سخن از شهید بزرگواری است كه در یكی از سخت ترین شرایط تاریخ كشور ما ظهور نموده و روحیه حماسه و مقاومت و فداكاری را در جان ملت ایران كه به خاطر شكست در نهضت مشروطه و اشغال كشور افسرده شده بود دمید . او و یارانش با فداكاری كم نظیر خود نقشی بی بدیل در پیروزی نهضت ملی شدن نفت بازی نمودند و علیرغم برخوردهای ناشایستی كه با او پس از پیروزی این نهضت انجام گرفت در شرایط سخت تری كه پس از كودتا بوجود آمده بود در برابر انعقاد پیمان شوم نظامی سنتو توسط بازیگران بی اراده داخلی و سلطه گران بین المللی كه چون قدرتی فعال مایشاء برسرنوشت كشور پس از كودتای 28 مرداد مسلط شده بودند قیام نمود و جان خود را در این راه فدا نمود.


درباره شخصیت و فعالیت های سیاسی و نظامی آن شهید و سازمانی كه رهبری آنرا ایشان بعهده داشت نظرات گوناگونی ارائه شده است و همین موضوع موجب لزوم بررسی دقیق شرایطی كه موجب حضور آن شهید گرانقدر در فعالیت های سیاسی و نظامی و فرهنگی و حضور در نهضت ملی شدن نهضت نفت كه نهایتاً نیر با یك كودتا ی آمریكایی _ انگلیسی شكست خورد می شود .

 

بررسی شرایط تاریخی
در دوران اخیر ایران كه با دو ابر قدرت انگلیس و روس همسایه بود دخالت این دو همسایه كه برای منافع خود در امور ایران به طرق مختلف دخالت می نمودند سرنوشت كشور ، را با توجه به شرایط داخلی كشور رقم زد .


1 ـ امپراطور انگلیس :
انگلیس جزیره ای است در دورترین نقطه غربی جهان قدیم با مساحتی معادل 241 هزار كیلومتر و با جمعیتی اندك . قدرت كشتیرانی دریایی و شروع انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم در این سرزمین و تجارت دریایی از غرب اروپا به آفریقا و جنوب آسیا ساكنان این سرزمین را بر سایر قدرت های نوظهور غرب اروپا برتری بخشید . انقلاب صنعتی و اختراع و بكارگیری ماشین در تولید و نیاز به مواد اولیه و نیاز به بازار به مرور زمان این كشور را به سلطه بر سایر كشورها و نابودی بنیان تولید آنها و تبدیل آنان به تولید كنندگان مواد اولیه تشویق نمود . یكی از مهمترین كشورهائی كه در ین رابطه به زیر سلطه انگلیس كشانده شد كشور هندوستان بود . استعمار این سرزمین ها با سرعت زمینه قدرت و ثروت انگلیسی را فراهم آورد و سلطه بر هر سرزمین ، با سرعت زمینه گسترش استعماری را برای انگلیس فراهم نمود. سیاست استعمار گران انگلیسی در رابطه با مردم سرزمین ها و حكومتهای سنتی آنها (با توجه به جمعیت بسیار اندك انگلیس و  عدم در اختیار داشتن نیروی لازم برای اداره این سرزمین های در اختیار گرفته شده ) بر اساس انهدام درونی و سستی و فشل نمودن این حكومت ها با گسترش فساد و خریدن انسان ها با رشوه و وعده های دروغین و در اختیار گرفتن اراده آنها و ایجاد اختلاف های دینی و مذهبی و نژادی و گسترش مبانی تمدن مادی غرب و جایگزین آن با افكار و اعتقادات مردم این سرزمین ها بوده است .


در ابتدای قرن بیستم انگلستان بر سرزمین های بسیاری در جهان تسلط یافته بود . یكی از سرزمین‌‌‌ها‌یی كه به مستعمره انگلیس تبدیل شده بود هندوستان بود كه قلمرو آن 15 برابر انگلستان بود . برخورد ساده لوحانه حكومت قاجاریه در دوران فتحعلیشاه با این قدرت در حال ظهور ، زمینه انهدام كشور ایران را فراهم آورد .


2 ـ امپراطوری روس:
   این امپراطوری كه در شمال سرزمین ایران گسترده شده بود علیرغم جمعیت نسبتاً زیاد و گستردگی عظیم سرزمینی (در حدود 32000000 كیلومتر مربع كه معادل 95 برابر انگلیس و یك چهارم كل اروپا بود ) و با وجود در اختیار گرفتن ماشین برای تولید و توسعه صنعتی ، هیچگاه نتوانست به عنوان یك قدرت بزرگ جهانی ظهور پیدا كند . علت این موضوع نیز این بود كه دسترسی این كشور به سرزمین های دوردست و ثروتمند بدلیل عدم دسترسی به آبهای گرم تقریباً امكان ناپذیر بود و لذا به همین دلیل دست اندازی به سرزمین همسایگان از جنوب (ایران ) و غرب (دریای آریاتیك) و شرق (جزایر كریل و اقیانوس آرام ) كه مانع رسیدن این امپراطوری به آبهای گرم بودند جزء سیاست های دراز مدت و راهبردی آن بود . بدون تجاوزگری و بدون سلطه بر سرزمین های همسایه به خوبی روشن بود كه امپراطوری روس علیرغم امكانات گسترده هیچگاه در برابر سایر رقیبان اروپایی خود امكان پیروزی نخواهد داشت و آنان بخصوص انگلیس با سلطه بر جهان به ثروت و قدرت دست خواهند یافت و از او پیشی خواهند گرفت .


بدلائل فوق و با استفاده از ضعف درونی حكومت قاجار و مشكلات متعدد موجود در كشور ایران ، از اوایل قرن نوزدهم روسیه شروع به دست اندازی به سرزمین های شمالی ایران نمود . در این میان كشور ایران در میان همسایه متجاوز شمالی و همسایه استعمارگر جنوب شرقی (كه از دهها هزار كیلومتر دورتر آمده و بر سرزمین مسلط شده بود ) تحت شدیدترین تهاجمات قرار گرفت و قربانی مطامع آنان گردید:


1 ـ روسیه شروع به دست اندازی به سرزمین های ایرانی اطراف دریای خزر نمود و با استفاده از ضعف حكومت قاجار در جنگ اول با تحمیل قرارداد گلستان ، تعدادی از شهرهای شمالی را از قلمرو كشور ایران جدا ساخت . هدف در دراز مدت دسترسی به آبهای آزاد و این گام نخستین این جریان بود . قیام مردم به رهبری روحانیت برای بازگرداندن این سرزمینها و آغاز جنگ دوم ایران  و روس موجب عقب رانده شدن روسیه و رهایی این سرزمین ها در ابتدا شد . خیانت درباریان و كارشكنی انگلیسیان كه ظاهراً در كنار ارتش و ملت ایران قرار داشتند موجب شكست و حتی از دست دادن سرزمین های جدیدی از ایران شد و مرز ایران طی قرارداد تركمنچای به رودخانه ارس محدود شد و غرامت های سنگینی بر ملت ایران تحمیل گردید. این شكست جدید كه مردم به فتوای علما در آن شركت داشتند تأثیر شگفت انگیز سوئی در روحیه مردم ایران بخصوص مردمی كه در استانهای شمالی بخصوص آذربایجان می زیستند و بار سنگین این جنگ دو ساله را بر دوش داشتند گذاشت . گروهی كه نمی توانستند به خوبی دلائل این شكست را دریابند به یأس و ناامیدی دچار شدند و در برابر دشمن و قدرت او و مبانی فكری او احساس كوچكی و حقارت نمودند .


حتی گروهی از این افراد ، بزرگان روحانی كه فتوای جهاد  داده و خود سلاح بدست گرفته و در كنار مردم جنگیده بودند (چون میرزا مسیح مجتهد ) را به طعن آزردند و بر او خرده گرفتند . جریان جدیدی در كشور به راه افتاد . جریانی كه بر همه چیز خودی از جمله فرهنگ و اعتقادات و رسوم و آداب و لباس و خط خودی اشكال می گرفت و فرهنگ و تمدن و ثروت و قدرت دیگران را می ستود . متأسفانه این جریان فكری بیشتر در مناطقی ظهور نمود كه بار جنگ را بر دوش داشتند . آخوندزاده، طالبوف و در سال های بعد حتی تا عصر ما اكثر روشنفكران خودباخته ایرانی و رهبران گروه هایی كه تحت تأثیر تمدن غرب بوده از همان مناطق برخاسته اند . تقی زاده ، شیخ رضا زنجانی ، كسروی ، حنیف نژاد، مهندس بازرگان و ...
این شكست موجب شد در حدود 80 سال ملت ایران و رهبران روحانی آنان از دخالت در سیاست خودداری نمایند.


روسیه تزاری نیز با استفاده از همین روحیه یأس و شكست توانست جریانی ظاهرا دینی اما وابسته به خود و تحت تأثیر تمدن غرب یعنی بهاییت را توسط عوامل خود و با حمایت خود (1)  در ایران راه بیندازد (2) و زمینه تفرق و تشتت دینی را فراهم آورد . این جریان در ابتدا در همان سرزمین های شمالی رواج یافت و هدف آن جداسازی مردم مسلمان ایران از مرجعیت دینی و دینداری و سرگرمی آنان به افكار بشری بود . (3) در هر صورت این شكست و عواقب آن موجب شد روحیه یأس و ناامیدی در میان مردم گسترش یابد و روحانیت نیز با آگاهی از شرایط جدیدی كه دو قدرت غربی در كشور ایجاد نموده بودند دخالت در سیاست را امری پیچیده و فراتر از آنچه كه تا كنون با آن سر و كار داشت بیابد .


به همین دلیل در حدود هشتاد سال مردم و روحانیت سیاست را كنار گذاشته و سرنوشت كشور را بدست پادشاهان و سیاستمداران دوران قاجار سپرد كه شدیداً تحت تأثیر و نفوذ روسیه و انگلیس بودند و متأسفانه این دو دشمن نیز با استفاده از فرصت نقاط گوناگونی از قلمرو ایران را در شمال و شرق كشور جدا ساختند و تا اعماق كشور نفوذ نموند و با استفاده از قدرت و ثروت و گسترش مبانی فكری خود و با دادن رشوه و ایجاد فساد ، به نفوذ و جذب نیرو و طرفدار در دستگاه های دولتی بپردازند (مطلبی كه اصولاً در تاریخ ایران هیچ قدرت خارجی بدان دست نزده بود )


این روحیه یأس و ناامیدی تا بدانجا پیش رفت كه با قتل قائم مقام و امیركبیر نیز هیچ حادثه ای اتفاق نیفتاد و آبی از آب تكان نخورد و ناصرالدین شاه با نخست وزیران و اطرافیان خود بارها به فرنگ رفت و قراردادهای ننگینی برای فروش هستی ملت ایران امضا نمود . در حالی كه می رفت ایران استقلال خود را از دست داده و عزت و كرامت ملت ایران برای همیشه پایكوب مطامع بیگانگان گردد نخستین جرقه های بیداری مجدد ملت ایران در ماجرای لاتاری توسط ملاعلی كنی و سپس در قرارداد تنباكو با فتوای میرزای شیرازی بوجود آمد و ملت ایران پیروز و امیدوار به آینده از این جریانات بیرون آمد و مجدداً روحیه نشاط و امید در او دمیده شد .


نهضت مشروطه كه ابتدائاً با نهضت عدالتخواهی و برای برپایی عدالت و جلوگیری از ظلم دولتیان و محدود نمودن عرصه اقتدار آنان بوجود آمده بود با مهاجرت علمای تهران به قم توسط روشنفكران غربگرای وابسته به سفارت انگلیس ، به آن سفارت كشانده شد و برای اولین بار در رهبری نهضت های مردم ایران در نهضت عدالتخانه كسانی به غیر از روحانیت پا در میان گذاشتند و در حالی كه در نخسیتن روزهای تحصن ، متحصنین خواستار عدالتخانه و بازگشت علما و برقراری عدالت و امنیت بودند . در آن سفارتخانه سخن از آزادی و قانون و پارلمان به سبك غربی را به میان آوردند . (4)

 

بازگشت علما به تهران و به میان كشیده شدن بحث مشروطه (كه ترجمه ای از كنستیتیسیون و یا نظام متكی به قانون اساسی است ) مطرح و با موافقت روحانیت با روح كلی آن كه (اجرای قانون ) و (محدودیت قدرت ) بود با دیدگاه زیر بنایی برقراری عدالت مورد تأیید قرار گرفت . (5)تا امضای مشروطه توسط مظفرالدین شاه این نهضت با انگیزه اسلامی و تحت رهبری روحانیت به پیش رفت . (6) اما پس از آن و با تشكیل مجلس ، صف روشنفكران طرفدار تمدن و دموكراسی لیبرال غرب از صف مردم و روحانیت جدا شد و خواسته های حقیقی خود را مطرح نمودند . (7) 
در هر صورت این اقشار به صورت متشكل وارد جریان نهضت مشروطه شده و اولین بار با جهت دادن به مردم در جریان مهاجرت علما و بردن آنان به سفارت انگلیس در تهران ، حضور و نفوذ خود را نشان دادند .


پس از پیروزی مشروطه و تشكیل مجلس قانون اساسی آثار عمده حضور آنان مجدداً بروز نمود:


1 – در مجلس : آنان خواستار قوانین غربی با همان مبانی لیبرال دموكراسی غربی بودند و با ترجمه قانون اساسی بلژیك به این امر مبادرت كردند و قانون فرانسه را نیز جهت رفع مشكلات آن قانون به آن اضافه نمودند .


2 –در روزنامه های متعدد و در جلسات هماهنگ مخفی : آنان با استفاده از این وسایل ، شروع به طرح افكار خود و طرح انتقادات و طرح شبهات نسبت به اعتقادات اسلامی (به سبك روشنفكران اروپایی كه بر علیه كلیسای كاتولیك اقدام كرده بودند ) پرداختند .
این جریان ، با قدرت تشكیلاتی كه داشت و با نفوذ در مجلس قانون اساسی توانستند قانون بلژیك و فرانسه را به عنوان قانون اساسی ایران به تصویب برسانند و نهایتاً در برابر اعتراضات گسترده مرحوم شیخ فضل الله نوری ، در ظاهر متمم قانون اساسی و نظارت 6 تن از علما بر تصویب قوانین برای انطباق آن با شرع مقدس اسلامی را به رسمیت شناختند اما با زیركی توانستند تعیین این علما را بر عهده مجلس بگذارند و از همین جا اختلافات آغاز شد و خطوط فكری از یكدیگر متباین گردید.


در این زمان (1907 سال پیروزی انقلاب مشروطه ) سه قدرت استعماری روس و انگلیس (كه در ایران صاحب نفوذ بودند ) و فرانسه در برابر قدرت صنعتی جدیدی كه در اروپا داشت ظهور می كرد و مدعی تقسیم مجدد سرزمین ها و منابع جهان بود (یعنی آلمان ) با یكدیگر به وحدت رسیده بودند و مشروطه در صورتی كه به اهداف خود می رسید و عدالت را در سایه یك حكومت  قدرتمند بر پا می نمود با منافع این ابرقدرتها در تضاد بود و آنچه آنان پس از پیروزی مشروطه در مجلس و اجتماع در كشور ایران جستجو می كردند ایجاد اختلاف و تضعیف اقتدار و وحدت مردم و نهضت اسلامی آنان بود ، تا به این وسیله زمینه حاكمیت خود بر سرنوشت ملت ایران را فراهم بیاورند:


1 – از سوی دربار: اگر چه به صورت سنتی پس از جنگ های ایران و روس دربار قاجار مركز نفوذ دولت روس تزاری بود اما اینك با تربیت پادشاه ایران محمد علی شاه (توسط شاپشال) و از طریق در دست گرفتن تأمین امنیت تهران (از طریق افسران روسی به فرماندهی لیاخوف ) روسها نفوذ فوق العاده ای یافته بودند و با توجه به حكومت استبدادی تزاری روس و مخالفتی كه در درون انقلابیون روسی با آن داشتند (و پیروزی مشروطه در ایران و برقراری حكومت قانون در یك كشور ضعیف همسایه می توانست بر افكار و انگیزه های آنان برای تشكیل یك حكومت غیر استبدادی تأثیرات بسیار داشته باشد . ) و لذا به همین دلیل ذاتاً با حكومت مشروطه مخالف بودند و محمد علی شاه را بر علیه آن می شوراندند .


2 – از سوی طرفداران مبانی و اصول تمدن غرب : متأسفانه این افراد شدیداً در برابر این اصول و آنچه در غرب بر اثر پیشرفت های اقتصادی و فكری و علمی و ... اتفاق افتاده بود احساس حقارت می نمودند و شدیداً خودباخته آن بودند و استعمار را نه تنها پدیده ای شوم نمی دانستند بلكه تسلیم شدن در برابر آن را راه پیشرفت كشور می دانستند و با سفارت انگلیس در تهران سر و سری داشتند و تقلید بی چون و چرا از ظواهر تمدن غرب را راه پیشرفت ایران می دانستند .
نهایتاً این اختلافات نیز در جریان به توپ بستن مجلس و كشته شدن بسیاری از مشروطه خواهان و دستگیری و شكنجه مشروطه خواهانی بود كه از سیاست دو ابر قدرت غافل بودند كه آشكار شد . مشروطه طلبانی كه بیشتر از همه در برپایی اختلافات دخالت داشتند به سفارت انگلیس پناهنده شدند و تحت الحفظ از ایران به انگلستان فرستاده شدند و مشروطه در تهران شكست خورد و استبداد زیر سایه حمایت روس بر سر كار آمد .


مقاومت یك ساله مشروطه طلبان تبریز در برابر استبداد و آشكار شدن ضعف نظام استبداد و احتمال پیروزی مجدد مشروطه طلبان مستقل در آینده نزدیك و تشكیل نظامی قانونی متكی به ملت مشروطه طلبان وابسته به سفارت انگلیس را به تكاپو واداشت و نهایتاً با كودتایی بر ضد"مشروطه طلبان مستقل" و " مشروطه مشروعه طلبان " كه امكان وحدتشان بسیار بالا بود واداشت . این كودتا از دو نقطه ایران آغاز و قبل از هر گونه تحرك از جانب سایرین به فتح تهران و در حقیقت به شكست مشروطه و نه شكست استبداد منجر شد :


1 – اسعد خان بختیاری كه تازه از انگلستان به ایران بازگشته بود . او سهامدار شركت نفت انگلیس بود و همراه سایر خوانین بختیاری مناطق تحت نفوذ بختیاری ها را كه مناطق نفت خیز ایران بود با گرفتن رشوه های كلان از سفارت انگلیس این امن نگه داشته بود . كودتای او از اصفهان آغاز شد و با تكیه به نیروهای عشایری و افراد بی توجه و با شعار مشروطه طلبی حركت خود به سمت تهران را آغاز نمود .

2 – سپهدار تنكابنی با سوابق سوء در مخالفت با مشروطه همراه با یفرم خان ارمنی با تعدادی از به اصطلاح مجاهدین آزادی طلب كه از قفقاز به كمك آمده بودند و مجاهدین ارمنی مشروطه طلب در هماهنگی كامل با نیروهای اسعد بختیاری از گیلان كودتای خود را آغاز نمودند و قبل از هر اقدامی از سوی سایرین ، بنام مشروطه طلبی، مشروطه را مصادره نمودند.


اولین اقدام مهم آنان پس از فتح تهران ، محاكمه عجولانه مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری (در یك دادگاه به ریاست روحانی نمایی بنام شیخ ابراهیم زنجانی كه وابسته به احزاب مخفی فراماسونری بود ) و اعدام ایشان در همان روز (13 رجب ) بود . اقدام بعدی آنان از سر راه برداشتن مشروطه طلبان مستقل و رهبران روحانی كه با آنان هماهنگی نداشتند بود . و بدین صورت انقلاب مشروطه كه می رفت ملت ایران را صاحب قانون و نظم و نظام و وحدت درونی كه سال های طولانی خدشه برداشته بود بنماید به اختلاف و ضعف كشانیده شد و سپس مصادره گردید.


اعدام شیخ فضل الله نوری ، و شكست مشروطه و حاكمیت روشنفكران غرب زده و وابسته به انگلیس بر سرنوشت آن و هماهنگی روس و انگلیس در این قضیه (8) و سرخوردگی مجدد روحانیت و مردم فداكار و معتقد دومین شكستی بود كه بر روحیه ملت ایران در دوران معاصر وارد گردید و آثار آن تا دهها سال بصورت دوری از سیاست و بی تفاوتی در برابر آنچه در كشور داشت اتفاق می افتاد خود را نشان داد.


در آستانه جنگ جهانی اول اهداف دو ابرقدرت روس و انگلیس در ایران به خوبی اجرا شده بود و كوچكترین نگرانی از سوی ملت و دولت ایران این دو ابر قدرت را تهدید نمی نمود و حكومت مشروطه كاملاً بواسطه روشنفكرمابان در اختیار انگلستان قرار گرفته بود . اعجاب انگیز اینكه در سال پیروزی مشروطه ، ایران به مناطق نفوذ این دو قدرت استعماری تقسیم و سپس به دولت ایران اعلام شد .


آنچه با شكست مشروطه در ایران اتفاق افتاد موارد زیر بود :

1 – روحانیت كه با تلاش فراوان بزرگان علم و دین و سیاست چون سید جمال الدین اسدآبادی و میرزای شیرازی و شیخ فضل الله نوری و علامه نائینی بسیج شده و مجدداً وارد صحنه سیاست شده بودند مجدداً سرخورده ، كنج عزلت گزیدند و بزرگان و دلسوزان روحانی نیز تا دهها سال نتوانستند كلیت روحانیت را وارد سیاست سازند و مظلومانه و تنها در صحنه سیاست باقی ماندند و یا نتوانستند كاری از پیش ببرند و یا به شهادت رسیدند .(مانند مرحوم شهید سید حسن مدرس و شیخ محمد خیابانی و میرزا كوچك خان جنگلی و آیت الله سید ابوالقاسم كاشانی و مرحوم شهید مجتبی نواب صفوی ) .


2 – مردم مسلمان سرخورده از شكست وحشتناك مشروطیت و عواقب وحشتناكتر آن كنج عزلت گزیده و بی تفاوت گذشتند و سال های طولانی در برابر تهاجمات گسترده به دین و ایمان و هویت و شخصیت ملی خود سكوت نمودند .


3 – حكومت بدست روشنفكران وابسته به انگلیس و عوامل پیدا و پنهان آن افتاد و آنچه سال های طولانی انگلستان نتوانسته بود خود به انجام برساند بدست آنان به انجام رساند .
رضاخان بعنوان نیروی اجرایی همین روشنفكران و با كمك های فكری و همكاری آنان و با نقشه های دقیق سفارت انگلیس در تهران به حكومت رسید و دقیق ترین برنامه های طراحی شده این ابرقدرت برای سلطه همیشگی بر سرنوشت مردم ایران ، توسط او و همفكرانش در ایران پیاده شد . اهم این برنامه ها عبارت بود از :


الف: از هم گسیختن نظام سنتی اداره كشور : كه اكثراً در گذشته در دست روحانیت بود . هدف این بود كه به این وسیله روحانیت ودین كه عامل اصلی مقاومت ملت ایران بود و در ماجرای نهضت پیروز تنباكو خود را به خوبی نشان داده بود ، از صحنه زندگی اجتماعی آنان كنار زده شود
بطور سنتی اداره موارد زیر در جامعه ایران در اختیار روحانیت بوده است :


1)- سیستم آموزشی
2)- ثبت املاك و ازدواج و طلاق
3)- قضاوت در بسیاری از موارد
4)- كنترل اوقاف
5)- نظارت بر سیتسم اقتصادی كشور بخصوص بازار با قوانین شرعی و تأیید انواع معاملات و مبادلات و فعالیت های اقتصادی توسط مراجع
6)- مدیریت فرهنگی و آداب و رسوم دینی در طی سال محرم و عاشورا و مراسم ختم و سخنرانی و روضه
ب : حذف لغات عربی از زبان فارسی :
ج : حذف لباس های بومی
د: كشف حجاب زنان مسلمان
هـ: سركوب روحانیت


در ملاقاتی كه مرحوم شهید آیت الله مدرس با مرحوم میرزای شیرازی داشته ، آن مرجع گرانقدر در برابر تعریف و تمجید ایشان از صدور فتوای تحریم تنباكو چشمشان به اشك می نشیند و در پاسخ به سوال شهید مدرس درباره علت گریه ، ایشان می فرمایند كه دشمنان تا كنون قدرت شما را نمی دانستند و وای بر احوال شما بعد از این . به دنبال انقلاب 1920 در عراق بر ضد اعلام قیمومیت انگلیس بر این كشور و اعلام فتوای جهاد توسط مراجع بزرگ نجف و خطر گسترش آن به ایران ، بخصوص مخالفت علما و مراجع نجف با قرارداد 1919 وثوق الدوله این قرارداد ظاهراً ملغی و با شیوه ای جدید همین اهداف با سركار آمدن رضاخان میرپنج پی گیری شد .


رضا خان ابتدائاً طبق برنامه ای كه برای او طراحی شده بود با چهره ای طرفدار دین وارد صحنه سیاست ایران شد و به همین دلیل حساسیت مردم و روحانیت آنگونه كه بر علیه قرارداد وثوق الدوله برانگیخته شد به حركت در نیامد . او ابتدائاً با یك كودتا بر سر كار آمد و پس از تشكیل حكومت های ایرانی از زمان سلجوقیان تا پایان قاجار بود كه بر ایل و قبیله ای متكی نبود بلكه سبك جدیدی از حكومت بود كه تنها متكی به نیروی خارجی (انگلیسی) و عوامل داخلی آن بود و با تكیه به آنها به سركوب ملت ایران و انهدام فرهنگ و آداب و اعتقادات آنان پرداخت . او متن قرارداد 1919 را در ایران پیاده كرد و ارتشی برای سركوب ملت فراهم آورد و تشكیلات سنتی كشور را در هم ریخت و مطابق برنامه بیگانگان راه آهنی را جهت نفوذ امپراطوری انگلیس و منافع آن ، در غرب كشور ساخت او و حامیان داخلی اش كه ادعای روشنفكری و قانون گرایی و آزادیخواهی و حاكمیت رأی و نظر اكثریت داشتند و او را در این مسیر راهنمایی و هدایت می نمودند، (9) به سركوب روحانیت و مردم و حذف اعتقادات اسلامی و آداب و سنن و فرهنگ آنان و كشف حجاب و سركوب معترضین پرداختند .


رضاخان پس از به حكومت رسیدن در سال 1312 شمسی (1933 میلادی ) قرارداد دارسی را مجدداً تمدید نمود و حسن تقی زاده كه در جریان سركوب مشروطه و به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه و حامیان روسی اش ، به سفارت انگلیس گریخته بود و تحت الحفظ توسط آن سفارت به انگلستان برده شده بود  از جانب رضاخان و بعنوان وزیر اقتصاد ایران این قرارداد را امضاء نمود . مرحوم شهید حسن آیت معتقد بود كه تجدید این قرارداد 700 میلیارد دلار به ملت ایران ضرر وارد نموده است . (10)

 

در سال 1313 یعنی یكسال پس از تجدید قرارداد دارسی ، رضاخان كه خود از سواد چندانی برخوردار نبود به راهنمایی محمد علی فروغی دانشگاه تهران را تأسیس نمود و این در حالی بود كه بزرگترین تهاجمات را بر علیه فرهنگ و هویت و شخصیت ملت ایران پس از سفر به تركیه و آشنایی با برنامه هایی كه وابستگان به امپراطوری انگلیس و در رأس آنها كمال مصطفی پاشا مشهور به آتاتورك، پس از شكست عثمانی در جنگ جهانی اول و تجزیه آن ، در مركز آن امپراطوری در حال پیاده كردن بودند ، آغاز كرده بود . دانشگاهی كه در خدمت اهداف استعماری انگلیس و برای تربیت نیروهایی چون تقی زاده و محمد علی فروغی و قوام السلطنه و وثوق الدوله و شریف امامی بوجود آمده بود.


