در مجموع انقلاب اسلامی را یك موتور محرك برای حركت های مردمی در دنیا و بخصوص با نگاه اسلامی در منطقه می دانم.
دكتر مهدی مصطفوی در پائیز سال 1386 از قائم مقامی وزارت خارجه به ریاست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منصوب شد. وی از سال 1360 در وزارت خارجه مشغول به خدمت بوده و كار جدید او نیز كاملا مرتبط با تجربه های پیشین وی است.
خونگرمی و البته جواب های دیپلماتیك را می توان دو خصوصیت بارز مصطفوی دانست. با وی درباره ابعاد فرهنگی انقلاب و تأثیر آن بر دنیای خارج به گفت وگو نشسته ایم. البته از نوع انتقادی اش! چرا كه معتقدیم انقلاب اسلامی ایران ظرفیت های شگرف و ناشناخته ای دارد كه باید كشف و ارایه شود.
¤ پس از سه دهه از پیروزی انقلاب، جنبش های اسلامی و غیراسلامی متأثر از این انقلاب را در دنیا چگونه می بینید؟
- وقوع انقلاب اسلامی در ایران عامل مهمی بود برای اینكه یك خودباوری در بین مردم كشورهای دنیا مخصوصا كشورهای جهان سوم به وجود آید. انتشار اخبار و تحلیل هایی درباره انقلاب اسلامی در خارج از كشور و اینكه حالا یك كشوری مثل ایران كه پایگاهی قوی برای غربی ها به خصوص آمریكایی ها بود و مقری برای صهیونیست ها بود چگونه توانست با یك رهبر مذهبی و باقدرت مردم به عنوان یك كشور مستقل از زیر بار نفوذ قدرت های خارجی، خارج شود وخود را رها كند. این واقعه درسی بود برای خیلی ها در دنیا كه گرفتاری های شبیه ما در ایران را داشتند، یعنی تحت استعمار قرار داشتند مخصوصا برای كشورهای اسلامی كه تفكر اسلامی و نگاه دینی داشتند. مسلمانان احساس كردند با تمسك به تفكر و عقاید اسلامی می توانند به عنوان یك قدرت تجلی پیداكنند و خواسته های خود را در اجتماع دنبال كنند. احساس كردند آن خودباوری در قالب تفكر اسلامی می تواند به عنوان یك قدرت عمل كند. به همین خاطر بلافاصله پس از انقلاب، یكی دو سال كه گذشت، می بینیم كه تحركات مردمی برای اینكه نقش بیشتری در جامعه داشته باشند، در برخی كشورها شروع می شود. مشخصا در كشورهای همسایه ما و در آسیا و آفریقا این تحركات كاملا محسوس می شود. تحركات همه الهام گرفته از انقلاب اسلامی است. حتی در اروپا و در آمریكای لاتین، این مسئله را به صورت شكل گیری تشكل های مردم نهاد می بینیم. همچنین شكل گیری رسانه هایی كه متعلق به برخی مسلمانان است نشانگر آ ن است كه جهان سومی ها احساس می كنند كم كم می توانند روی پای خود بایستند و حقوق شهروندی خود را مطالبه كنند و جایگاهی در تعاملات قدرت كشورشان به دست آورند. می بینیم كه در یك سری كشورها حضور در مجالس و پارلمان ها رشد پیدا می كند. گروه های اسلامی یا مسلمانانی كه هیچ جایگاهی برای خود فرض نمی كردند كم كم اقدام به حضور در پارلمان ها نموند. برخی از تشكل های حزبی یا شبه حزبی در كشورها به وجود آمد كه این ها هم عموما نشأت گرفته از اسلام خواهی، عدالت طلبی و الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران بود.
در مجموع انقلاب اسلامی را یك موتور محرك برای حركت های مردمی در دنیا و بخصوص با نگاه اسلامی در منطقه می دانم.
بدون تردید خیزش مردم افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان در منطقه خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز الهام گرفته از حركت های مردم در ایران بوده است.
¤ فكر می كنید پس از سه دهه الهام بخشی، انقلاب سیر صعودی داشته یا كاهش یافته است؟
- با توجه به این كه حركت مردم در كشورهای مختلف سیر صعودی دارد - حركت مردم یعنی برجسته تر شدن نقش مردم در معادلات قدرت، آن هم دقیقا با پشتوانه تفكر اسلامی- چون این سیر صعودی است، یعنی در همین كشورها كه گفتم سیر حركت مردم و جایگاه آن ها صعودی بوده و از طرف دیگر با توجه به جنگ نرمی كه دشمن به راه انداخته است و این اقدام حركت بسیار گسترده و هدفمندی است كه دشمنان و رقبا به صورت بسیار حساب شده و حجیم شروع كرده تا به یك نوعی این الگوی مردم سالاری دینی در ایران را، كه نوع مترقی از حضور مردم و نقش آنها در جامعه با تفكر اسلامی است، مورد هجوم قرار دهند این ها نشان می دهد توجه ملت ها به منطق انقلاب، توجه مردم به حقانیت انقلاب، اهمیت تكیه بر ارزش های اسلامی، توجه مردم به نقش دین در جامعه همگی یك سیر صعودی دارد. اگر این تهاجمات گسترده رقبا و دشمنان ما نسبت به حركت انقلاب و مردم، اینگونه نبود شاید الآن كمی شك می كردیم كه نكند توجه و علاقه مردم كم شده، اما چون این هجوم هم وجود دارد و علیرغم این هجوم می بینیم كه علاقه و گرایش مردم خوب است، می شود به راحتی این جمع بندی را داشت كه عشق مردم نسبت به انقلاب رشد كرده است. حتی در كشورهایی كه شیعه هم نیستند.
¤ به نظرم ماهیت انقلاب ما طوری است كه به شكل طبیعی ملت ها را جذب می كند. یعنی ویژگی هایی دارد كه باعث گرایش عدالت طلبان و آزادیخواهان از هر دین و مرامی می شود. می خواهم بدانم به غیر از این جاذبه ذاتی و پتانسیل ماهوی انقلاب، ما چقدر تلاش كرده ایم؟ نفوذ انقلاب چقدرش به دلیل زحمات ما بوده است؟ چه فعالیت هایی كرده ایم؟ می خواهم بدانم چقدر از این جذب كار ما بوده و چقدرش بدلیل ماهیت انقلاب بوده است؟
اگر الآن مردم دنیا نسبت به اسلام ناب منطق انقلاب آگاهی پیدا كردند و علاقه مند شدند و شناختی برای آن ها ایجاد شده حتماً یك سری از عوامل را دیدند، با یكسری از متون ارتباط پیدا كردند، با یكسری فعالیت ها مواجه شدند كه این شناخت وعلاقه در آن ها ایجاد شده است. یا حتی به یك باورهایی رسیدند. بعضی از این شناخت ها از حركت هایی است كه از داخل ایران به وقوع می پیوندد مثل سخنرانی هایی كه مرحوم حضرت امام می كردند یا مقام معظم رهبری این سخنرانی ها و روشن گری ها را كه دارند یا بقیه مقامات عالیه كشور، همین نشر این صحبت ها به دل بسیاری از مخاطبین در خارج از كشور می نشیند و آن ها را علاقه مند می كند. نشر نوشته ها و متون و ترجمه آن ها به زبان های مختلف، در اختیار سایت ها و نشریات قرار گرفتن آن ها مخاطب را جذب و علاقه مند می كند. همچنین برگزاری یكسری از نشست های علمی و پژوهشی حالا چه در ایران و چه در خارج از كشور تاثیر به سزایی در این امر خواهد داشت. همین كه اندیشمندان و علما و اساتید ما در این گردهمایی ها و نشست های علمی مراودات دارند و تحریكات را تبیین می كنند و استدلال ها را بیان و ابهامات رابرطرف می كنند، این ها باعث می شوند توجه مخاطبین جلب شده ایجاد شناخت و علاقه شود. به همین دلیل ما معتقد هستیم وقتی كه باید در عرصه بین المللی حضور داشته باشیم البته هیچ وقت در جمهوری اسلامی ایران این تفكر وجود نداشته كه خودمان را ایزوله و منزوی كنیم؛ بترسیم از اینكه در یك محیط علمی و سیاسی و فرهنگی حضور داشته باشیم. علت نترسیدن مان هم اینكه معتقد به مبانی علمی و منطقی بوده ایم كه به راحتی قابل دفاع بوده است. به همین جهت سعی شده كه