**

انتخابات دهم ریاست جمهوری با حضور پرشور و آگاهانه مردم ایران توانست بار دیگر قدرت ملت مسلمان ایران را به منصه ظهور رساند. ملت ایران علی رغم حجم سنگین تبلیغات دشمنان با حضوری بی نظیر و تاریخی نصاب جدیدی از مشارکت را در عرصه جهانی ثبت نمود. نصابی که به یقین می توان ادعا کرد که در کشورهای مدعی دموکراسی غیر قابل دستیابی است.

این انتخابات از جهات گوناگون منحصر به فرد بوده و همچنان هست. که از آن جمله می توان به نحوه جدید و حضور گسترده مردم در تبلیغات، نصاب مشارکت 85 درصدی، برپایی مناظرات انتخاباتی، حوادث پس از انتخابات و ... اشاره داشت. که در از این میان حوادث پس از انتخابات را می توان یکی از بارزترین ویژگی های این انتخابات عنوان کرد.

این حوادث با بهانه ی واهی "تقلب" نضج گرفت و رشد کرد. برخی جریانات سیاسی و بعضی از افراد شاخص که گویی حکومت را حق خود دانستنه و می دانند با پیش بینی احتمال شکست خود از ماه های قبل از انتخابات شروع به سردادن زمزمه هایی مبنی بر تقلب در انتخابات کردند، که با شکست قطعی و فاحش این جریانات و افراد در 22 خرداد اینان که ظرفیت و جنبه شکست را نداشته و ندارند این زمزمه ها را به فریاد تبدیل کردند.

در روزهای ابتدایی پس از انتخابات گروه شکست خورده در انتخابات توانست با استفاده از روش های تبلیغاتی و جنگ روانی که با پشتیبانی رسانه های همچون صدای آمریکا، بی بی سی فارسی، رادیو فردا و سایر رسانه های استکباری انجام می شد، در اذهان برخی از مردم نسبت به صحت انتخابات ایجاد تردید نماید. و به واسطه این ترفند تعداد قابل توجهی از مردم را به کف خیابان ها بکشد. اما با گذر زمان، و روشنگری های انجام شده مشخص شد که "تقلب" تنها اسم رمزی برای ایجاد آشوب بوده است و مشخص شد که مدعیان "تقلب" هیچ سند و مدرکی برای اثبات مدعای خود در دست ندارند و تنها بنابر اوهام و خیالات خود چنین ادعایی کرده اند.

خالی بودن دست مدعیان "تقلب" از سند و مدرک و فقدان منطق و دلیل در اظهارات این افراد ریزش بخش عمده ای از عقبه اجتماعی این جریان را سبب شد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که ریزش عقبه اجتماعی این جریان به معنای این نیست که کسانی که راه خود را از این جریان جدا کرده اند نسبت به برخی از مسائل و مشکلات در جامعه انتقاد و بعضا اعتراض ندارند، بلکه بدین معناست که این افراد فهمیدند که راه انتقاد از تخریب، اغتشاش و براندازی جداست و جریان فتنه سبز برخلاف
ادعای خود مبنی بر قانون گرایی ذره ای پایبندی و التزام به قانون ندارد و در راه رسیدن به اهداف، از هر وسیله ای و روشی استفاده می کند. و مهم نیست که در راه رسیدن به اهداف انسان های بی گناه کشته شوند، حرمت افراد هتک شود، آبروی نظام ریخته شود و ... .

اما فتنه گران سبز علی رغم کاهش شدید پایگاه اجتماعی با استفاده از ظرفیت های فضای مجازی و به علت اینکه در اینگونه فضاها، هرگونه ادعایی ممکن بوده و نیازی به سند و مدرک ندارد، با ادعای بی شماری به فعالیت خود ادامه دادند و در ایام و مناسبت های مختلف به تحریک و دعوت از حامیان خود برای شرکت در تجعات اقدام کردند.

تجمعات این جریان که البته به علت سابقه تاریک فتنه گران فاقد مجوز قانونی بود، زمینه را برای بروز اغتشاش، آشوب، جنایت و ... فراهم ساخت. طراحان این تجمعات که با کاهش روزافزون حامیان خود مواجه بودند، به منظور زنده نگه داشتن فتنه، مرحله به مرحله بر شدت خشونت ها و حرمت شکنی هایشان افزودند. این حرمت شکنی های در 16 آذر با اهانت به امام خمینی (ره) ادامه یافت و به حرمت شکنی های عاشورای حسینی منجر شد.

وقایع روی داده در 16 آذر و عاشورای حسینی که با اطلاع رسانی نسبتا مطلوب رسانه ملی همراه بود موجی از آگاهی را در جامعه رقم زده و مردم را با عمق تفکرات و ماهیت جریان فتنه آشنا ساخت. شاید این خطای استراتژیک سران فتنه بود که با طراحی اغتشاشات 16 آذر و به خصوص عاشورا مشت خود را میان مردم باز کردند و مردم به روشنی متوجه هدف نهایی این جریان شدند و دریافتند که این جریان به عنوان بازوی داخلی استکبار جهانی عمل کرده و در نهایت در پی حذف دین از عرصه اجتماع است. و تقلب و سایر ادعاهای طرح شده در ماه های اخیر، تنها بهانه ای جهت بسترسازی برای ادامه تحرکات و اقدامات ضد دینی و براندازانه بوده است.