در سال 1315 بدنبال وفات مرحوم شیخ عبدالكریم حائری موسس حوزه علمیه قم و آماده شدن زمینه برای پیاده شدن بعضی از نقشه های رضاخانی در مدتی كوتاه پس از این حادثه ، در سال 1316 رضاخان حدود 2 هزار نفر را در مسجد گوهر شاد مشهد كه به كشف حجاب رضاخانی اعتراض نموده بودند قتل عام می كند و در سال بعد (1317) آیت الله سید حسن مدرس را به شهادت می رساند و خفقانی كه در زیر لوای مشروطه و مجلس و رأی نمایندگان ملت(!) بوجود آمده بود را به اوج خود می رساند.


تشكیل حوزه علمیه قم كه توسط آیت الله شیخ عبدالكریم حائری در سال 1301 صورت گرفت ، بزرگترین اقدام برای تشكل روحانیت بود به صورتی كه حتی زمانیكه رضاخان با تلاش فراوان به دنبال بر هم زدن تشكل سنتی روحانیت و تشكیل مدارس جدید و تشكیل دانشگاه تهران بعنوان بدیلی برای حوزه های علمیه بر آمده بود و با قطع رابطه روحانیت با زندگی مردم ، خلع لباس و سركوب و بستن حوزه های علمیه در شهرهای گوناگون نتوانست به راحتی با آن مقابله نماید .


این نهال نوپای حوزه علمیه قم بر خلوص مؤمنانه كسانی بنا شده بود كه درد دین داشتند و خواستار پیشرفت دین و فدا كردن خود برای پیشرفت دین بودند و همین امر موجب شد كه تصفیه بزرگی در حوزه های سنتی صورت پذیرد و حوزه ، نه سازنده شغل و سازنده كارمند نهادهای سنتی كه پرورش دهنده علمای مجاهد و مربیان مردم و مبلغان دین و مهذبان نفوس گردید.


آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران
در سال 1320 جنگ جهانی دوم آغاز شد و این در حالی بود كه راه آهن رضاخان با هزینه بدست آمده از عوارض قند و چای ساخته شده بود و بلافاصله و قبل از آنكه ملت ایران از آن استفاده نماید در اختیار متفقین قرار گرفت تا در برابر آلمان از شوروی با تداركات گسترده حمایت نمایند و علیرغم اعلام بیطرفی ایران توسط رضاخان ، متفقین به ایران حمله نموده و ارتش نوین رضاخانی نیز كه برای سركوب مردم و عشایر ساخته شده بود و نه برای حفظ استقلال و دفاع از تمامیت ارضی كشور ، از هم پاشید و از مرزهای كشور در برابر دشمنان خارجی لحظه ای نیز نتوانست حراست نماید و طی 3 روز تمام كشور ایران اشغال گردید و رضا خان انسان مستبد و قلدری كه در برابر ملت خود به هر جنایتی دست زد و نوامیس مردم را هتك و شخصیت ملت خود را در هم كوبید و لباس بیگانگان را بر تن آنان نمود و حتی یاران خود را نیز كشت در برابر كسانی كه او را آورده بودند لحظه ای نتوانست مقاومت كند و تسلیم گردید و با ذلت و خواری به جزیره موریس تبعید و سپس در آنجا فوت نمود .

 
اشغال ایران و فاجعه انسانی در ایران
انگلستان برای تأمین مواد غذایی نیروهای متفقین لیره در اختیار دولت بی اراده ایران و شاه جوانی كه با نظر آنان بر سر كار آمده بود می گذاشت و با ریال های دریافتی غلات را در اقصی نقاط ایران جمع آوری و در اختیار نیروهای متفقین قرار می داد (11) بدینگونه كشور ایران اشغال شد و همراه با تلخی اشغال كشور ، فقر و فلاكت و قحطی و گرسنگی میلیون ها انسان را از پای در آورد .


شهید مجتبی نواب صفوی
سید مجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی یكسال قبل از به سلطنت رسیدن رضاخان در جنوب شهر تهران و در خانواده ای روحانی بدنیا آمد . پدر ایشان سید جواد میرلوحی با رها كردن لباس روحانیت در وزارت عدلیه به كار وكالت پرداخت . در این زمان بود كه رضا خان با تشكیل ادارات مختلف به سبك اروپایی ، تشكیلات سنتی اداره كشور را كه در اختیار روحانیت بود در هم ریخت ، عده ای از روحانیون با درآوردن لباس وارد این ادارات بخصوص عدلیه و مدارس جدید شدند تا وظایف دینی خود را انجام بدهند.به علت برخوردی كه میان ایشان و وزیر عدلیه رضاخان ، علی اكبر داور (كه بعداً خودكشی كرد) پیش می آید و سیلی محكمی كه بر صورت داور می نوازد ، محاكمه و به سه سال زندان محكوم می گردد و اموال ایشان غارت و منزل مسكونی ایشان نیز مصادره می شود . (12) 

 
سید مجتبی در این زمان 9 سال سن داشت و تا 12 سالگی زندانی بودن پدر و ظلم و ستم دستگاه رضاخانی بر زندگی او سایه می افكند و موجب بیداری و حساسیت او نسبت به مسائلی كه در كشور بدست عوامل بیگانه می گذشت می نماید . یقیناً زندانی شدن پدر و سخنان و دلائل او برای درگیر شدن با وزیر عدلیه رضاخان در بیداری او نقش مهمی داشته است . سركوب مردم ، تهاجم به دین و اعتقادات اسلامی ، جلوگیری از برپایی مراسم مذهبی ، بخصوص كشف حجاب ، قتل عام مردم در مسجد گوهر شاد همراه با آنچه در زندگی شخصی او اتفاق افتاد بخصوص در گذشت پدر در مدت كوتاهی پس از آزادی از زندان ، تلخی ظلم و ستم را برای او ملموس تر می كند و او را مصمم به مبارزه با بیگانگان و وابستگان آنان می نماید .

ادامه دارد ...

 

منابع:

 1 - زاهد زاهدانی ، سید سعید ، بهاییت در ایران ، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1380، ص 192
 2 - همان ص 85 و ص 198
 3 - همان ص 114
  4- كسروی – احمد ، تاریخ مشروطه ایران ، جلد اول ص
  5- پس از برقراری مشروطه و ساخته شدن ساختمان مجلس شورای ملی بر سر در آن نوشته شد :" عدل مظفر" كه به چند نكته اشاره مینمود:
 الف – امضای مشروطه توسط مظفرالدین شاه ب – پیروزی عدالت ج – بر اساس حروف ابجد سال پیروزی مشروطه و سال امضاء آن .
اعجاب انگیز است كه بعضی نویسندگان ، مشروطه را نهضت آزادیخواهی به سبك غربی و مساوات طلبی به معنی شهروند سالاری بدون توجه به اعتقادات اسلامی مطرح نمودند و پیروزی مشروطه را پیروزی غرب خواهی در ایران قلمداد نمودند .
  6- زاهد زاهدانی ، سید سعید ، بهائیت در ایران ، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1380 ، ص 211
  7- همان ، ص 211
  در سال 1912 روسیه تزاری ، به تبریز هجوم آورد و مشروطه طلبان آن دیار را سركوب و مرحوم شهید ثقه الاسلام را در روز عاشورا به دار كشید .
  8- رضاخان یك گروه 8 نفر مشاور داشت كه نقش مهمی در سركار آوردن او دارند : 1 ) مشیرالدوله 2 ) مستوفی الممالك 3 ) دكتر محمد مصدق 4 ) حاج میرزا یحیی دولت آبادی 5) حاج مخبرالسلطنه هدایت (قاتل شیخ محمد خیابانی )6) حسین علاء 7) حسن تقی زاده 8) محمد علی فروغی . به كتاب خاطرات حاج میرزا (حیات یحیی) یحیی دولت آبادی ، ج چهارم ، ص 40 ، مراجعه شود .
  9- برای نشان دادن شخصیت و تفكر این شخص كه نمونه ای بارز ار روشنفكرانی است كه مشروطیت را مصادره نمدند و مرحوم شیخ فضل الله نوری را به دار  كشیدند به كتاب اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده ، به كوشش ایرج افشار ص 103 رجوع می كنیم :" تقی زاده نماینده مجلس اول از شهر تبریز درباره پیروزی مشروطیت می نویسد :"... این بود كه اهالی پایتخت و سایر بلدان بعد از مقاومت هایی كه خودشان با استبداد كردند ، بالاخره مجبور شدند كه خودشان را به سفارت خانه و قونسولگری های انگلیس ، یعنی یك قطعه خاك آزاد كشانده و در آنجا سنگ حریت ایران را گذاشتند ، دولت انگلیس همه كه موافق مفهوم ، آزادی دولت بود و آن وقت هم حكومت در دست آزادی طلبان بود به این حركت انقلابی حریت پرستانه در ایران هر نوع كمك معنوی و پناه روحانی داده ، ملت ایران را كه  از صد سال به این طرف مجذوب محبت خود نموده بود ، الحق ممنون منت تاریخی خود كرده و مشروطیت و پارلمان ایران را فرزند روحانی خود قرار داد" به نقل از جعفریان ، رسول ، مقالات تاریخی دفتر ششم انتشارات دلیل 1379 ، ص 96.
  10- آیت – حسن ، درسهایی از تاریخ سیاسی ایران ، حزب جمهوری اسلامی مرداد 1363، تهران : ص 124.
  11- از مسائل اعجاب انگیز اینكه دولت ایران حق نداشت تا پایان جنگ از این لیره ها استفاده نماید .
  12- سروش ، 130 ، 26 در ص 57