در همه مجامع علمی ومردمی حضور قوی داشته باشیم. جمهوری اسلامی ایران علیرغم این كه محدودیت هایی در دنیا دارد ولی حضوری بسیار قوی مخصوصاً در عرصه فرهنگ و پژوهش و تحقیق و مباحث علمی دارد. امروز كمتر نشستی درباره فلسفه در دنیا برگزار می شود كه كسی از ایران در آن حضور نداشته باشد. كمتر نشستی در ارتباط با گفت وگوی ادیان اتفاق می افتد كه اندیشمندی از ایران در آن نباشد، چون امروز اندیشمندان دنیا این را كاملاً درك كردند كه در چنین نشست هایی اگر ایران نباشد آن بحث، بحث ناقصی است. دانشمندان ایرانی، حرف های قوی و آموزنده ای برای بیان دارند. امروز در دنیا اگر یك جشنواره هنری برگزار شود و كسی بخواهد یك هنر معناگرا و اخلاق و معنویت گرا، هنری بااین اهداف را جست وجو كند ؟ سراغ هنری می آید كه از ایران سرچشمه گرفته باشد. خوب این نشان می دهد كه ایران قدرت تاثیرگذاری دارد و اولاً متفكرین، اندیشمندان و مردم ایران، در عرصه جهانی حضور دارند و ثانیا قدرت تاثیرگذاری دارند. اگر یك مصداق بگویم، این است كه مرحوم امام پایه گذار روز قدس هستند. در روز قدس اگر نمودار چگونگی حضور مردم در این روز در كشورهای مختلف را بخواهیم ترسیم كنیم الحمدلله هر سال نسبت به سال های قبل چه به جهت كمیت و گستردگی مردم در كشورهای مختلف و چه به لحاظ كیفیت یعنی نوع محتوای حضور و استدلال و اظهار علاقه مردم نسبت به دفاع از آرمان های قدس، می بینیم كه منحنی یك سیر صعودی دارد. یعنی هرسال جمعیت زیادتر می شود. در كشورهای جدیدتری مردم می آیند در خیابان ها و تظاهرات گسترده تر می شود. این حركت حتماً از یك كانون جوشانی حمایت و تقویت می شود. این گونه شعارها را اگر كسی در خیابان در دنیا بدهد قطعاً به ضرر او تمام می شود و با این نفوذی كه صهیونیزم و استكبار دارد معمولاً بیچاره ها تحت فشار قرار می گیرند.اما آن عشق و علاقه ای كه مردم را به عرصه می كشاند این مهم است كه نشان می دهد این ارتباط معنوی و فكری جمهوری اسلامی ارتباط مستحكم تر و زنده و جوشان است. یا موردی مثل ارزش های عاشورایی، با این كه عاشورا درواقع یك ارزشی است كه ما شیعیان عمدتاً به آن معتقد و مبلغ آن هستیم، ولی می بینیم كه از اول انقلاب تاكنون ارزش عاشورا و منطق نهضت كربلا هر روز در دنیا بیشتر معرفی و علاقمند بیشتری به آن پیدامی شود. در طول سالیان متمادی تاریخ ایران كه شیعیان حضور داشتند، در دنیا این گستردگی و رشد را نمی بینیم اما پس از انقلاب این رشد كاملاً قابل مشاهده است.حتماً می توانیم این نتیجه را بگیریم كه در ایران ملت و نظامی وجود دارد كه این ها به صورت زنده با دنیا ارتباطات برقرار كرده و می كنند و این ارتباطات باعث ایجاد شناخت در مخاطبین شده است. در محرم امسال در بسیاری از كشورهای غیراسلامی مراسم باشكوهی مربوط به عاشورا را داشتیم كه سال های قبل نبود. این مصادیق نشان می دهد كه الحمدلله موتور محركی در نظام وجود دارد. هم ایدئولوژی موجود است، هم رهبری هست، هم مردم و هم نظام وجود دارند. هركدام از این ها اگر نباشند كار نقص پیدا می كند و یا هركدام ضعیف باشند. من معتقدم هم نظام- یعنی هم تیم حكومتی- و هم مردم و رهبری و هم اعتقاد به اسلام ناب، این مجموعه است كه توانسته به صورت زنده و پویا ارزش های اسلام و انقلاب را منتشر كند
¤ بگذارید مثالی بزنم. اگر پیكانی با سرعت 120كیلومتر در ساعت حركت كند از آن تعریف می كنند اما اگر یك بنز فقط 150 یا 160 تا برود می گویند معیوب است. می خواهم بگویم انتظار ما خیلی بیشتر است.
به عنوان نمونه در بحث رسانه، قطر را می بینیم كه شبكه الجزیره را دارد و در منطقه جای خود را باز كرده و در دنیا هم حرفی برای گفتن دارد. یا مثلاً الشرق الاوسط كه خیلی هم ضد ایرانی است.
به نظرم ما به اندازه كافی از این پتانسیل استفاده نكرده ایم نظر شما چیست؟
-البته این نكته خوبی است كه بگوییم چرا رسانه و روزنامه و مجله و رادیو و تلویزیون ما نمی تواند بسیار قوی و مؤثر و گسترده مطالب را در دنیا هرچه راكه می خواهد منتشر كند. این سؤال خیلی خوب است و یكی از محسنات این سؤال آن است كه ما را تشویق كند كه اینگونه شویم. كمال خواهی خوب است و فطری انسان است. باید تلاش كنیم رسانه ما هر روز قوی تر باشد. این خواست وجود دارد نه اینكه یك روزنامه نمی خواهد قابل عرضه در منطقه و جهان باشد، می خواهد، اما چرا نشده، خوب اگر كمی بخواهیم واقع بینانه نگاه كنیم غیر از آن كمبودها و محدودیت های كمی و كیفی خودمان كه نباید آن ها را هم انكار كر، با موانعی روبه رو هستیم كه رقبای ما آن را ندارند.
¤ چه موانعی؟
-برخی مجلات و كانال های تلویزیون را كه رقبا دارند و بسیار هم تأثیرگذار كار می كنند، اگر روی آن ها دقیق شویم می بینیم كه موانع جدی ندارند، اما كمك های جدی دارند و حمایت های جدی می شوند. اما اگر روی فعالیت های خود دقیق شویم، می بینیم كه موانعی جدی داریم ولی كمك های جدی به ما نمی شود. اما تلویزیون اگر بخواهد از یك باند و آنتن جدید استفاده كند در این راه حتماً با موانع جدی روبه رو می شود.
در همین قضایای اخیر شاهد این موانع بودیم. برخی از سایت های خبری رسمی ما، از آن منبع اصلی قطع شد كه قانوناً نباید چنین اتفاقی بیفتد و نمی توانند ولی كردند. یعنی از ماهواره قطع كردند. ماهواره ای كه ما قرارداد داریم و به راحتی نمی تواند آن را فسخ كند، چرا كه از نظر حقوقی این یك جرم است؛ اما این كار را كردند. با دیگران این جوری نیست. اگر از ماهواره ای استفاده می كنند یك كمكی هم كنار آن می گذارند. این تفاوت ها وجود دارد. البته این مشكلات نباید ما را مأیوس كند. ما در آسیب شناسی خود نباید مشكلات خود را نادیده گرفته و فقط این موانع را ببینیم مشكلات خود را هم باید حل كنیم. مشكلات بودجه، مدیریت، امكانات، آموزش، كه باید یكی یكی آن ها را حل كنیم كه الحمدلله در این زمینه هم دارد كار می شود. یعنی قدرت خبری امروز ما قابل مقایسه با 5 یا10 سال پیش مان نیست. اما این هم واقع گرایانه نیست كه موانعی را كه رقبا و دشمنان پیش روی ما می گذارند نبینیم ما دو تا دونده با یك امكانات مشابه نیستیم. در پیستی كه همه می دویم به آن ها حسابی می رسند آن ها را دوپینگ می كنند و زیر بغل شان را می گیرند. ما را هم پشت پا می اندازند. آن چه باعث شده قدرت تأثیرگذاری ما بهتر باشد حقانیت اعتقاد ماست. صداقت در اقدامات مان است كه باعث شده رشد كنیم. البته رشدی كه ما آرزو می كنیم، خیلی بیشتر از این ها است. اما می بینیم علیرغم این موانع بزرگ تأثیرگذاری خوبی هم وجود دارد. و از طرف دیگر خود را مأمور به انجام وظیفه می دانیم و آن را انجام می دهیم و تأثیرگذاری آن با حضرت باری تعالی است و مأیوس هم نیستم.
