
این رأی حاصل جمع آرائی است که در انتخابات ریاست جمهوری من و آقای مدنی آورده بودیم. شما میتوانید از نو این رقم را جمع کنید و به همین حاصل جمع میرسید. حقیقت این است که اینها نتوانستند تمام کشور را با همه تهدید و ترغیب و همه کارها دو سه میلیون رأی که طبق گزارشاتی که وزارت کشور خودشان داده است البته این گزارشات علنی نیست داخلی خودشان است
عامل فرار بنیصدر خلبانی بوده که کلیه تخصصش در گریزاندن طاغوتهاست و این خلبان که برای شاه و بنیصدر و رجوی هیچ تفاوتی ندارد چنانچه کسانی را فراری داده که علیه اسلام به پا خاسته و در آخرین لحظات برای نجات جانشان از خشم ملت مسلمان به او روی آوردند.
بعدازظهر پنجشنبه گذشته دکتر بنیصدر به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق برای گروههای مختلف که در زمین چمن دانشگاه تهران گرد آمده بودند سخنرانی کرد. شرکتکنندگان در این مراسم در زمین چمن و در قسمتی از خیابان ضلع جنوبی و شرقی زمین چمن جمع شده بودند و جایگاه سخنرانی نیز در مقابل جایگاه خطبههای نماز جمعه بر روی بالکن ساختمان واقع در شمال زمین چمن در نظر گرفته شده بود.
بعدازظهر پنجشنبه گذشته دکتر بنیصدر به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق برای گروههای مختلف که در زمین چمن دانشگاه تهران گرد آمده بودند سخنرانی کرد. شرکتکنندگان در این مراسم در زمین چمن و در قسمتی از خیابان ضلع جنوبی و شرقی زمین چمن جمع شده بودند و جایگاه سخنرانی نیز در مقابل جایگاه خطبههای نماز جمعه بر روی بالکن ساختمان واقع در شمال زمین چمن در نظر گرفته شده بود.
دنیا میپرسد این چگونه جمهوری است که در 13 اسفند رهبر انقلاب میگوید رئیس جمهور بر قلبها حکومت میکند و از دولتهای اسلامی میخواهند آنها هم مثل ایران بشوند و فردای همان روز در 14 اسفند عدهای به نام امام میآیند و به همان رئیس جمهوری پینوشه میگویند
(سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی بعد از حادثه 14 اسفند)
روزنامه جمهوری اسلامی تلاش میکند اگر خدا توفیق د هد در جهت رهنمودهای امام گام بردارد و ملت خوب ما میداند که این رهنمودها به خاطر حفظ انقلاب اسلامی و رشد و تکامل آنست. لذا با آن که درباره آنچه روز پنجشنبه بر سر مردم گذشت سخن بسیار د اریم، سکوت میکنیم و فقط در ارتباط با حوادث پنجشنبه چند سؤال مطرح میسازیم.
مساله این است که با این افراد اولاً اجتماعات را به هم میریزند برای یک جریانسازی در آینده که موضعگیری مسلحانه بکنند و ثانیاً جنگ را تحتالشعاع قرار بدهند و مسائل اصلی و اساسی را از یاد ببرند و مسائل فرعی مثل شکنجه، سانسور، آزادی گروگانها و غیره را مطرح کنند تا بتوانند مسایل اصلی و اساسی را از ذهن مردم دور کنند.
نفوذ جریان لیبرالیسم در نظام اسلامی و حاکمیت بنی صدر بر کشور موجب خسارت های جبران ناپذیری شد که جبران آن به سادگی میسر نیست ، زمانی که بنی صدر به قدرت رسید و بر مسند ریاست جمهوری و سپس فرماندهی کل قوا تکیه زد ، به کمک سرویس های اطلاعاتی آمریکا بر اسرار نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی کشور دست یافت و به عنوان عامل ستون پنجم کشور را برای تهاجم گسترده عراق آماده ساخت .
این لحن محترمانه جز اندک مدتی دوام نیاورد و در بیانیه های بعدی و اظهارات متقابل رجوی و بنی صدر که آکنده از انواع زشت گویی و خشونت کلامی بود و سال ها تداوم داشت ، هیچ نشانی از سنت حسنه ادعایی بیانیه ، جز همین چند سطر تعارف گذرا ، مصداق واقعی دیگری نیافت .
در آغاز عمده نگرانی های بنی صدر درباره ایده جدید نه بر سر مشروعیت یا عدم مشروعیت آن و مسئله استقلال یا عدم استقلال ما (مجاهدین و شورا) ، بلکه اکیداً بر سر خطرات اجرایی و عملی آن بود ... بنی صدر روی تضمین های سیاسی و امنیتی تأکید می کرد ... گاه می گفت خیلی خطرناک است ، مثل خودکشی است ، ممکن است شما را بسوزاند ... "
با توجه به روانشناسی بنی صدر و کیش شخصیت او و این که شورا در ابتدا با محوریت وی و بهره برداری از ارتباطات قبلی او با غربی ها و عنوان رئیس جمهور سابق ایران ، شکل گرفت و شناخته شد ، به نظر می رسد یکی از علل مخالفت بعدی بنی صدر با ارتباط شخصی و علنی رجوی و عراقی ها ، بیشتر از این موضوع نیز ناشی می شد که عملاً این امر به مفهوم کنار زدن بنی صدر و زمینه سازی سلطه مطلق رجوی بر شورا محسوب می گردید .
یکی از راهکارهایی که بنی صدر و دوستانش برای تسخیر کامل انقلاب اندیشیده بودند و از آن طریق سعی می کردند رقبای خود را از صحنه خارج کرده و کاملاً منزوی کنند طرح شعار خشونت و چماق بود

قاسم روانبخش
جالب است بدانید همین شخص که تا این حد از مردم دم می زد و مردم را به مقابله با زورگویان و خشونت طلبان ( یعنی همان یاران و اطرافیان امام ) دعوت می کرد ، پس از فتح لانه جاسوسی ، اسناد سرسپردگی و وابستگی اش به دست آمد

قاسم روانبخش
عامل همه کمبودها و مشکلات، ناتوانی ها و قدرت طلبی های شخص بنی صدر بود ، وی برای جبران ناتوانایی هایش همواره سعی می کرد خود را از مردم و برای مردم بداند و با عوام فریبی که راه و رسم شاهان قدیم بوده است افکار عمومی مردم را به سمت خود جذب کند .
از مجموع همهپرسیها و انتخابات برگزار شده تا سال ۱۳۸۸،ده مورد آن مربوط به انتخابات ریاست جمهوری بود. مردم ایران، روز ۲۲ خرداد۱۳۸۸برای دهمین بار جهت گزینش فردی برای احراز مقام ریاست جمهوری به پای صندوقهای رای رفتند.
امام آن قدر بزرگوار بودند که حتی پس از عزل بنی صدر می خواستند اگر ممکن است او راه جهنم را نپوید و از کارهای خود پشیمان شده و توبه کند لذا در همان روزهای پس از عزل بنی صدر فرمودند:
" من الان هم نصیحت می کنم آقای بنی صدر را به این که مبادا در دام این گرگ هایی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند ، بیفتد و این آبرویی که از دست دادید ، بدتر بشود ، من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی .
مجتبی صحرا کارها
بنی صدر با تکیه بر این طرح و بیان اینکه آن در جهت رفاه عمومی است، توانست تبلیغات موثری در انتخابات ریاست جمهوری برای خود فراهم کند. البته وی مورد تایید برخی گروه های با نفوذ مذهبی مانند جامعه روحانیت مبارز تهران نیز قرار گرفت که در پیروزی وی در انتخابات تاثیرگذار بود
او شاید در ابتدا خود نیز نمی خواست در این چاه سقوط کند ، ولی هنگامی که در آن سقوط کرد دیگر راه بازگشت نداشت و سرانجام هم پس از خیانت به ملت به دشمنان ملت پیوست و تحت الحمایه رسمی آنها قرار گرفت . اکنون در صددیم نشان دهیم که چگونه بنی صدر مهره سازمان سیا شد و به جرگه نوکران آمریکا در آمد ؟
پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری و شکست گروه های اصول گرا و ارزشی تصور می رفت که اصول گرایان در برابر بنی صدر صف آرایی کنند و به اصطلاح کار شکنی نمایند .ولی نیروهای اصولگرا به دلیل آن که اطاعت از ولی فقیه را واجب می دانند علیرغم این که خط بنی صدر را همسو با خط آمریکا می دانستند برای اتمام حجت سعی کردند از همان آغاز پیروزی وی با او همکاری کنند .
ابوالحسن بنی صدر در یک خانواده روحانی در همدان دیده به جهان گشود ، پدرش حضرت آیت الله بنی صدر بود ، ابوالحسن بنی صدر پس از گذراندن تحصیلات خود در ایران برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی از جمله فرانسه سفر کرد .
حضرت امام خمینی (ره ) در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 6 خرداد 60 ٬ طی سخنان مشروحی مواضع آشکار و قاطعی در برابر طرح بن بست و رفراندوم ارائه داد و رییس جمهور و متحدانش را نسبت به تخطی از قانون انذار نمود، امام به ایشان خاطر نشان داشت: «اگر پایتان را از اسلام کنار بگذارید٬ این طلبه ای که اینجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت می کند...آقای رییس جمهور حدودش در قانون اساسی هست. یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت می کنم...
دعوا میان سپاه و ارتش و کمیته که باعث آن آقای بنی صدر بود، کینه و نفاقی ایجاد کرده بود و در عوض از گروههای مارکسیست مثل فدائیان خلق، کومله و حزب دموکرات کردستان دفاع می کرد و نزد آنان محبوب بود.
بنی صدر و سی سال خیانت
پژمان پورجباری
تلاش بنی صدر به منظور کسب پیروزی در جنگ، دستیابی به ابزاری سیاسی به منظور کسب قدرت بیشتر ،محبوبیت سیاسی ،فشار به امام و مجلس و در نهایت سرکوب نیروهای پیرو خط امام بوده است و بنابراین طرح موضوع خیانتکار نبودن بنی صدر در جنگ و انقلاب به دلیل نیاز به کسب پیروزی از این منظر قابل دفاع نیست .
احمد جان نثاری
سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حبالدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.
مثلث کودتای نرم بنی صدر دارای سه ضلع شوم بود که تحقق هر یک از آنها راه را برای نیل به مرحله بعد هموار می کرد. نخستین گام، ایجاد دیکتاتوری و در دست گرفتن تمام قوای حکومتی و نظامی کشور بود که با واگذاری فرماندهی کل قوا به بنی صدر این مهم تحقق یافت.
رجوی و مجاهدین ماجراجو، در تب کسب قدرت سیاسی سر از پا نمی شناختند. آنها با تکیه بر سراب هواداران فراوان خویش که در مقایسه با سایر گروهها ضد انقلاب از تعداد بیشتری برخوردار بود، وارد فاز نظامی شدند. با صدور اولین اطلاعیه سیاسی – نظامی و اعلامیه برگزاری تظاهرات 30 خرداد، دستور اکید صادر شد که همگی با سلاح سرد و گرم مانند تیغ موکت بری، چاقو، قمه، کاتر گوشت و پیچ گوشتی و غیره حضور یابند. مسعود رجوی با محاسباتی که از درون نظام جمهوری اسلامی ایران کرده بود تصور می کرد با قیام مسلحانه 30 خرداد، تکلیف نظام هم یک سره خواهد شد
شرایط کشور ، شرایط حساسی بود ، جنگ در مرزهای غرب و جنوب به شدت ادامه داشت و اختلافات داخلی بر روحیه رزمندگان تأثیر منفی گذاشته بود .امام(ره) برای حفظ نظام و رفع تنش ها طی فرمانی حکم کردند که آقایان بنی صدر ، بهشتی ، هاشمی رفسنجانی و رجایی حق سخنرانی در مراسم عمومی را ندارند و برای حل اختلاف نیز راهکار دیگری اندیشیدند که هر یک از آقایان نماینده ای معرفی کنند تا هیئتی تشکیل شود که بر اعمال آقایان نظارت نماید .
یکی از زیباترین جلوه های حضرت امام(ره) برخورد ایشان با جریان انحرافی بنی صدر بود که حکایت از مدیریت بسیار عالی حضرت امام(ره) در بحران ها داشت .
على - شیرازى
برخی از رسانه ها از قول یکی ـ دو تا از موجهین نقل کردند که بنی صدر به علت عدم آشنایی با تاکتیک و فنون جنگ دچار اشتباه شد و خائن نبود! گر چه یکی از آن دو نفر بعدا گفته اش را تصحیح کرد و به نوعی اشتباه را رفو نمود لکن اشتباهاتی از این نوع ممکن است در آینده نیز ذهن نسل دوم و سومی که جنگ را ندیده اند و دوران بنی صدر را درک نکرده اند دچار انحراف نماید.

نماینده دور اول مجلس و از طراحان طرح عدم کفایت
مجلس اول به دلیل همزمانی با حوادث متعدد و پرشتاب سال های آغازین انقلاب مجلسی کاملا متفاوت و متمایز با دوره های بعدی آن بوده است. رای عدم کفایت و عزل بنی صدر از جمله تصمیمات مهم و تاریخی این دوره مجلس به شمار می رود. آیت الله سیدمحمد خامنه ای یکی ازنمایندگان فعال مجلس در دوره اول این مجلس است که گفته ها و ناگفته های فراوانی از ان دوره مجلس شورای اسلامی دارد.
مسئله انتخابات ریاست جمهوری که پیش آمد، چند نفر کاندیدا بودند، حزب جمهوری اسلامی آقای جلال الدین فارسی را کاندیدا کرده بود، یک عده ای دکتر حبیبی را کاندیدا کرده بودند. بنی صدر هم که کاندیدا بود. بنی صدر روی آن نفاقی که داشت چهره و وجهه عمومی اش بیش از دیگران بود. فردی بود که همراه امام آمده بود، فردی بود که جزء شورای انقلاب بود، فردی بود که با مارکسیستها مصاحبه کرده بود و با آنها مخالف بود. فردی بود که ماه رمضان گذشته – یک ماه – در مورد نفاق صحبت کرده بود و با منافقین بد بود، منافقین هم به او بد می گفتند. نفاق او جوری شده بود که کسی نمی توانست باطنش را بشناسد.
بنی صدر به علت پای بند نبودن به اصول مکتبی اسلام و مصلحت اندیشی لیاقت همراهی امام و انقلاب را نداشت و بدین جهت در میانه راه از مسیر انقلاب اخراج و سرانجام در هیئت زنانه از مرز ایران خارج شد. با خارج شدن بنی صدر از ایران، طبعا یکی از مهمترین اقدامات لازم، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بود. طبعا این بار باید کسی انتخاب می شد که با سایر ارگان ها هماهنگی داشته باشد وگرنه همان داستان، مجددا تکرار می شد.
اطلاعیه تهدیدآمیز منافقین در 28 خرداد که به نمایندگان مجلس در مورد شرکت در جلسه بررسی عدم کفایت بنی صدر هشدار داده بود نتیجه ای نبخشید و پس از آن که امام خمینی در 28 خرداد به مناسبت نیمه شعبان پیام مهمی درباره توطئه های جبهه داخلی ضد انقلاب صادر کرد سازمان منافقین در 30 خرداد با اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی به زعم خود متولد شد و به باور تاریخ نگاران به حیات خود در جامعه ایران پایان داد.
گرچه بنی صدر با زرنگی خاصی از تریبون های رسمی کشور همواره برای تضعیف این رسانه ملی کوشید ، تا آن را از چشم ملت ایران بیندازد و مردم را به طرف روزنامه هایی که آبشخور آنها همسو با بیگانگان بود بکشاند ، ولی عملاً موفق نشد و تبلیغات بی اساس وی علیه نیروهای دلسوز نظام نتیجه عکس داد .
به دنبال تحقیقاتی که پس از این واقعه انجام گرفت ، دادگستری اعلام کرد ، واقعه 14 اسفند دانشگاه تهران یکی حرکت سازمان یافته و از پیش طراحی شده علیه انقلاب اسلامی و خط امام بوده است ، چند ماه پس از این حادثه مجلس شورای اسلامی رأی به استیضاح ابوالحسن بنیصدر داد و امام خمینی نیز رأی مجلس را تنفیذ نمود و خط امام بر بنیصدر چیره گشت .
وی تصور می کرد حال که امام فرماندهی کل قوا را به او واگذار کرده است ، همه امور مربوط به حوزه رهبری در سلطه او باشد ، لذا هنگامی که حضرت امام آقای دعایی را به سرپرستی روزنامه اطلاعات منصوب کردند او هم روی حکم امام حکمی داد تا بگوید آن هم در اختیار من باشد !
کریم قربان پور
سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، در 30 خرداد 1360، اعلام کرد که فعالیت های این سازمان وارد فاز نظامی شده است و اعضای این گروه که مسلح به انواع اسلحه های سرد و گرم بودند به خیابان ها ریخته و به قتل و جرح مردم و پاسداران کمیته و نیروهای انتظامی و تخریب اموال عمومی پرداختند. ترورهای کور یکی دیگر از استراتژی های سازمان در این زمان بود.
بنی صدر پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری همواره چنین وانمود می کرد که اختیارات وی برای خدمت به مردم کم است و در واقع با یک فرافکنی آشکار ، کم کاری های خود و جناحش ها را به نداشتن اختیارات کافی موکول می کرد .
اما درباره عزل بنی صدر و سقوط آن باید گفت آن چه که عزل و سقوط بنی صدر را حتمی کرد عاملی نبود جز علمکرد خود او، یعنی سقوط بنی صدر را می توان محصول فتنه و تشنجی را که خود در میان جامعه بوجود آورده بود دانست و علی رغم نصایح و هشدارهای امام (رحمه الله علیه) به ایشان، بنی صدر همچنان بر طبل جدایی و نفاق می کوبید و با انجام سخنرانی و مصاحبه سعی بر دامن زدن به تشنج ها بود و زمینه را برای برکناری خود فراهم می نمود.
قاسم روانبخش
از آنجایی که بنی صدر می دانست بر اساس اصل 87 قانون اساسی ( قبل از بازنگری ) هیئت وزیران پس از معرفی و پیش از هر اقدام دیگر باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد ، در صدد بود که با انحاء مختلف مجلس را در اختیار بگیرد .
قاسم روانبخش
از آن جایی که در آغازین روزهای انقلاب ، چپی ها و مارکسیست ها در داخل فعال شده بودند و پرچم جریان چپ را حزب توده و چریک های فدایی اقلیت و اکثریت و سازمان منافقین به دوش می کشیدند و مردم نیز از جریانات چپ گرا راضی نبودند ، بنی صدر سعی کرد تا خودش را مخالف این جریان قلمداد کند
او سپاه پاسداران را به انتقاد میگرفت و بهشتی و طرفدارانش را خشونت طلب معرفی میکرد و تحت عنوان چماق بدستان از آنها یاد میکرد و میکوشید با یک کودتای فرهنگی آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف کند .
