ظاهرا بازی خوردگی محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جناب حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی پایانی نخواهد داشت. البته خلایق بر امور خویش مسلطند! ولی آن چه نامه سرگشاده دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام را از اهمیت ویژه جز تکرار بازیگری دست دومی برای ریاست مجمع تشخیص بالاتر برده است، مخاطب نامه و رهنمودهای سرباز به فرمانده است.


میرحسین موسوی پس از هفت ماه فتنه گری و دمیدن در شیپور تقلب و نواختن بر طبل توخالی مهندسی آراء و شعبده بازی، چنان به لرزه افتاده که عنان از کف داده و به فکر راه های خروج از بن بست افتاده است. بن بست خودخوانده ای که خود اولین مسبب و آتش گیراننده مستقیم آن است. البته ناگفته پیداست که میرحسین موسوی از ابتدای شرکت در انتخابات جز یک مهره سیاسی بدلی برای رقابت با کاندیدای اصولگرا بیشتر نبود. اما به تدریج طمع نیروهای مختلف در ظرفیت های بالقوه ناشناخته ساختار شکنانه این عصبانی غیرمتعظ، تا به چالش کشیدن ولایت فقیه و کل نظام اسلامی پیش رفت. عده ای در طمع ردای رهبری و عده ای در خیال ولایت مقیده فقیه و عده ای نیز با پوستین موسوی به امید فروپاشی درون نظام افتادند.


در این میان مردم صبورانه و هوشیارانه منتظر درایت و صداقت و جدیت مسئولین در برخورد قانونی با فتنه گران و پشت پرده های سیاسی و خانوادگی روزها را سپری می کردند و دندان صبر بر هم فشردند و خون جگر و آب دیده را در تحمل اهانت به آرمانهای انقلابی اسلامی خود نوش کردند. بی مبالاتی مسئولین در درک ماهیت فتنه و بی حالی آنها در برخورد قانونی و انقلابی چنان جسارتی به هتاکان و ساختارشکنان داد که در ظهر عاشورای حسینی، عزاداران سید و سالار شهیدان را پس از سی سال حکومت اسلامی در مرکز کشور آماج سنگ و چوب خویش قرار دهند.


این داغ و درد دیگر فوق طاقت و نجابت مردم را از همان لحظه راهی خیابانها کرد و هنوز این زخم تشفی نیافته است و تجمعات پی در پی مردمی در سراسر کشور از تکاپو نمی افتد.

 


میرحسین موسوی بعد از شنیدن رسای مرگ خویش در همان خیابانی که شش ماه پیش صدای زنده باد در آن پیچیده بود، برخود لرزید. البته میرحسین موسوی مدتها است در رودربایستی اینکه چگونه از این کوچه بن بست برگردد به دنبال راه گریز محترمانه ای شب به صبح رسانده است. اما این جمعیت میلیونی فقط به سراغ میرحسین نیامده اند بلکه تمامی شاخه های فتنه از شیخ ساده لوح ثانی و سید تمدن ساز و شیخ مصلحت را نیز به تیغ کلام و بیان خویش نواخته اند.


خطر این بار بیش از پیش شده است، حتی ریاست مجلس شورای اسلامی که روزگاری از قرائت شکایت نامه نمایندگان در مجلس بر علیه موسوی جلوگیری می کرد، به صرافت افاده موضع های انقلابی و توضیح خواستن از قوه عدلیه اخویه به دلیل تاخیر در مجازات مجرمین افتاده است. پشتیبانهای سبزپوش فتنه گران روزبه روز تقلیل یافت تا به گروهی شورشی و جسور محدود شدند. خطر این بار جدی است. هر چند رهبر معظم انقلاب در آخرین دیدارشان با قشری از اقشار مردم اشاره مستقیمی به وقایع عاشورا نکرد اما گلایه خود را از انحراف دسته ای و سست عنصری دسته ای دیگر در کاستن از سرعت پیشرفت و حرکت انقلاب تصریح کرد.


محسن رضایی که ظاهرا برای اولین بار در تظاهرات های مردمی حاضر شده است، دست بر قلم برده و یاد نامه هاشمی رفسنجانی، چهارشنبه قبل از انتخابات را زنده کرد. نامه ای که در عامداً و عالماً توصیه های موکد و صریح وشفاف رهبری در حل مسائل سیاسی کشور انکار شده است و خواستار رهنمودی جدیدی از ایشان شده اند. محسن رضایی به نمایندگی از هاشمی رفسنجانی ،رهبری را دعوت به دیدن عقب نشینی موسوی می کند و از ایشان می خواهد که راه برادری و وحدت را در کشور هموار کنند و در کنفرانس خبری اش وحدت را مقدم بر عدالت می شمارد. هر کس نداند خیال کند که موسوی از اشتباهات و جنایاتش پشیمان شده و راه صوابی در پیش گرفته است.

بیانیه میرحسین موسوی که به جرأت آن نیز از همین کانون سرچشمه می گیرد برای اولین بار به آمریکایی نبودن و انگلیسی نبودن خود اشاره می کند، به اهمیت وضعیت ناامنی اقتصادی و فضای جنگ روانی علیه ایران می پردازد و خواستار آزادی تمامی زندانیان ماجراهای اخیر می شود. پیشنهادات غیرمشفقانه نمازجمعه هاشمی رفسنجانی در بیانی دیگر تکرار می شوند. ساعاتی نمی گذرد که دکترای اقتصاد ما وارد معرکه می شود و به خیال خود با انداختن توپ در زمین رهبری، اعلام می کند که برای اولین بار ملت یکپارچه جمع شده اند، چون نمازجمعه ای که هاشمی رفسنجانی در آن از نمازجمعه های نخستین انقلاب یاد کرد. او از رهبری ناگفته می خواهد که گفته های سابق خود را کنار بگذارد و از این فرصتی که میرحسین برای نظام ایجاد کرده است استفاده کند. محسن رضایی خواسته یا ناخواسته رهبری حکیم نظام را در موضع بدهکاری به سران فتنه قرار می دهد که این بار نوبت شماست تا قدم مثبتی بردارید: مردم آمدند، میرحسین کوتاه آمد حالا شما یک کاری بکنید!


چنین جسارت و خیانتی عالمانه و یا جاهلانه جای هیچگونه عذر و پوزشی را جز با توبه و انابه به درگاه خداوند باقی نمی گذارد. نامه ای که در آن تلاش می شود راه تنفسی برای تداوم حیات فتنه و فتنه گران داخلی ایجاد کند، خوشحالی مضاعفی را بعد از کمای رسانه ای از شوک حماسه نهم دی ماه در اردوگاه رسانه ای داخلی و خارجی فتنه بوجود آورد.


این نامه اگر با پاسخ مطلوب همراه باشد، اگر با پاسخ همراه نباشد در هر دو حال صحنه بازی را عوض کرده است. نباید فراموش کرد اگر چرخ محاکمه و مواخذه سران فتنه انتخاباتی، به راه افتد به تدریج راه برای برخورد جدی با ریشه مفاسد اقتصادی سیاسی خانوادگی نیز بازخواهد شد.
این ترسی است که «سرباز ملت و جنابعالی» آن را فهم نمی کند و ناخواسته و کودکانه خود را در چاه آن افکنده است.