در سال‌های نخستین بعد از انقلاب اسلامی و در دوران هشت سال دفاع مقدس، پروژه ترور علیه ملت ایران بارها آزموده شد. متوهمان قدرت كه در آن مقطع طرح«لبنانیزه» كردن ایران را دنبال می‌كردند، با هدایت بیگانگان، میلیشیایی را سازمان دادند كه هدفش از میان برداشتن مردان انقلاب بود كه یا تئوریسین‌های نظام بودند یا مردان جان بركف پاسدار آرمان‌های انقلاب.


این ترورها كه با هدف زمینگیر كردن انقلاب، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، اخلال در تثبیت نظام و كارویژه‌های حاكمیت بود اما روندی معكوس یافت. ملت با دیدن روش‌های سبعانه تروریست‌ها چنان انسجامی یافتند كه معنایش در یك جمله امام (ره) ظهور و بروز یافت: «بكشید ما را ملت ما بیدارتر می‌شود.» روند ترورها پس از آنكه نظام به تثبیت رسید و حركت خود را با اقتدار ادامه داد، تا حدودی متوقف شد و میلیشیای منافقین نیز با سرسپردگی كامل به دولت بعث عراق به عنوان بازوی جاسوسی این دولت و سپس آمریكا به ترور سیاسی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و پرونده‌سازی علیه كشورمان را آغاز كردند. اطلاعات غلط و خصمانه‌ای كه از فعالیت‌های هسته‌ای ایران به كشورهای غربی ارائه شد نمونه‌ای از فعالیت كسانی بود كه پیش از آن، ترور و حذف فیزیكی سناریوی اصلی‌شان بود. ماجرای فعالیت مجدد این میلیشیا اما به حوادث بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باز‌می‌گردد.

زمانی كه ملت با مشاركت نمایان خود اقتداری از جنس مردم‌سالاری دینی را آفرید اما عده‌ای با توهم تقلب و آفرینش آشوب و اغتشاش، زمینه‌ای برای فعالیت این میلیشیا فراهم آوردند.
فتنه كه فضا را دربرگرفت و تشخیص سره از ناسره سخت شد، زمانی كه عبور از شعارهای انقلاب، غربی‌ها را به طمع انداخت، میلیشیا وارد عرصه شد و به آشوب‌آفرینی اقدام كرد. اما درست در زمانی كه ملت غبار فتنه را زدود و فضا رو به شفافیت رفت، سازمان ترور وارد عملیات شد. ترور سیدعلی موسوی و خصوصاً دكتر شهید علی محمدی، بخشی از عملیاتی بود كه شكل گرفت.


همچنین تلاش برای بمب‌گذاری در یك خوابگاه دانشجویی كه نافرجام ماند از هدف‌گذاری‌ای پرده برمی دارد كه هدف نخستش متهم ساختن نظام و از دیگر سو تحریك جامعه دانشجویی بود. در همین زمینه بی‌گمان فاز ورود به این عرصه شاید در یك پیام نهفته بود كه به برخی از نیروهای خود اینگونه مخابره شد«كوتاه نیایید، به حركت‌های خود ادامه دهید، میلیشیا در اختیار شماست». این مخابره اما با خبر دیگری همراه شد، آن‌هم اینكه برخی از منافقین دستگیر شده در جریان اغتشاشات اخیر و حوادث روز عاشورا به‌طور قاچاق و از طریق برخی عوامل داخلی وارد كشور شده‌اند. این افراد كه هسته‌هایی 12 الی 14 نفره را شامل می‌شدند از چند نقطه مرزی و با هماهنگی برخی عوامل داخلی و تعدادی از قاچاقچیان وارد كشور شده و سریعاً به تهران منتقل شده‌اند. یكی از این نقاط مورد اشاره در نوار مرزی بخش موران بوده است. اما نوع ترورهای روزهای اخیر با ترورهای ابتدای انقلاب یك تفاوت عمده دارد و آن اینكه این ترورها «ترور خاكستری» محسوب می‌شوند. اهداف این ترورها به شكلی انتخاب می‌شوند كه ایجاد ابهام كرده و شرایط را غیر قابل تشخیص نمایند. در حقیقت می‌توان گفت كه ترورهای اخیر سه هدف عمده را نشانه گرفته است:
1- ایجاد تنش و هراس جمعی در جامعه و تلاش برای تزریق روحیه ناامیدی و شرایط بحران گونه
2- ایجاد اختلال در روند توسعه علمی كشور
3- فضاسازی علیه نظام به بهانه این ترور و ایجاد بدبینی بین مردم
با توجه به اهداف گفته شده كاملاً مشخص است كه ترورهای خاكستری در متن و بطن خود یك بازگشت متوهمانه برای آسیب رساندن به ندای واحد جامعه و همبستگی اجتماعی است كه در 9 دی ماه پیامش به جهان مخابره شد و از دیگر سو پروژه‌ای است كه قصد اختلال در كارویژه‌های امنیت اجتماعی – روانی جامعه و توسعه علمی كشور را دارد. این ترورها هرچه كه باشد آخرین تیری است كه كمان ضد انقلاب با آخرین رمق‌هایشان به سوی ملت پرتاب كرده‌اند.