مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۳۴۸۸
ویژه‌نامه "جمعه سیاه"| برشی از خاطرات حجت‌الاسلام جعفری اصفهانی
سربازها و کماندوها، چهار جا کمین کرده بودند؛ جلوی سینما، کنار داروخانه، پشت میدان و روبه‌روی خیابان. آنها ناگهان وارد جمعیت شدند و کشتار بی‌رحمانه خود را شروع کردند. ماشین‌های آب‌پاش هم آورده بودند. همه آن‌ها سلاح یوزی به همراه داشتند و تا پایان روز به کشتار خود ادامه دادند.
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۳ - ۱۷ شهريور ۱۳۹۷ - 2018September 08

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام جعفری اصفهانی از شاهدان عینی حوادث هفده شهریور 57 در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است می‌گوید: مقدمات ۱۷ شهریور سال ۵۷ با برگزاری نماز عید فطر در قیطریه فراهم شد. در پایان راهپیمایی آن روز من با چند تن از شخصیت‌های روحانی آنجا درباره برگزاری یک راهپیمایی بزرگ صحبت کردم. ترس از عکس‌العمل رژیم باعث شد با این تصمیم مخالفت شود. اما حرکت مردم حالت خود جوش به خود گرفته بود. در پایان آن راهپیمایی، من و خانواده‌ام همراه با مردم از میدان آزادی تا میدان امام حسین(ع) پیاده آمدیم. برخی گروه‌ها این شعار را می‌دادند: «فردا جمعه، میدان ژاله فراموش نشود.» حتی پلاکاردهایی با این شعار نوشته بودند.

صبح روز ۱۷ شهریور از طرف رژیم، حکومت نظامی اعلام شد و اویسی سخنرانی تندی کرد، اما با توجه به تظاهرات روزهای قبل، برای مردم این تصور به وجود آمده بود که ارتش تیراندازی نخواهد کرد؛ لذا مردم اصرار داشتند تظاهرات ۱۷ شهریور را برگزار کنند. منزل ما در کنار میدان بود، با اعضای خانواده به آنجا آمده و کنار پمپ بنزین، خیابان صفایی ایستاده بودیم. جمعیت در تمام خیابان های اطراف و سرتاسر میدان راهپیمایی می‌کردند.

سربازها و کماندوها، چهار جا کمین کرده بودند؛ جلوی سینما، کنار داروخانه، پشت میدان و روبه‌روی خیابان. آنها ناگهان وارد جمعیت شدند و کشتار بی‌رحمانه خود را شروع کردند. ماشین‌های آب‌پاش هم آورده بودند. همه آن‌ها سلاح یوزی به همراه داشتند و تا پایان روز به کشتار خود ادامه دادند. 

با فرا رسیدن شب جمعیت متفرق شد. این قیام، پیامدهای زیادی داشت. ضمن اینکه به حرکت‌های انقلابی سرعت بخشید، احساسات مردم را نیز جریحه‌دار کرد.

یکی دیگر از خاطرات من در 17 شهریور، راجع به فرد فقیری از همان اطراف میدان ژاله است که وی را حاجی صدا می‌کردند. مرد فقیری بود که سبزی فروشی میکرد. روز ۱۷ شهریور، یکی از پسرهایش شهید شد. یکی دیگر از فرزندانش نیز در جریان زد و خوردهای خیابانی شهید شده بود. کار اصلی وی بعد از ۱۷ شهریور جمع کردن مردم و برگزاری راهپیمایی بود. نظامیان او را کاملا می‌شناختند، وی نیز هیچ ترسی نداشت و کار اصلی اش تا پیروزی انقلاب همین بود. حسين الله وردی نیز از دیگر دوستان ما بود که شهید شد؛ وی جوان و شجاع بود. در تاریکی شب دو نفر از افسران خیابان خیام و افسری دیگر در حوالی افسریه را خلع سلاح کرده بود.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: