در حالی که سیر حوادث و رخدادهای ایران با ضربآهنگ تندی پیش میرفت و جهان هنوز از شوک ناشی از انتخاب احمدینژاد بیرون نیامده بود، اتفاق جدیدی نگاهها را به سمت ایران متوجه نمود: «ادعای وقوع تقلب در انتخابات». این احتمال از سوی کاندیداهای بازنده و اطرافیان آنها مطرح شد و به سرعت در سطح رسانههای داخلی گسترش یافت. در ابتدا رسانههای خارجی این موضوع را چندان جدی نگرفتند. اما پس از مدتی این شایعه...
مقدمه
برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، بیتردید یک نقطهی عطف در تاریخ انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود. این انتخابات علیرغم اینکه دور دوم یک ریاست جمهوری را رقم میزد، توانست تمام حد نصاب های ثبتشده در انتخابات ریاستجمهوری را پشت سر بگذارد و با مشارکتی نزدیک به 85 درصد، مقیاس جدیدی در سنجش مشارکت سیاسی مردم ایران به وجود آورد.
این انتخابات به سرعت به تیتر یک تمام خبرگزاریهای دنیا تبدیل شد. کارشناسان رسانههای مختلف، به تحلیل نتایج و علل و پیامدهای این انتخابات پرداختند. در زمانی که از اعلام نتایج چند ساعتی بیشتر نمیگذشت، اخبار و تحلیلها عموما در مورد رفتار سیاسی ایرانیان بحث و گفتگو میکرد. اینکه این انتخابات چه پیامدهایی برای غرب و مسئلهی هستهای ایران دارد؟ چه طور شد که ایرانیان به احمدینژاد تندرو و سرسخت رأی دادند؟ و سوالاتی از این دست. واکنش رسانههای جمعی دنیا در این زمان به نوعی انفعالی و ناشی از سردرگمی بود.
نقطهی امید برای رسانهها: تقلب در انتخابات
در حالی که سیر حوادث و رخدادهای ایران با ضربآهنگ تندی پیش میرفت و جهان هنوز از شوک ناشی از انتخاب احمدینژاد بیرون نیامده بود، اتفاق جدیدی نگاهها را به سمت ایران متوجه نمود: «ادعای وقوع تقلب در انتخابات».
این احتمال از سوی کاندیداهای بازنده و اطرافیان آنها مطرح شد و به سرعت در سطح رسانههای داخلی گسترش یافت. در ابتدا رسانههای خارجی این موضوع را چندان جدی نگرفتند. اما پس از مدتی این شایعه، به ابزاری برای تحلیل نتایج انتخابات ایران بدل شد و سیل خبرها و تفسیرها در این جهت شکل گرفت. تمام این وقایع مربوط به دو یا سه روز اول پس از انتخابات میشود. (حدود 24 خرداد)
به نظر محقق، حوادث پس از انتخابات در ایران به قدری سریع پیش میرفت که رسانههای دنیا به سختی خود را به آن میرساندند. هرچه زمان جلوتر میرفت اهمیت و ارزش و میزان خبرهای مربوط به ایران افزایش مییافت. به طوری که در روزهای پر آشوب ایران، برخی رسانهها در سایت خود وبلاگی ایجاد کرده بودند تا خبرنگاران و ساکنان ایران به صورت مستقیم و لحظه به لحظه، اخبار و اطلاعات خود را به زبان انگلیسی به اطلاع دیگران برسانند. دیگر، خبرنگاران حرفهای به تنهایی از عهدهی مخابره کردن اخبار ایران بر نمیآمدند.
جذابیت ایران برای رسانههای جهان
از روز 15 ژوئن ، (25 خرداد) و با برگزاری راهپیمایی گسترده در تهران، رسانهها به صورتی کاملا غیر معمول بر اخبار ایران متمرکز شدند. اخبار تظاهرات ها لحظه به لحظه ارسال میشد و برخی تلویزیونهای خبری با قطع مکرر برنامههای خود، به اخبار ایران میپرداختند. بسیاری از نشریات بینالمللی، تیتر یک روزنامهی خود را به حوادث ایران اختصاص میدادند و حتی نیمصفحهی اول روزنامه را با عکسی از تظاهراتها پر میکردند. کشته شدن دختری به نام ندا آقا سلطان، فرصت جدیدی برای رسانههای خارجی فراهم کرد تا هیجان داستان را بیشتر کنند و مخاطبان بیشتری را به سوی خود جذب نمایند.
اخبار مربوط به ایران همواره برای مخاطبان خارجی جذاب بوده است. زیرا کشور ایران به دلیل گفتمان خاص خود به چالشی برای کشورهای قدرتمند تبدیل شده است و هر خبری از داخل ایران برای رسانهها و مخاطبان آنها در کشورهای غربی جالب به نظر میرسد. اگر این خبر به نوعی بیانگر این موضوع باشد که نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل دچار مشکلی شده است، برای مخاطب غربی خبری خوشایند است.
اگر کشورهای غربی از نظر سیاسی با ایران مشکل دارند و مقبولیت یافتن ایران را خطری برای اهداف سیاسی خود میبینند، کشورهای عربی از ناحیهی ایران دو برابر احساس خطر میکنند. زیرا گفتمان شیعی این کشور، هم نظام سیاسی آنها را تهدید میکند و هم از نظر اعتقادی و فرهنگی از جانب ایران احساس خطر مینمایند. به همین دلیل مشاهدهی هر خبری که از تضعیف ایران حکایت کند، برای کشورهای عربی، دو برابر لذت بخشتر است! گفتههای غرضآلود و توأم با شادی برادران عرب را میتوان با این نگاه تفسیر کرد. در مقالات و گفتههای اعراب، حتی بیشتر از دشمنان غربی طعنه و دشمنی احساس میشود و جای تأسف است که چگونه برخی کشورهای مسلمان در دشمنی ورزیدن نسبت به ایران بیشتر از کفار جهد و تلاش دارند.
تفاوت رسانههای غربی و عربی در تحلیل حوادث ایران
1- نگاه غرضورزانهی رسانههای عربی: رسانههای عرب، با کینه و بغض شدیدی که از انقلاب اسلامی ایران دارند به شادی و تحلیل و حتی خط و نشان برعلیه جمهوری اسلامی پرداختهاند. در این مقالات بیش از آنکه به اوضاع داخلی ایران توجه شود، برطرف شدن تهدیدات ایران از کشورهای عربی مورد توجه قرار گرفته است. ایران طرفداران زیادی در کشورهای عربی دارد و هنوز هم به ایران به عنوان یک الگو و نظام آرمانی نگاه میشود. این مسأله حتی از نظرات خوانندگان این مقالات آشکار است. برخی از خوانندگان، علنا از جمهوری اسلامی دفاع کردهاند و به سیاستهای عربی و سران عرب تاختهاند. این کشورها چون خود از نبود آزادی و شدت خفقان رنج میبرد، نمیتوانند ایران را متهم به دیکتاتوری نمایند. در کشوری مانند مصر که از آزادترین کشورهای عربی محسوب میشود، رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری عملا غیر ممکن است و مبارک ریاستجمهوری مادامالعمر دارد. اگر جانشینی جمال مبارک رسما محقق شود، میتوان گفت که این نظام شباهت بیشتری به نظام پادشاهی دارد تا ریاست جمهوری. بنابراین روزنامههای این کشور نمیتوانند بر ایران خرده بگیرند و ریاست جمهوری ایران را به دیکتاتوری متهم نمایند.
2- نگاه ساده لوحانهی رسانههای غربی: برداشت غالب رسانههای غربی از حوادث تهران، یک انقلاب رنگی فراگیر برای استقرار نظام لیبرال دموکراسی در ایران که طرفدار غرب است میباشد. این برداشت کاملا غیر مطابق با واقعیت است و نادرستی آن در طول زمان، به اثبات رسید.
حتی اگر پوشش شدید رسانهای غرب در مورد حوادث اخیر را بخشی از نقشهی از پیش طراحی شده برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ندانیم، اشتیاق این رسانهها به نابودی جمهوری اسلامی را نمیتوان انکار کرد. گزارش لحظه به لحظهی اخبار تهران به گونهای بود که گویی انتظار مخابرهی خبر سقوط کامل جمهوری اسلامی را میکشیدند.
البته به زودی رسانههای غرب متوجه کجفهمی و تحلیل نادرست خود شدند و آن را منطبق با واقعیت نیافتند.
در قسمت دوم مقاله، به بررسی 6 واکنش وزنامههای جهان به حوادث ایران میپردازیم.