آگاهی مردم از ماهیت جریان فتنه که در پی حرمت شکنی های عاشورای حسینی ایجاد شد، حماسه تاریخی نهم دی را رقم زد. مردم با حضوری بی نظیر و میلیونی ضمن ابراز انزجار و نفرت از حرمت شکنان روز عاشورا و اغتشاشگران ماه های اخیر با تاکید بر اصول انقلاب و اعلام تبعیت از رهبری در یک کلام خواستار برخورد قاطع و سریع دستگاه های ذی ربط با سران فتنه شدند. – گرچه برخی کج فهمان بر آن شدند که خواسته های روشن مردم در نهم دی را با تعابیری وارونه جلوه دهند و به زعم خود خاکی بر خورشید بپاشند. –

بعد از حماسه نهم دی بود که گویا فضای ایزوله رسانه ای اطراف سران فتنه شکست و بعد از مدت ها این افراد متوجه موهوم بودن ادعای بی شماریشان شدند و همچنین فهمیدند که نه تنها در میان توده های مردم مسلمان و انقلابی هیچ گونه جایگاهی ندارند بلکه مردم در نقطه مقابل آنان ایستاده و یک صدا خواستار برخورد قاطع دستگاه های امنیتی و قضایی با آنها هستند.

از این روست که مردان پرده نشین فتنه سبز با نامساعد ارزیابی کردن اوضاع، بر آن شدند تا طی یک عقب نشینی تاکتیکی موقتا دست از مواضع ساختار شکنانه برداشته و به جهت جلوگیری از رسوایی همرنگ جماعت شده و بوقلمون صفتانه رنگ عوض کنند.


در همین راستا است که در هفته ها و روزهای اخیر اخباری از بیانیه ها، نامه و سخنرانی هایی به گوش می رسد که سران فتنه مواضع گذشته خود را با لحنی ملایم تر از گذشته تکرار کرده اند تا به این وسیله روزنه ای برای بازگشت خود ایجاد کنند. که از آن جمله می توان به بیانیه میر حسین موسوی، نامه های سید محمد خاتمی، و سخنرانی مهدی کروبی اشاره کرد و افراد مذکور که طی ماه های اخیر در همکاری تنگاتنگ با استراتژیست های انقلاب های مخملی و جنگ نرم و در راستای اهداف استکبار جهانی و به خصوص ایالات متحده آمریکا در پی براندازی نظام اسلامی بودند اینک در یافته اند که در شرایط فعلی به علت بصیرت رهبری و ملت بزرگ ایران قادر به عبور از این سد مستحکم نیستند و به همین جهت تصمیم گرفته اند تا علی رغم میلی باطنی و با اقدامی نفاق آلود از خود و جریان منتسب چهره ای وفادار به نظام، انقلاب و امام تصویر کنند، تا در پی این نقاب منافقانه ضمن طراحی و برنامه ریزی به بازسازی و تجدید قوا به منظور ادامه حرکت های براندازانه در آینده بپردازند.

که در غیر این صورت چگونه میتوان پذیرفت این افراد که ارتباطات سازمانی شان با نظریه پردازان انقلاب های مخملی، بنیاد های غربی، سفارتخانه های خارجی و ... محرز شده است و در این مدت از هیچ کوششی در جهت جسارت، اهانت و هتک حرمت از نظام فروگذار نکرده اند و با تقلب دانستن انتخابات و رقم زدن اغتشاشات شیرینی این پیروزی بزرگ را درکام ملت تلخ کردند به یکباره از موضع خود برگردند.

اما مقابله با این ترفند و فریب سران فتنه تنها با علمی شدن فرمایشات و خواسته های ماه های اخیر رهبری و ملت ولایتمدار امکان پذیر است.

رهبر معظم انقلاب در این مدت بارها بر عمل به قانون تاکید کرده اند که به عنوان نمونه در نماز جمعه 29 خرداد فرمودند: "بنده زیر بار بدعت های قانونی نخواهم رفت" و همچنین در دیدار با مردم قم در 19 دی دستگاه های مسئول را به عمل به مر قانون و بدون هیچ کم و کاست امر نمودند.

تاکیدات رهبری از یک سو و خواست و مطالبه عمومی جامعه از سوی دیگر بر عمل به قانون و برخورد قانونی و قاطعانه با عوامل فتنه تنها راهی است که در صورت عمل به آن می توان امید داشت که جامعه از فتنه عبور کند ولی در صورتی که این خواست و مطالبه تحقق نیابد و نسبت به ریشه کنی این فتنه اقدامی قاطع و جدی انجام نشود، از نظر دور نیست که این فتنه در آینده ای که شاید چندان دور هم نباشد مجددا سرباز کند و حرکت جامعه را با مشکل مواجه کند.





*http://kokabehedayat.blogfa.com