¤ البته ما هم مأیوس نیستیم!بار فرهنگی صدور انقلاب- فارغ از كلیشه های رایج درباره این مفهوم- بر دوش نهادهای زیادی است. یكی هم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی. در مجموع به نظر می رسد ما آنچنان كه باید و شاید این پیام را منتقل نكرده ایم.
البته شاید هم اقدامات زیاد و خوبی انجام شده و باز خوردش به جامعه منتقل نشده، اما من فكر می كنم ارزیابی كلی جامعه این است.
- خب باید دید موفقیت یعنی چه و معیارهایش چه هستند. چارچوب ما برای ارزیابی چیست.
كارها هم اول دیده شود تا بتوانیم قضاوت دقیق داشته باشیم.سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باتوجه به اینكه حیطه فعالیت و عملكرد آن در خارج از كشور است بسیاری از فعالیت های آن در ایران دیده نمی شود نباید هم دیده شود. چون محل عملیاتش در ایران نیست. ولی چون ممكن است این ایراد را مطرح كنند كه بالاخره فعالیتی كه در خارج انجام می شود باید در ایران هم منعكس شود، یعنی ما باید روش هایی داشته باشیم كه حتی الامكان خیلی بیشتر تحركات و فعالیت های خارج از كشور را به داخل منعكس كنیم كه هموطنان بدانند در عرصه بین المللی چه فعالیت های فرهنگی انجام می شود و دستاوردهای آن چیست، البته تلاش كردیم كه این ها را منعكس كنیم. هم سایت هایی را داریم كه به روز فعالیت ها را منعكس می كند هم نشریاتی داریم كه سعی می كنند اطلاعات را منتقل كنند. البته نشریه ما بین مسئولین می چرخد روی دكه ها نمی رود. تلاش ما این است كه از رسانه های خود برای انعكاس فعالیت ها استفاده كنیم. این جا دو نوع فعالیت دارد.
1-فعالیت هایی كه خود سازمان متولی انجام آن است، الان حدود 70 رایزن فرهنگی در كشورها داریم. در این كشورها رایزن ها فعالیت هایی كه خود سازمان می گوید انجام می دهند 2-فعالیت هایی هم است كه مدیریت این سازمان برای ایجاد هماهنگی و بهره برداری از توان مندی های دستگاه های فرهنگی كشور به جهت این كه در خارج ارائه شود به آن اقدام می كند.
مثلا الان حدود 20 دستگاه فرهنگی كشور با هم برنامه ریزی مشترك انجام می دهیم كه در خارج از كشور بصورت هماهنگی فعالیت های خود را تعریف كرده و در نتیجه از فعالیت های آنها در خارج از كشور یك هم افزایی به وجود می آید از همین رهگذر معلوم است هركدام از 20 دستگاه در یك كشور خارج چه بخشی از فعالیت هایی فرهنگی را برعهده دارند این حركتی است كه امسال شروع شده، قبلا این هماهنگی بین دستگاه ها وجود نداشت. حركت مثبتی است كه سازمان در جایگاه مدیریت فعالیت های فرهنگی در خارج از كشور آن را انجام می دهد. شاید این به راحتی قابل نشان دادن در جامعه نباشد. ولی به لحاظ معنا و محتوا خیلی حركت ارزشمندی است چون هم افزایی زیادی ایجاد می كند كه آثار آن در خارج از كشور ارزشمند است. یكی دیگر از فعالیت ها حركتی است كه خود سازمان انجام می دهد. در عرصه های پژوهش، آموزش، فرهنگ، هنر، رسانه، فضای مجازی، سازمان های منطقه ای و بین المللی كار می كنند. در ارتباطات پژوهشی سعی می كنیم بین پژوهشگاه های داخل كشور با خارج از كشور ارتباط برقرار كرده و روی موضوعات ارزشمند كار پژوهشی انجام شود. همچنین نشست های پژوهشی متعدد بین مراكز پژوهشی و خود سازمان با خارج از كشور وجود دارد و روی موضوعات كه مورد علاقه و نیاز ماست همچون گفتگو و تبادل نظر می شود. مباحث آموزشی بین دانشگاه ها، تبادل استاد و دانشجو و كتاب های آموزشی و مباحث مربوط به بازآموزی و توسعه زبان فارسی در كشورها الان 220 تا خانه ایران
(اتاق ایران) در دانشگاه ها داریم كه این اتاق ها كتابخانه نرم افزارهای مربوط به كشور و آنتن ماهواره ای كه تلویزیون ایران را بگیرد، دارند. اگر كسی بخواهد راجع به ایران اطلاعاتی بدست آورد جایگاه خوبی برای اوست. همچنین مبادله كتابخانه های بزرگ هم در آموزش های حوزوی و هم دانشگاهی در رده های مختلف صورت می گیرد.