هاشمی رفسنجانی پس از وقایع 30 خرداد 60 در خطبه نماز جمعه :
متاسفانه در مراحل بعد کسانیکه مسئول بودند و بوق مسئولیت در اختیار داشتند اینها با گروههای منافق همصدا شدند و برای ملکوک کردن انتخابات و در حقیقت برای بیرون کردن مردم از صحنه و دلسرد کردن مردم داد و فریاد بلند کردند.
محسن حیدری
در شرایط بحران زده ای که تهاجم سراسری همسایه بعثی و فعالیت گسترده گروههای تروریستی چپ، امکان در دست گرفتن ابتکار عمل از سوی دولت را از میان می برد، نخست وزیر، محمدعلی رجایی توانسته بود به رغم فشارهای سیاسی و مخالفت های رئیس جمهور الگوی نسبتاً موفقی از یک «مدیریت انقلابی و مکتبی» را ارائه کند. این بار او با یک شعار کوچک یعنی «محمدعلی رجایی، رئیس جمهور مکتبی، فرزند ملت، مقلد امام» با رأیی گسترده به ریاست جمهوری رسید
ایمان حسین قزل ایاق*
پس از انتخاب نخست وزیر، مسأله بعدی تعیین کابینه بود که موجب بروز اختلافاتی میان بنی صدر و رجایی شد. پس از انتخاب رجایی، از همان آغاز بر سر انتخاب کابینه و برخی مسائل دیگر نظیر حوزه اختیارات رئیس جمهور و نخست وزیر در قانون اساسی اختلافات جدیدی به وجود آمد. بنی صدر تخصص و هماهنگی وزرا با خود را مهم ترین معیار برای کابینه بیان می کرد، ولی رجایی بر اولویت تعهد و انقلابی بودن، پافشاری می کرد. بنی صدر در نامه ای پس از ارائه اولین لیست وزرای پیشنهادی به وی، در نامه ای به امام خمینی اعلام کرد نخست وزیر در انتخاب وزرا، معیارهای او را مورد نظر قرار نداده است.

بنیصدر قبل از انقلاب اسلامی در پاریس مقاله ای با نام "در روش " درباره نقش روحانیت در قیام علیه شاه نوشت . او ادعا کرد که روحانیت سنتی نمی توانند رهبری قیام را بر عهده داشته باشد ، بلکه این روشنفکران هستند که باید مردم را در راه رسیدن به پیروزی هدایت نمایند. این مقاله به دست شهید مطهری میرسد و ایشان بدون اینکه از نویسنده )نام ببرد وی را " تا آنجا که شنیده و اطلاع دارم مرد مسلمان با حسن نیتی است " توصیف میکند. شهید مطهری به " قسمتی از این مقاله بحث رهبری باصطلاح سنتی نقد شده بود " اشاره مینماید و به بررسی آن میپردازند.
حسین کاوشی
هر چند در شماره 164 روزنامه انقلاب اسلامی در 58/10/22 اعلام شد:«آقای بنی صدر به ولایت فقیه رأی مثبت داده است» اما بعدها مدارکی به دست آمد که نشان می داد بنی صدر در زمان تصویب اصل پنجم در مجلس حضور نداشته و بدان رأی نداده است.
مروری بر سخنرانی های بنی صدر در دوران ریاست جمهوری
بنی صدر که مجلس را کاملاً در اختیار خود نمی دید سعی کرد علاوه بر ایجاد جنگ روانی و مقاومت در برابر برخی تصمیمات نیروهای اسلامی ، مخالفت هایش را با آنها به فضای عمومی جامعه سوق دهد و مخالفانش را در برابر مردم قرار دهد. وی در این کار به آرای بالای خود در انتخابش به ریاست جمهوری و امکاناتی از قبیل روزنامه اش اتکا می کرد.