مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۲۸۶۸
ویژه‌نامه پیوند مستحکم| روایتی از محمدمهدی عبدخدایی
محمدمهدی عبدخدایی از اعضای اصلی فداییان اسلام که در دوران 15 خرداد 1342 در زندان با برخی از اعضای حزب توده هم‌بند بود، درباره تحلیل آنها از قیام 15 خرداد می‌گوید: در حالی که زندا‌ن‌های سیاسی حالت منفعل به خود گرفته بودند، جریان پانزده خرداد مثل بمب ترکید. آن‌ها می‌گفتند: روحانیت عامل ارتجاع است و ارتجاع عامل امپریالیسم است
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۰ - ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ - 2018June 03

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ محمدمهدی عبدخدایی از اعضای اصلی فداییان اسلام که در دوران 15 خرداد 1342 در زندان با برخی از اعضای حزب توده هم‌بند بود، درباره تحلیل آنها از قیام 15 خرداد می‌گوید: در حالی که زندا‌ن‌های سیاسی حالت منفعل به خود گرفته بودند، جریان پانزده خرداد مثل بمب ترکید.

ساعت 1 و نیم بعد از ظهر پانزده خرداد برنامه رادیویی پیک ایران گفت: «تهران مثل یک شهر جنگ زده است.»

به حیاط آمدم و نشستم. مهندس نادر شرمینی کاندیدای ریاست جمهوری از طرف حزب توده در سال‌های ۳۰ و ۳۲ در مورد شخصیت امام خمینی(ره) از من سؤال کرد و من پاسخ دادم. سپس پرسید: «آیا قبای ایشان به امپریالیسم بستگی ندارد؟» من ناراحت شدم و عکس‌العمل نشان دادم. گفتم: شما که به چند زبان صحبت می‌کنید، تاریخ تمدن شوروی را ترجمه کردید، نوشته‌های استالین را ترجمه کردید، حیف است که اینجور صحبت بکنید.» او گفت: «نه، روحانیت عامل ارتجاع است و ارتجاع عامل امپریالیسم است.»

فردای آن شب یکی از توده‌ای‌های بی‌سواد و هوچی‌گر که از شوروی آمده بود، برای من چاقو کشید. خلاصه شب برنامه‌ای گذاشتند که من و شرمینی با هم آشتی کنیم.

به او گفتم: «شما چرا چنین حرفی زدید؟» شرمینی گفت: «رادیو مسکو می‌گفت؛ حتی ارمنی‌ها پلاکارد برداشته بودند و درود بر خمینی می‌گفتند. مرتجعینی در ایران علیه نظریات ترقی خواهانه شاه جوان ایران اقدام کرده‌اند.»

به او گفتم: «می‌دانید چرا شکست خوردید؟ چون هر چه به شما دیکته شد همان را گفتید. این شعار به قدری همه گیر است و به قول شما خلقی و مردمی است که حتی اقلیت‌های مذهبی هم از این شعار حمایت کردند. کار به مسلمان و ارمنی ندارد. قیامی است عليه ظلم و سلطه و قدرت. چرا این طرف قضیه را نمی بینید؟ رادیو مسکو غلط کرد.»

تا این را گفتم یکی از بچه توده‌ای‌ها به اسلام توهین کرد. آنها تحمل توهین به مسکو را نداشتند. دوباره حرفمان شد و من به حالت قهر بیرون رفتم.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: