوری اسلامی ناامید نمی‌شوند، بلکه با عدم برخورد با فساد است که ناامید می‌شوند. وگرنه این تهدید حتی می‌تواند به یک فرصت برای جمهوری اسلامی تبدیل شود. یعنی اگر خودِ نظام بیاید با بعضی اجزا و افرادی که در بدنه حکومتی و دولتی فساد کرده‌اند برخورد کند، این‌ها تبدیل می‌شود به یک فرصتی برای نظام. یعنی نه تنها ملت ناامید نمی‌شوند، بلکه امیدواری‌شان به مبانی و غایات نظام مضاعف می‌شود. اگر درست با آن برخورد بشود، بستری می‌شود برای ظهور سلامت و اصل نظام و مشخص‌شدن برخی ارزش‌های دینی و قرآنی و اهل‌بیتی که جز با شکل‌گیری حکومت، امکان ظهور آنها پدید نمی‌آید.

ببینید امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) تا در مسند حکومت قرار نگیرد، فضایلش ظهور نمی‌کند و تا در چالش با مفاسد حکومت خودش قرار نگیرد، "علی"بودنش و مرتبه عالی‌اش ظاهر نمی‌شود. تا عثمان‌بن‌حُنیف به مهمانی سرمایه‌دارها نرود، این امکان فراهم نمی‌شود که ذات نظام دینی و اسلامی ظهور کرده و جلوه‌گری کند و زیبایی‌های خودش را نشان بدهد. فساد هم به این معنا در جمهوری اسلامی می‌تواند تبدیل به نعمت شود.

این حدیث هم از امام حسن عسکری(علیه‌السلام) است که می‌گوید «ما مِن بَلیَّةٍ إلّا فیها نِعمَةٌ تُحیطُ بِها». یعنی هیچ بلیّه‌ای نیست مگر اینکه در آن نعمتی وجود دارد که آن نعمت از خودِ آن بلا بزرگ‌تر است. یک نعمت الهی و محبت الهی در آن نهفته شده که از خود آن بلا خیلی بزرگ‌تر است و بر آن احاطه دارد.  بنابراین نگاه اصلاح‌گران و عدالت‌خواهان به مفاسد جامعه باید این‌گونه باشد که فرصتی فراهم شده برای این‌که ما نشان بدهیم فرق نظام دینی و آرمانی اسلامی با نظام‌های مادی در چیست. فرق اینها در این است که نظام اسلامی با کسی رودربایستی ندارد و در این است که صریح برخورد می کند و از حق‌الناس نمی‌گذرد و از این قبیل مسائل.

به نظر می‌رسید بازتاب رسانه‌های خبری مختلف درباره مسئله دانشگاه آزاد و محکومیت عباس سلیمی‌نمین بیش از این باشد. چرا که از طرفی بحث از تخلفات بسیار مهمی است که با زندگی بسیاری از مردم نیز در ارتباط است و از طرف دیگر عباس سلیمی‌نمین خود روزنامه‌نگاری انقلابی بوده و از این لحاظ قرابت خاصّی با خبرنگاران و رسانه‌های مدّعیِ انقلاب محسوب می‌شود. این در حالی است که این مسأله در بسیاری از رسانه‌ها بایکوت شد. نظر شما در این مورد چیست؟

ببینید وقتی از لحاظ تئوریک و با مبانی قرآنی به فساد نگاه می‌کنیم، اوّلاً هر فسادی متأثر است از برخی مفاسد قبل از خودش و ثانیاً مؤثر است بر برخی مفاسد بعد از خودش. یعنی فساد یک ماهیت زنجیره‌ای دارد که اگر ما بخواهیم آن را علاج کنیم باید یک نگاه وسیعی به آن داشته باشیم. ما برای داشتن انگیزه‌های قوی و برنامه‌های درست برای مبارزه با فساد، باید به قبل و بعد از هرکدام از حلقه‌های فساد نگاه کنیم. اگر به آینده نگاه کنیم و ببینیم وقتی با یک فسادی برخورد نمی‌شود چه مفاسدی به تبع آن به وجود خواهد آمد و به دنبال آن چه فسادهای دیگری شکل می‌گیرد، آن موقع انگیزه‌مان برای برخورد با آن فساد بالاتر می‌رود. ولی لازمه‌اش این است که ببینیم چطور خودِ این فساد شکل گرفته و به حلقه‌های قبلی آن نگاه کنیم و آن‌ها را علاج کنیم تا این حلقه از فساد هم از بین برود.

یکی از مهم‌ترین بسترها و زمینه‌های فساد در بینشی که قرآن به ما می‌دهد، قطع اتصالاتی است که خداوند اراده کرده در جامعه وجود داشته باشد. شما مادّه "فساد" را در قرآن نگاه کنید. چندین‌بار با این پیش‌زمینه می‌آید که «و یَقطَعون ما اَمَر الله أن یوصَلَ و یَسعون فی الارض فساداً». یعنی اول برخی اتصالات و ارتباطاتی که باید در جامعه اسلامی وجود داشته باشد، از بین می‌رود و از هم منقطع می‌شوند، و به دنبال آن فساد ظاهر می‌شود یا زمینه برای شکل‌گیری‌اش مساعد می‌شود. رسانه‌ها، عهده‌دار ایجاد این اتصالات هستند. کار رسانه چیست؟ کارش این است که ارتباط و اتّصال ایجاد کند و از انقطاعِ برخی اتصالات ضروری در جامعه اسلامی جلوگیری کند. از مهمترینِ این اتصالات، ارتباط جامعه ایمانی در خدمت خوبی‌ها و تقوا است. «تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقوی» که به ما گفته‌اند و مفاهیم اخلاقی و دینیِ این‌چنینی چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی جز با شکل‌گیری این اتصالات، امکان تحقق پیدا نمی‌کند.

اگر رسانه‌ها درست عمل نکنند، مؤمنین را به‌هم متصل نکنند، حوزه‌های مختلف اجتماعی را باهم مرتبط نکنند ‌-که لازمه ارتباط هم اطلاع است‌-، اگر اطلاع‌رسانی درست نکنند، اگر عوام و خواص را  درست به‌هم نرسانند، اگر آن‌هایی را که توانایی دارند و امکان دارند، به آن‌هایی که ناتوان و محروم هستند نرسانند، یک انقطاع معناداری بین نیازهای واقعی جامعه و آن مراکزی که باید این نیازها را برطرف کنند به وجود می‌آید و به دنبال آن زمینه برای فساد فراهم می‌شود. امروز متأسفانه فضای رسانه‌ای ما خودش دچار فساد شده است. خودش در جای‌گاه درستی قرار نگرفته تا بعد از آن بتواند جایگاه درست بقیه امور و جای‌گاه‌ها را تشخیص بدهد و آن‌ها را مطالبه کند. به همین دلیل است که شما می‌بینید هندسه فضای افکار عمومی ما، هندسه درستی نیست و ضرایب به درستی تقسیم نمی‌شود. بعضی مسائل بسیار بی‌اهمیت، ضریب خیلی بالا می گیرد و بعضی مسائل بسیار مهم، یا سانسور می‌شود یا با بی‌اعتنایی و کم‌اهمیتی طرح می‌شود. بخش مهمی از این به‌خاطر این است که رسانه‌ها درست به وظیفه خودشان عمل نمی‌کنند و وقتی این اتفاق افتاد، فساد رسانه‌ای بسیاری از حوزه‌های دیگر را هم به فساد می‌کشد یا امکان استمرار یا تعمیق فساد را در حوزه‌های دیگر بالا می‌برد.

نظرتان به طور خاص در مورد مسائل اخیر چیست؟ 

به نظرم دادگاه اخیر آقای سلیمی‌نمین، نمونه خیلی آشکاری از فساد رسانه‌ای به‌خصوص در بین رسانه‌های موسوم به اصول‌گراست. به‌طور مشخص شما روزنامه "جام‌جم" را می‌بینید که به‌عنوان یک روزنامه دولتی حتی حاضر نیست یک‌سطر خبر راجع‌به دادگاهی با این اهمیت درج کند. قضیه آنجا جالب‌تر می‌شود که ببینید مدیرمسئول این روزنامه، "سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان" است. یک‌چنین سانسوری اگر نشانه فساد رسانه‌ای نیست، پس نشانه چیست؟ چون ما حتی اگر مسلمان هم نبودیم و در این زمینه رسالت دینی برای خودمان قائل نبودیم، شرافت حرفه‌ای و اخلاق روزنامه‌نگاری و اصلاً اصول اساسی ژورنالیسم ایجاب می‌کرد که لااقل به شکل بی‌طرفانه، خبر دادگاه را انعکاس بدهیم. همچنین هیچ کدام از روزنامه‌های اصول‌گرا حاضر نمی‌شوند حتی یک کلمه از این دادگاه را که به‌نظر بنده به عنوان یک روزنامه نگار، ارزش‌های خبری بالا و مهمی داشت، در صفحه اول خودشان انعکاس بدهند.