دیدگاه امام خمینی(ره) درباره نقش و جایگاه ولایت فقیه كه ركن اصلی اسلامیت نظام می باشد. امام خمینی(ره) درباره ی اهمیت نظرات فقیه و ولایت فقیه می فرماید: «.... من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم كه امر دولت اسلامی اگر با نظرات فقیه و ولایت فقیه باشد آسیب بر این مملكت وارد نخواهد شد.
بدون تردید حوادث بعد از انتخابات بر امنیت ملی و وحدت كلی كشورمان لطمه وارد ساخته است.دشمنان نظام جمهوری اسلامی همواره تلاش داشته اند از طریق شكاف بین مردم و مردم، مردم و حاكمیت؛ نخبگان سیاسی درون حاكمیت با مردم و روحانیت، روحانیون و علما و مراجع تقلید با ولی فقیه مقدمات فروپاشی نظام جمهوری اسلامی از درون را فراهم سازند.واقعیت آن است حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم این شكاف ها را عمیق تر كرده است ووحدت ملی را كم رنگ تر نموده است.
بعضی از نخبگان سیاسی و فكری كشورمان یا از روی دلسوزی یا با اهداف سیاسی تلاش كرده اند با طرح وحدت ملی گسل های ایجاد شده را كاهش دهند و متمردین از قانون و معترضین قانون گریز را كه خود زمینه ساز این شكاف ها بوده اند را تطهیر كرده و به حاكمیت برگردانند.بازگشت سران فتنه به درون حاكمیت یا محاكمه ی آنها موضوع این نوشتار نیست.بلكه لزوم تحكیم وحدت ملی و شاخص های دست یابی به آن موضوع تحلیل ما می باشد.لزوم تحكیم وحدت ملی و كاهش شكاف های درون حاكمیت مفروض هر دوستدار انقلاب اسلامی می باشد شكی نیست تزلزل در وحدت ملی شكاف های درون حاكمیت و مردم را گسترده تر كرده و امنیت ملی ما را به مخاطره می اندازد.سئوال اصلی و كلیدی این است كه چگونه می توان به وحدت ملی دست یافت؟ آبا می توان ولایت فقیه و ولی فقیه منتصب خبرگان منتخب ملت را قبول نداشت و او را فصل الخطاب ندانست و دم از وحدت ملی زد؟آیا می شود با قانون گریزی و قانون ستیزی به وحدت دست یافت ؟آیامی توان از طریق ساختار سیاسی همین حاكمیت به قدرت رسید و شعار حاكمیت دوگانه داد؟ آیا می شود شعار دمكراسی و مردمسالاری داد به رای اكثریت تمكین نكرد؟ چگونه میشود در نظام جمهوری اسلامی به وحدت رسید؟شاخص های رسیدن به وحدت چیست؟
جریان های سیاسی چپ یا اصلاح طلب ویژگی بارز اندیشه خود را خط امامی بودن خود می دانند خط امام با بهره گیری از كلام وحی همان صراط مستقیم است.صراطی كه با بهره گیری از آیه 19سوره آل عمران می توان آیین و مكتب اسلام نامید .خداوند متعال در آیه 53 سوره ی شورا در رابطه با صراط مستقیم می فرماید:«و تو ای پیامبر مردم رابه صراط مستقیم هدایت خواهی كرد.راه خداوندی كه آنچه در آسمانها و زمین است ؛همه ملك اوست.»بنابراین انبیاء و پیامبران الهی و در تداوم عصر نبوت ائمه معصومین نماد و تجسم صراط مستقیم بر محور و مقتدای حركت جامعه در آن صراط هستند.
در عصر غیبت، در حقیقت،ولایت عامه الهی بر عهده امام عصر(عج) است و از جانب آن حضرت، اداره امور انسان ها و مدیریت آنان به ولی فقیه به عنوان نائب عام منتقل شده است و ولی فقیه به ویژه در عصر حاكمیت دینی، محور و نماد صراط مستقم است.[1]
در اینجا از آنجا كه اكثریت جریانهای سیاسی امام خمینی(ره)را به عنوان نماد و محور صراط مستقیم به رسمیت می شناسند به تبیین و بیان دیدگاه های ایشان می پردازیم.تا با توسل و تمسك به این اندیشه ها به وحدت ملی دست یابیم.
