مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۲۸۶۹
ویژه‌نامه پیوند مستحکم|روایتی از آیت‌الله مسعودی خمینی
آیت‌الله مسعودی خمینی که هنگام دستگیری امام در نیمه خرداد 1342 در قم حضور داشت، درباره تظاهرات زنان در 15 خرداد می‌گوید: زنان در تمام مسیر حرکت به دادن شعارهایی همچون "یا مرگ یا خمینی" پرداخته بودند. این اولین باری بود که زنان به طور گروهی اقدام به برگزاری تظاهرات می‌کردند و این امر موجب شگفتی بود که زنان بدون اینکه سازماندهی منظمی در کار باشد، به طور خودجوش در قالب دستجاتی درآمده و به سمت حرم حرکت کرده بودند.
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۰ - ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ - 2018June 03

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله مسعودی خمینی که هنگام دستگیری امام در نیمه خرداد 1342 در قم حضور داشت، در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است دربار وقایع آن روز می‌گوید: صبح روز بعد از دستگیری امام، آقا مصطفی به منزل ایشان آمدند. جمعیت از اولین ساعات بامداد که خبر دستگیری امام را شنیدند، سیل‌آسا به سمت منزل امام حرکت کردند. مغازه‌ها بسته شد و شهر به حالت نیمه تعطیل درآمد. آقامصطفی جهت سمت و سو دادن به احساسات مردم، به این نتیجه رسیدند که مردم را به سوی منزل دیگر مراجع حرکت دهند. اینجا بود که به منزل آقای نجفی رفتند.

بنده هم به اتفاق دوستان به صحن مطهر حضرت معصومه(س) رفتیم. جمعیت فراوانی در آنجا گرد آمده بودند. نیروهای امنیتی هم با سلاح‌هایی که در اختیار داشتند، در کنار حرم و روی پل آهنچی مستقر بودند. مردم مستقر در حرم شروع کردند به شعار دادن و قرار بر این شد که راهپیمایی کنند. دقایقی بعد در آن سوی پل درگیری میان مردم و قوای نظامی و انتظامی شروع شد.

در همین احوال خبر رسید که از پایین شهر، عده‌ای از زنان و مردان به سمت حرم پیش می‌آیند. این گروه وقتی به چهارراه بازار رسیدند، نیروهای انتظامی مقابل آنها را سد کردند.

از قرار مسموع، زنان در تمام مسیر حرکت به دادن شعارهایی همچون "یا مرگ یا خمینی" پرداخته بودند. این اولین باری بود که زنان به طور گروهی اقدام به برگزاری تظاهرات می‌کردند و این امر موجب شگفتی بود که زنان بدون اینکه سازماندهی منظمی در کار باشد، به طور خودجوش در قالب دستجاتی درآمده و به سمت حرم حرکت کرده بودند.

در همان احوال شنیدیم که درگیری میان مردم و پلیس در آن سوی پل به زخمی و کشته شدن برخی انجامیده است. پسرم مسعود که در آن روز در جمع جوانان انقلابی شرکت می‌کرد، مرا دید و گفت: «من به همراه سیل عظيم تظاهرکنندگان حرکت می‌کردم که ناگهان مشاهده کردم تانک‌ها مردم را زیر گرفته‌اند.»

در روز پانزده خرداد، در کوچه‌های قم، مرکز درگیری مردم و قوای انتظامی را شاهد بودیم که منجر به زخمی و کشته شدن عده نامعلومی شد. بيمارستان‌های قم هم از پذیرش زخمی‌ها خودداری می‌کردند.

هنگام عصر با یکی از آقایان که در حال حاضر امام جمعه است، برخورد کردم. به شدت گریه می‌کرد. از علت گریه‌اش پرسیدم. گفت: زخمی‌ها را به بیمارستان برده‌اند و آنها گفته‌اند که مصدوم پانزده خرداد را قبول نمی‌کنیم. این زخمی‌ها روی دست مانده‌اند و بعضی از آنها در حال اغما و خونریزی هستند.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: