وی از ساعات اول پس از پایان رای گیری بنا بر نظر خویش در پیروزی 100 درصد موسوی در انتخابات ، هماهنگ و با نگاهی به ظاهرعلمی شروع به زیر سئوال بردن صحت انتخابات با استناد به اعلام زود هنگام سایتهای نزدیک به دولت کرد . توضیحات بعدی مسئولین وزارت کشوردروجود دو نوبت شمارش در انتخابات که دور دوم جهت اعلام صحت انتخابات است و عدم بروز اشتباه یا تخلف یا جنگ روانی در اعلام زود هنگام شهرستانهای کوچک تاثیری در نظر ایشان نمی گذارد...
حوادث فتنه گون اخیر باعث جدایی و انشقاق در میان جمع کثیری از خواص از سویی و جریان عظیم مردمی از سویی دیگر شد اگر چه که در ابتدای راه مردم در یک جبهه واحد ( دفاع از نظام) نبودند .در میان خواص مذکور چهره های متعددی دیده می شوند که پیش از این ، انتظار این جدایش و افتراق از ایشان نمی رفت اما سیر حوادث هفت ماه اخیر باری دیگر این نکته را یاد آوری کرد که در طی طریق راه حق نباید به افراد دل سپرد و ایشان را ملاک شناخت حق و باطل قرار داد.
عبدالله شهبازی مورخ شهیر و نویسنده کتب ارزشمند زرسالاران یهود نیز در این فتنه خواص محور راهی بجز ملت و رهبری در پیش گرفت .
سبک گرایش شهبازی به حقانیت جریان فتنه گون نه از یک دید سیاسی و جناحی که از نظریات تاریخی ایشان نشات گرفته است .
کسانی که مطالب سایت شهبازی را دنبال می کنند بر این نکته واقفند که عبدالله شهبازی طبق نظرات تاریخی خویش بوجود جریانهای مخفی و مافیا گونه ای معتقد است که بسیاری از آنان در واقع یهودیان تشکیلاتی شده ای هستند که در فراموشخانه ها و به اقتضای بوم هر منطقه از دنیا در تشکیلات خاص دیگر شروع به چمبره زدن و تسلط بر ثروت و قدرت می کنند تا به حکومت جهانی مورد نظر خویش برسند . این جزایر پراکنده توسط قدرت تشکیلاتی مخفی یهود به هم گره می خورند و مسیر حکومت جهانی خویش را باز می کنند .
ردپای این جریان در ایران را در قبل از انقلاب باید در فرقه ها( بهاییت ) ، جریانات و تشکیلات ماسونی و افرادی چون اردشیر ، شاپور ریپورتر و امان الله خان دوستدار ها جستجو کرد و بعد از انقلاب در بهاییان مخفی که با شبیه سازی خود به انقلابیون و نزدیک کردن خویش به مراکز قدرت به مرور توانستند در بدنه مدیریتی کشور نفوذ کنند طبق نظر شهبازی این افراد در هر لباس و ظاهری می توانند باشند از سعید امامی( از متهمان پرونده قتل های زنجیره ای) تا مفسدان زمین دوستی در لباس روحانیت . نظرات و تئوری های شهبازی ازوجوه بسیاری قابل تامل و تفکر است . وی با کشف ارتباطات جریانهای مخفی و جریانهای قدرت امروز کشور به احتمالات کاربردی در مورد جریانهای حاضر قدرت در ایران و حواشی آن می رسد نظاره بر عملکرد جریانهای مورد بحث از دیدگاه شهبازی می تواند بسیار درس آموز و کاربردی باشد .
شهبازی با تکیه بر نظرات خود به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می رسد و این نقطه آغاز بسیاری از اختلاف نظرها با ایشان است چرا که تحلیل های وی و برخی شاگردان او در تضادی آشکار با نظرات رهبری و همراهی کامل با سران فتنه ، در نقش تولید مشروعیت علمی برای ادعاهای ایشان نقش ایفا می کند.
شهبازی از همان روز بعد از مناظره به سبک وسیاق عملکرد احمدی نژاد اشاره کرده و او را با این عملکرد بازنده انتخابات دانست یا اینکه در صورت برنده شدن هم عمر دولتش دوامی نخواهد داشت. در مطلب بعدی وی با اشاره به سخنان هاشمی در آتشفشانهای خیابانی ، آنرا کلید شروع یک درگیری خونین دانست که بالاخره باید یکی از دو طرف درگیری را حذف کند وبهتر است احمدی نژاد جهت مصلحت مملکت از انتخابات کناره گیری کند او در این بیانیه پیش بینی می کند که میر حسین با تفاوت فاحشی رای می آورد و طرفداران احمدی نژاد سعی دارند که با تحریک مردم و راه انداختن جو دو قطبی و نام بردن از کودتای مخملین از محبوبیت موسوی بکاهند . وی خوشبینانه معتقد است که رهبری عنصری که هنوز از طرف احمدی نژادی ها شناخته شده نیست وارد میدان شده و این ماجرا را مثل قائله سالهای حاکمیت اصلاحات که درگیری کانونهای قدرت طلب راست و چپ بوجود آمد پایان می دهد.
وی از ساعات اول پس از پایان رای گیری بنا بر نظر خویش در پیروزی 100 درصد موسوی در انتخابات ، هماهنگ و با نگاهی به ظاهرعلمی شروع به زیر سئوال بردن صحت انتخابات با استناد به اعلام زود هنگام سایتهای نزدیک به دولت کرد . توضیحات بعدی مسئولین وزارت کشوردروجود دو نوبت شمارش در انتخابات که دور دوم جهت اعلام صحت انتخابات است و عدم بروز اشتباه یا تخلف یا جنگ روانی در اعلام زود هنگام شهرستانهای کوچک تاثیری در نظر ایشان نمی گذارد .
پس از دیدن نتیجه انتخابات شهبازی حیرت زده به تشابه در صد آرا در شب قبل و در صد اعلام شده سایتهای و پس از پایان قطعی رای شماری اشاره کرده و به صراحت آنرا یک کودتای انتخاباتی از طرف کانون توطئه گر می نامد. سپس بدلیل عملکر صدا و سیما که از نظر وی یکطرفه و بنفع یک کاندیدای خاص است با بیانیه ای عدم همکاری خود را با صدا وسیما اعلام می دارد.
در این ایام میرحسین از پذیرش نتیجه انتخابات سر باز می زند و حداد عادل به ایراد سخنانی در تلویزیون می پردازد ، شهبازی در همراهی با موسوی ، متنی رادر جواب سخنان حداد عادل منتشر می کند « شیاطین همه جا هستند » و باز هم به تئوری خود و ماجرای توطئه انتخاباتی پای می فشارد.
در این متن شهبازی نیز چون دیگر سبز ها مراحل اعتراض در انتخابات را با مراحل قانونی و تائید نهایی اعتراضات شورای نگهبان را با تائید انتخابات یکسان می گیرد و با استدلال به آن سخنان حداد عادل را زیر سئوال می برد.
سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه شهبازی را بهشدت مردد می کند پس از این سخنان او صفحه اول سایتش را که به تبلیغ نظر خود در تائید موسوی و نظریه تقلب و کودتا اختصاص دارد تغییر می دهد ولی پس از چندی باز هم همان سخنان را تکرار و بمرور تکمیل و پردازش می کند. در خلال مطالبش به تاثیر امام از وی در نوشتن نامه به گورباچف در ماجرای پیش بینی فروپاشی شوروی اشاره می کند.
این طرفداری تئوریزه کننده از نظرات مهندس موسوی ادامه می یابد تا آنجا که دادگاههای محاکمه اغتشاشگران رانیز زیر سئوال می برد و ماجراهای 13 آبان را با رویت یک جنبش فراگیر که به جنگ داخلی می انجامد پشت سر می گذارد سپس ادامه یافته به جریانات شیراز گره می خورد و محکومیت حمله به مسجد قبا و هتک حرمت آقایان دستغیب را رقم می زند در جایی از ناتوانی نیروهای انتظامی و بسیج از کنترل اعتراضات باصطلاح مردمی سخن میگوید.