1) قانون گرایی:
امام خمینی(ره)حكومت جمهوری اسلامی را حكومتی مبتنی بر قانون عدل الهی دانسته و به اعتقاد ایشان همه در سایه قانون با امنیت كامل به سر می برند و هیچ حاكمی حق ندارد برخلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمی بردارد.[2]
همچنین امام (ره) همه مردم و مسئولان را به رعایت قانون اساسی و ضوابط اسلامی فراخوانده و می فرمایند:«همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید ولو برخلاف رای شما باشد،باید بپذیرید برای اینكه میزان اكثریت است و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست،میزان است كه همه ما باید بپذیریم،من هم ممكن است با بسیاری از چیزها،من كه یك طلبه هستم،مخالف باشم،لكن وقتی قانون شد ..... خوب ما هم می پذیریم.[3]
2) آزادی :
آزادی در دیدگاه امام عبارت از حق اختیاری است كه انسانها در رابطه با نوع زندگی، مشیء عقیده، نظر و رای خود دارند و محدوده آن تا مرز قوانین اسلام می باشد كه در كشور در قالب قانون اساسی تبیین یافته است ایشان آزادی را از بنیادهای اسلام دانسته و می فرمایند: «انسان واقعی ملت مسلمان، فطرتاً یك انسان آزاد شده است.[4] ایشان آزادی را حق اولیه و طبیعی بشر می دانستند.اما حد ومرز آزادیها را قوانین اسلام و قانون موجود در كشور می دانستند كه برای همگان یكسان می باشد.اما امام حد ومرز آزادیها را قوانین اسلام و قانون موجود در كشور می دانستند كه برای همگان یكسان می باشد.«باید ... آزادیها در حدود قوانین مقدس اسلام و قانون اساسی به بهترین وجه تامین شود[5] ایشان همچنین فرمودند: در هر مملكتی آزادی در حدود قانون است، در حدود قوانین آن مملكت است، مردم آزاد نیستند كه قانون را بشكنند معنی آزادی این نیست كه هر كس برخلاف قوانین، بر خلاف قانون اساسی یك ملت، برخلاف قوانین ملت هم هر چه دلش می خواهد بگوید.آزادی در حدود قوانین یك مملكت است....»[6] حضرت امام(ره) تاكید داشتند نباید از آزادیها سوء استفاده شود بلكه باید آزادیها در جهت هدایت ملت و منفعت ملت استفاده نمود.
3) ولایت فقیه:
یكی از اركان اساسی اندیشه های حضرت امام(ره) بحث ولایت مطلقه فقیه می باشد.طبق این نظریه در تمام امور خصوصی و اجتماعی مردم كه امام معصوم بر آن ولایت دارد این ولایت كاملاً به فقیه جامع الشرایط می رسد.پس در این نظریه اصل بر انتقال ولایت امام معصوم است مگر در موارد خاص مثل جهاد ابتدایی كه البته مورد اختلاف علما می باشد.[7]
دیدگاه امام خمینی(ره) درباره نقش و جایگاه ولایت فقیه كه ركن اصلی اسلامیت نظام می باشد. با توجه به پیام ها، سخنرانی ها و نوشته های متعدد ایشان بر هیچكس پوشیده نیست.امام خمینی(ره) درباره ی اهمیت نظرات فقیه و ولایت فقیه می فرماید.... من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم كه امر دولت اسلامی اگر با نظرات فقیه و ولایت فقیه باشد آسیب بر این مملكت وارد نخواهد شد.[8]
4) سیاست خارجی:
نظریات امام خمینی(ره) در باب سیاست خارجی جمهوری اسلامی با تمامی نظریات موجود در روابط بین الملل متفاوت است.اصل دفاع از حقوق مستضعفین و مبارزه با ظلم و استكبار،اصل دعوت جهانیان به حیات طیبه،اصل حفظ تمامیت ارضی وام القری اسلامی و اصل نه شرقی و نه غربی (قاعده نفی سبیل)از اندیشه های و دغذغه های امام خمینی(ره) می باشدو این ادبیات در سخنان ایشان موج می زند.«شما بدانید كه ملت ها حتی ان ملت هایی كه الهی هم نیستند اینها همه شان كه جزء مستضعفان جهان هستند و همیشه در تحت سلطه ی مستكبران بوده اند امید دوخته اند به این نهضتی كه در ایران حاصل شده است[9] « ما به پیروی از اسلام بزرگ از جمیع مستضعفین حمایت می كنیم»امام خمینی (ره) درباره ی اصل دعوت جهانیان به حیات طیبه و بیداری اسلامی می گوید: «امروز همه ی مصیبت و عزای آمریكاییها و شوروی شرق و غرب در این است كه نه تنها ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است كه دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می كند.[10]
امام خمینی(ره) درباره ی شعار نه غربی و نه شرقی می فرماید: «شعار نه شرقی و نه غربی ها، شعار اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم كننده ی سیاست واقعی عدم تعهد كشورهای اسلامی و كشورهایی است كه در آینده نزدیك و به یاری خدا، اسلام را به عنوان تنها مكتب و نجات بخش بشریت می پذیرد و ذره ای هم از این سیاست عدول نخواهد شد.پشت كردن به این سیاست بین المللی اسلام، پشت كردن به آنها مكتب اسلام و خیانت به رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع) است و نهایتاً مرگ كشور و ملت ما و تمامی كشورهای اسلامی است وكسی گمان نكند كه این شعار، شعار مقطعی است،بلكه این سیاست ملاك عمل ابدی مردم ما و جمهوری اسلامی ما و همه ی مسلمانان سرتاسر عالم است.[11]
عدالت خواهی ،دیپلماسی فعال و عبور از سیاست منفعلانه از دیگر اندیشه های امام خمینی(ره) یود.اعتقاد به جامعیت دینی و پیوستگی بین دین و سیاست.اعتقاد به نقش مردم به فعلیت بخشیدن به حكومت دینی،پرهیز از همگرایی،همكاری و همسویی با دشمنان اسلام و انقلاب ،اعتقاد به تعدیل شكاف بین فقیر و غنی،فسادستیزی ،ساده زیستی، اجتناب از هوای نفس و حفظ استقلال كشور از دیگر اندیشه های امام راحل می باشد بدون تردید تنها در سایه این اندیشه های ناب می باشد كه می توان به وحدت ملی در نظام جمهوری اسلامی دست یافت كه مقام معظم رهبری اكنون پرچم دار این اندیشه های ناب است.
لینک یکتا:
http://www.irdc.ir/fa/content/8823/default.aspx