ترجمه و نشر كتاب به زبان های مختلف،برگزاری همایش های فرهنگی، شب های شعر،مثل هفته های فرهنگی بین كشورها، هفته فیلم و نمایشگاه های عكس و نقاشی، صنایع دستی از دیگر اقدامات سازمان است و تلاش می كنیم همه این فعالیت ها با نگاه محتوایی اسلامی همراه باشد نمایشگاه هنری سكولار را دنبال نمی كنیم.
¤ چقدر فعالیت هایی كه انجام می دهید روح انقلابی دارد؟
تلاش ما این است هنرمند و ارزش هنری را تبلیغ كنیم كه حتما این محتوا را داشته باشیم و روی این مصر هستیم. برخی مواقع بعضی ها فكر می كردند اثر هنری كه بخواهد فاخر باشد حتما سكولار باید باشد. در صورتی كه اصلا این طور نیست. در نمایشگاه هایی كه در كشورهای مختلف برگزار می شود و شركت می كنیم مصر هستیم از اثری هنری كه به جهت برخورداری از بالاترین و قدرتمند ترین تكنیك برخوردار باشد استفاده كنیم اثری كه حتما به بیننده تاثیر معنوی و اخلاقی و مثبت روحی و روانی القا كند. الحمدلله در این باره كارهای خوبی در كشور انجام شده امروز فیلم های سینمایی با محتوای اخلاقی و با مضامین قرآنی، جای خود را در دنیا باز كرده است. ما اگر مبلغ این نوع آثار هستیم چون احساس می كنیم اولا وظیفه مان را انجام می دهیم. ثانیا می بینیم مخاطبین و علاقه مندان بسیاری در دنیا هستند كه اتفاقاً دنبال این نوع آثار هستند.
لذا اگر فعالیتی هنری در خارج از كشور انجام می دهیم با همین نگاه است. در همین دهه فجر میزان فعالیت هایی كه در خارج انجام می دهیم بسیار گسترده است. تقریبا در تمام این كشورها نشست های علمی داریم كه ابعاد و ارزش های انقلاب را بازگو می كند. برای مخاطبین به زبان محلی بیش از 40 سایت تأسیس شده است. این سایت ها مطالب مربوط به انقلاب را به این مناسبت به صورت عكس، فیلم، شعر ارائه می دهند. هیات هایی كه اعزام می شوند سعی می شود ارزش هایی را تبیین كند. در عرصه رسانه هم ارتباطات رسانه ای را توسعه می دهیم امروز هیاتی از كرواسی در ایران است. مرتبا این هیات ها را به خارج می فرستیم و سعی داریم این ارتباط را گسترش دهیم. معتقدیم رسانه تریبون بسیار ارزشمندی است برای اینكه بتواند فرهنگ اسلام ناب را منعكس كند. فضای مجازی برای ما بسیار مهم است. امروز فكر می كنیم یكسری از موانعی كه برای حضور ما در خارج از كشور وجود دارد آن را به این وسیله می توان دفع كرد. به همین خاطر در این باره سرمایه گذاری می كنیم.
یكی از عرصه های مهم حضور ما، حضور در مجامع منطقه ای و بین المللی است. مجامعی مثل آیسسكو كه كار فرهنگی می كنند. سعی می شود از این مجال ها هم برای بیان ارزش های خود، نمایش فرهنگ غنی و اصیل ایرانی استفاده كنیم.
رایزن فرهنگی ما كسی است كه باید دست آن را پر كنیم از ایران، تا بتواند آن را عرضه كند. امكانات و ابزار لازم در اختیار او قرار گیرد. به اندازه كافی بودجه داشته باشد تا بتواند توانمندی های جمهوری اسلامی ایران را در آن جا عرضه كند. رایزن فرهنگی خیلی می تواند خدمت كند ولی دست وبال او باید باز باشد. تلاش ما این است اگر بودجه خودمان هم كم است با ایجاد مشاركت با دستگاه های فرهنگی بتوانیم آن ها را تشویق كنیم كه توانمندی های خود را متناسب با راهبردهایی كه تبیین كردیم (الان راهبردی فرهنگی 5ساله ای را برای كشورها تبیین كردیم.) به منصه ظهور بگذراند.
اگر این حمایت از داخل كشور و این توجه به تولید، متناسب با خارج از كشور رشد یابد و بتوانیم این مشاركت را تقویت كنیم دست رایزن ما هم پر است.
¤به نظر من وقتی كار به یك سطح خوب و قابل قبول می رسد كه حالا كه موضع ما در دنیا اقلیتی است، رایزن فرهنگی در كنار دستگاه های دیگر از مواضع ما دفاع كند. این یك جهاد است.
به نظرم آنها باید نگاه آرمانی داشته باشند، روزی می توانیم نمره الف بگیریم كه اگر به كسی گفتیم مثلا برو در پاریس رایزن فرهنگی ایران باش، بگوید نه! من نیستم. چرا؟ چون كار خیلی سخت است. جهاد است. نه اینكه برای این پست ها رقابت باشد.
-الان اینجوری است. یك تیپ كسانی داریم كه اصلا این كاره نیستند. دنبال منافع خود و كارهای دیگر هستند. آن ها ممكن است سررفتن به كشوری حرص داشته باشند و رقابت كنند، اما آن ها جایگاهی ندارند در سیستم ما، كسانی كه اهلیت كار فرهنگی در خارج را دارند و توان آن را، ما به آن ها التماس می كنیم كه بپذیرند و به سختی می پذیرند. الان هم واقعیتی كه ما با آن مواجهیم همین است. پیدا كردن رایزنی كه هم توان خوب داشته باشد و هم آمادگی رفتن به چنین میدانی را داشته باشد، كار سختی است. روش جذب این نوع افراد هم بسیار روش پیچیده ای است.
¤برنامه ای خاص برای ارتباط با متفكرینی كه حامی ایران هستند، دارید؟
-بله، یكی از وظایف ما شناسایی نیروهای ارزشمند در دنیاست و ارتباط با این ها. تلاش می كنیم افرادی كه توانمندی و اعتقادات خوب اسلامی دارند با آن ها مرتبط شویم و نسبت به نظرات خود آن ها را آشنا كنیم و ارتباطات خود را با آنها گسترش دهیم.
ما هم ارتباطات را درسطح افراد و هم در سطح سازمان ها و انجمن ها و هم در سطح دولت ها و در سطح سازمان های بین المللی و منطقه ای مصرانه دنبال می كنیم.
¤یكی از كارهایی پس از انقلاب شدت گرفته، فرقه سازی است، مثل وهابیت و از این قبیل، این مسئله را چگونه ارزیابی می كنید و در تقابل با آن ها در چه مرحله ای هستیم؟
-یكی از روش های مبارزه با تفكر اصیل اسلامی به وجود آمدن فرقه هایی به نام اسلام است كه ضربه به اسلام بزنند. البته این روش جدیدی نیست ولی امروز از امكانات گسترده ای در این باره استفاده می شود. رسانه ها به ویژه تلویزیون های ماهواره ای و شبكه های اینترنتی بسیار به این موضوع دامن می زنند پس از انقلاب در ایران به ویژه پس از جنگ تحمیلی و پس از پیروزی حزب الله در لبنان ارزش جهاد و شهادت برای بسیاری از مسلمان و غیرمسلمانان روشن شد، این شد كه جهاد و شهادت از چه جایگاه بالایی برخوردار است. كاری كه دشمنان خواستند انجام دهند این بود كه این ارزش را به گونه ای تحریف كنند؛ به وجود آمدن طالبان و القاعده و عملیات كور تروریستی و انفجارهای كوری به نام اسلام یكی از همین اقدامات بود كه دشمنان انجام می دادند برای یك عده هم در دنیا با تبلیغاتی كه این ها انجام می دادند توانستند ذهن شان را مشوش كنند. جوری تبلیغ كنند كه اسلام هراسی به وجود آید و به تبع آن اسلام ستیزی را بتوانند دنبال كنند. یا به وجود آمدن یكسری عرفان های كاذب مثل ماده مخدر، جوانانی را كه علاقمند به معنویت بودند، بتوانند منحرف كنند و مثل قارچ این گروه ها را تقویت كردند. این یك واقعیت است كه برای مبارزه با ارزش های دینی از ادیان و عرفان های كاذب استفاده می كنند. این وظیفه ما را سنگین تر می كند كه بتوانیم در بیان حقایق دینی و معنوی بتوانیم نقش این مذاهب دروغین را برملا كنیم و جایگاه تخریبی این ها را هم نشان دهیم.
¤ ناگفته های شما از دوران قائم مقامی وزارت امورخارجه؟
- یكی از صحنه هایی كه هم برای من جالب بود و هم تأسف انگیز است این است كه گاهی مواجه می شدیم با دیپلمات ها و مسئولین رده های بالای سیاسی كشورها كه اینها در موضع گیری های علنی خود بر علیه ما حرف می زنند، اما در جلسه خصوصی كه می نشینم استدلال ها و مصادیق را كه می شنوند شروع می كنند به اینكه شما بحق هستید و روی پای خود ایستادید و بسیار ارزشمند است. ما قدرت نداریم حرفی را كه در بیرون می زنیم اگر خلاف این را بگوییم ساقط می شویم.
دل ما همراه شماست. نمی توانیم آن را بیان كنیم در بحث هسته ای می گویند محكم كار خود را ادامه دهید و نترسید. حرف هایی كه دیگر می زنند پوچ است. ما در مواجه با این صحنه كه مكرر هم است، سعی می كنیم كه به همان اندازه كه تهدیدها ما را مرعوب نمی كند این حرف ها هم ما را خیلی خام نكنند نه از آن حرف ها بترسیم و نه از این حرف های شیرین دلخوش باشیم. تزویر را در بسیاری از این ها می بینیم. در كنار این صحنه ها گاهی مواجه هستیم با افرادی كه تمام زندگی خود را بخاطر دفاع از حقانیت انقلاب حاضرند از دست بدهند با جایگاه رفیع اجتماعی كه داشتند.
¤ آخرین سؤال. ایام انقلاب كجا بودید؟
- در خارج از كشور دانشجو بودم. آن اواخر هم به
نوفل لوشاتو رفتم.
¤ خاطراتتان از حضور در كنار حضرت امام(ره) در
نوفل لوشاتو؟
ایام شیرینی بود.
دو هفته آخر كه ایشان پاریس بودند من از آلمان رفته بودم پاریس قرار بود كه ما با همان هواپیما بیاییم. البته 2 هواپیما بود. پس از اینكه ایران تهدید كرد یا برمی گردند یا می زند. حضرت امام دستور دادند یك هواپیما باشد. ما هم مجبور شدیم ولی ایام بسیار شیرینی بود.
یادم می آید برای غذا در هر وعده سفره بزرگی پهن می شد و همه دور همان سفره می نشستند. غذا هم خیلی خیلی ساده بود. بعضی وقت ها نان خشك لب آدم را زخمی می كرد. بالاخره آنجا كانون و قلب رهبری و فرماندهی انقلاب بود. این سادگی در آنجا برای خارجی هایی كه هر روز به آنجا مراجعه می كردند خیلی جذاب و تعجب برانگیز بود.
محمد صرفی