در این میان چند مطلب جالب در سایت شهبازی منتشر می شود مصاحبه با BBC و سپس با روز آنلاین و انتشار مطلبی با عنوان پیشینه های راز آمیز از سری میراث ساسونها . البته مطالب جالب توجهی چون معمای سبورجیان هم قابل توجه است. شهبازی در میان بهت طرفداران و شاگردانش با بی بی سی مصاحبه می کند و در آن مصاحبه به تعجبش از عملکرد آیت الله خامنه ای که در میانه این میدان مثل سالهای دوم خرداد وارد کارزار نشد و نبرد دوباره این دو جریان قدرت را به صلح نکشید ، سخن می گوید .
موج اعتراضات به سمت وی سرازیر می شود اما او تمام قد سر حرف خود می ماند . شهبازی به این پرسش جواب نمی دهد که چگونه منتقد روچیلدها و شبکه جهانی یهود با رسانه ایشان مصاحبه می کند و تنها به بیان برخی توجیهات می پردازد.
شهبازی برای توجیه صحت نظرات خود که درتضاد با رهبری عیان می شود نیز نقش رهبری را تاسطح یک مقام حقوقی مطرح در قانون اساسی پایین می آورد و با اشاره به عدم درک درست جوانان از جایگاه ولایت فقیه به توجیه این عدم اطاعت از ایشان در مصاحبه با وبگاه معلوم الحال روز آنلاین می پردازد :
«در نسل جوان این دیده میشود. من ایمیلهایی از بعضی از دوستداران سابق خود... دریافت میکنم که به شدت مواضع مرا بعد از انتخابات نقد و از من گله میکنند. ...من میبینم که این گرایش دارای پایگاه ایدئولوژیک هم هست. یعنی تلقی که از ولایت فقیه وجود دارد. اینها در واقع ولی فقیه را اصل میگیرند و تمکین در برابر ولی فقیه را مبنای اساسی قرار میدهند و توجه نمیکنند که ولی فقیه در همان جایگاهی است که در قانون اساسی دارد. ولی قانون اساسی آن معصومیت و تقدسی را که این دوستان برای ولایت فقیه قائل هستند قائل نیست. میدانید که قانون اساسی ما علاوه بر این که یک منشور ملی است یک سند بزرگ فقهی است و این تقدس را هم قائل نیست به خاطر این که از امکان نقد سخن گفته. چرا مجلس خبرگان رهبری را با آن وظایف تعیین کرده؟ چرا بحث مسئولیت پذیری رهبری را مطرح کرده؟»
او نیز مانند بسیاری از چهره ای مطرح جنبش سبز در توجیه عدم عمل به سخنان رهبری توجیه تراشی می کند در خاطردارم سخنان آقای سید علی محمد دستغیب هم از لحاظ محتوادر واقع همین مطلب را میخواهد بگوید.
وی در 7 دی در یک مطلب شگفت آور راه برون رفت از این بحران را سپردن امور مملکت بدست هاشم رفسنجانی بعنوان عقلای جمع مطرح می کند و...
این شاید یک مرور سطحی از مطالب منتشره این سایت باشد که بررسی دقیق مطالب آن بماند به عهده مخاطب.
عبدالله شهبازی تاریخ نگار مطرح و غیر قابل انکار است اما نظرات ایشان در حوزه تاریخ بخصوص در جریانات اخیر نمی تواند کامل پنداشته شود.
شهبازی با نگاهی تیز بینانه و موشکافانه رد پای برخی افراد مخفی مانده را در تاریخ کشف میکند . امان الله خان دوستدار ، ریپورتر ها و...
این اما یک روی حقیقت است چرا که برخی از بزرگترین ماجراهای عیان و نزدیک به وی گاهی چنان از دید وی مخفی می ماندکه به اعتراف خود ایشان می تواند سالها او را بازیچه بازیگران حرفه ای قرار دهد این مورخ تیز بین که بدنبال مخفی مانده های تاریخ در اجزاء نهان می گرددگاهی به آشکارترین مسائل بی توجه می ماند و این یعنی موید این نکته است که دید ریز بین وی چنان ری میشود که گاهی بزرگترین مطالب نزدیک به خود را نمی بیند. وی در مقاله پیشینه های راز آمیز از سری مقالات نهان پیشه گان و سیاست در ایران امروز ، از فردی بنام م . ح . ش یاد می کند به گفته این پژوهشگر تاریخ سالها مرید و شاگرد محضر درس م.ح.ش بوده ولی پس از اختلافاتی بر سر مسائل ارضی با وی دچار اختلاف شده و پس از بررسی های بیشتر به مواردی بر می خورد که ناگهان وی را در زمره نهان پیشگان و از خانواده های مشکوک فرا ماسون و تاجران تریاک مرتبط با شبکه مخفی یهود چون محمد نمازی می یابد وبا ارائه اسناد و دلایل متعدد بر نهان پیشگی اوتاکید می کند. فارغ از پرداخت به درست یا غلط بودن نظرات وی در مورد شخص مذکور در پس این مقاله و کشف تاریخی وی نکته ای پنهان است که پایه ادامه بحث را تشکیل می دهد.
نویسنده مقاله پیشینه های راز آمیز با اثبات نهان پیشگی م.ح.ش در واقع دارد به مخفی ماندن چهل ساله حقایقی نزدیک و مربوط به خود شاره می کند شهبازی سالیان درازی را با م.ح.ش می گذراند اما تنها پس از بروز اختلافات شخصی و بدبین شدن به وی در ماجرای زمین خواری های فارس به او شک می کند و این سابقه نهان پیشگی را از واقعیات وی کشف می کند . هر مخاطب بی طرفی با تفکر در این مطلب از خود می پرسد چگونه می شود چهل سال با یکی از سران مخفی کار تئوری های شهبازی زندگی کرد اما آن را نشناخت و آیا این نادیده گرفتن مطالب به این بزرگی همان یک بار اتفاق افتاده یا می تواند امروز هم در همان نادیده گرفتن ها تکرار شود.
سئوال دیگری که در نقد من نویسنده مطرح است اینکه خوب چه ربطی به امروز و انتخابات و ماجراهای پس از آن دارد ؟
در سخنان شهبازی همواره ستایش خاتمی و موسوی موجود بوده است ، مورخ سر شناس ایران سالهاست که دلبسته افراد شاخص جریان چپ و به تبع آن متمایل باین جناح سیاسی است و اینجاست که طبق همین اثبات بالا می توان رفتار اخیر وی را کنکاو کرد.
نکته ای که اکثر محققان حوزه تاریخ و رفتارشناسان فراماسونها و تشکیلات مخفی یهود بر آن وقوف دارند این است که فراماسونها و دیگر نهان پیشگان یهودی تبار ( بهاییان و وهابیان نیز در واقع ژست جدیدی از یهودیت هستند ) برای تضمین همیشگی بودن دسترسی به قدرت و ثروت روشهای خاصی را بکار می گیرند یکی از این روشها تقسیم شدن در میان جناحین قدرت و یا تشکیل آن ، سپس پرداختن به جنگ زرگری قدرت است . در واقع طبق این فرمول باید بتوان رد این نهان شدگان را در دو طرف در گیر هر منازعه مشکوک دید ، چرا که به هر صورت آنها باید در قدرت حضور داشته باشند تا بتوانند بر عالم حکومت کنند. اگر در مطالعه نهان روشی نگاهی منطقی و عادلانه داشته باشیم باید همگان را در غربال این فرمولها سنجید.
نتیجتا ، که تاکید بر وجود و ردگیری این افراد تنها در اطراف یک طرف منازعات سیاسی و اشاره دادن تابلو های اتهام به سمت افراد خاص ، نه تنها منصفانه نیست که می تواند موُید غرض خاص نویسنده باشد .
چرا که با رجوع به سوابق موسوی می توان به نکات خاصی برخورد کرد که منطقا شک هر محقق منصفی را بر می انگیزد . یکی از بارز ترین آنها مسئله شهید آیت است .
شهید آیت یکی از معدود اعضا حزب جمهوری اسلامی و نماینده مجلس است که از حادثه انفجارحزب ، جان سالم بدر می برد.
«شهید آیت، بارها در جلسات حزب، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را التقاطی معرفی می کرد . ایشان، جبهه ملی، نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق را حلقه های پی در پی یک زنجیر می دانست. تشکیلاتی مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم که حبیب الله پیمان رئیس آن بود، در چهارچوب این جریان ارزیابی می کرد. میرحسین موسوی و همسرش قبل از انقلاب اسلامی، عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند. شهید آیت این دو نفر را کماکان شیفته این جریان و سلسله می دانست...ایشان صراحتا میرحسین را یک انقلابی قلابی می دانست. مخالفت شخصیتی مثل بنی صدر با وزارت میرحسین موسوی هم، برای قهرمان کردن و جا زدن او به عنوان یک مبارز اصیل در چشم انقلابیون بود... اینها پس از شهادت آیت، که قدرت در دستشان بود، سالگرد شهادت آیت را از تقویمها حذف کردند.»
شهید آیت صبح روزی که قرار بود پرونده ارتباطات افرادی چون میر حسین موسوی با تشکیلات فراماسون را رو کند در جلوی درب منزلش ترور شد.
شرکت کردن آقای خاتمی و خانم معصومه ابتکار را در اجلاس بیلدر برگ بیاد دارید؟ این نیز یکی دیگر از این نکات است .
«از سال 1954 به بعد، تقریبا هر سال یکبار، صهیونیسم سران قدرت و سرمایه را در یکی از هتل های اشرافی جهان جمع کرده تا به واسطه آنها- که خود اغلب یهودی هستند- در مورد آینده جهان تصمیم گیری کند... چرا آقای خاتمی و خانم ابتکار به صورت محرمانه در اجلاسی حاضر شدند که اعضاء آن را صهیونیستها و ماسونهای برجسته جهان تشکیل میدهند؟ چرا گزارش این جلسه را به مردم ندادند؟ مگر نگفتند که دانستن حق مردم است؟ چرا دقیقا در زمانی که غرب نبرد تمدنها را به عنوان استراتژی برخورد با اسلام برگزید و از جنگهای صلیبی نو سخن گفت، ما دست خودمان را با تز گفتوگوی تمدنها بستیم و اجرای آن را نیز به دست جاسوسان مخملی مانند رامین جهانبگلو و.... سپردیم؟» بر گرفته از سخنان پیام فضلی نژاد
مطمئنا نکات مذکور باید ذهن هر پژوهشگر منصفی را به خود جلب کند ، پرداخت و پیگیری منظم ریشه های دیگر این جریان می تواند به کشف حقایق بزرگتری بیانجامد که روی دیگر سکه نهان روش ها و ماسونهای ایران است.
همراهی شهبازی با سران جنبش سبز اگر چه همان اندازه متوهمانه و غیر واقعی است ( رجوع شود به سخنان وی در مورد تقلب در انتخابات ، جمعیت چند میلیونی اغتشاشگران در روز عاشورا و عدم توان کنترل اغتشاشات تهران توسط جمهوری اسلامی ) اما از آن وجه که پوششی علمی وتاریخی به آن می دهد می تواند گمراه کننده باشد . علاقه مندان مطالعات تاریخی با توجه به امکان نادیده گرفتن حقایق و نکات بزرگی در نگاه دلبسته ایشان به افراد معاصر می توانند به توجیهی کامل در مورد انحراف دیدگاه وی دست یابند .
براستی که اگر محقق تاریخی ایران دست جریان نهان پیشگی را در مسائل پس از انتخابات می بیند رهبر انقلاب نیز دست ضد انقلاب را در این ماجرا ها نشان می دهد ( رجوع به مقاله آقای دستغیب به کجا چنین شتابان ) و ما چه کنیم اعتماد به نظرات ناخدای مسلط بر کشتی کشور مان که سالها ایران را از طوفانهای مختلف رهانده یا آقای شهبازی؟
لینک یکتا:
http://www.irdc.ir/fa/content/8749/default.aspx